Author: sibestaan01

وضعيت بی ستارگی

 وقتی می گويم آن زمان آسمان مان پر از ستاره بود می فهمم که معنی حرف من اين می تواند باشد که ديگر نيست. آيا ما ديگر ستاره نداريم؟ به نظرم نداريم. چند کلمه ای توضيح می دهم چرا. جهان انقلابی تاريخ شده استستاره های ما در دنيايی امکان به وجود آمدن يافته بودند که دو قطبی شده بود. جهان ديگر

انقلاب زنی زيبا بود

مثل تصرف کردن يک زن می ماند انقلاب. به هيچ زنی بدون ميزانی از غرور عاشق نمی شوی. غرور از اينکه او را از دست آنهمه خواستار ربوده ای. فاتح شده ای. قديمها عروس را می دزديدند از جلو برادر و خواهر و خواستگاران و رقيبان. در اين حسی غريب هست از فتح. از تخيلی سيراب شده. سيراب شدنی از

آيا ارتش آمريكا كاتاليزور تجدد است ؟از وبلاگ ذوالقرنيناين قضيه ي ارتش آمريكا كه مي خواهد به مثابه يك كاتاليزور ( عامل شتاب دهنده ) خاورميانه را دموكراتيزه كند تا حد زيادي جريانهاي روشنفكري موجود در كشورهاي منطقه ي خاورميانه را به محاق برده است. اجازه دهيد ساده تر بگويم : روشنفكر ، فيلسوف و نظريه پرداز مصلح در اين

سيمين و شعر طلايی او در لندن. بانويی که امروز در جايگاه شاعر ملی ما ايستاده است. من سعادتمند بودم که توانستم در مجلس شعرخوانی اش باشم و بشنوم و بازيگوشانه از او دهها عکس بگيرم.

کار ما با صرف مخالفت با حمله آمريکا تمام نيست

ابطحی می گويد راه جلوگيری از حمله آمريکا توجه به حقوق بشری ملت و تامين آزادی های آنهاست. من با اين سخن صد در صد موافقم. ايران توان انسانی کافی دارد تا بدون گذر از يک جنگ ديگر يا حتی يک انقلاب ديگر سطح اعتبار ملی و همزمان بين المللی خود را بالا ببرد يعنی هم مشکل دولت با ملت

راه جلوگيري از تهديدات آمريكا: توجه به حقوق بشر و آزادي محمد علی ابطحیمدتي است هر چندي يكبار دولتمردان آمريكا، و اخيراً دولت-زنان! آن كشور، ساز تهديداتي نسبت به حمله و هجوم و يا فشار هاي متفاوت به ايران را كوك مي كنند. اين تهديدها را بايد از دو منظر مورد توجه قرار داد.يك اينكه دخالت خارجي همواره در تاريخ ايران اثر معكوس

شريعت عقلانی و هرمنوتيک قرآن… این طرز تلقّی‌ست که ثابت بودن چیزی بنام «ذات اسلام» را به چالش میکشد و این موضوع را که اسلام ذات ثابتی دارد، زیر سؤال میبرد. نقد اعلی Higher Criticism، معتقد است نفس وحی در همان لحظة نخست ورود به ذهن گیرنده – یعنی پیامبران – تغییر میابد؛ چه برسد به دوره‌های تاریخی. روزنسوایگ در

ضد منجی

ما ايرانی ها هميشه دنبال بهشت ايم. هميشه دنبال منجی و موعوديم. از تاريخ نزديک اگر بگويم وقتی انقلاب شد ما در چهره آيت الله خمينی يک موعود الهی را ديديم. حتی خوب يادم است که چگونه شعرهای  پيشگويانه ای به نام شاه نعمت الله ولی دست به دست و دهان به دهان می گشت تا تاييدی باشد بر حقانيت موعود ما

