Category: دسته بندی عمومی

وبلاگ، کارخانه مفهوم سازی

بند يکم: 1  توی سر وبلاگ نزنيم ديدخود را عوض کنيم: وبلاگ امروز می‌دانيم که آن رسانه انقلابی که فکر می‌کرديم نيست. همه چيز را زير-و-رو نمی‌کند. اما وقتی می‌بينيم از آنچه توقع می‌کرده ايم وبلاگ نااميدمان کرده است به نظر من مضحک است که به سر وبلاگ بزنيم و وبلاگ‌نويسان، يا اظهار نااميدی کنيم و بگوييم شايد در آينده

بهترين يادداشت وبلاگی در باره آزادی گنجی:شادی آزادی را سهل از دست ندهيم من شاد ام، گنجی آزاد شد، و این خوش­حال­کننده­ترین خبری بود که امسال شنیدم. امروز، سر کار، صبح تا شب توی نت بودم، عکس­ها را صد بار نگاه کردم و نظرها و نوشته­ها را یک به یک خواندم. چه می­شود کرد: اشک­ام را در می­آورد این آدم،

پايان شب سيه سپيد است

شکر ايزد که به اقبال کله گوشه گلنخوت باد دی و شوکت خار آخر شد آزادی گنجی آزادی کلمه حق در برابر سلطان جائر است. آزادی زندگی است. پايان عصر انقلاب يک نفره است. پيروزی نقد همراه-با-ستايش است. پيروزی اميد است. ما همه با گنجی رشد کرديم. اين نوروز است. روز نو. اين نوروز بر همه آنها که با اين مرد دم

نوروز خانواده گنجی دهم فروردين است

دستگاه قضايی ايران با محاسبه دقيق، تمام حقوق زندانی و زندانبان را تعيين می کند. از آنجا که در مورد اکبر گنجی همه حقوق زندانی رعايت شده است در پايان محکوميت اش نوبت به رعايت حقوق زندان و زندانبان رسيده است. بنابرين سفره هفت سين خانواده گنجی منتظر می ماند تا او ده روز ديرتر به خانه برسد: «محمود سالاركيا

ناچار به تعامل با آمريکا هستيم این داستان «اشمئزاز» هم حسابی بحث انگیز شده. در این روزها حتما در جریان مواضع دکتر شیرزاد ، سعید حبیبی، نیک آهنگ ، رضا، بهنود ، مهدی جامی، فرید مدرسی ، بهمن، علی اصغر شفیعیان ، نیما راشدان و سایر دوستانی که نظر خود را درباره مذاکرات «علی افشاری» و «اکبر عطری» در کنگره

باور کردنی نيست ولی حقيقت دارد. يک زمانی دنبال پيوند حوزه و دانشگاه بوديم. بعد منصرف شديم و دنبال پيوند دانشگاه با حوزه رفتيم. حالا ببين چه تغييرات عظيمی صورت گرفته که آن ايده ها تبديل شده به پيوند زدن فالانژ به  دانشگاه. منطق زور عريان. زور، عريانی و بی منطقی اش را زير لوای استخوان شهيدان پنهان می کند. تنها

بديل منتقدان افشاری-عطری برای حفظ منافع ايران چيست؟

حضور و سخنرانی علی افشاری و اکبر عطری، دو تن از فعالان جنبش دانشجويی ايران سال های اخير در نشست “افق های دمکراسی در ايران” در سنای آمريکا واکنشهای متفاوتی را برانگیخته است. تحليل با دستگاه فکری در-گذشته تحلیل هایی که در مخالفت با حضور افشاری و عطری در سنای آمریکا ارائه شده است بیانگر در هم آمیختن کارکردهای حوزه

فی تقلب الاحوال علم جواهر الرجالدر بحران آشکار می شود گوهر مردمان بحران‌ها نقطه شروع، نقطه اوج و نقطه افول دارند. در نقطه شروع همه در حال صبر و انتظارند. اعتماد به نقطه ‏صفر نزدیک می‌شود. همانقدر که نرخ سرمایه گذاری افزایش می‌یابد، نرخ دوستی کردن نیز افزایش می‌یابد. نرخ ‏صداقت نیز. بسیاری به دالان‌های هزار تو بدل می‌شوند. بسیاری

