Author: sibestaan01

اسرائيل و ما از: امين در عنکبوت در برنامه‌ی this week امشب در بی‌بی‌سی، دو نفر شکايت می‌کنند که چرا اخبار حملات اسرائيل در صفحه‌ی اول روزنامه‌ها نوشته می‌شود ولی جنايات تروريست‌ها در صفحه‌ی بيست و هفتم. يک نفر مخالفت می‌کند، می‌گويد گويا در رسانه‌های ما جان فلسطينی و اسرائيلی با هم برابر نيست که اسرائيلی‌ها پنجاه نفرغيرنظامی را در

لابد دلم برای لندن تنگ خواهد شد

شب سفر شب بيخوابی است. نه اينکه خوابم نيايد که کارهايی که پيش از سفر بايد انجام داد تا صبح سفر به طول می انجامد. بعد خوابی کوتاه. بيداری خواب آلود. تاکسی و قطار و فرودگاه. صف و بازرسی و خلاص شدن از جامه دان – کاش می شد بدون جامه دان سفر کرد. بعد خوابی در بيداری در هواپيما.

Lust for life The west portrays the people of Iran as prisoners of an oppressive state. But Anoek Steketee’s photographs reveal their everyday lives to be not so different from our own, says Azar Nafisi Saturday July 1, 2006The Guardian What images come to our mind these days when we think of Iran? The Iranian president, Dr Mahmoud Ahmadinejad, wearing

بر خلاف روح دولت-مداری ايرانی

به دلايل متعدد من فکر می کنم تصميم اخير رهبری ايران برای خصوصی سازی مساله مهمی است. من اقتصاد نمی دانم اما اين حرکت دفعی و بزرگ اقتصادی را نشانه تحولات مهمی در ايران می بينم- تحولاتی که از دامنه اقتصادی آن بی خبرم اما دامنه اجتماعی و سياسی اش را بسيار قابل توجه می يابم. سفر پول و سرمايه راهنمای

ايده های يک رهبر هفتادساله:مهم تجربه مشترک است و تماس انسانی گفتگوی رامين جهانبگلو با دالايی لاما رهبر تبعيدی بوداييان تبت من‌ خود را هواخواه‌ يا شاگرد مهاتما گاندي‌ مي‌دانم‌ و دوستدار مادر ترزا. اما تفاوت‌ ميان‌ من‌ و مهاتما گاندي‌ در اين‌ است‌ كه‌ گاندي‌ پيشگام‌ بود و راه‌ را نشان‌ داد و من‌ او را سرمشق‌ قرار دادم‌

بازديد از امپراتوری

امريکا اين بار همه اش کار بود و ديدار. اما ديدن غرب يا بهتر بگويم جنوب غرب يعنی لوس آنجلس برايم تازگيهايی داشت. درختهای نخل و گرمای اهوازی و شهری درندشت. اصلا از لوس آنجلس خوشم نيامد. گذشته از موسسات آمريکايی مثل دانشگاهها و بيمارستانها که هوش از سر آدم می برند، زندگی در پيچ و خم اتوبانهای تمام ناشدنی

در فضايل چموشی

يا: در وصف مديران سرهنگ و مديران فرهنگ هر قدر به آن روز که مديرم مرا خواست و الدرم بلدرم کرد فکر می کنم بيشتر خنده ام می گيرد. طفلک فکر کرده بود بايد اين کارمند چموش جا بخورد و بنشيند سر جايش و مشکلات او، که دفتر را با کلاسهای ابتدايی قديم اشتباه گرفته بود که همه بايد دستها

فوتبال مشت ما را باز می کند

محسن گودرزی که از با صلاحيت ترين افراد برای تحليل رفتارهای ايرانيان است در مطلبی – در وبلاگ زاويه ديد– باور مردم در  نقش علی دايی در شکست تيم فوتبال را زير ذره بين قرار داده است. فوتبال از بهترين نمونه ها برای شناخت روحيات عامه مردم ايران است. محسن گودرزی بدرستی رفتار مردم با علی دايی و نقشی را که به

