Author: sibestaan01

اسلام راه ميانه؛ راه را گم نکنيم

اسلام هرگز دشمنانی بدتر از این متعصبان دینی نداشته است و اینها چنانچه بارها نوشته ام بهترین یاران دشمنان رسمی اسلام هستند. محمد علی ابطحی پس نوشت:معلوم است که تعصب داخلی و خارجی و ايرانی و عربی ندارد. گفتار و رفتار ابطحی و مسلمانهايی مانند او ستوده است چه در باره داخل حرف بزنند چه در باره خارج. تعصب و تندروی

كاريكاتورها؛ هدف: تضعيف ميانه روهای جهان اسلام؟

عملياتی کردن برخورد تمدنها؟ پس از حملات تروريستي 11سپتامبر ، جرج بوش از آغاز “جنگهاي صليبي جديد” خبر داد. كاخ سفيد ، البته يكي دو روز بعد ا زاين “تصريح مه آلود”، كوشيد حرف پرزيدنت را توجيه كند و به مسلمانان اين اطمينان را بدهد كه مورد تهديد نيستند ، ولي آيا بوش ، آن” سخن حساس” را بي هيچ

ما قربانيان فضای دوقطبی

برای من بسيار قابل تامل است که کداميک از انديشه گران و بسيجگران مسلمان در باره بحران کاريکاتورها می نويسند. بسياری ها ننوشته اند. اما کسانی که نوشته اند کسانی اند که حساسيت اجتماعی بالايی دارند. مثل عماد باقی يا مثل شيرين عبادی. گفته های نغز محمد خاتمی را هم فراموش نکرده ام. دکتر سروش را هم. اما سوال من

رهايی از ديپلماسی انتحاری

در مجموع بحث های مربوط به کاريکاتورها فکر می کنم اجماعی به وجود آمده است که هر دوسوی افراطی در اروپا و در جهان اسلام را طرد می کند. اما واقعيت سياسی اين است که افراطگرايی فعال است. نتيجه آن اين شده است که اکثريت گروگان رفتارهای اقليت شده است. اقليت های ضدمهاجر سيمای اروپا را می سازند بناحق و اقليت های تندرو اسلامی برای

شالوده اسلامی سکولاريسم ترکيه نه تنها در اندک نوشته‌های فارسی که حتا در بيشتر آثاری که به زبان‌های فرنگی درباره تکوين ترکيه مدرن نگاشته شده‌اند، پيکربندی ترکيه مدرن بر پايه انديشه سکولاريسم و حذف دين از سامان‌گيری سياسی و اجتماعی جامعه بازنموده شده است. ادعای اصلی اين کتاب*، درست خلاف آن است. نويسنده استدلال می‌کند که طرح سکولاريستی کمال آتاتورک، بنيان‌گذار

تصویرهای عشق ما کجاست؟

به محبوب هایم از آنکه معنای نامش شاهان بود تا این یک که خود شهزاده است که نحن لانفرق بین احد منهم؛و به دیدارشناسان وطنم از آخر به اول: آخر چرا تابلوهای عشق ما در لابلای کتابهای خطی مدفون است؟ مثل عشق‌هامان که بايد در پستو پنهان باشد؟ نه راستی چرا اهل همت ما که دسترسی به کتبخانه ها دارند و از

آيا انتشار کاريکاتورها حسابشده بود؟ انتشار دوباره ی کارتون ها کاری حساب شده بوده است. زیرا واضح بود که این عمل با واکنش شدیدی از جانب مسلمانان بنیادگرا مواجه خواهد شد و پرواضح است که این واکنش قابل پیش بینی بوده است. پس می توان گفت که برای تعمیم دادن یک سری خواص (مثل خشونت طلبی و یا بیگانگی با

