
سیمین و شعر طلایی او در لندن. بانویی که امروز در جایگاه شاعر ملی ما ایستاده است. من سعادتمند بودم که توانستم در مجلس شعرخوانی اش باشم و بشنوم و بازیگوشانه از او دهها عکس بگیرم.
تنهایی سوگواری می کنم
مادر که رفت خاله جان امید من بود. گفته بودم با خودم و به خودش هم که اگر ایران برگردم می آیم گرگان تا نزدیک