تحليل نشانه شناختی سرود فوتبال

متن زير تحليل نشانه شناختی کميابی است که صاحب نشانه نقل کرده است از مترجم نشانه شناس ايرانی دکتر سجودی. به نظر من با توجه به جميع جهات، نشانه شناسی بهترين درمان درد کلی گويی ايرانی است. روشی است برای جزئی نگری، شناخت عينی ارتباط های متقابل و بستری است برای کار ميان رشته ای. اگر ما جماعت منورالفکر بتوانيم

دموکراسی تخيلی ايرانی

مطلب زير را ديشب در مرور شرق ديدم. فکر کردم نمونه ای تيپيک است از بی-هوا فکر کردن و با اجازه: انشانويسی با موضوع دموکراسی! دوست نويسنده ما در ذيل عنوان «صد نکته» که اين نوشته احتمالا يکی از آن نکات را برجسته می کند، می پرسد: براى رسيدن به جامعه اى دموكراتيك چه موانعى داريم. پاسخ من ساده است: اينکه

همه حقيقت ها ساده اند امشب با دو دوست در دو سوی جهان حرف می زدم. بحث رسانه بود. دوست اول به مطلب زير از استاد شکرخواه اشاره آورد. گفتم برايم بفرستد که نديده بودم. نکات نغزی دارد. و مثل هر حقيقتی ساده است: یک فرمول ساده* بعضی از نشریات به محض تولد رو به مرگ می روند. کاش چنین

همان چرخه باطل هميشگی

عکس های مقابله پليس های زن با زنان تجمع کننده در ميدان هفت تير تهران چيزی فراتر از مقابله پليس-معترض در خود دارد. آنها فقط وظيفه شان را انجام نمی دهند. نوعی مبارزه اجتماعی- طبقاتی هم در ميان است. اصلا دلخوشی از بحثهای طبقاتی ندارم اما در اين موارد چيزی از خاستگاه اجتماعی هست که ناديده نمی توان گرفت. اين

از هر تجمعی می ترسند قبل از این‌که به یک تجمع مسالمت آمیز بروید باید به چند نکته دقت کنید. اول این‌که یادتان باشد اینجا جمهوری اسلامی ایران است. دوم این‌که اینجا یک کشور غیردموکرات است با سابقه هزاران ساله استبداد در شکل حاد. آن کلمه “جمهوری” قبل از “اسلامی” فریبتان ندهد. سوم این‌که بی‌خیال شعار مهرورزی بشوید. چون از

پرچم ايران بر شانه های ما

فوتبال تنها موقعيتی است که پرچم ايران را می توان بر شانه انداخت مثل ردايی يا بر خود پيچيد مثل بالاپوشی. پرچم در روز فوتبال بر گونه تو نقش می شود يا بر پيشانی ات يا بر کلاه و بازوبندت. فوتبال تنها جايی است که همه پرچم رسمی کشور را بر می دارند. نه با شيروخورشيد قديم ونه با نقش

محمود، پيامبری که از نو بايد شناخت! رحيمي رييس ديوان محاسبات كشور: در سوريه، يكي از مسلمانان به من گفت كه من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود… بازتاب ■ تكبير عرض شد! همچنان اوضاع كشور بر پايه‌ي ماوراءالطبيعه مي‌چرخد. انگار سران و مديران ما نبايد از عرش فرود آيد و بر فرش نشينند.