آقای رئيس جمهور! هولوکاست افسانه نيست هارون يشايايی رئيس انجمن کليميان تهران طی نامه ای به محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران نوشته است: “برنامه‏ سازيها و تأکيدات روزانه صدا و سيمای جمهوری اسلامی و بعضی ديگر از رسانه ‏های گروهی بر افسانه بودن کشتار يهوديان به دست رژيم نازيهای هيتلری (هولوکاست) و به چالش کشيدن يکی از بديهی ‏ترين

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

تاريخ معنوی ما تاريخ ارادت است داشتم هفت سنگ ويژه محرم را مرور می‌کردم. در يکی از نوشته ها تا به کلمه ارادت رسيدم حالی رفت و برخاستم و با خود انديشيدم که ارادت از مهمترين و گوياترين شاخص‌های معنوی ماست. برای منی که مدام می‌پرسم ما مردم با ديگر مردمان چه تفاوتها داريم که سرنوشت ما را متفاوت کرده

بنيادگرايان سکولار شريک بنيادگرايان دينی عبدالکريم سروش  ظالم آن قومي که چشمان دوختندوز سخن ها عالمي را سوختند حق آزادي بيان گويا امروزه تکليفي شده است تا با نام محمد گستاخي و دليري کنند. از اين خصمانه تر چنگ در خون آزادي نمي توان برد. مسلمانان از اين کار رائحه توطئه و تخريب مي شنوند و در آن رسم تطاول

به نام محمد سنگ نيندازيد

نوحه خوانی در عاشورا من فکر می کنمنبايد دين را به دست جاهلان رها کردنبايد دين رابه دست جاهلان ورندانرها کرد حتی اگر دين نداريمآزادی ما حکم می کند آزادگی ما حکم می کند اين چهره ما نيستاين تصوير ما نيستنمی خواهيم آينده ما به دست اينان باشدنمی خواهيم اينانبرای ماآيندهبسازند اگر امروز آنچه را می خواهيم آشکار نگوييمفردا همه اين سنگ پراکنی

قضيه بشدت بودار است

ديشب که در عکس های حمله به سفارتخانه دانمارک در تهران سياحت می کردم و مدام بر حيرتم می افزود می خواستم يادداشتی بنويسم و به اين اشاره کنم که چقدر دنيای ما کاريکاتوری شده است! جمع نشد خاطرم که پراکنده بود. گاهی نمی شود. شايد هم خير تو در اين باشد به قول حافظ. اوضاع ولی حسابی کاريکاتوری است.

لذتی  دارد بالا رفتن از ديوار سفارت آنقدر که حتی بعد از 27 سال هم آدم دلش می خواهد بداند آن لذت تسخير چه بود. اما کمی دير است برادر! شما به سن عقل نرسيده ايد؟ يا اين نمايش است؟ کاريکاتور. هان؟ آدم از ديوار جايی بالا برود جلو چشم ماموران؟ آخوند هم باشد. حتما کاريکاتور است. فقط در دنيای کاريکاتوری

Danish paper rejected Jesus cartoons Gwladys Fouché and agenciesMonday February 6, 2006Guardian  Jyllands-Posten, the Danish newspaper that first published the cartoons of the prophet Muhammad that have caused a storm of protest throughout the Islamic world, refused to run drawings lampooning Jesus Christ, it has emerged today. The Danish daily turned down the cartoons of Christ three years ago, on

شور فيلسوفانه برای سياست معنوی

در ستايش انقلابی که بود نقد و معرفی مهدی خلجی از کتاب ژانت آفاری در باره فوکو و انقلاب ايران را بسيار خواندنی يافتم. در آن نکات ارزشمندی هست برای هر کس که به انقلاب ايران انديشيده يا در تجربه بی همتای آن سهيم بوده است. به قول بهمن جلالی در مصاحبه اش با شرق: «اتفاقى جلوى چشممان مى افتاد كه فقط

به اين اسلام کافرم! اين روزها از در و ديوار مزخرفات و خرافه می بارد. در سايت وزين هفتان ديدم خر-مرد رندی يا نادان گولخواری يا دوست خاله-خرسه واری لينک داده به کسی مانند خودش که بعله قرآن حادثه 11 سپتامبر را پيش بينی کرده است! با اين تفاصيل: حادثه فرو ریختن دو ساختمان مرکز اقتصادی آمریکا که بزرگترین ساختمانهای جهان

