مساله به صورت ساده این است: هر مجموعه اجتماعی یا ارگانیک که نظمی به صورت نسبی بر آن حاکم است ناگزیر از داشتن زیر مجموعه (ها) و سامانک (ها) یی برای بی نظمی است. من می کوشم نشان دهم که چرا بی نظمی عاملی مهم برای آرامش فردی و اجتماعی است و چگونه وبلاگ ایرانی تاکنون و تا آینده ای قابل
چند روزی است که مهدی و ماهمنیر در لندن اند. دیشب مهدی در کتابخانه مطالعات ایرانی سخنرانی داشت و رمان خوانی. حرفهایی زد که من خیلی با آن موافق بودم! دکتر آجودانی مدیر کتابخانه پیش از صحبت هاش از مقاله درخشان او در باره هانری کربن در مجله ایران نامه گفت و اینکه به او همان موقع زنگ زده بوده
درختهای دوشنبه همیشه مرا شگفت زده کرده است. نه مرا که هر که را به دوشنبه سفر می کند. یکبار با روزنامه نگاری فرانسوی همسفر بودم. می گفت دوشنبه انگار پارک بزرگی بوده که در آن خانه ساخته اند و خیابان کشیده اند. اما دوشنبه درختهایش را از زمانی دارد که پایتخت شد. مردمی که از هر کجای آسیای میانه آمدند
زمانی نوشته بودم: میان اینهمه جنگ پوچ تن تو صلح ابدی است. آن موقع بمباران های تهران بود و من پای کوه دماوند در روستای رینه در همسایگی لاریجان در پادگان سنگی آنجا خدمت سربازی می گذراندم. همان روزها بود که هواپیمای ایران را ناو هواپیمابر آمریکایی ساقط کرد. تصویر عروسکی بر روی آب خلیج فارس در ذهنم حک شده است. امروز
یک تنه با جمعی مخالف و گاه مهاجم وهتاک روبرو شدن کار فرساینده ای است. ماجرای قتل ون گوک بیش از آنچه من فکر می کردم اسباب حرف و حدیث شد. بسیاری از آن میان ناشنیدنی بود و به یکبار خواندن هم نمی ارزید. اما شماری معدود از دوستان دیده و نادیده سخنانی گفتند که هم از آن آموختم و هم در
درون ذهن یک تروریست- آموزه دوم: زمانی استاد نکته سنج و باریک بین من دکتر هوشنگ جوانمرد در باب به وجود آمدن اسرائیل می گفت که یهودیان در فلسطین خواستند همان کاری را بکنند که آمریکائیان با سرخپوست ها کردند. گفتند می زنیم و می کشیم و کوچ می دهیم و بعد که بر کارها سوار شدیم نقشی هم برای فلسطینیان
اگر چه دنیای رسانه ای غرب و حوادث سیاسی معین و درگیری های قدرت در خاورمیانه این تصور را جهانی کرده است که تروریسم صورت و معنایی اسلامی دارد اما واقعیت آن است که تروریسم نوعی روش رعب افکنی/اعاده حیثیت/اعتراض است که کمابیش همه جا می توان از آن سراغ گرفت. هم نوع اسلامی اش موجود است هم نوع ضداسلامی
مهدی خلجی همانطور که در این خداحافظی زیبا و رندانه نشان داده است نویسنده بزرگی است و زبان فارسی در دست اش رام رام است. من باور ندارم که کسی چون او نوشتن را ترک خواهد گفت. او بزودی بازخواهدگشت تا این بار از آن چیزهایی بگوید و بنویسد که مثل او هیچ کس نمی تواند گفت. برای بقیه چیزهای
The time to run to IranShould wearing a headscarf put you off visiting Iran? Anna Shephard found it more of a help than a hindranceThe TimesNovember 13, 2004WHILE it is possible to find tour operator packages to the unlikely holiday destination of Iran, my approach was to go my own way. I had two female guides there — Coco, a
آقای جامی، من امروز از «هنوز» به صفحه شما و یادداشت «مدرنیسم ایرانی: تبدیل دایره به خط» آمدم و با خواندن آن یاد سخنان کارل پوپر در یکی از گفت و گوهایش افتادم. در اینجا پاره ای را به طور کلی و با حاشیه نویسی هایی بازگو می کنم. اما چون نمی دانم کامنت شما چند حرف را پذیراست، با