آيا ما ملت کنجکاوی هستيم؟

من پشتکار دوستان دست-اندر-کار هزارتو را تحسين می کنم ولی هر بار اين مجموعه شماره ديگری منتشر می کند از خود می پرسم چرا اين موضوع خاص؟ و بعد: هيچ گونه رابطه ای بين موضوع و سوابق مطالعاتی آن و دستکم جامعه ايرانی برقرار شده است؟ هزارتو خوب است. در حد خواندنی های اتوبوسی. لذتی دارد برای صرف خواندن. بد

Petro-politics and Iran When I heard the president of Iran, Mahmoud Ahmadinejad, declare that the Holocaust was a “myth,” I couldn’t help asking myself: “I wonder if the president of Iran would be talking this way if the price of oil were $20 a barrel today rather than $60 a barrel.” When I heard Venezuela’s President Hugo Chávez telling British

چگونه گره ساده را به گره کور تبديل کنيم

دير شده بود، احزاب ضد حکومت، پان‌ترکيست‌ها، زودتر از مقامات سر نخ را به دست گرفته بودند، تحريکات ادامه می‌يافت و برخورد گارد ضد شورش و حضور بسيجيان مسلح به باتوم که صورت‌هايشان را با چفيه پوشانده بودند در سطح شهر، خوف و خشم را در ميان مردم به حد غيرقابل تحملی می‌رساند. روز جمعه، برخورد يک بسيجی با يک

وسوسه تجزيه طلبی

پيدا کردن گروههای صاحب نفوذ اصل اصيل تحليل سياسی واقعگراست چنانکه شناخت گروههای مايل به يافتن نفوذ. اما اين صاحب نفوذ بودن در يک بستر معين اجتماعی معنا پيدا می کند. به عبارت ديگر نمی توان نفوذ گروه معينی را ديد اما بستر نفوذ را نديد يا ناديده گرفت و کوچک شمرد. به نظر من گرايشهای تجزيه طلبانه را نمی

توکا نيستانی: قلم را کنار می گذارم امروز دوشنبه‌ است‌، روزي‌ كه‌ طبق‌ تعهدم‌ بايد طرحي‌ براي‌ ستون‌ كاريكاتور «اعتماد ملي‌» مي‌كشيدم‌ و هشتم‌ خرداد است‌ روز تولد برادرم‌ مانا نيستاني‌ … مانا يكي‌ از حرفه‌اي‌ترين‌ كاريكاتوريست‌هاي‌ ايران‌ است‌. اين‌ را نه‌ از سر تعارف‌ يا تكليف‌ برادري‌ مي‌گويم‌. كم‌ هستند كاريكاتوريست‌هايي‌ كه‌ براي‌ امرار معاش‌ به‌ شغل‌ دوم‌ و

در آذربايجان انقلاب نمی شود

1 شيوه اعتراضات مردم در مناطق ترک نشين ايران بخوبی نشان می دهد که ايران از زمان انقلاب 57 هيچ نوع رشد سياسی قابل ملاحظه ای نداشته است و هنوز همان الگوی انقلابی در يک اعتراض مدنی به کار می رود. آتش زدن بانک و سينما و کيوسک تلفن و تاسيسات دولتی و شهری برای نشان دادن اعتراض عمومی به

مانا نيستانی: من حرمت شکن و هتاک نيستم چند هفته‌اي است كه چندان حال و روز خوشي ندارم. افتخارت اين باشد كه كاريكاتوريست هستي و بعد، كاريكاتور اين‌طور مطرح شود و در صدر اخبار قرار گيرد: وسيله‌‌اي براي استهزاء، توهين به اعتقادات و بي‌حرمتي به باور ميليون‌ها انسان. حركتي كه كاريكاتوريست‌هاي دانماركي ‌عليه پيامبر اسلام انجام دادند تمام همكاران من

برای ساعتی هم که شده معرکه را فراموش کنيم

در ميان اينهمه دعوای پوچ و حماقت فراگير و تصميمات ابلهانه هميشگی مقامات و آشفتگی پايان ناپيدا و افزودن بر آتش هيجانات بی معنا و در ميانه معرکه ای که در آن هيچ طرفی به فکر ايران نيست و هر کس بر خر خويش سوار است و می  راند، من ترجيح می دهم خود را به خواندن چيزهای به-درد-بخور مشغول