جرم های بازرگان گمان می کنم هم-نسل های ما که در دهه نخست پیروزی انقلاب اسلامی دردهه بیست عمر خود بودیم و حالا یا در دهه پنجاه هستیم و یا در آستانه پنجاه سالگی وقتی سخن از مهندس بازرگان  می شود سایه ای از شرم و ندامت دل و دیده ما را می پوشاند که چرا در آن سالها قدر بازرگان

فناتيک های واشنگتن يا فناتيک های تهران و قم؟جهانشاه جاويد در مجموعه 40 عکس-نوشته درخشان خود که پر از نکته بينی های ظريف است می نويسد: بوش وقتی که چندان هم دارای اعتماد به نفس نبود حمله به افغانستان را آغاز کرد و پس از آن به عراق را. حالا که در دور دوم رياست جمهوری اش اعتماد به نفس يافته

بهنود، مک نامارا و ساعدی

مسعود بهنود که پيشکسوت همه ماست در کار روزنامه نگاری و حقی به گردن کمابيش همه روزنامه نگاران نسل جديد ايران دارد در تازه ترين مطلبی که نوشته به ستايش انتخابات در عراق پرداخته است. او دموکراسی عراقی را سونامی سياسی برای منطقه ما می داند حرفی که شايد بيشتر در خاورميانه عربی مصداق داشته باشد تا ايران. بهنود به جمهوری

نگاهی فلسفی به مسئوليت در برابر فاجعه طبيعی يوسف اباذری… ما در برابر زلزله كه مي گويند حتماً امروز در اينجا و فردا در آنجا رخ خواهد داد بعد از دو روز من ومن كردن به سرودن شعر و دادن پتو اكتفا مي كنيم و به جاي آنكه از تكنولوژي براي مستحكم كردن خانه ها و ساختن خانه هاي مقاوم استفاده كنيم

اگر ژاپن در جنگ برنده می شد

نوشته حامد قدوسی در باره فيلم “مه جنگ” از بهترين نوشته هايی بود که امروز خواندم. فيلم مصاحبه درازی است با رابرت مک نامارا که از کرسی هاروارد به اتاق عمليات جنگ رفت و از طراحان و استراتژيست های نظامی آمريکا در جنگ جهانی و از شخصيت های موثر و تصميم ساز در جنگ سرد بود. گرچه خودش اصطلاح جنگ

دموکراسی با سالاد اسلحه

يکی از بهترين کارهای وبلاگی تا اينجا، به دست چند دوست ناديده و نازنين مثل پرستو و سيما انجام شده و آن راه انداختن يک وبلاگ انگليسی است تا مخاطبان عمدتا آمريکايی را هدف قرار دهد: Iranians for Peace و اين هم چند کلمه در باره نوشتن برای اين وبلاگ از خورشيد خانم:  “اگه شما هم مخالف جنگ هستين لطفا برای اين وبلاگ

نااميدی از جنگ

به تمام کسانی که به جنگ اميد بسته اند، به تمام کسانی که در چهره بوش چهره يک منجی را ديده اند، به تمام کسانی که می خواهند بوش کشور را فتح کند به اين اميد که به دست آنها بسپارد، به تمام جوانانی که می گويند بگذار جنگ شود ما که چيزی برای از دست دادن نداريم و خلاصه

هیسسسسسسس!؟

نوشته عطاء الله مهاجرانی از این واژه تعجب کردید؟ این واژه را توماس فریدمن در روزنامه‌ی نیویورک تایمز – یکشنبه یازدهم بهمن – به کار برده، و هشدار داده است که: ” مبادا ایرانیان از این موضوع با خبر شوند که آمریکا امکان حمله‌ی نظامی به ایران را ندارد! آمریکا دچار کسری بودجه است، نمی‌تواند هزینه‌ی ارتش خود در عراق

