Category: دسته بندی عمومی

برگشتن به سال صفر

نه! من هر چه فکر می کنم نمی توانم با آنچه دانشجويان امروز در دانشکده فنی کردند موافق باشم. چه خاتمی بود چه هر کس ديگر اين رفتار فقط بازگشت است به سال صفر. بر باد دادن هر آنچه است که دانشگاه را دانشگاه کرده است. هيچ ربطی هم به انقلاب دانشجويی سال 1968 ندارد. از اين رفتار های کاريکاتوری هيچ جنبشی

سقوط از پراگماتيسم به ابزارانگاری

دخو که به رفيق مباحثه من تبديل شده است يادداشتی نوشته در نقد نگاه من به دفاع از آزادی بيان با عنوان “در ورطه پراگماتیسم“. اين يادداشت نگاهی است وبلاگی (با همه محدوديت هاش) به آنچه او نوشته است و درسهايی که می توان از آن برای بررسی جريانهای فکری ايرانی گرفت. پراگماتيسم بحث مفصلی است و فلسفه آمريکا در

بازجويان معجزه گرــــــــــــــــــــــــــــــــپارسا صائبىاميد معماريان و شهرام رفيع زاده مانند هم مى نويسند. حتى با نگارش و لحنى مشابه هر دو از مصطفى تاج زاده و بهزاد نبوى ياد مى کنند! هر دو از شرايط زندان بسيار راضى هستند و رافت اسلامى و عدل اسلام ناب محمدى سرمستشان کرده است. نامه جواد غلام تميمی نيز خيلى «طبيعى» به نظر مى

دفاع از آزادی بيان: مجرد يا انضمامی؟

درآمدمدتهاست که آموزه اصلی راهنمای من در وارسی مسائل بشری تفکر انضمامی است. تفکر انضمامی که می گويم آن را به عنوان گزينه برتر در مقابل تفکر مجرد (و بی اعتنا به ظرف اجتماعی) قرار می دهم. يادش به خير سالهايی را که در محضر دکتر محمود عباديان دانشجويی می کردم. اين را از او آموختم که هم در درس

امشب در مجلس صميمی يادبودی برای پدر فرخ نگهدار جمع بوديم. وقتی می رفتم با خود فکر می کردم اينجا دوستان جای خالی خويشان را در اين مواقع پر می کنند. همه دوستان فرخ آمده بودند. بهنود هم بود و سازگارا هم که اين روزها طرح رفراندوم اش سرو صدايی به پا کرده. صبا همسر فرخ صحبتی کرد و بعد

وبلاگ ايرانی: نهادی برای بی نظمی

مساله به صورت ساده اين است: هر مجموعه اجتماعی يا ارگانيک که نظمی به صورت نسبی بر آن حاکم است ناگزير از داشتن زير مجموعه (ها) و سامانک (ها) يی برای بی نظمی است. من می کوشم نشان دهم که چرا بی نظمی عاملی مهم برای آرامش فردی و اجتماعی است و چگونه وبلاگ ايرانی تاکنون و تا آينده ای قابل

وقتی جهان را يا تاريخ شخصی و قومی و وطنی را سياه ببينيم و هيچ در هيچ، برای چه سخن می گوييم؟ هر نوشته ای که در آن “شفقت بر خلق” غايب است خواندنی و به يادسپردنی نيست. آنکه ما را از گذشته مان نا اميد می کند از آينده چيزی نمی داند. – از ميان گفت و شنود های امشب با

نقدی بر فيلم ون گوک: تسليم می خواهد يک نگاه گرافيکی به خشونتی باشد که در جهان اسلام در حق زنان اعمال می شود. اما اين فيلم کوتاه بيشتر از آنکه متکی به جنبه های تصويری (ويژوال) و ديداری باشد، يک فيلم خطابه ای معمولی است که از کليشه های آشنا و مرسوم اين گونه فيلم ها استفاده می کند.