ما و تابوی آمريکا

افشاری و عطری تابوی بزرگی را شکستند روشن است که ايران و آمريکا به سوی يک رويارويی تمام‌عيار می‌روند. اما وضعيت دقيقا همان نيست که سال گذشته بود وقتی زمزمه‌های حمله به ايران مطرح شد. من رفتن افشاری و عطری را به آمريکا نشانه مهمی از تغيير در وضعيت می بينم. افشاری و عطری دانسته يا ندانسته به راهی قدم گذاشته اند که

ساعت دموکراتيک و ساعت هسته ای تیمونی گارتون اش در مقاله‌اش در روزنامه گاردین می‌گوید که ایران هم در دستیابی به قدرت هسته‌ای جلو می‌رود و هم در جنبش دموکراسی‌خواهی. می‌گوید باید اروپا به جای اینکه فقط تمام نیرویش را در متوقف کردن اولی بگذارد بهتر است به پیشرفت دومی کمک کند و بدون توجه به ارتباط این دو، غرب ممکن

پاتک عمليات روانی

هيچ علاقه ای برای ورود به اين دست مباحث نداشتم اما به نظرم ماجرا مهمتر از آن است که ناديده گرفته شود: کلاغ سياه: آهاي ملت، شايد شما بگين اين توهم توطئه است اما تمام شواهد و تجربيات گذشته شاهد بر اين ادعا است که حمله ي پليس به گردهمائي زنان در استاديوم آزادي و همچنين پارک دانشجو دو حمله

انقلاب بعدی انقلاب زنان است

تجمع زنان به مناسبت روز زن در پارک دانشجوی تهران که با شدت سرکوب شد. عکس از وبلاگ خوب کسوف بچه هایمان را زدند! جلوی چشمان من! عابران را! پیر را! جوان را! وحشیانه زدند! به هیچ کس رحم نمی‌کردند! روز زن‌مان مبارک! روز مردمان مبارک! تبریک به انسانیت! ما ملتی متمدن بودیم. هستیم؟ – شیرین احمد نیا ماموران کیسه های پر

نشانه شناسی سکسوال-سوسيال خودرودر ادامه بحث من و تن من خود رویی که آن را می رانم ادامه من است. گویی بدن من به هسته ای برای کالبدی تازه تبدیل شده و جسمم به مغزی برای هدایت آن. فرمان خودرو ادامه دست هایم، پدال ها و بعد چرخ ها ادامه پاهایم، شیشه ها و پنجره ها و آیینه ها ادامه

و تن وطن ماست

مقدمه: برای من که زندگی ام در عشق های مکرر گذشته است گفتگو از تن و زن آسان نيست. اما شعر شاملو را می فهمم. زن همه تن است اما هميشه چيزی فراتر از تن هم هست. لطيفه ای که حافظ «آن» می خواند. که در تن نيست اما با تن هست. خسته می شوم از اين منطق دوگانه يا

تن و زنانگی زن

در فراسوی مرزهای تن می توان دوست داشت؟ موضوع تن فقط به زن محدود نيست روشن است اما ظاهرا اين هم روشن بايد باشد که رابطه زن و تن رابطه ای بنيادين است (بنيادی تر از رابطه مرد و تن اش) که در ميان ما جماعت هنوز در باره اش بحث نشده است يا بحث ها در حد ابتدايی است

ما و آمريکا عکس از: نادر داوودی درس امروز، پلاکارد امروز: Don’t with USA کلمات و ترکيبات تازه: هنر+ هنرستان+ صنعت و صنعتی+ حر و حريت+ ياحسين+ ياعلی+ اقتدا+ ورزشکاری+ جوانی+ پهلوانی+ فوتبال+ مدرسه ما+ علم مدرسه و علم هسته ای ما+ آيين نگارش+ ربط مفاهيم+ درس انگليسی+ آيين تخمه شکنی و پلاکارد هواکنی+ ورامين مشت خروار وطن ما ايران+ پلاکارد

تقويم جنسی و روشنفکربازی

گزارش روزآنلاین در باره به بازار آمدن تقويم جنسی يکی از نمونه های روشن از-آنور-بام-افتادگی است! من بشدت با آموزش جنسی موافقم و اصل ورود به اين موضوع را بسيار مهم می بينم. گزارشگر روز طوری حرف می زند که انگار گناه کبيره صادر شده و کتابی چاپ شده که علی القاعده بايد سانسور می شده و چاپ نمی شده.

