Category: دسته بندی عمومی

زین خواجگان عبوس

امروز کاری داشتم بسادگی سوالی از وابسته مطبوعاتی سفارتی آشنا. از مسئول باجه اطلاعات و مراجعات پرسیدم گفت نمی داند با چه کسی باید صحبت کنم! ولی به هر حال پیدا کردم که کیست و شماره اش چیست. به کمک دوستی خارج از سفارت. تلفن زدن انگار جرم باشد. سنگین حرف می زد و انگار کار او نیست جواب دادن

نقاشی سپهری برگرفته از ویژه نامه ای برای نخواندن! – واقعا بجز یکی دو صفحه در باره موسیقی و نقاشی حرف تازه ای ندیدم. حیف واقعا. این است بنیه نقد ادبی در ایران امروز؟ یا قدرت روزنامه چی ما در تهیه یک ویژه نامه رو به تحلیل رفته است؟ – نگاه کنید به مثلا-ویژه نامه شرق (بخدا مجبور نیستید برای هر

چرا تا حال وبلاگ نویس نشده بودم؟نخستین یادداشت عباس عبدی برای وبلاگ اش وقتی که داشتم با یکی از دوستان که زحمت مقدمات این سایت یا وبلاگ را متحمل شده بود صحبت می‌کردم، که خودش هم وبلاگ‌نویس بوده و در این مسیر نیز بلا دیده است، به همراهش یک وبلاگ‌نویس خبره بود که اگرچه برای من احترام قایل بود، اما

امنیت به آتش بستن منطقه از زمین و هوا نیست در هفته های گذشته حوادث نا امنی و گروگان گیری و کشتار هموطنان، از حوادث تلخ و سخت کشور بود که ضرورت دارد از چند جهت به آن توجه شود: ۱. گمان دنیا بر این بود که ایرانی ها – حتی اپوزسیون مسلح – از قواعد القاعده پیروی نمی کنند.

ترور نشانه سرطان است

آنچه در جاده بم-کرمان اتفاق افتاده است به نظر من پدیده منحصر به فردی است در ایران یعنی پدیده ای که پیش از این سابقه نداشته است: کشتن بی تبعیض مردمی که نمی شناسی. من در این کشتار نشانه خطرناکی از عراقی شدن روش تروریستهای فعال در ایران می بینم. آدمربایی و گروگانگیری معمولا بر آدمهای مشخص و از-پیش-انتخاب-شده تکیه دارد

گفتار آشوری در نقد حواشی بر فرهنگ علوم انسانیپیشگامیِ دوستان‌ام، مهدیِ جامی و مهدیِ خلجی، در باز کردنِ صفحه‌ای برایِ طرحِ نکته‌هایی در بابِ درایند (مدخل)هایِ فرهنگِ علومِ انسانی، تألیفِ من، از چند جهت کارِ نیکو و ارزشمندی ست. نخست این که– همچنان که من خود در دیباچه‌یِ کتاب طلبیده یودم– زمینه‌یِ یک هم‌اندیشی را، بر اساسِ کاری انجام شده

حقیقت هر کتاب صداست

روزه سکوت من برای کشف صدا بود. مهم نیست که برنامه ای که در دست دارم به نتیجه برسد یا نرسد اما حاصل اش برای من تا همینجا بسیار گرانقدر بوده است. این کشف دوباره صدا. ما شاید زیاده جهان را چون متن دیده ایم. حال آنکه جهان پر از صداست. می دانم که متن شناسی جهان هم بسیار مهم

عزلت تراژیک عقل صالحمرگ کاشف حقیقت و مجاز تاریخ اسلام گرچه پرآوازه ترین اثر صالحى ، «شهید جاوید» بود اما عقلگرایى صالحى به این حوزه محدود نماند. او در سال هاى پیش از انقلاب «جمال انسانیت» را در تفسیر سوره یوسف نوشت. تفسیرى که با وجود اتکاى کامل بر نصوص قرآنى اما براى انسان عصر مدرنیته نیز داستانى جذاب، منطقى و قابل فهم