تاريخنگاری، روش شناسی بومی و فرهنگ مصرفی

چند روزی است که مهدی و ماهمنير در لندن اند. ديشب مهدی در کتابخانه مطالعات ايرانی سخنرانی داشت و رمان خوانی. حرفهايی زد که من خيلی با آن موافق بودم! دکتر آجودانی مدير کتابخانه پيش از صحبت هاش از مقاله درخشان او در باره هانری کربن در مجله ايران نامه گفت و اينکه به او همان موقع زنگ زده بوده

درختان دوشنبه 80 ساله شدند

درختهای دوشنبه هميشه مرا شگفت زده کرده است. نه مرا که هر که را به دوشنبه سفر می کند. يکبار با روزنامه نگاری فرانسوی همسفر بودم. می گفت دوشنبه انگار پارک بزرگی بوده که در آن خانه ساخته اند و خيابان کشيده اند. اما دوشنبه درختهايش را از زمانی دارد که پايتخت شد. مردمی که از هر کجای آسيای ميانه آمدند

زمانی نوشته بودم: ميان اينهمه جنگ پوچ تن تو صلح ابدی است. آن موقع بمباران های تهران بود و من پای کوه دماوند در روستای رينه در همسايگی لاريجان در پادگان سنگی آنجا خدمت سربازی می گذراندم. همان روزها بود که هواپيمای ايران را ناو هواپيمابر آمريکايی ساقط کرد. تصوير عروسکی بر روی آب خليج فارس در ذهنم حک شده است. امروز

متن جهان خاکستری است

يک تنه با جمعی مخالف و گاه مهاجم وهتاک روبرو شدن کار فرساينده ای است. ماجرای قتل ون گوک بيش از آنچه من فکر می کردم اسباب حرف و حديث شد. بسياری از آن ميان ناشنيدنی بود و به يکبار خواندن هم نمی ارزيد. اما شماری معدود از دوستان ديده و ناديده سخنانی گفتند که هم از آن آموختم و هم در

فروغ فرخزاد از نگاه پری صابری: صابری در نمايش ” من از کجا عشق از کجا ” بر صحنه شعر می سرايد. اگر فروغ فرخزاد شاعر و معمار کلمات بود، صابری با ابزار نمايش، شاعر صحنه های بديع تصوير است. واژه های صابری در اين نمايش، نور و رنگ و حرکت و آوا ست. او به شکلی کاملاً مدرن، و بعضاً

هابرماس: خشونت از اختلال در ارتباط آغاز می شود: دور خشونت، با دور اختلال در ارتباطات شروع مي شود که از طريق بي اعتمادي متقابل غير قابل کنترل، به قطع رابطه منجر مي شود. ملت ها، شيوه هاي مختلف زندگي و تمدن ها از بدو امر از هم دورند و به غريب ماندن از يکديگر گرايش دارند. آنها، مثل اعضا يک

تروريست: قيصر، قاتل يا سرباز؟

درون ذهن يک تروريست- آموزه دوم: زمانی استاد نکته سنج و باريک بين من دکتر هوشنگ جوانمرد در باب به وجود آمدن اسرائيل می گفت که يهوديان در فلسطين خواستند همان کاری را بکنند که آمريکائيان با سرخپوست ها کردند. گفتند می زنيم و می کشيم و کوچ می دهيم و بعد که بر کارها سوار شديم نقشی هم برای فلسطينيان

آنها به زخمی ها شليک می کنند: تلويزيون سی بی اس فقط يک عکس از فيلمی را نشان داد که خبرش روز دوشنبه 15 نوامبر در جهان پيچيد. گوينده اطلاع داد بقيه عکس ها آن قدر تکان دهنده و فجيع اند که برای نمايش در تلويزيون مناسب نيستند. عکس ها از صحنه کشتن زخمی های بی دفاع و بی سلاح

از اتاقم به جهان راه دارم: وبلاگ می نويسم چون از طريق وبلاگ می دانم که امروز حسن در تبريز چه فکر می کند، و او هم می داند من چه حسی نسبت به نوشته هايش دارم، همراه پيمان و خانواده ش در قطار تهران تا کرمان کف واگن می خوابم و در وانت از کرمان تا بم می روم.

درون ذهن يک تروريست- آموزه يکم

اگر چه دنيای رسانه ای غرب و حوادث سياسی معين و درگيری های قدرت در خاورميانه اين تصور را جهانی کرده است که تروريسم صورت و معنايی اسلامی دارد اما واقعيت آن است که تروريسم نوعی روش رعب افکنی/اعاده حيثيت/اعتراض است که کمابيش همه جا می توان از آن سراغ گرفت. هم نوع اسلامی اش موجود است هم نوع ضداسلامی

برگ آخر کتابچه

مهدی خلجی همانطور که در اين خداحافظی زيبا و رندانه نشان داده است نويسنده بزرگی است و زبان فارسی در دست اش رام رام است. من باور ندارم که کسی چون او نوشتن را ترک خواهد گفت. او بزودی بازخواهدگشت تا اين بار از آن چيزهايی بگويد و بنويسد که مثل او هيچ کس نمی تواند گفت. برای بقيه چيزهای