لبنان جايی که درهای جهان باز استبرهنه کردم پاهايم را، امشب، روی سنگ‌ريزه‌های ساحلِ مديترانه و راه رفتم آن‌قدر که ردپای شن‌ماسه‌های کرانه‌ی دريا تا روزها بر کفِ تن‌ام جا بماند و آهنگِ آرام و تيره‌ی امواج تا شب‌ها در گوشِ اندام‌ام جاری شود.  در خيانت و آوارگی صدای بوق کشتی‌ها از دور می‌آيد. موج‌ها نفيری می‌کشند و به کناره پناه

باسمه های روشنفکرا و زناشون

مدتيه اين آقای سيبستان رفته تو لاک خودش و نمی نويسه. می گم چرا می گه روزه سکوت دارم. می گه داره روی سکوت بمثابه هندسه گفتار تاملات می کنه. من هم از فرصت استفاده کردم و اينجا می نويسم. البته خودش هم اجازه داده وا ولی خيلی هم خوشش نمی آد. من گفتم تا دوره سکوت سيبستان بگذره من

آن ها گناهی نداشتند!به بهانه مسابقه هولوكاست در روزنامه همشهري مانا نيستانیچند هفته‌اي است كه چندان حال و روز خوشي ندارم. افتخارت اين باشد كه كاريكاتوريست هستي و بعد، كاريكاتور اين‌طور مطرح شود و در صدر اخبار قرار گيرد: وسيله‌‌اي براي استهزاء، توهين به اعتقادات و بي‌حرمتي به باور ميليون‌ها انسان. حركتي كه كاريكاتوريست‌هاي دانماركي ‌عليه پيامبر اسلام انجام دادند

اسلام راه ميانه؛ راه را گم نکنيم

اسلام هرگز دشمنانی بدتر از این متعصبان دینی نداشته است و اینها چنانچه بارها نوشته ام بهترین یاران دشمنان رسمی اسلام هستند. محمد علی ابطحی پس نوشت:معلوم است که تعصب داخلی و خارجی و ايرانی و عربی ندارد. گفتار و رفتار ابطحی و مسلمانهايی مانند او ستوده است چه در باره داخل حرف بزنند چه در باره خارج. تعصب و تندروی

كاريكاتورها؛ هدف: تضعيف ميانه روهای جهان اسلام؟

عملياتی کردن برخورد تمدنها؟ پس از حملات تروريستي 11سپتامبر ، جرج بوش از آغاز “جنگهاي صليبي جديد” خبر داد. كاخ سفيد ، البته يكي دو روز بعد ا زاين “تصريح مه آلود”، كوشيد حرف پرزيدنت را توجيه كند و به مسلمانان اين اطمينان را بدهد كه مورد تهديد نيستند ، ولي آيا بوش ، آن” سخن حساس” را بي هيچ

ما قربانيان فضای دوقطبی

برای من بسيار قابل تامل است که کداميک از انديشه گران و بسيجگران مسلمان در باره بحران کاريکاتورها می نويسند. بسياری ها ننوشته اند. اما کسانی که نوشته اند کسانی اند که حساسيت اجتماعی بالايی دارند. مثل عماد باقی يا مثل شيرين عبادی. گفته های نغز محمد خاتمی را هم فراموش نکرده ام. دکتر سروش را هم. اما سوال من