وقتی خط عوض می شود  ببینید تاجیكها در وسط مشكلی قرار گرفتند كه نه توانستند یك شاعر بزرگ روس شوند نه توانستند یك شاعر بزرگ فارس‌زبان البته همین كه با این فضا آشنا شدند خیلی خوب است. اكثر شاعران بزرگ تاجیكستان مثل نظام قاسم یا رحمت نذری ترجمه آثار شاعران روس را دارند. بعضیهایشان هم حتی به زبان روسی شعر

برای حمله نخست بايد توجيه دفاع را تضعيف کرد

 حالا ديگر مساله به اندازه ای که خيال آدم راحت شود در وبستان دامن گرفته و مطرح شده است. آن سکوت اوليه شکسته شده و ديگر بسياری می نويسند و لينک های ديگران را که ضدجنگ نوشته اند می گذارند. خوب است. بار من هم سبک تر است اگر به نقل همه نرسيدم. ولی طوری مطالب را نقل می کنم

در جستجوی مکانيسم های همگرايی ماجرای تهدیدهای جنگی ایالات متحده توسط خیلی از وبلاگ نویس ها مورد توجه قرار گرفته است. نکته جالبی که دراین روزها مشاهده کردم این است که خیلی از این بچه ها دنبال مکانیسم هایی هستند که بتواند حداقل در سهم خودش به جلوگیری ازاین اقدام عجیب وغریب کمک کند. فرقش با دوستان نسل قبلی این

آمريکا رهبری می کند اما کسی پيروی می کند؟خب اين هم يک پرسش پرسيدنی از نيوزويک که می گويد زمانی که ملت ها از آمريکا دنباله روی می کردند گذشته است. حالا هر ملتی به دنبال راههای خاص خود است. هر استراتژيست هوشياری اين نکته نيوزويک را برای شناخت آينده روابط آمريکا و جهان کوچک نخواهد گرفت.

آمريکا و ما – نسلی که جنگ نمی خواهد

امروز برای من واقعا عيد بود. از صبح که تلفنی با مادرم صحبت کردم و صدايش را شفاف و شادمان يافتم که می گفت گروه گروه مهمان آمده اند و رفته اند و به او که بی بی گل همه ماست تبريک غدير گفته اند تا بعد که يک به يک نوشته های درجه يک رفقا و اهل قلم ضدجنگ

ما و آمريکا به روايت وبستان

چند روزی است در بخش موضوعات سيبستان نوشته های مربوط به احتمال درگيری ميان آمريکا و ايران را جدا کرده ام: ما و آمريکا. امروز که نوشته درخشان حامد قدوسی را با عنوان “سايه جنگ را دور کنيم” خواندم فکر کردم کار بهتر آن است که در سيبستان قلمدون ويژه ای برای اين بحث راه بيندازم و مرتب با مقالات و يادداشت

گفتگو با محمود کيانوشرفتم به مجله سخن. از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ سردبير سخن بودم. بعد از سخن رفتم انتشارات فرانکلين که مرکز انتشارات آموزشی وزارت آموزش و پرورش وابسته به آن بود و مجله پيک را در می آورد. مجله پيک خيلی زود پنج تا شد برای سنهای مختلف. هشت سالی در آنجا بودم. اين کار را هم اول

آیا روشنفکری شغل است؟هر هفته جلسه دارند، شاید خانه ی یکی از خودشان، شاید در یک کافی شاپ یا شاید هم در دانشگاه یا یک موسسه ی پژوهشی. هر هفته بحث می کنند، مهم نیست موضوعش چه باشد. فقط باید بحث کنند، حرف بزنند و حرف بزنندو حرف بزنند.سیگار هم هست، اصلا اگر سیگار نباشد این جلسات تشکیل نمی شود.