فرهنگ ایرانی و استعاره چند ماه آخر سال گذشته معتاد شده‌بودم به وبگردی . برای خودم توجیه داشتم که مربوط به کار و موضوعات مورد علاقه و مطالعه‌ام هست. دیدم به این اندک سواد رسانه‌ای هم بی‌توجهی کنم به چه مانم؟ به زنبور بی‌عسل. یک ماهی روزه گرفتم که جز برای مقاله و ایمیل در فضای وب نباشم تا بتوانم

آبی آسمانی

دنیا ایستاده استسیبهایی به هوا انداخته امکه هزار چرخ بخوردو برگرددهیچیکبرنگشته استگویی نه در مدار من که در مدار دیگریچرخ می خورد هر سیب که به هوا می اندازمیا ذغال گداخته سرخی می شودمثل زمینو می رود به مدار خودمدار خویشیا شهابی که سوخته می گذرد گاهی خدایی هستم که در زمین ساکن استگاهی کودکی حیراناز سیبهایی که برنگشته اند

زنان و فوتبال احمدی نژاد را متحول کرده اند

محمود احمدى نژاد رئیس جمهور دیروز در زنجان گفت: هر نوع تفکیکى که جدایى را برساند به بانوان آسیب خواهد رساند. به گزارش خبرگزارى جمهورى اسلامى رئیس جمهور افزود: زن و مرد یک حقیقت و هر دو انسان هستند. در مقابل هم نیستند بلکه مکمل یکدیگرند و حتى لطف خداوند نسبت به زنان بیشتر از مردان است. وى در عین حال گفته است:

ییلاق و قشلاق حجابتاملی در فصلی بودن اخلاق و ایستار ایرانی! باید بالاخره معنایی برای بازی های بین جامعه و حکومت ایران پیدا کرد.در هفته اخیر دوباره بازی های ۲۷ ساله از سر گرفته شد و باز آه از نهاد همه بر آمد که باز تابستان شد و بازی های همیشگی شروع شد! دستور مقابله با بدحجابی از یک سو

شرع ناب و عرف ناباب

مخالفت تنی چند از مراجع تقلید با فرمان رئیس جمهوری برای اختصاص جایگاهی به زنان در ورزشگاهها از آن موارد نادر و بسیار جذاب برای تحلیل و نشانه شناسی و مطالعه فرهنگی و سیاسی است. به جنبه هایی که به نظرم می رسد گذرا اشاره می کنم اما هم اقدام آنها هم متن فتواها و دلایل آنها و هم نتیجه سیاسی حاصل

وبلاگ نمایش یک نفره است وبلاگ را من یک صحنه تئاتر فردى مى‌بینم که هر آن آدم خودش در حال بازى کردن نقشى در آن است براى رضایت خود و اصولاً دوست داشتن کار بازیگری. این ویژگى مهم وبلاگ است. به دلیل توانایى‌هاى زبان وبلاگى شخصیت‌هایى از درون ما هر بار بیشتر متبلور مى‌شود. البته کم نیستند وبلاگ‌نویس‌هاى درون‌گرایى که خودشان را به

هیپوتزهایی در باره آمریکا – ۳

آمریکا آخر جهان است ۱ در موزه عظیم و زنده و فعال و پر بازدیدکننده هوا-فضا در واشنگتن که تمام هنر پرواز آمریکا و تاریخ پرواز و دانش پروازی پایه را عرضه می کند با خود فکر کردم وقتی یک آمریکایی از این موزه دیدن می کند و آنچه از مصنوعات گوناگون و دقیق و عظیم (واقعا عظیم مثل آپولو

آسیب شناسی تفاهم  ۱. پلورالیزم خوش‌بینانه طبیعی است اگر اندیشمندان ایرانی برای درمان تمامیت‌خواهی (totalitarianism) موجود در فرهنگ و وضعیت فعلی سیاسی، پادزهر نسبیت‌گرایی و پلورالیزم (pluralism) را به کار بگیرند. اما به گمان من تنها یک نوع پلورالیزم وجود ندارد. سرچشمه‌ی پلورالیزم بدبینانه، ناامیدی از رسیدن به توافق و تفاهم است. در این دیدگاه انسان‌ها در جزیره‌های مجزای عقاید