قانون و کاريکاتور ماده نوزدهم1-هر کس حق دارد که نظرات خود را بدون دخالت و مانع (دیگران) بیان دارد.(حفظ کند)2-هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی کسب دانش، گرفتن و دادن اطلاعات و هر نوع عقایدی، بدون توجه به چگونگی ارائه آن (آرایش) بطور زبانی یا نوشتاری یا چاپی و در شکل هنری یا بهر وسیله دیگری

آينده ما پس از بحران هسته ای

زلزله ای که در راه است اين روزها می‌بينم که آنچه بيشتر از همه در نوشته های دوستان ام يا تحليلگران ايرانی تکرار می‌شود بيم از آينده نزديکی است که در آن رو-در-رويی جهان با ايران ممکن است به برخوردی نظامی بينجامد. من بدون اينکه بخواهم وارد اين بحث شوم و در باره آينده اين رو-در-رويی و آنچه ممکن است

در باره هراس ايراني در شهر خود قدم كه مي گذاري بيرون فرصت فكر كردن را از تو ميگيرند، كسي چيزي ميگويد و مي رود و باز و باز و باز… كلافه ترس مي شوي و مي نشيني كنج خانه. ايراني و در شهري غريب، دلت مي گيرد و مجبور به نگاه از پنجره مي ماني و بس! بيرون گرگ

نقد کن بيزار نکن از آزادی چماق مقدس درست نکن

1 اول از همه بايد بگويم خبر واکنش وزارت خارجه آمريکا برای من خيلی جالب بود. به قول زبانشناس‌ها ميزان خبرش بالا بود – تحليل سياسی اش بماند (ولی هيچ رابطه ای با اين خبر دارد؟): آمريکا از روزنامه های اروپايی که دست به انتشار مجدد کاريکاتورهای حضرت محمد زده اند انتقاد کرده است. وزارت خارجه آمريکا اين کاريکاتورها را

چرا مسلمانان شهروندان خوب اروپا نيستند؟

آسيب شناسی شيوه اعتراض مسلمانان پیشتر اشاره ای کردم در باب توهين و قدرت. در اين يادداشت می کوشم، به کوتاهی، يکی از جنبه های متعدد بحث را از اين منظر توضيح دهم. برای دیدن رابطه توهین (که نوعی سلب حق شما در داشتن عقیده است) و قدرت ( چه در توهین کردن یا بازداری از توهین) باید از شیوه اعتراض پرسید. چگونه می توان اعتراض کرد؟ ديده ام

مادام بودريار در آمريکانوشته مادام ميم که پاره ای از سفرنامه آمريکای اوست مرا به ياد آمريکای بودريار می اندازد. جز اينکه اين يکی کلی حرف حسابی دارد از منظری ايرانی. اميدوارم اين دست نوشته ها را ادامه دهد و بيشتر بنويسد. قلم او بسيار نکته سنجانه است: وقتي از مملکتت دور هستي و در جائي به سر مي بري

ضدعقل های دموکراسی اروپايی

راههای نرفته روشنفکران و اصلاحگران دينی هنوز باورم نمی شود که اينهمه نشريات مختلف در کشورهای اروپايی دست به انتشار کاريکاتورهايی زده باشند که مسلمانها را آزرده می کند فقط به اين دليل که می خواهند نشريه دانمارکی يولاندز پستن در مقابل سيل فشارهای جامعه عربی و اسلامی تنها نماند. اين يعنی چه؟ اين دفاع از آزادی است؟ يا لجبازی؟ يا

خرافه چيست و از کجا می آيد؟

80 درصد آنچه به نام دين در جامعه ما مطرح است ربطی به دين ندارد-احمد قابل  اين شيخنا احمد قابل از آن آدمهای نازنين و شجاعی است که دانا به دين و آگاه به زمانه است و روی پای خودش می ايستد. حيف که وبلاگ اش به اندازه افکارش به-روز نيست و از نظر زيباشناختی و کاربری ضعيف است (نثرنويسی