گیسو فغفوری: با کامران شیردل به بهانه حضورش در تاجیکستان و نمایش پنج فیلم از او صحبت کردیم. او از تاجیکستان برایمان گفت، از تفاوت دید و عدم جسارت جوانان مستند ساز آن کشور . تجربه هایی که فقط از این سفرها ودر گفتگو با کسانی چون شیردل پیش می آید. اما مدت هاست نام این مستند ساز قدیمی و تاثیرگذار
روستایی تاجیک دهاتی ایران نیست: موسیقی شش مقام در عهد شوروی نقش موسیقی ملی تاجیکستان را بازی می کرد. بعد از استقلال کمی کاستی گرفت و موسیقی های دیگر از جمله موسیقی جنوب و فلک به جای آن که موسیقی خجند و شمال بود حمایت شد. خجند مرکز نخبگان تاجیک در عهد شوروی بود. فرهنگ هم از همانجا می آمد. حالا
عجیب ترین صحنه ای که می شود تصور کرد جمع شدن یهودیان در خارج بیمارستانی است که در آن یاسر عرفات در حال احتضار است تا برای او دعا بخوانند. همه شنیدیم و دیدیم که یهودیان آبادی های به زور ساخته شده در مناطق فلسطینی در مرگ عرفات شادمانی کردند و مهمانی دادند و رقصیدند. در خود اسرائیل یک هفته ای که او
دیشب می خواستم به تحلیل یک نمونه از ترجمه-تالیف های بی معنای شبه فلسفی مدعی مدرنیسم بپردازم که ماجرای تئو ون گوک بر ذهنم چیره شد و فکر کردم این کار را بگذارم برای شب دیگر. حالا می بینم دل و دماغ آن را چنانکه باید ندارم. یک صحبت ناهمجنس گاه چنان رشته انرژی ام را پنبه می کند که
شب نشینی های رمضان در تهران: در ماه رمضان هر شب، از ساعت هشت تا دوازده ، در چند سالن شهر جشن رمضان برپاست(به جز شبهای شهادت و..). هدف از این جشنها تشویق پولدارها به کمک به اقشار آسیبپذیر اجتماعه. فقرا، بیمارهای کلیوی، سرطانی، ایتام و…در این شبها تموم کارهایی که در تموم سال غیرمجاز شمرده میشه، و خیلیها از قبل
کشته شدن فیلمساز غیرمتعارف هلندی تئو ون گوک بار دیگر مساله برخورد اسلام و اروپا را مطرح کرده است. ون گوک در یک فیلم 10 دقیقه ای ( Submission به معنای اسلام ولی با معنی ضمنی انقیاد ) برای آنکه خشونت مسلمانان نسبت به زنانشان را نشان دهد زیاده روی کرد و به فیلم کوتاه خود جنبه ای تحریک آمیز اضافه کرد: نقش
از: ایرانیان دات کام
کارهای شادی قدیریان عکاس باسلیقه و هوشمند ایرانی از مجموعه عکس هایی که عکاسان ایرانی به نمایشگاهی در پاریس می فرستادند حذف شده است. او در تمام این مجموعه از عکس هایش مثل همین که اینجاست یک شی خانگی یا آشپزخانگی را در فرمی مشابه استفاده کرده است. می گوید نمی داند چرا عکس هایش حذف شده است. می گوید:«این
آمریکا: جامعه مدنی بدون مشارکت سیاسی: رسانه های همگانی عمدتا در اختیار چند غول رسانه ای هستند. از این جهت صداهایی که در رسانه های همگانی شنیده می شوند بسیار محدودند. نخبگان فرهنگی و اهل فکر امریکایی در رساندن صدای خود به عموم افراد با دشواری مواجهند. اینترنت عرصه های بیشماری را برای آنان گشوده است امارادیو و تلویزیون عمدتا در
میان این موج صراحت که ما به آن دل داده ایم وقت گفتگوی صریح با خداوند کی می رسد؟ هنوز به خداوند که می رسیم پاهامان می لرزد و هر چه از پدرسالاری پشت سر گذاشته ایم عیان در مقابل مان ظاهر می شود. خدای ما پدرسالار است.خدای ما فعال ما یشا است. نیازی به توضیح نمی بیند. جهان ملک
چگونه پست مدرن بنویسیم و حرف بزنیم: اهمیتی ندارد که شما از پست مدرنیسم چیزی ندانید، مهم این است که بتوانید به “زبان پست مدرن” سخن بگوئید. حتما برایتان پیش آمده که بخواهید دیدگاهی فرهنگی یا اندیشهای خردمندانه را در جمعی از افراد فرهیخته مطرح کنید، اما حس میکنید که به نظر شما توجه نمیکنند یا خودتان را به اصطلاح