  سيب، پرنده و عرفات: عصر پنجشنبه است. ۲۱ آبان ۸۳. چهار بعد از ظهر. ساعتى پيش كه خوابيده بودم، در خواب ديدم كه در اتاقى بزرگ جلسه اى است مركب از رهبران فلسطين و من نيز حاضرم. به نظر مى رسيد كه جلسه مهمى است و گويا قرار است درباره امر مهمى بحث كنند و تصميم بگيرند. اعضاى جلسه را به

The time to run to IranShould wearing a headscarf put you off visiting Iran? Anna Shephard found it more of a help than a hindranceThe TimesNovember 13, 2004WHILE it is possible to find tour operator packages to the unlikely holiday destination of Iran, my approach was to go my own way. I had two female guides there — Coco, a

مدرنيسم ايرانی و آلودگی بيان هگلی

آقای جامی، من امروز از «هنوز» به صفحه شما و يادداشت «مدرنيسم ايرانی: تبديل دايره به خط» آمدم و با خواندن آن ياد سخنان کارل پوپر در يکی از گفت و گوهايش افتادم. در اينجا پاره ای را به طور کلی و با حاشيه نويسی هايی بازگو می کنم. اما چون نمی دانم کامنت شما چند حرف را پذيراست، با

سينمای مردمانی فقير اما با غرور

گيسو فغفوری: با کامران شیردل به بهانه حضورش در تاجیکستان و نمایش پنج فیلم از او صحبت کردیم. او از تاجیکستان برایمان گفت، از تفاوت دید و عدم جسارت جوانان مستند ساز آن کشور . تجربه هایی که فقط از این سفرها ودر گفتگو با کسانی چون شیردل پیش می آید. اما مدت هاست نام این مستند ساز قدیمی و تاثیرگذار

روستايی تاجيک دهاتی ايران نيست: موسيقی شش مقام در عهد شوروی نقش موسيقی ملی تاجيکستان را بازی می کرد. بعد از استقلال کمی کاستی گرفت و موسيقی های ديگر از جمله موسيقی جنوب و فلک به جای آن که موسيقی خجند و شمال بود حمايت شد. خجند مرکز نخبگان تاجيک در عهد شوروی بود. فرهنگ هم از همانجا می آمد. حالا

يهوديانی که مثل شارون فکر نمی کنند

عجيب ترين صحنه ای که می شود تصور کرد جمع شدن يهوديان در خارج بيمارستانی است که در آن ياسر عرفات در حال احتضار است تا برای او دعا بخوانند. همه شنيديم و ديديم که يهوديان آبادی های به زور ساخته شده در مناطق فلسطينی در مرگ عرفات شادمانی کردند و مهمانی دادند و رقصيدند. در خود اسرائيل يک هفته ای که او

مدرنيسم ايرانی: تبديل دايره به خط

ديشب می خواستم به تحليل يک نمونه از ترجمه-تاليف های بی معنای شبه فلسفی مدعی مدرنيسم بپردازم که ماجرای تئو ون گوک بر ذهنم چيره شد و فکر کردم اين کار را بگذارم برای شب ديگر. حالا می بينم دل و دماغ آن را چنانکه بايد ندارم. يک صحبت ناهمجنس گاه چنان رشته انرژی ام را پنبه می کند که

شب نشينی های رمضان در تهران: در ماه رمضان هر شب، از ساعت هشت تا دوازده ، در چند سالن شهر جشن رمضان برپاست(به جز شب‌های شهادت و..). هدف از این جشن‌ها تشویق پولدارها به کمک به اقشار آسیب‌پذیر اجتماعه. فقرا، بیمارهای کلیوی، سرطانی، ایتام و…در این شب‌ها تموم کارهایی که در تموم سال غیرمجاز شمرده می‌شه، و خیلی‌ها از قبل

ضدمقدس، تلويزيون و ترور

کشته شدن فيلمساز غيرمتعارف هلندی تئو ون گوک بار ديگر مساله برخورد اسلام و اروپا را مطرح کرده است. ون گوک در يک فيلم 10 دقيقه ای ( Submission به معنای اسلام ولی با معنی ضمنی انقياد ) برای آنکه خشونت مسلمانان نسبت به زنانشان را نشان دهد زياده روی کرد و به فيلم کوتاه خود جنبه ای تحريک آميز اضافه کرد: نقش

منيژه دولتوا، خواننده نسل جوان تاجيکستان در حال پذيرايی با چای در پياله به شيوه تاجيکی- عکس از: مهدی جامی