رهايی از ديپلماسی انتحاری

در مجموع بحث های مربوط به کاريکاتورها فکر می کنم اجماعی به وجود آمده است که هر دوسوی افراطی در اروپا و در جهان اسلام را طرد می کند. اما واقعيت سياسی اين است که افراطگرايی فعال است. نتيجه آن اين شده است که اکثريت گروگان رفتارهای اقليت شده است. اقليت های ضدمهاجر سيمای اروپا را می سازند بناحق و اقليت های تندرو اسلامی برای

شالوده اسلامی سکولاريسم ترکيه نه تنها در اندک نوشته‌های فارسی که حتا در بيشتر آثاری که به زبان‌های فرنگی درباره تکوين ترکيه مدرن نگاشته شده‌اند، پيکربندی ترکيه مدرن بر پايه انديشه سکولاريسم و حذف دين از سامان‌گيری سياسی و اجتماعی جامعه بازنموده شده است. ادعای اصلی اين کتاب*، درست خلاف آن است. نويسنده استدلال می‌کند که طرح سکولاريستی کمال آتاتورک، بنيان‌گذار

تصویرهای عشق ما کجاست؟

به محبوب هایم از آنکه معنای نامش شاهان بود تا این یک که خود شهزاده است که نحن لانفرق بین احد منهم؛و به دیدارشناسان وطنم از آخر به اول: آخر چرا تابلوهای عشق ما در لابلای کتابهای خطی مدفون است؟ مثل عشق‌هامان که بايد در پستو پنهان باشد؟ نه راستی چرا اهل همت ما که دسترسی به کتبخانه ها دارند و از

آيا انتشار کاريکاتورها حسابشده بود؟ انتشار دوباره ی کارتون ها کاری حساب شده بوده است. زیرا واضح بود که این عمل با واکنش شدیدی از جانب مسلمانان بنیادگرا مواجه خواهد شد و پرواضح است که این واکنش قابل پیش بینی بوده است. پس می توان گفت که برای تعمیم دادن یک سری خواص (مثل خشونت طلبی و یا بیگانگی با

آقای رئيس جمهور! هولوکاست افسانه نيست هارون يشايايی رئيس انجمن کليميان تهران طی نامه ای به محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران نوشته است: “برنامه‏ سازيها و تأکيدات روزانه صدا و سيمای جمهوری اسلامی و بعضی ديگر از رسانه ‏های گروهی بر افسانه بودن کشتار يهوديان به دست رژيم نازيهای هيتلری (هولوکاست) و به چالش کشيدن يکی از بديهی ‏ترين

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

تاريخ معنوی ما تاريخ ارادت است داشتم هفت سنگ ويژه محرم را مرور می‌کردم. در يکی از نوشته ها تا به کلمه ارادت رسيدم حالی رفت و برخاستم و با خود انديشيدم که ارادت از مهمترين و گوياترين شاخص‌های معنوی ماست. برای منی که مدام می‌پرسم ما مردم با ديگر مردمان چه تفاوتها داريم که سرنوشت ما را متفاوت کرده

بنيادگرايان سکولار شريک بنيادگرايان دينی عبدالکريم سروش  ظالم آن قومي که چشمان دوختندوز سخن ها عالمي را سوختند حق آزادي بيان گويا امروزه تکليفي شده است تا با نام محمد گستاخي و دليري کنند. از اين خصمانه تر چنگ در خون آزادي نمي توان برد. مسلمانان از اين کار رائحه توطئه و تخريب مي شنوند و در آن رسم تطاول

به نام محمد سنگ نيندازيد

نوحه خوانی در عاشورا من فکر می کنمنبايد دين را به دست جاهلان رها کردنبايد دين رابه دست جاهلان ورندانرها کرد حتی اگر دين نداريمآزادی ما حکم می کند آزادگی ما حکم می کند اين چهره ما نيستاين تصوير ما نيستنمی خواهيم آينده ما به دست اينان باشدنمی خواهيم اينانبرای ماآيندهبسازند اگر امروز آنچه را می خواهيم آشکار نگوييمفردا همه اين سنگ پراکنی

قضيه بشدت بودار است

ديشب که در عکس های حمله به سفارتخانه دانمارک در تهران سياحت می کردم و مدام بر حيرتم می افزود می خواستم يادداشتی بنويسم و به اين اشاره کنم که چقدر دنيای ما کاريکاتوری شده است! جمع نشد خاطرم که پراکنده بود. گاهی نمی شود. شايد هم خير تو در اين باشد به قول حافظ. اوضاع ولی حسابی کاريکاتوری است.