هیپوتزهایی در باره آمریکا – ۲

اتحاد جماهیر کاپیتالیستی آمریکا ۱ آمریکا را باید اتحاد جماهیر آمریکا نامید یا ایالات متحده شوروی. آمریکا شوروی کاپیتالیستی است. ۲ ایده مردمی بودن بین دو رقیب در طول یک قرن به مسابقه گذاشته شد. آن که در نهایت برد آمریکا بود. آمریکا خلقی‌ترین کشور جهان است. ۳ جامعه آمریکا مثل شوروی جامعه ای است که تولید مثل را تشویق می کند

هیپوتزهایی در باره آمریکا – پاره یکم

۱ آمریکا کشور مهندسان و معماران است. تمدن آمریکایی بیش از فیلسوفان متاثر از بلندپروازی های معماران شهری است. تمدن آمریکایی یعنی معماری. یعنی مهندسی.۲ آمریکا هیچ نیازی به فیلسوف ندارد! رورتی کاملا درست می گوید. آمریکا اما فلسفه رادیکالی دارد. رادیکالیسم آمریکایی در ساختمانهای عظیم جلوه گر می شود. این فلسفه ای بسیار ماتریالیستی است. اگر بتوان گفت رادیکالیسم

نقد آنلاین واژگان علوم انسانی آشوری

وبلاگ رسانه ای تازه است با امکاناتی هنوز-کشف-نشده. یکی از جنبه های کم نظیر آن کمکی است که به ایجاد و نقد فرهنگهای واژگانی می کند. به داریوش آشوری پیشنهاد کرده بودم که واژگان کتابش را آنلاین کند و در معرض نقد و بحث بگذارد. بحثی واژه به واژه. کافی ست طراحی خاصی برای یک چنین وبلاگ واژه-پردازی انجام شود تا امکان دهد که

به جایی سفر کن که دوستی هست

اصلا قرار بود برویم ایران. من و علی. نشد. سفارت معظم با آن همه عرض و طول فشنگ نداشت. یعنی که دفترچه پاسپورت نداشت! نتیجه اینکه هنوز هم پاسپورت من و به قول آن آقای سفارتی دو سه هزار نفر دیگر صادر نشده است. می گفت حالا شما شکر کنید چون بعضی ها هستند برای عزا و عروسی باید می رفته

ما برای سر زدن به هم لباس نمی پوشیم برای بچّه‌محلّم ـ یا نه، برای هم‌خانه‌ام: میثم یک:نوشته‌ات را خواندم و ناخودآگاه، آن‌گاه که در پایانِ نوشته‌ات از سوسیالیسمِ حاکم بر شهر اینترنت گفتی، یادِ «هنرمند به مثابه‌ی تولیدکننده»ی بنیامین افتادم. به‌خاطر بیاور؛ مسأله‌ی انقلابی‌گری هنری برای بنیامین از جنس انقلابِ در «رسانه» بود و نه الزاماً تحوّل در «پیام»:

یک عکس فقط معادل یک کلمه است

یک مدتی نخواهم بود. با پسرم می رویم سیاحت شرق آمریکا. سمت غربی تر جهان. مسافرت پدر-پسری. ولی با اسد کلی حرف زده ایم. بخش یک و دو را گذاشته است. بخش سه هم تا من برگردم لابد منتشر می شود. وقتی برگشتم شاید برای بازنشر آن در سیبستان هم فکری کردم. فعلا که بیشتر خوانندگان ظاهرا به دیدن عکسهای

من به این می گویم عکس. عکسی که باید دست عکاسش را بوسید. عکسی که شخصیت را در پرده نمی گذارد زیبایی را می شناسد و از همه مهمتر نور را و سایه را. عکسی که کاش هر کدام از ما یکی داشتیم. داستان اش حکایتی است.