عکس: تصوير يا توهين

کارهای شادی قديريان عکاس باسليقه و هوشمند ايرانی از مجموعه عکس هايی که عکاسان ايرانی به نمايشگاهی در  پاريس می فرستادند حذف شده است. او در تمام اين مجموعه از عکس هايش مثل همين که اينجاست يک شی خانگی يا آشپزخانگی را در فرمی مشابه استفاده کرده است. می گويد نمی داند چرا عکس هايش حذف شده است. مي گويد:«اين

آمريکا: جامعه مدنی بدون مشارکت سياسی: رسانه هاي همگاني عمدتا در اختيار چند غول رسانه اي هستند. از اين جهت صداهايي كه در رسانه هاي همگاني شنيده مي شوند بسيار محدودند. نخبگان فرهنگي و اهل فكر امريكايي در رساندن صداي خود به عموم افراد با دشواري مواجهند. اينترنت عرصه هاي بيشماري را براي آنان گشوده است اماراديو و تلويزيون عمدتا در

کاری از فيروزه گل محمدی نقاش و تصويرگر برجسته ايرانی برگرفته از سايت او

ليله القدر ما

ميان اين موج صراحت که ما به آن دل داده ايم وقت گفتگوی صريح با خداوند کی می رسد؟  هنوز به خداوند که می رسيم پاهامان می لرزد و هر چه از پدرسالاری پشت سر گذاشته ايم عيان در مقابل مان ظاهر می شود. خدای ما پدرسالار است.خدای ما فعال ما يشا است. نيازی به توضيح نمی بيند. جهان ملک

چگونه پست مدرن بنويسيم و حرف بزنيم: اهميتی ندارد كه شما از پست مدرنيسم چيزی ندانيد، مهم اين است كه بتوانيد به “زبان پست مدرن” سخن بگوئيد. حتما برايتان پيش آمده كه بخواهيد ديدگاهی فرهنگی يا انديشه‌ای خردمندانه را در جمعی از افراد فرهيخته مطرح كنيد، اما حس می‌كنيد كه به نظر شما توجه نمی‌كنند يا خودتان را به اصطلاح

سياست اخلاقی، سرگشتگی و رياکاری

در بين همه نظرهايی که در باره انتخاب مجدد بوش ديدم نظر محمد علی ابطحی بسيار کمياب بود. او در گزارش بسيار هوشمندانه روزنامه شرق(سياستمداران ايرانی به چه کسی رای می دهند؟) و هم با آب و تاب بيشتر در وب نوشت دليل ترجيح بوش بر کری را از ديدگاهی پراگماتيستی شرح می دهد:“ديروز خبرنگار روزنامه شرق از من پرسيد که

Never on a Sunday? Religion is irrelevant to modern life, says Marilyn Mason. Not so, says Andrew Shanks, it is now more needed than ever Marilyn Mason and Andrew ShanksSaturday October 30, 2004 GuardianDear AndrewI hope that “Back to church Sunday” goes well, though I won’t be joining the churchgoers. I know that there are people who find support and

قبادی آينده سينمای ايران

امشب می خواستم چند کلمه ای در باره انتخابات آمريکا بنويسم. و اينکه به نظر من معنای رای به کری يا بوش چه خواهد بود و چه خصلتهايی از آمريکای امروز را بر پرده می افکند و کدام حسابها را جابجا می کند. اما ديدن فيلم بهمن قبادی حسابهای مرا به هم ريخت.قبادی را ديشب ديدم و با جمعی از دوستان چند ساعتی

تاجيکستان کشوری دو زبانه: به عنوان ناظر همراه با زرينه خوشوقت در يک کنفرانس خبری شرکت می کنم که آسيا پلاس از قدرت های بزرگ رسانه ای در تاجيکستان ( صاحب راديو اف ام، خبرگزاری، هفته نامه) برگزار می کند تا برنامه خود را برای مسابقه پرطرفدار انتخاب ترانه سال معرفی کند.حضور خبرنگاران جوان که تقريبا همگی دور و بر

شوک انتخاباتی اکتبر

در محافل رسانه ای در اين ماهها هر از گاهی اين بحث بود که نزديک به روز انتخابات در آمريکا بايد منتظر يک خبر داغ بود. معمولا بحث از اين بود که اين بار به جای صدام حسين احتمالا يک روز از خواب برمی خيزيم و می بينيم بن لادن است که دستگير شده است. صحبت از اين بود که خب آمريکايی