عليه کاريکاتور نديده  شب قبل در محفلي مهمان بودم كه همگي آذري زبان و اهل اردبيل بودند. وقتي صحبت كاريكاتور مانا شد، ديدم هيچ يك اصلا كاريكاتور را نديده اند كه آنقدر ناسزا نثار كاريكاتوريست و سردبير روزنامه ايران مي‌كنند. از آنان پريسيدم كه ببينم شما هميشه درباره مسايل بي‌مطالعه و بي‌اطلاع قضاوت مي‌كنيد؟! شما اصلا كاريكاتور را نديده‌ايد و

زين خواجگان عبوس

امروز کاری داشتم بسادگی سوالی از وابسته مطبوعاتی سفارتی آشنا. از مسئول باجه اطلاعات و مراجعات پرسيدم گفت نمی داند با چه کسی بايد صحبت کنم! ولی به هر حال پيدا کردم که کيست و شماره اش چيست. به کمک دوستی خارج از سفارت. تلفن زدن انگار جرم باشد. سنگين حرف می زد و انگار کار او نيست جواب دادن

نقاشی سپهری برگرفته از ويژه نامه ای برای نخواندن! – واقعا بجز يکی دو صفحه در باره موسيقی و نقاشی حرف تازه ای نديدم. حيف واقعا. اين است بنيه نقد ادبی در ايران امروز؟ يا قدرت روزنامه چی ما در تهيه يک ويژه نامه رو به تحليل رفته است؟ – نگاه کنيد به مثلا-ويژه نامه شرق (بخدا مجبور نيستيد برای هر

چرا تا حال وبلاگ نويس نشده بودم؟نخستين يادداشت عباس عبدی برای وبلاگ اش وقتي كه داشتم با يكي از دوستان كه زحمت مقدمات اين سايت يا وبلاگ را متحمل شده بود صحبت مي‌كردم، كه خودش هم وبلاگ‌نويس بوده و در اين مسير نيز بلا ديده است، به همراهش يك وبلاگ‌نويس خبره بود كه اگرچه براي من احترام قايل بود، اما

امنيت به آتش بستن منطقه از زمين و هوا نيست در هفته های گذشته حوادث نا امنی و گروگان گیری و کشتار هموطنان، از حوادث تلخ و سخت کشور بود که ضرورت دارد از چند جهت به آن توجه شود: ۱. گمان دنیا بر این بود که ایرانی ها – حتی اپوزسیون مسلح – از قواعد القاعده پیروی نمی کنند.

ترور نشانه سرطان است

آنچه در جاده بم-کرمان اتفاق افتاده است به نظر من پديده منحصر به فردی است در ايران يعنی پديده ای که پيش از اين سابقه نداشته است: کشتن بی تبعيض مردمی که نمی شناسی. من در اين کشتار نشانه خطرناکی از عراقی شدن روش تروريستهای فعال در ايران می بينم. آدمربايی و گروگانگيری معمولا بر آدمهای مشخص و از-پيش-انتخاب-شده تکيه دارد

گفتار آشوری در نقد حواشی بر فرهنگ علوم انسانیپیشگامیِ دوستان‌ام، مهدیِ جامی و مهدیِ خلجی، در باز کردنِ صفحه‌ای برایِ طرحِ نکته‌هايي در بابِ درایند (مدخل)هایِ فرهنگِ علومِ انسانی، تألیفِ من، از چند جهت کارِ نیکو و ارزشمندي ست. نخست این که– همچنان که من خود در دیباچه‌یِ کتاب طلبیده یودم– زمینه‌یِ یک هم‌اندیشی را، بر اساسِ کاري انجام شده

حقيقت هر کتاب صداست

روزه سکوت من برای کشف صدا بود. مهم نيست که برنامه ای که در دست دارم به نتيجه برسد يا نرسد اما حاصل اش برای من تا همينجا بسيار گرانقدر بوده است. اين کشف دوباره صدا. ما شايد زياده جهان را چون متن ديده ايم. حال آنکه جهان پر از صداست. می دانم که متن شناسی جهان هم بسيار مهم

