ناچار به تعامل با آمریکا هستیم این داستان «اشمئزاز» هم حسابی بحث انگیز شده. در این روزها حتما در جریان مواضع دکتر شیرزاد ، سعید حبیبی، نیک آهنگ ، رضا، بهنود ، مهدی جامی، فرید مدرسی ، بهمن، علی اصغر شفیعیان ، نیما راشدان و سایر دوستانی که نظر خود را درباره مذاکرات «علی افشاری» و «اکبر عطری» در کنگره
باور کردنی نیست ولی حقیقت دارد. یک زمانی دنبال پیوند حوزه و دانشگاه بودیم. بعد منصرف شدیم و دنبال پیوند دانشگاه با حوزه رفتیم. حالا ببین چه تغییرات عظیمی صورت گرفته که آن ایده ها تبدیل شده به پیوند زدن فالانژ به دانشگاه. منطق زور عریان. زور، عریانی و بی منطقی اش را زیر لوای استخوان شهیدان پنهان می کند. تنها
حضور و سخنرانی علی افشاری و اکبر عطری، دو تن از فعالان جنبش دانشجویی ایران سال های اخیر در نشست “افق های دمکراسی در ایران” در سنای آمریکا واکنشهای متفاوتی را برانگیخته است. تحلیل با دستگاه فکری در-گذشته تحلیل هایی که در مخالفت با حضور افشاری و عطری در سنای آمریکا ارائه شده است بیانگر در هم آمیختن کارکردهای حوزه
فی تقلب الاحوال علم جواهر الرجالدر بحران آشکار می شود گوهر مردمان بحرانها نقطه شروع، نقطه اوج و نقطه افول دارند. در نقطه شروع همه در حال صبر و انتظارند. اعتماد به نقطه صفر نزدیک میشود. همانقدر که نرخ سرمایه گذاری افزایش مییابد، نرخ دوستی کردن نیز افزایش مییابد. نرخ صداقت نیز. بسیاری به دالانهای هزار تو بدل میشوند. بسیاری
افشاری و عطری تابوی بزرگی را شکستند روشن است که ایران و آمریکا به سوی یک رویارویی تمامعیار میروند. اما وضعیت دقیقا همان نیست که سال گذشته بود وقتی زمزمههای حمله به ایران مطرح شد. من رفتن افشاری و عطری را به آمریکا نشانه مهمی از تغییر در وضعیت می بینم. افشاری و عطری دانسته یا ندانسته به راهی قدم گذاشته اند که
ساعت دموکراتیک و ساعت هسته ای تیمونی گارتون اش در مقالهاش در روزنامه گاردین میگوید که ایران هم در دستیابی به قدرت هستهای جلو میرود و هم در جنبش دموکراسیخواهی. میگوید باید اروپا به جای اینکه فقط تمام نیرویش را در متوقف کردن اولی بگذارد بهتر است به پیشرفت دومی کمک کند و بدون توجه به ارتباط این دو، غرب ممکن
هیچ علاقه ای برای ورود به این دست مباحث نداشتم اما به نظرم ماجرا مهمتر از آن است که نادیده گرفته شود: کلاغ سیاه: آهای ملت، شاید شما بگین این توهم توطئه است اما تمام شواهد و تجربیات گذشته شاهد بر این ادعا است که حمله ی پلیس به گردهمائی زنان در استادیوم آزادی و همچنین پارک دانشجو دو حمله
تجمع زنان به مناسبت روز زن در پارک دانشجوی تهران که با شدت سرکوب شد. عکس از وبلاگ خوب کسوف بچه هایمان را زدند! جلوی چشمان من! عابران را! پیر را! جوان را! وحشیانه زدند! به هیچ کس رحم نمیکردند! روز زنمان مبارک! روز مردمان مبارک! تبریک به انسانیت! ما ملتی متمدن بودیم. هستیم؟ – شیرین احمد نیا ماموران کیسه های پر
مقدمه: برای من که زندگی ام در عشق های مکرر گذشته است گفتگو از تن و زن آسان نیست. اما شعر شاملو را می فهمم. زن همه تن است اما همیشه چیزی فراتر از تن هم هست. لطیفه ای که حافظ «آن» می خواند. که در تن نیست اما با تن هست. خسته می شوم از این منطق دوگانه یا
در فراسوی مرزهای تن می توان دوست داشت؟ موضوع تن فقط به زن محدود نیست روشن است اما ظاهرا این هم روشن باید باشد که رابطه زن و تن رابطه ای بنیادین است (بنیادی تر از رابطه مرد و تن اش) که در میان ما جماعت هنوز در باره اش بحث نشده است یا بحث ها در حد ابتدایی است
ما و آمریکا عکس از: نادر داوودی درس امروز، پلاکارد امروز: Don’t with USA کلمات و ترکیبات تازه: هنر+ هنرستان+ صنعت و صنعتی+ حر و حریت+ یاحسین+ یاعلی+ اقتدا+ ورزشکاری+ جوانی+ پهلوانی+ فوتبال+ مدرسه ما+ علم مدرسه و علم هسته ای ما+ آیین نگارش+ ربط مفاهیم+ درس انگلیسی+ آیین تخمه شکنی و پلاکارد هواکنی+ ورامین مشت خروار وطن ما ایران+ پلاکارد
گزارش روزآنلاین در باره به بازار آمدن تقویم جنسی یکی از نمونه های روشن از-آنور-بام-افتادگی است! من بشدت با آموزش جنسی موافقم و اصل ورود به این موضوع را بسیار مهم می بینم. گزارشگر روز طوری حرف می زند که انگار گناه کبیره صادر شده و کتابی چاپ شده که علی القاعده باید سانسور می شده و چاپ نمی شده.