لذتی  دارد بالا رفتن از ديوار سفارت آنقدر که حتی بعد از 27 سال هم آدم دلش می خواهد بداند آن لذت تسخير چه بود. اما کمی دير است برادر! شما به سن عقل نرسيده ايد؟ يا اين نمايش است؟ کاريکاتور. هان؟ آدم از ديوار جايی بالا برود جلو چشم ماموران؟ آخوند هم باشد. حتما کاريکاتور است. فقط در دنيای کاريکاتوری

Danish paper rejected Jesus cartoons Gwladys Fouché and agenciesMonday February 6, 2006Guardian  Jyllands-Posten, the Danish newspaper that first published the cartoons of the prophet Muhammad that have caused a storm of protest throughout the Islamic world, refused to run drawings lampooning Jesus Christ, it has emerged today. The Danish daily turned down the cartoons of Christ three years ago, on

شور فيلسوفانه برای سياست معنوی

در ستايش انقلابی که بود نقد و معرفی مهدی خلجی از کتاب ژانت آفاری در باره فوکو و انقلاب ايران را بسيار خواندنی يافتم. در آن نکات ارزشمندی هست برای هر کس که به انقلاب ايران انديشيده يا در تجربه بی همتای آن سهيم بوده است. به قول بهمن جلالی در مصاحبه اش با شرق: «اتفاقى جلوى چشممان مى افتاد كه فقط

به اين اسلام کافرم! اين روزها از در و ديوار مزخرفات و خرافه می بارد. در سايت وزين هفتان ديدم خر-مرد رندی يا نادان گولخواری يا دوست خاله-خرسه واری لينک داده به کسی مانند خودش که بعله قرآن حادثه 11 سپتامبر را پيش بينی کرده است! با اين تفاصيل: حادثه فرو ریختن دو ساختمان مرکز اقتصادی آمریکا که بزرگترین ساختمانهای جهان

قانون و کاريکاتور ماده نوزدهم1-هر کس حق دارد که نظرات خود را بدون دخالت و مانع (دیگران) بیان دارد.(حفظ کند)2-هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی کسب دانش، گرفتن و دادن اطلاعات و هر نوع عقایدی، بدون توجه به چگونگی ارائه آن (آرایش) بطور زبانی یا نوشتاری یا چاپی و در شکل هنری یا بهر وسیله دیگری

آينده ما پس از بحران هسته ای

زلزله ای که در راه است اين روزها می‌بينم که آنچه بيشتر از همه در نوشته های دوستان ام يا تحليلگران ايرانی تکرار می‌شود بيم از آينده نزديکی است که در آن رو-در-رويی جهان با ايران ممکن است به برخوردی نظامی بينجامد. من بدون اينکه بخواهم وارد اين بحث شوم و در باره آينده اين رو-در-رويی و آنچه ممکن است

در باره هراس ايراني در شهر خود قدم كه مي گذاري بيرون فرصت فكر كردن را از تو ميگيرند، كسي چيزي ميگويد و مي رود و باز و باز و باز… كلافه ترس مي شوي و مي نشيني كنج خانه. ايراني و در شهري غريب، دلت مي گيرد و مجبور به نگاه از پنجره مي ماني و بس! بيرون گرگ

نقد کن بيزار نکن از آزادی چماق مقدس درست نکن

1 اول از همه بايد بگويم خبر واکنش وزارت خارجه آمريکا برای من خيلی جالب بود. به قول زبانشناس‌ها ميزان خبرش بالا بود – تحليل سياسی اش بماند (ولی هيچ رابطه ای با اين خبر دارد؟): آمريکا از روزنامه های اروپايی که دست به انتشار مجدد کاريکاتورهای حضرت محمد زده اند انتقاد کرده است. وزارت خارجه آمريکا اين کاريکاتورها را