اسلام هرگز دشمنانی بدتر از این متعصبان دینی نداشته است و اینها چنانچه بارها نوشته ام بهترین یاران دشمنان رسمی اسلام هستند.
پس نوشت:
معلوم است که تعصب داخلی و خارجی و ايرانی و عربی ندارد. گفتار و رفتار ابطحی و مسلمانهايی مانند او ستوده است چه در باره داخل حرف بزنند چه در باره خارج. تعصب و تندروی و راديکاليزه کردن فضا دشمنی با خويشتن است و چه بسا دست در دست دشمن داشتن. مهم نيست در انفجار حرم امامان ظاهر می شود يا در طنابی که به گردن محمد مختاری می افتد يا دشنه ای که بر سينه پروانه فروهر می نشيند يا دستی که گلوی مهندس برازنده را می فشارد يا تصادفی است که با آن استاد بزرگ احمد تفضلی به قتل می رسد. تعصب تعصب است چه در تخريب حسينيه شريعت قم چه در هتک حرمت حرم امام هشتم – که دلم برای حرم اش تنگ است- يا دهم يا يازدهم. می خواهيم آسوده زندگی کنيم. با نمادهايی که برايمان حرمت دارند با مراسم هايی که با آن زندگی مان معنا می يابد با آدمهايی که دوستمان دارند و دوستشان داريم. ما حق داريم در کنار فرهنگ خويش آسوده زندگی کنيم. تعصب همه فرصتهای ما را می کشد قتل عام می کند دروازه را برای دشمن باز می کند. تعصب دن کيشوت وار می خواهد همه دشمنان را از بين ببرد. نمی داند که خود او دشمن اصلی ماست. ما چاره ای نداريم جز بزرگداشت ميانه روی جز بزرگداشت ميانه روان. وگرنه فردايمان را مثل تا-امروزمان خراب خواهند کرد خرمقدسان و زهدفروشان و متعصبان مدعی که هيچ از حکمت طبابت نمی دانند. هيچ. من سوگوار حرم هستم و از آن بيشتر سوگوار مردمی که حرم های خود حريم های خود را به دست تندروان مانوی مسلک عبوس نقابدار و بی نقاب رها کرده اند. تندروانی که بيش از آنکه به ما خدمت کنند به دشمنان ما خدمت کرده اند.