در آمريکا فقط آمريکايی ها مهم اند نه اينكه باورش سخت باشد. خبر ها را كه بخواني پيش خودت فكر مي كني مگر توقع ديگري داشتي ؟ اما براي مني كه هميشه به تئوري چمدان هاي پر از دلارى كه عده اي در ايران علم كردند خنديده ام و جوك برايش ساختم كمي هشدار دهنده است. مخصوصا كه اين بار 

يک نگاه کاملا متفاوت به بحران هسته ای يكي از آفات كار سياسي آن است كه گاه جوي ساخته ميشود و بعد همگان با آن جو ميروند و حتي در رفتن آن راه با يكديگر مسابقه ميگذارند بي آنكه لحظه اي بايستند و از موضوع فاصله بگيرند و بينديشند كه چرا به اين راه ميروند. مسئله سلاح اتمي ايران به

سفر به ولايت عزرائيل

سفر به اسرائيل فی‌نفسه اهميت فوق‌العاده ای ندارد. اين را دوست و ميزبان اسرائيلی حودر هم نوشته است. اما دو سه نکته در باره اين سفر و حواشی آن هست که به نظرم بايد به آن توجه کرد: اول از اين آخری شروع کنم يعنی نوشته حسين درخشان در نيويورک تايمز که ظاهرا از تل آويو برای روزنامه فرستاده شده است.

روبروی آتش می‌گويند آدمی مدام دلش می‌خواست او را بگيرند و ببرند کلانتری که آنجا يک وعده غذايی بخورد، جانی بگيرد و باز راه بيفتد. پاسبان‌ها او را شناخته بودند و کاريش نداشتند. تا اينکه يک روز دو دزد را دستگير کرده به کلانتری می‌بردند، او که از گشنگی به تنگ آمده بود، همراه‌شان شد و گفت: «سرکار! ما سه

هر برگی که می افتد

“اصلا اتفاق مهمی نيست.” لابد اگر بشنويد چنين خواهيد گفت. “از اين اتفاق ها زياد می افتد.” تنها برگی افتاده است. درخت پابرجاست. اما نه. اتفاق مهمی است. بخصوص که با خشونت بی‌دليل روبرو باشيم. من هميشه از خشونت وحشت کرده ام بادلیل و بی‌دلیل. مدرسه که بودم معلمها تندخو بودند. در خانواده ها که می ديدم پدرها تندخو بودند. بعدها در

دموکراسی عليه دموکراسی

پيروزی حماس در انتخابات فلسطينی صرف نظر از همه پيامدهايش برای اين جنبش و مردم فلسطين يک سوال اساسی را برای دموکراسی خواهان مطرح می کند. اينکه آيا نتيجه صندوق رای هرقدر هم که روند انتخابات دموکراتيک باشد تضمين کننده دموکراسی است؟ برای ما اهالی رسانه و خبر و تحليل و بگو سياست نظری و رسانه ای ماجرا به گونه

کوه و کماج و لبخند و پياله ای چای

مهدی جان!شده گاهی کلمات مثل پاره سنگی در میان دستانت بماند ناگزیر و ناگریز از پرتاب! نوشتن گاه مثل نفس کشیدن در هوای آلوده تهران (که تو از آن خیلی دوری) سخت میشود می نویسی. نفس می کشی اما کلمات سربی است. نه فرو میشود نفس و نه روان میشوند این حروف سربی! پس دنبال چیزی می گردم تا با

اينجا چين است. شمال چين. کاشغر. اما مرا به ياد ايران می اندازد. به ياد کوچه های کودکی خودم. اين يکی کناری که تنها ايستاده مثل برادرم می ماند در عکس های 7-8 سالگی اش. همه شان برادران مايند فرزندان ما خويشان ما. فکر که می کنی می بينی تا کجا امتداد داريم. امتدادهايی که نمی شناسيم. دست کيوان طبری

SEX WITH TRAFFICKED WOMEN IS RAPEBy Joan SmithNewstatesmanIn the past couple of years the horrors of sex trafficking have been graphically exposed. It is now known that criminal gangs, usually from eastern Europe, offer innocuous-sounding jobs in restaurants and bars to young women who discover too late that their real destination is a brothel or massage parlour in the UK.