اين سبوی شکسته

عزيز صاحبدلی مدتی است از من پرسشی کرده که پاسخ به آن آسان نيست. پژوهشی در دست دارد که در آن می خواهد نخست نگره خود را در باب نظم و بی نظمی سامان دهد. از من می پرسد عوامل موثر در بهينه کردن نظم و انضباط چيست و می خواهد در باره عوامل بی نظمی پاسخی بدهم تا با

اين سبوی شکسته نظم اجتماعی

عزيز صاحبدلی مدتی است از من پرسشی کرده که پاسخ به آن آسان نيست. پژوهشی در دست دارد که در آن می خواهد نخست نگره خود را در باب نظم و بی نظمی سامان دهد. از من می پرسد عوامل موثر در بهينه کردن نظم و انضباط چيست و می خواهد در باره عوامل بی نظمی پاسخی بدهم تا با

بلاغت انتخاباتی

گزارش صفحه سياسی شرق را از ديدار فعالان سياسی با مصطفی معين می خواندم. فکر کردم يک نفر بايد به اين آقای معين که آدم بسيار نازنين و افتاده و مردمی و مصفايی است بگويد آقا! صحنه رقابت انتخاباتی صحنه آکادمی نيست. شما ديگر وزير علوم نيستيد و برای استادان دانشگاه در يک سمينار صحبت نمی کنيد. شما قرار است دل

نقد “نقد مهدی خلجی” از احمد قابلناقد محترم آورده است که:« احمد قابل بايد شيوه‌ی حل تعارض اقوال خود را با نصوص دينی توضيح دهد. اگر می‌شود در بسياری موارد مانند بلوغ دختر و پسر، طهارت ذاتی انسان و حرمتِ ترور، نصوص را ناديده گرفت، چرا در جاهای ديگر نپذيريم؟» به اطلاع می رسانم که تمامی موارد یاد شده، از

پروژه عظيم شاهنامه شناسی دانشگاه پرينستونکمندی گشاد او ز سرو بلندکه بر مشک زانسان نپيچد کمندخم اندر خم و ماز بر ماز بربر آن غبغبش ناز بر ناز بر (از داستان ديدار زال و رودابه که رودابه با فروافکندن گيسوان بلند خود از بام قصر خواست تا زال آن را کمند سازد و بر بام برآيد. پهلوان بر گيسو بوسه زد

ما مونولوگ می کنيم ديالوگ بلد نيسيتم

نمی خواهم اين بار هم گفتگوی خواندنی ديگری را از سيد آبادی از دست بدهم. دفعه پيش گفتگوی او را با داريوش شايگان که خواندم گفتم چيزی می نويسم. نشد. هر روز بهانه ای تازه پيش می آيد برای نوشتن. و امور هم گفته اند رهين اوقات خويش اند. حالا گفتگويش را با جلال ستاری خوانده ام. نمی خواهم چيزی مستقل بنويسم

قلمدونی قابل

فقه، کارکردها و قابليت ها: اين هم مقاله مهم احمد قابل که منقح تر از مقاله قبلی اوست در باب عقل و شرع. اين مقاله بازچاپ ظاهرا ويراست تازه ای است از بحث هايی که پيشتر او در روزنامه شرق چاپ کرده بوده است. در سه بخش. من در شب های بعد مروری بر اين مقاله خواهم کرد تا نکات مهم آن

ظرفيت های ناموجود برای دموکراسیدکتر حسين دهشياربراى تحقق دموكراسى نياز به ظرفيت است. از اين منظر، كشورهايى اين استعداد را دارند كه از مولفه هاى ظرفيت در يك شكل مطلوب بهره مند باشند، در غير اين صورت زيربناى لازم براى هويت بخشيدن هرچند تدريجى اين مهم امكان پذير نخواهد گشت. مولفه هاى ظرفيت كه كشورهاى خاورميانه عربى در حد متعارف از آن بهره مند نيستند عبارتند

شعر حجم جستجوی حقيقت است از بيراههبازخوانی حرفهای قديم که هنوز تازگی هايی دارد… به همان جايي كه شاعر حجم رسيده است. در آنجا شاعر براي گفتن، حرفي ندارد. شرحي ندارد، و ناگاه چيزي را به زبان مي‌آورد كه حيرت و راز است، همان چيزي را كه ساحران، پيغمبران، و داخوانان، برهمنان، پيام‌ آوران كفر، پيام ‌آوران ايمان به لب آورده‌

