برگی از یادداشتهای قدیم
دارم یادداشتهای سی سال پیش و پیشتر را از سواد به بیاض می آورم یا از دستنویس به نسخه تایپی بر می گردانم. داستانش مفصل است که چرا و بعد که مجموعه یادداشتها نشر شد توضیح خواهم داد. ولی رسیدم به این یادداشت و دیدم خوب است با دوستان و مخاطبان آشنا و ناآشنا در میان بگذارم. برگی است از آنچه بودیم. و آن را جز نسل ما کسی دیگر نمی تواند روایت کند. چیزهایی هست در احوالات ما در آن روزگاران که اگر همین نوشته ها نبود باقی نمی ماند و خود نیز از یاد برده بودیم. اما هست.