لبنان جایی که درهای جهان باز استبرهنه کردم پاهایم را، امشب، روی سنگریزههای ساحلِ مدیترانه و راه رفتم آنقدر که ردپای شنماسههای کرانهی دریا تا روزها بر کفِ تنام جا بماند و آهنگِ آرام و تیرهی امواج تا شبها در گوشِ اندامام جاری شود. در خیانت و آوارگی صدای بوق کشتیها از دور میآید. موجها نفیری میکشند و به کناره پناه
مدتیه این آقای سیبستان رفته تو لاک خودش و نمی نویسه. می گم چرا می گه روزه سکوت دارم. می گه داره روی سکوت بمثابه هندسه گفتار تاملات می کنه. من هم از فرصت استفاده کردم و اینجا می نویسم. البته خودش هم اجازه داده وا ولی خیلی هم خوشش نمی آد. من گفتم تا دوره سکوت سیبستان بگذره من
آن ها گناهی نداشتند!به بهانه مسابقه هولوکاست در روزنامه همشهری مانا نیستانیچند هفتهای است که چندان حال و روز خوشی ندارم. افتخارت این باشد که کاریکاتوریست هستی و بعد، کاریکاتور اینطور مطرح شود و در صدر اخبار قرار گیرد: وسیلهای برای استهزاء، توهین به اعتقادات و بیحرمتی به باور میلیونها انسان. حرکتی که کاریکاتوریستهای دانمارکی علیه پیامبر اسلام انجام دادند
اسلام هرگز دشمنانی بدتر از این متعصبان دینی نداشته است و اینها چنانچه بارها نوشته ام بهترین یاران دشمنان رسمی اسلام هستند. محمد علی ابطحی پس نوشت:معلوم است که تعصب داخلی و خارجی و ایرانی و عربی ندارد. گفتار و رفتار ابطحی و مسلمانهایی مانند او ستوده است چه در باره داخل حرف بزنند چه در باره خارج. تعصب و تندروی
عملیاتی کردن برخورد تمدنها؟ پس از حملات تروریستی ۱۱سپتامبر ، جرج بوش از آغاز “جنگهای صلیبی جدید” خبر داد. کاخ سفید ، البته یکی دو روز بعد ا زاین “تصریح مه آلود”، کوشید حرف پرزیدنت را توجیه کند و به مسلمانان این اطمینان را بدهد که مورد تهدید نیستند ، ولی آیا بوش ، آن” سخن حساس” را بی هیچ
برای من بسیار قابل تامل است که کدامیک از اندیشه گران و بسیجگران مسلمان در باره بحران کاریکاتورها می نویسند. بسیاری ها ننوشته اند. اما کسانی که نوشته اند کسانی اند که حساسیت اجتماعی بالایی دارند. مثل عماد باقی یا مثل شیرین عبادی. گفته های نغز محمد خاتمی را هم فراموش نکرده ام. دکتر سروش را هم. اما سوال من
در مجموع بحث های مربوط به کاریکاتورها فکر می کنم اجماعی به وجود آمده است که هر دوسوی افراطی در اروپا و در جهان اسلام را طرد می کند. اما واقعیت سیاسی این است که افراطگرایی فعال است. نتیجه آن این شده است که اکثریت گروگان رفتارهای اقلیت شده است. اقلیت های ضدمهاجر سیمای اروپا را می سازند بناحق و اقلیت های تندرو اسلامی برای
شالوده اسلامی سکولاریسم ترکیه نه تنها در اندک نوشتههای فارسی که حتا در بیشتر آثاری که به زبانهای فرنگی درباره تکوین ترکیه مدرن نگاشته شدهاند، پیکربندی ترکیه مدرن بر پایه اندیشه سکولاریسم و حذف دین از سامانگیری سیاسی و اجتماعی جامعه بازنموده شده است. ادعای اصلی این کتاب*، درست خلاف آن است. نویسنده استدلال میکند که طرح سکولاریستی کمال آتاتورک، بنیانگذار