ما، آمريکا و اين لشکر روشنفکران

اگر آمريکا بخواهد به ايران حمله کند ما در مقابل چه می توانيم بکنيم؟ اولين پاسخ ها همان پاسخ های نظامی معمول است. ما منطقه را بی ثبات خواهيم کرد. به اسرائيل حمله خواهيم کرد. تنگه هرمز را با غرق کردن کشتی خواهيم بست. احتمالا به پايگاههای آمريکا در کشورهای همسايه صدمه خواهيم زد. مردم را بسيج خواهيم کرد. در

پارادوکس ابراهیم بودن … و خدا خواست ابراهیم را امتحان کند. پس او را ندا داد: «ای ابراهیم!» ابراهیم جواب داد: «بلی، خداوندا!» خدا فرمود: «یگانه پسرت یعنی اسحاق را که بسیار دوستش میداری، برداشته، به سرزمین موریا برو و در آنجا وی را بر یکی از کوههایی که به تو نشان خواهم داد بعنوان هدیة سوختنی، قربانی کن!» (سِفر

ویکی‌پدیا، دایرةالمعارف آزاد ویکی‌پدیا پروژه‌ای چندزبانه برای گردآوری دایرةالمعارفی جامع و با محتویات آزاد است. این پروژه (به زبان انگلیسی) از ژانویه‌ی ۲۰۰۱ آغاز شده و اکنون ۱۲۰۵ مقاله به زبان فارسی دارد. شما هم می‌توانید مقالات را ویرایش کنید. برای فراگیری و تمرین این کار می‌توانید نخست به صفحه‌ی راهنما رفته و سپس در گودال ماسه‌بازی آزمایش کنید.بیشتر مقالات

علم الاسرار، جذابيت قدرت

در مراسم ادای سوگند جرج بوش دوربين که می چرخد کلينتون را می بينم. کارتر را. چهره های ديگر سياسی آمريکا را. فکر می کنم کسی مثل کلينتون بهتر می داند در ذهن يک رئيس جمهور آمريکا مثلا بوش چه می گذرد. به اين منتقل می شوم که کسی که در چنان مقامی است از بسياری از اسرار با خبر

مشاهده ديدن نديدنی هاست در مانهاتان، در مونپارناس، حتا در دشت و دمن‌های نورماندی هم که می‌رفتم، در ميان مزارع اطراف هر جا می‌ديدم کمی از طبيعت را با کمی سيمان و مقداری بتون حذف کرده‌اند. امروز فکر می‌کنم اگر همين باقي‌مانده‌ی طبيعت را به شيوه‌ی ديگری غير از روايت کشف کنيم غنی‌ترش می‌کنيم. نديدنی‌‌های او را می‌بينيم، و  رو

چرخه خطا

هميشه فکر کرده ام بسياری از ما زندگی مان حاصل خطاهای ديگران است. از پدر و مادرمان گرفته تا ديگران و ديگرانی که بر زندگی ما تاثير گذاشته اند. ممکن است پدرمان در انتخاب مادرمان خطا کرده باشد يا بالعکس اما حاصل آن خطا ماييم. يا اگر اين يا آن سياستمدار کمی زودتر به سر عقل آمده بود زندگی مان را آنقدر تلخ نمی

قرآن و هرمنوتيکــــــــــــــآرمين رادبسیاری از ايراداتی که به قرآن گرفته می‌شود، 1400 سال پيش اصلا مطرح نبوده است. با پبش‌رفت علم و تغيير فرهنگ و شرايط رفاهى زندگى و ظهور جنبه‌های مختلف فن‌آوری معیارهاى بررسى يک متن مکتوب نيز تغييرات اساسى کرده و طبيعى است که اين متن و هیچ متن ديگرى نمى‌تواند براى تمام زمان‌ها ميزان بالايى از مقبوليت