آن ها گناهی نداشتند!
به بهانه مسابقه هولوكاست در روزنامه همشهري
مانا نيستانی
چند هفتهاي است كه چندان حال و روز خوشي ندارم. افتخارت اين باشد كه كاريكاتوريست هستي و بعد، كاريكاتور اينطور مطرح شود و در صدر اخبار قرار گيرد: وسيلهاي براي استهزاء، توهين به اعتقادات و بيحرمتي به باور ميليونها انسان.
حركتي كه كاريكاتوريستهاي دانماركي عليه پيامبر اسلام انجام دادند تمام همكاران من را – فارغ از گرايشهاي فكري متنوعشان – رنجانيد و به واكنش واداشت، زيرا پيش از هر چيز، اصل مسلمي را كه هر كاريكاتوريست مسلمان و غيرمسلمان به آن پايبند است زيرپا گذاشته بود: اصل احترام به باورهاي مذهبي، چه اسلام چه مسيحيت و چه يهود.
با وجود تمام واكنشهاي مثبتي كه دوستان و همكارانم نشان دادند – نامههايي كه نوشتند و امضا كردند و آثاري كه كشيدند – آن حس بد همچنان با من است. وقتي عضو خانوادهاي باشي كه يكي از اعضاي آن – گيرم در آن سر دنيا – مرتكب اشتباه ميشود، انگار نام خانوادگيات لكهدار شده و معذب ميشوي.
در كشوقوس اين احساسات آزاردهنده و اخبار بد، چيز ديگري شنيدم كه حالم را بدتر از بد كرد: روزنامه وزين همشهري، مسابقهاي برگزار كرده كه موضوع آن «هولوكاست» است و برنده آن جايزهاي – با معيار مسابقات جهاني كاريكاتور – كلان (12 هزار دلار) خواهد برد!
حدود 60 سال پيش حكومت رايش سوم به رهبري آدولف هيتلر، يكي از خونخوارترين حاكمان تاريخ بشر، در فاز اجرايي نظريههاي نژادپرستانه خود، تعداد كثيري از مردم بيگناهي را كه هيتلر و حزب نازي نژادشان را پست ميدانست قتلعام كرد و اجسادشان را سوزاند. اين واقعه در تاريخ با عنوان «هولوكاست» معروف است، يهوديان بخش عمدهاي از قربانيان آن فاجعه را تشكيل ميدادند. سالها بعد، اين واقعه ابزاري در دست صهيونيستها شد تا به بهانه آن، اشغال اراضي فلسطين را توجيه كنند. مسابقه كاريكاتور «هولوكاست» اين شعار مقبول و معقول را دستمايه كار قرار داده است: چرا تاوان هولوكاست را فلسطينيان بايد بپردازند؟
تا جايي كه من خبر دارم بر سر تعداد قربانيان هولوكاست بحث و مناقشه فراوان است. عدهاي از مورخان، بر عدد شش ميليون توافق دارند و درمقابل، عدهاي ديگر – از جمله روژه گارودي، مورخ و متفكر فرانسوي – اين رقم را ناممكن و زاييده دروغهاي صهيونيسم بينالمللي ميدانند كه براي پيشبرد اهداف خود در فلسطين چنين بهانهاي لازم داشت.
بحثي ندارم كه آيا شش ميليون يهودي در هولوكاست كشته شدند يا 600 نفر؛ چراكه اين، عرصه مجادله مورخين است كه هر كدام اسناد خود را رو كنند و براي ادعاهايشان مدرك بياورند. من مورخ نيستم، كاريكاتوريستم! اما چيزي كه به آن يقين دارم اين است كه «هولوكاست» وجود داشته، از آن فاجعه 60 سال گذشته نه 6 هزار سال، كورهها هنوز هستند، تبديل به موزه شدهاند و فرزندان قربانيان بعضاً در قيد حياتند. شايد بتوان تعداد قربانيان را تحريف كرد اما اصل قضيه را خير.
اصلاً فرض را بر اين ميگذارم كه تنها يك نفر آدم در جريان هولوكاست، قرباني شده باشد. چطور ميتوانم به عنوان يك كاريكاتوريست، طرحي بكشم كه در آن براي گفتن يك حرف حق – ظلم اسرائيل- مرگ همان يك نفر پوچ شمرده يا بدتر از آن به سخره كشيده شده باشد؟ آيا بازماندگان همان يك قرباني با ديدن عنوان «هولوكاست» در كارم، بر خود نخواهند لرزيد؟
شايد طبق نحله فكري صهيونيسم، بالا بردن رقم قربانيان هولوكاست، ظلم امروزشان را موجه جلوه دهد (كه به نظر من نميدهد) و يا توهين به مقدسات يك ميليارد مسلمان، سياستي لازم و مشروع باشد اما از نظر ما كه مسلمان هستيم جان يك نفر هم به اندازه تمام انسانها ارزشمند است و مسلماً جواب استهزاي باورهايمان را با تمسخر خاطره تلخ قربانيان هولوكاست نخواهيم داد.
قربانيان هولوكاست (چه شش نفر، چه شش ميليون) آنطور كه همكار عزيزي به بهانه همين مسابقه كشيده خاخامهاي كلاه به سر اسرائيلي نبودند كه يكبهيك به كورهها سپرده ميشدند، مردان و زنان و كودكان بيگناهي بودند كه سرنوشت شومشان بازيچه دست صهيونيسم شد تا آن كنند كه امروز در فلسطين ميبينيم.
شايد يكي از اهداف برگزاركنندگان مسابقه، به چالش كشيدن دوگانگي دنياي غرب در برخورد با شعار آزادي بيان باشد؛ آنها به بهانه آزادي بيان مقدسات ما را به هجو ميكشند و خود، «هولوكاست» را تبديل به تابويي ميكنند كه حتي كمتر مورخي براي كار علمي، جرأت چرخيدن گرد آن را دارد. پس ما هم در عوض توهين آنها انگشت بر نقطه حساسشان گذاشتهايم!
سوال من اين است: اما با چه قيمتي؟!
بار ديگر به شعار برگزاركنندگان مسابقه برميگردم كه مفهومي بسيار پسنديده دارد: هيچظلمي، ظلم ديگري را توجيه نميكند. تاوان هولوكاست را فلسطينيان نبايد بپردازند همانطور كه تاوان ظلم صهيونيستها را هم قربانيان هولوكاست! آنها در اين بازي گناهي نداشتند.
چرا روزنامه همشهري، «صهيونيسم» يا «دوگانگي برخورد غرب با آزادي بيان» را موضوع مسابقه نكرده تا ما با وجداني آسوده، تناقضها و بيعدالتيها را به نقد بكشيم؛ چراكه كار ما اين است و باور كنيد نيازي به جايزه كلان 12 هزار دلاري هم نخواهد بود.
اصلاً حال خوشي ندار
م. اين جملهها را با خودم ميگويم تا كمي بهتر شوم: من استهزاگر نيستم، حرمتشكن و هتاك نيستم، ابزار دست كساني هم نيستم كه ميخواهند با نيتي پاك، عملي بد را جوابي بد دهند. من يك كاريكاتوريستم!