فرق سروش و ملکیان آقای مصطفی ملکیان از نویسندگان نو اندیش دینی است. به طور عمیقی باورهای متفاوتی از دین دارد. دیروز برای مادرش مجلس ختم گرفته بود. حضور طیف گسترده اصلاح طلبان در این مراسم، توجه مرا به این نکته جلب کرد که جریان اصلاح طلبی و نو اندیشی دینی به پشتوانه فکری و علمی نیاز دارد. ملکیان از

خودشناسی و وبلاگ شناسی

نتیجه نظرسنجی اینترنتی هفت سنگ منتشر شد. شرق و برکت و شب های برره و فیلم چهارشنبه سوری و پادکست بهنود و وبلاگ نیک آهنگ و وبسایت بلاگفا همگروه شدند! سیبستان هم با وب گذر و میراث فرهنگی و دوربین خبرساز و لولیان ناظری و از همه مهمتر یک بوس کوچولو همگروه شده است! خب کبوتر با کبوتر باز با باز.

مرگ استاد بزرگ مری بویس

مری بویس از ایرانشناسان بزرگ بود و از دانندگان رازهای دین و زبان و ادب و فرهنگ باستانی ما. پژوهش های زرتشت شناسی او از کارهای پر آوازه اوست. از نویسندگان و ویراستاران مشاور دانشنامه ایرانیکا هم بود. نام او نام استاد یگانه مهرداد بهار را به یادم می آورد که یک چند سال با مری بویس درس گذرانده بود در همین

رورتی فیلسوف سیاسی مسلمان

از نگر سختگیرانه، درک پراگماتیسم آمریکایی رورتی در کشوری مثل ایران غیرممکن است. بگذارید این طور بگویم: در ذات آن نوع نسبی گرایی که امثال رورتی مطرح می کنند یک محدودیت جغرافیایی فهم مستتر است. یعنی این که من حرف شما را بفهمم -که بر اساس تجربه آمریکایی زده می شود- مستلزم آن است که در آن تجربه مشارکت داشته

عیاری زنانه

الف:کاوه،من همیشه وبلاگ ریحانه رو می خونم. داری مسخره می کنی؟ چون به نظر من عالی هست. من بی شوخی می گم، مسائلی که مطرح می کنه در همان گفتمانی که درش داره پرسه می زنه محشرند. خیلی بهتر از …شعر های این جوجه فمنیست های “من رفتم پارک نشستم رو نیمکت مرتیکه اکبیری اومد اذیتم کرد کثافت پایین شهری”

سال نو شد و سیزده هم بدر شد و خمار نوروزی ما تمام نشد. سالهای پیش فکر می کردم این رخوت نوروزی اختصاصی است! اما امسال بخصوص دقت کردم و دیدم بسیاری از دوستان وبستان در وبلاگهاشان عذر تقصیر آورده اند که نتوانسته اند پیام تبریکی بفرستند یا حتی بدتر به ایمیلهای تبریکانه جوابی بفرستند. خب خیالم راحت شد که

صورت و بی-صورتی ممیزه های شرقی و غربی قرائتی هگلی از تثلیث مسیحی ِ «پدر- پسر- روح القدس»، حکایت از آن دارد که پدرِ آسمانی، یا همان «خداوند»، در پسر ِ زمینی، یعنی همان «مسیح»، حلول کرده و واسطه‌ی این حلول نیز «روح القدس» است. در «روح القدس» است که آسمان و زمین به هم می‌پیوندند و همه‌ی معانی (خداوند-آسمان)

این تبعیض مثبت هم نیست مصاحبه صورتک خانوم با زهره ارزنی که از وکلای خوب طرفدار حقوق زن است، بحثهایی به پا کرده، که لینک‌های چند نمونه را می‌توانید در اینجا و اینجا و همچنین پای این مطلب خود صورتک ببینید. من وقتی سرسری به شروط پیشنهاد شده نگاه کردم و بعد مصاحبه را خواندم، احساس کردم تلاش نه چندان