شادی همچون نشانه آخرالزمان

حالا ديگر فقط فاجعه نيست که نشانه آخرالزمان ما و آشفتگی ما ست. حالا فقط تصميم های محيرالعقول مديران نيست که آشوب ذهنی ما را عريان می کند و سوء مديريت مزمن ما را بر ملا می سازد. دامنه نشانه ها شادی هامان را هم در بر گرفته است. ما می ترسيم از شادی محروم بمانيم. پس شادی هامان را

در نقد نگره “دين خويی” آرامش دوستدار آرامش دوستدار، که در میانِ ما از سرشناس‌ترینِ اهل فلسفه است، نام‌آوریِ خود را وامدارِ طرحِ مسأله‌ی بن‌بستِ تاریخی‌ـ‌فرهنگیِ ما در برخورد با تمدنِ مدرن است. دوستدار این «بغرنج» را، به ‌اصطلاحِ خود، ذیلِ مفهومِ «دین‌خویی» طرح می‌کند و به آن پاسخ می‌دهد. این مفهوم در روزگارِ ما، به دلیلِ وضعِ برامده از

فروغ و پرهيز از در افتادن صريح با سنت

امروز بخارا شماره 44 رسيده بود. تا حال که پاسی از نيمه شب گذشته فرصت نکرده بودم ورقی بزنم. و وقتی ورق زدم به مقاله ياداشت گونه استاد شفيعی کدکنی که رسيدم پيشتر نتوانستم رفت. چه تقارنی با اين بحث های اخير دارد! در  يادداشتی از يادداشتهای پيشين اشاره آوردم که فروغ را مدرن ترين زن عصر جديد ايرانی می دانم. بانگ

عادی، محرمانه، فوق سری

اسطوره رها شدن از ممنوعات ديدم سيبيل طلا به قول خودش انشايی در باره زبان و قدرت نوشته است که بخش عمده آن ترجمه است و متکی به يکی از کتابهای ساموئل ديلانی نويسنده معروف داستانهای علمی تخيلی ( و البته بی پروای سکسی/ پورنوگراف). انشای سيبيل طلا که بر اساس يکی از کتابهای درسی دانشکده (اش يا دانشکده دوستانش)

سوی ديگر اخلاق ابتذال این گزارش که خانم رهبر ـ یکی از نمایندگان مجلس ـ آن را اعلام کرده، اولا یک دروغ بسیار بزرگ دارد. گفته‌اند از ميان ۱۰۷ هزار و 321 کتاب منتشرشده در این دوران، 659 کتاب به صورت رندوم انتخاب و بررسی شده‌اند. پشت سرش گفته‌اند از این ۶۹۵ کتاب بیش از ۸۰درصد آثار داستانی بوده‌اند! یا

انتلجنت يعنی ذکی

از تکان دهنده ترين و آشنايی-زداترين عکس هايی که اين اواخر از افغانستان ديده ام: کارهای روزبه شيرازی انتشار يافته در ايرانيان (در عکس زکی خوانده می شود اما شايد بدنوشته يا بد ديده می شود: ذکی= باهوش)

نگاهی که به علم و دين داشتيم بازرگان در دوره اى مرحله تكوين شخصيت و انديشه اش را گذراند كه ايده تجدد و پيشرفت در سايه علم و تكنولوژى و مدرنيزاسيون انديشه غالب زمانه بود، و بالطبع تعارض يا عدم تعارض دين با علم نيز يكى از مهمترين مباحث حوزه انديشگى – به ويژه در ميان نوگرايان مذهبى و منتقدان و مخالفان