عزلت تراژيک عقل صالحمرگ کاشف حقيقت و مجاز تاريخ اسلام گرچه پرآوازه ترين اثر صالحى ، «شهيد جاويد» بود اما عقلگرايى صالحى به اين حوزه محدود نماند. او در سال هاى پيش از انقلاب «جمال انسانيت» را در تفسير سوره يوسف نوشت. تفسيرى كه با وجود اتكاى كامل بر نصوص قرآنى اما براى انسان عصر مدرنيته نيز داستانى جذاب، منطقى و قابل فهم

فرهنگ ايرانی و استعاره چند ماه آخر سال گذشته معتاد شده‌بودم به وبگردي . براي خودم توجيه داشتم كه مربوط به كار و موضوعات مورد علاقه و مطالعه‌ام هست. ديدم به اين اندك سواد رسانه‌اي هم بي‌توجهي كنم به چه مانم؟ به زنبور بي‌عسل. يك ماهي روزه گرفتم كه جز براي مقاله و ايميل در فضاي وب نباشم تا بتوانم

آبی آسمانی

دنيا ايستاده استسيبهايی به هوا انداخته امکه هزار چرخ بخوردو برگرددهيچيکبرنگشته استگويی نه در مدار من که در مدار ديگریچرخ می خورد هر سيب که به هوا می اندازميا ذغال گداخته سرخی می شودمثل زمينو می رود به مدار خودمدار خويشيا شهابی که سوخته می گذرد گاهی خدايی هستم که در زمين ساکن استگاهی کودکی حيراناز سيبهايی که برنگشته اند

زنان و فوتبال احمدی نژاد را متحول کرده اند

محمود احمدى نژاد رئيس جمهور ديروز در زنجان گفت: هر نوع تفكيكى كه جدايى را برساند به بانوان آسيب خواهد رساند. به گزارش خبرگزارى جمهورى اسلامى رئيس جمهور افزود: زن و مرد يك حقيقت و هر دو انسان هستند. در مقابل هم نيستند بلكه مكمل يكديگرند و حتى لطف خداوند نسبت به زنان بيشتر از مردان است. وى در عين حال گفته است:

ييلاق و قشلاق حجابتاملی در فصلی بودن اخلاق و ايستار ايرانی! باید بالاخره معنایی برای بازی های بین جامعه و حکومت ایران پیدا کرد.در هفته اخیر دوباره بازی های 27 ساله از سر گرفته شد و باز آه از نهاد همه بر آمد که باز تابستان شد و بازی های همیشگی شروع شد! دستور مقابله با بدحجابی از یک سو

شرع ناب و عرف ناباب

مخالفت تنی چند از مراجع تقليد با فرمان رئيس جمهوری برای اختصاص جايگاهی به زنان در ورزشگاهها از آن موارد نادر و بسيار جذاب برای تحليل و نشانه شناسی و مطالعه فرهنگی و سياسی است. به جنبه هايی که به نظرم می رسد گذرا اشاره می کنم اما هم اقدام آنها هم متن فتواها و دلايل آنها و هم نتيجه سياسی حاصل

وبلاگ نمايش يک نفره است وبلاگ را من يک صحنه تئاتر فردى مى‌بينم که هر آن آدم خودش در حال بازى کردن نقشى در آن است براى رضايت خود و اصولاً دوست داشتن کار بازيگری. اين ويژگى مهم وبلاگ است. به دليل توانايى‌هاى زبان وبلاگى شخصيت‌هايى از درون ما هر بار بيشتر متبلور مى‌شود. البته کم نيستند وبلاگ‌نويس‌هاى درون‌گرايى که خودشان را به

هيپوتزهايی در باره آمريکا – 3

آمريکا آخر جهان است 1 در موزه عظيم و زنده و فعال و پر بازديدکننده هوا-فضا در واشنگتن که تمام هنر پرواز آمريکا و تاريخ پرواز و دانش پروازی پايه را عرضه می کند با خود فکر کردم وقتی يک آمريکايی از اين موزه ديدن می کند و آنچه از مصنوعات گوناگون و دقيق و عظيم (واقعا عظيم مثل آپولو