فوکویاما روز شنبه در آکسفورد سخنرانی داشت. در فستیوال ادبی آکسفورد. تلفن زدم جا رزرو کنم همه جاها گرفته شده بود. گفتند می توانم بروم همانجا و شاید جایی باشد که بگیرم. لندن بود می رفتم. آکسفورد کمی برای شنبه تنبلی دور بود! من هیچوقت به تز پایان تاریخ او علاقه ای نداشته ام. اما مواضع اخیر او برای من

نوشته هایی که یادواره اند

جهت اطلاع: لینکها همگی اضافه شد وبلاگ تاریخچه شخصی ماست. حافظه ماست. بنیاد غیرانتفاعی یادواره های ماست. خوانده های ما. نوشته های ما. عواطف ما. تخیلات ما. تعقلات ما. عکس های یادگاری مان با زمان و زندگی و شهر و سفر و حضر. گمان می کنم با وبلاگ دو شاخه از علوم جدید در میان ما رشد خواهد یافت. جامعه

سال-نماهای وبلاگی

در یادداشت وبلاگ، کارخانه مفهوم سازی پیشنهاد کرده بودم که اهالی وبلاگستان خاصه وبلاگ های بحث برانگیز و مرجع به گزینشی از مفاهیم تولید شده وبلاگی در سال پارینه بپردازند و شماری از دوستان را هم به نام یاد کرده بودم. کسانی از ایشان بزرگوارانه این پیشنهاد را پذیرفته اند. فکر کردم بهتر است همه آنها در یک پست جداگانه معرفی شوند

نمونه روشنی از مفهوم سازی. من با حرف حامد قدوسی به صورت مشروط می توانم موافق باشم اما شیوه استدلال او را دچار اعوجاج می بینم. فکرش اساس درستی دارد اما بحث اش پخته نیست هنوز. ارجاعات و تعریفها/گزاره هاش مشکل دارد. بیشتر شبیه قلم انداز است تا طرحی فکرشده. ولی قبول دارم که روشنفکری ایران باید خود را آماده خانه تکانی

وبلاگ، کارخانه مفهوم سازی

بند یکم: ۱  توی سر وبلاگ نزنیم دیدخود را عوض کنیم: وبلاگ امروز می‌دانیم که آن رسانه انقلابی که فکر می‌کردیم نیست. همه چیز را زیر-و-رو نمی‌کند. اما وقتی می‌بینیم از آنچه توقع می‌کرده ایم وبلاگ ناامیدمان کرده است به نظر من مضحک است که به سر وبلاگ بزنیم و وبلاگ‌نویسان، یا اظهار ناامیدی کنیم و بگوییم شاید در آینده

بهترین یادداشت وبلاگی در باره آزادی گنجی:شادی آزادی را سهل از دست ندهیم من شاد ام، گنجی آزاد شد، و این خوش­حال­کننده­ترین خبری بود که امسال شنیدم. امروز، سر کار، صبح تا شب توی نت بودم، عکس­ها را صد بار نگاه کردم و نظرها و نوشته­ها را یک به یک خواندم. چه می­شود کرد: اشک­ام را در می­آورد این آدم،

پایان شب سیه سپید است

شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گلنخوت باد دی و شوکت خار آخر شد آزادی گنجی آزادی کلمه حق در برابر سلطان جائر است. آزادی زندگی است. پایان عصر انقلاب یک نفره است. پیروزی نقد همراه-با-ستایش است. پیروزی امید است. ما همه با گنجی رشد کردیم. این نوروز است. روز نو. این نوروز بر همه آنها که با این مرد دم

نوروز خانواده گنجی دهم فروردین است

دستگاه قضایی ایران با محاسبه دقیق، تمام حقوق زندانی و زندانبان را تعیین می کند. از آنجا که در مورد اکبر گنجی همه حقوق زندانی رعایت شده است در پایان محکومیت اش نوبت به رعایت حقوق زندان و زندانبان رسیده است. بنابرین سفره هفت سین خانواده گنجی منتظر می ماند تا او ده روز دیرتر به خانه برسد: «محمود سالارکیا