به محبوب هایم از آنکه معنای نامش شاهان بود تا این یک که خود شهزاده است که نحن لانفرق بین احد منهم؛و به دیدارشناسان وطنم از آخر به اول: آخر چرا تابلوهای عشق ما در لابلای کتابهای خطی مدفون است؟ مثل عشقهامان که باید در پستو پنهان باشد؟ نه راستی چرا اهل همت ما که دسترسی به کتبخانه ها دارند و از
آیا انتشار کاریکاتورها حسابشده بود؟ انتشار دوباره ی کارتون ها کاری حساب شده بوده است. زیرا واضح بود که این عمل با واکنش شدیدی از جانب مسلمانان بنیادگرا مواجه خواهد شد و پرواضح است که این واکنش قابل پیش بینی بوده است. پس می توان گفت که برای تعمیم دادن یک سری خواص (مثل خشونت طلبی و یا بیگانگی با
آقای رئیس جمهور! هولوکاست افسانه نیست هارون یشایایی رئیس انجمن کلیمیان تهران طی نامه ای به محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران نوشته است: “برنامه سازیها و تأکیدات روزانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی و بعضی دیگر از رسانه های گروهی بر افسانه بودن کشتار یهودیان به دست رژیم نازیهای هیتلری (هولوکاست) و به چالش کشیدن یکی از بدیهی ترین
تاریخ معنوی ما تاریخ ارادت است داشتم هفت سنگ ویژه محرم را مرور میکردم. در یکی از نوشته ها تا به کلمه ارادت رسیدم حالی رفت و برخاستم و با خود اندیشیدم که ارادت از مهمترین و گویاترین شاخصهای معنوی ماست. برای منی که مدام میپرسم ما مردم با دیگر مردمان چه تفاوتها داریم که سرنوشت ما را متفاوت کرده
بنیادگرایان سکولار شریک بنیادگرایان دینی عبدالکریم سروش ظالم آن قومی که چشمان دوختندوز سخن ها عالمی را سوختند حق آزادی بیان گویا امروزه تکلیفی شده است تا با نام محمد گستاخی و دلیری کنند. از این خصمانه تر چنگ در خون آزادی نمی توان برد. مسلمانان از این کار رائحه توطئه و تخریب می شنوند و در آن رسم تطاول
نوحه خوانی در عاشورا من فکر می کنمنباید دین را به دست جاهلان رها کردنباید دین رابه دست جاهلان ورندانرها کرد حتی اگر دین نداریمآزادی ما حکم می کند آزادگی ما حکم می کند این چهره ما نیستاین تصویر ما نیستنمی خواهیم آینده ما به دست اینان باشدنمی خواهیم اینانبرای ماآیندهبسازند اگر امروز آنچه را می خواهیم آشکار نگوییمفردا همه این سنگ پراکنی
دیشب که در عکس های حمله به سفارتخانه دانمارک در تهران سیاحت می کردم و مدام بر حیرتم می افزود می خواستم یادداشتی بنویسم و به این اشاره کنم که چقدر دنیای ما کاریکاتوری شده است! جمع نشد خاطرم که پراکنده بود. گاهی نمی شود. شاید هم خیر تو در این باشد به قول حافظ. اوضاع ولی حسابی کاریکاتوری است.