در بین همه نظرهایی که در باره انتخاب مجدد بوش دیدم نظر محمد علی ابطحی بسیار کمیاب بود. او در گزارش بسیار هوشمندانه روزنامه شرق(سیاستمداران ایرانی به چه کسی رای می دهند؟) و هم با آب و تاب بیشتر در وب نوشت دلیل ترجیح بوش بر کری را از دیدگاهی پراگماتیستی شرح می دهد:“دیروز خبرنگار روزنامه شرق از من پرسید که
Never on a Sunday? Religion is irrelevant to modern life, says Marilyn Mason. Not so, says Andrew Shanks, it is now more needed than ever Marilyn Mason and Andrew ShanksSaturday October 30, 2004 GuardianDear AndrewI hope that “Back to church Sunday” goes well, though I won’t be joining the churchgoers. I know that there are people who find support and
امشب می خواستم چند کلمه ای در باره انتخابات آمریکا بنویسم. و اینکه به نظر من معنای رای به کری یا بوش چه خواهد بود و چه خصلتهایی از آمریکای امروز را بر پرده می افکند و کدام حسابها را جابجا می کند. اما دیدن فیلم بهمن قبادی حسابهای مرا به هم ریخت.قبادی را دیشب دیدم و با جمعی از دوستان چند ساعتی
تاجیکستان کشوری دو زبانه: به عنوان ناظر همراه با زرینه خوشوقت در یک کنفرانس خبری شرکت می کنم که آسیا پلاس از قدرت های بزرگ رسانه ای در تاجیکستان ( صاحب رادیو اف ام، خبرگزاری، هفته نامه) برگزار می کند تا برنامه خود را برای مسابقه پرطرفدار انتخاب ترانه سال معرفی کند.حضور خبرنگاران جوان که تقریبا همگی دور و بر
در محافل رسانه ای در این ماهها هر از گاهی این بحث بود که نزدیک به روز انتخابات در آمریکا باید منتظر یک خبر داغ بود. معمولا بحث از این بود که این بار به جای صدام حسین احتمالا یک روز از خواب برمی خیزیم و می بینیم بن لادن است که دستگیر شده است. صحبت از این بود که خب آمریکایی
از نثر زیبایش لذت می برید یا از نوستالژی خواستنی اش خود دانید: از خستگی و کار زیاد اصلا نتوانستم از این روز قشنگ لذتی ببرم. آسمان را تنها در دو نظر دیدم.دوسه روز آینده را هم سخت سرگرم دفع جهل و کسب علم خواهم بود. چند روز است که نتوانسته ام فیلمی تماشاکنم. در عوض آنقدر روزنامه های مهم دهگانه
القاعده ایرانی: یکی از خطرات جدی شرایط فعلی سربرآوردن جریاناتی است که صدای پای خشونتهای القاعده ای و زنده شدن تفکر قتلهای زنجیره ای از آن به گوش می رسد. با این تفاوت که این بار اینها به عنوان تئوریسین، بدون وابستگی به حکومت، از موضع ارزشی و انقلابی سخنانی را در شرایط حساس فعلی مطرح می کنند که یقیناً امنیت
خب ممنون از رامین جهانبگلو که تکلیف ما را روشن کرد و فرمود: “در اکثر رشتههای هنری سخن تازهای برای امروز نداریم.” این تازه ترین نمونه از زنجیره گوئیا بی پایان اظهارنظرهای ناامیدانه روشنفکران ماست که من از سالها پیش به این سو شنیده ام. محور همه این اظهارنظرها این است که: “نداریم”. رند عالم سوزی سالیانی پیش مرا از این
به مناسبت تصویب طرح شارون در پارلمان اسرائیل برای خروج یکجانبه از نوار غزه. – فکر کنم دیگر چیزی برای ویران کردن در غزه باقی نمانده بود. نزدیک بودن انتخابات آمریکا را هم از نظر دور نداشته باشید. کاریکاتور نقل شد از: گاردین، ۲۷ اکتبر (به این کاریکاتور لینک ندارد یا من نتوانستم در سایت گاردین پیدا کنم. اسکن کردم! –