لذتی دارد بالا رفتن از دیوار سفارت آنقدر که حتی بعد از ۲۷ سال هم آدم دلش می خواهد بداند آن لذت تسخیر چه بود. اما کمی دیر است برادر! شما به سن عقل نرسیده اید؟ یا این نمایش است؟ کاریکاتور. هان؟ آدم از دیوار جایی بالا برود جلو چشم ماموران؟ آخوند هم باشد. حتما کاریکاتور است. فقط در دنیای کاریکاتوری
Danish paper rejected Jesus cartoons Gwladys Fouché and agenciesMonday February 6, 2006Guardian Jyllands-Posten, the Danish newspaper that first published the cartoons of the prophet Muhammad that have caused a storm of protest throughout the Islamic world, refused to run drawings lampooning Jesus Christ, it has emerged today. The Danish daily turned down the cartoons of Christ three years ago, on
در ستایش انقلابی که بود نقد و معرفی مهدی خلجی از کتاب ژانت آفاری در باره فوکو و انقلاب ایران را بسیار خواندنی یافتم. در آن نکات ارزشمندی هست برای هر کس که به انقلاب ایران اندیشیده یا در تجربه بی همتای آن سهیم بوده است. به قول بهمن جلالی در مصاحبه اش با شرق: «اتفاقى جلوى چشممان مى افتاد که فقط
به این اسلام کافرم! این روزها از در و دیوار مزخرفات و خرافه می بارد. در سایت وزین هفتان دیدم خر-مرد رندی یا نادان گولخواری یا دوست خاله-خرسه واری لینک داده به کسی مانند خودش که بعله قرآن حادثه ۱۱ سپتامبر را پیش بینی کرده است! با این تفاصیل: حادثه فرو ریختن دو ساختمان مرکز اقتصادی آمریکا که بزرگترین ساختمانهای جهان
قانون و کاریکاتور ماده نوزدهم۱-هر کس حق دارد که نظرات خود را بدون دخالت و مانع (دیگران) بیان دارد.(حفظ کند)۲-هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی کسب دانش، گرفتن و دادن اطلاعات و هر نوع عقایدی، بدون توجه به چگونگی ارائه آن (آرایش) بطور زبانی یا نوشتاری یا چاپی و در شکل هنری یا بهر وسیله دیگری
زلزله ای که در راه است این روزها میبینم که آنچه بیشتر از همه در نوشته های دوستان ام یا تحلیلگران ایرانی تکرار میشود بیم از آینده نزدیکی است که در آن رو-در-رویی جهان با ایران ممکن است به برخوردی نظامی بینجامد. من بدون اینکه بخواهم وارد این بحث شوم و در باره آینده این رو-در-رویی و آنچه ممکن است
۱ اول از همه باید بگویم خبر واکنش وزارت خارجه آمریکا برای من خیلی جالب بود. به قول زبانشناسها میزان خبرش بالا بود – تحلیل سیاسی اش بماند (ولی هیچ رابطه ای با این خبر دارد؟): آمریکا از روزنامه های اروپایی که دست به انتشار مجدد کاریکاتورهای حضرت محمد زده اند انتقاد کرده است. وزارت خارجه آمریکا این کاریکاتورها را
آسیب شناسی شیوه اعتراض مسلمانان پیشتر اشاره ای کردم در باب توهین و قدرت. در این یادداشت می کوشم، به کوتاهی، یکی از جنبه های متعدد بحث را از این منظر توضیح دهم. برای دیدن رابطه توهین (که نوعی سلب حق شما در داشتن عقیده است) و قدرت ( چه در توهین کردن یا بازداری از توهین) باید از شیوه اعتراض پرسید. چگونه می توان اعتراض کرد؟ دیده ام
مادام بودریار در آمریکانوشته مادام میم که پاره ای از سفرنامه آمریکای اوست مرا به یاد آمریکای بودریار می اندازد. جز اینکه این یکی کلی حرف حسابی دارد از منظری ایرانی. امیدوارم این دست نوشته ها را ادامه دهد و بیشتر بنویسد. قلم او بسیار نکته سنجانه است: وقتی از مملکتت دور هستی و در جائی به سر می بری
راههای نرفته روشنفکران و اصلاحگران دینی هنوز باورم نمی شود که اینهمه نشریات مختلف در کشورهای اروپایی دست به انتشار کاریکاتورهایی زده باشند که مسلمانها را آزرده می کند فقط به این دلیل که می خواهند نشریه دانمارکی یولاندز پستن در مقابل سیل فشارهای جامعه عربی و اسلامی تنها نماند. این یعنی چه؟ این دفاع از آزادی است؟ یا لجبازی؟ یا
۸۰ درصد آنچه به نام دین در جامعه ما مطرح است ربطی به دین ندارد-احمد قابل این شیخنا احمد قابل از آن آدمهای نازنین و شجاعی است که دانا به دین و آگاه به زمانه است و روی پای خودش می ایستد. حیف که وبلاگ اش به اندازه افکارش به-روز نیست و از نظر زیباشناختی و کاربری ضعیف است (نثرنویسی