Category: دسته بندی عمومی

امشب در مجلس صمیمی یادبودی برای پدر فرخ نگهدار جمع بودیم. وقتی می رفتم با خود فکر می کردم اینجا دوستان جای خالی خویشان را در این مواقع پر می کنند. همه دوستان فرخ آمده بودند. بهنود هم بود و سازگارا هم که این روزها طرح رفراندوم اش سرو صدایی به پا کرده. صبا همسر فرخ صحبتی کرد و بعد

وبلاگ ایرانی: نهادی برای بی نظمی

مساله به صورت ساده این است: هر مجموعه اجتماعی یا ارگانیک که نظمی به صورت نسبی بر آن حاکم است ناگزیر از داشتن زیر مجموعه (ها) و سامانک (ها) یی برای بی نظمی است. من می کوشم نشان دهم که چرا بی نظمی عاملی مهم برای آرامش فردی و اجتماعی است و چگونه وبلاگ ایرانی تاکنون و تا آینده ای قابل

وقتی جهان را یا تاریخ شخصی و قومی و وطنی را سیاه ببینیم و هیچ در هیچ، برای چه سخن می گوییم؟ هر نوشته ای که در آن “شفقت بر خلق” غایب است خواندنی و به یادسپردنی نیست. آنکه ما را از گذشته مان نا امید می کند از آینده چیزی نمی داند. – از میان گفت و شنود های امشب با

نقدی بر فیلم ون گوک: تسلیم می خواهد یک نگاه گرافیکی به خشونتی باشد که در جهان اسلام در حق زنان اعمال می شود. اما این فیلم کوتاه بیشتر از آنکه متکی به جنبه های تصویری (ویژوال) و دیداری باشد، یک فیلم خطابه ای معمولی است که از کلیشه های آشنا و مرسوم این گونه فیلم ها استفاده می کند.

تاریخنگاری، روش شناسی بومی و فرهنگ مصرفی

چند روزی است که مهدی و ماهمنیر در لندن اند. دیشب مهدی در کتابخانه مطالعات ایرانی سخنرانی داشت و رمان خوانی. حرفهایی زد که من خیلی با آن موافق بودم! دکتر آجودانی مدیر کتابخانه پیش از صحبت هاش از مقاله درخشان او در باره هانری کربن در مجله ایران نامه گفت و اینکه به او همان موقع زنگ زده بوده

درختان دوشنبه ۸۰ ساله شدند

درختهای دوشنبه همیشه مرا شگفت زده کرده است. نه مرا که هر که را به دوشنبه سفر می کند. یکبار با روزنامه نگاری فرانسوی همسفر بودم. می گفت دوشنبه انگار پارک بزرگی بوده که در آن خانه ساخته اند و خیابان کشیده اند. اما دوشنبه درختهایش را از زمانی دارد که پایتخت شد. مردمی که از هر کجای آسیای میانه آمدند

زمانی نوشته بودم: میان اینهمه جنگ پوچ تن تو صلح ابدی است. آن موقع بمباران های تهران بود و من پای کوه دماوند در روستای رینه در همسایگی لاریجان در پادگان سنگی آنجا خدمت سربازی می گذراندم. همان روزها بود که هواپیمای ایران را ناو هواپیمابر آمریکایی ساقط کرد. تصویر عروسکی بر روی آب خلیج فارس در ذهنم حک شده است. امروز

متن جهان خاکستری است

یک تنه با جمعی مخالف و گاه مهاجم وهتاک روبرو شدن کار فرساینده ای است. ماجرای قتل ون گوک بیش از آنچه من فکر می کردم اسباب حرف و حدیث شد. بسیاری از آن میان ناشنیدنی بود و به یکبار خواندن هم نمی ارزید. اما شماری معدود از دوستان دیده و نادیده سخنانی گفتند که هم از آن آموختم و هم در

فروغ فرخزاد از نگاه پری صابری: صابری در نمایش ” من از کجا عشق از کجا ” بر صحنه شعر می سراید. اگر فروغ فرخزاد شاعر و معمار کلمات بود، صابری با ابزار نمایش، شاعر صحنه های بدیع تصویر است. واژه های صابری در این نمایش، نور و رنگ و حرکت و آوا ست. او به شکلی کاملاً مدرن، و بعضاً

هابرماس: خشونت از اختلال در ارتباط آغاز می شود: دور خشونت، با دور اختلال در ارتباطات شروع می شود که از طریق بی اعتمادی متقابل غیر قابل کنترل، به قطع رابطه منجر می شود. ملت ها، شیوه های مختلف زندگی و تمدن ها از بدو امر از هم دورند و به غریب ماندن از یکدیگر گرایش دارند. آنها، مثل اعضا یک

تروریست: قیصر، قاتل یا سرباز؟

درون ذهن یک تروریست- آموزه دوم: زمانی استاد نکته سنج و باریک بین من دکتر هوشنگ جوانمرد در باب به وجود آمدن اسرائیل می گفت که یهودیان در فلسطین خواستند همان کاری را بکنند که آمریکائیان با سرخپوست ها کردند. گفتند می زنیم و می کشیم و کوچ می دهیم و بعد که بر کارها سوار شدیم نقشی هم برای فلسطینیان

آنها به زخمی ها شلیک می کنند: تلویزیون سی بی اس فقط یک عکس از فیلمی را نشان داد که خبرش روز دوشنبه ۱۵ نوامبر در جهان پیچید. گوینده اطلاع داد بقیه عکس ها آن قدر تکان دهنده و فجیع اند که برای نمایش در تلویزیون مناسب نیستند. عکس ها از صحنه کشتن زخمی های بی دفاع و بی سلاح

از اتاقم به جهان راه دارم: وبلاگ می نویسم چون از طریق وبلاگ می دانم که امروز حسن در تبریز چه فکر می کند، و او هم می داند من چه حسی نسبت به نوشته هایش دارم، همراه پیمان و خانواده ش در قطار تهران تا کرمان کف واگن می خوابم و در وانت از کرمان تا بم می روم.

درون ذهن یک تروریست- آموزه یکم

اگر چه دنیای رسانه ای غرب و حوادث سیاسی معین و درگیری های قدرت در خاورمیانه این تصور را جهانی کرده است که تروریسم صورت و معنایی اسلامی دارد اما واقعیت آن است که تروریسم نوعی روش رعب افکنی/اعاده حیثیت/اعتراض است که کمابیش همه جا می توان از آن سراغ گرفت. هم نوع اسلامی اش موجود است هم نوع ضداسلامی

برگ آخر کتابچه

مهدی خلجی همانطور که در این خداحافظی زیبا و رندانه نشان داده است نویسنده بزرگی است و زبان فارسی در دست اش رام رام است. من باور ندارم که کسی چون او نوشتن را ترک خواهد گفت. او بزودی بازخواهدگشت تا این بار از آن چیزهایی بگوید و بنویسد که مثل او هیچ کس نمی تواند گفت. برای بقیه چیزهای

  سیب، پرنده و عرفات: عصر پنجشنبه است. ۲۱ آبان ۸۳. چهار بعد از ظهر. ساعتى پیش که خوابیده بودم، در خواب دیدم که در اتاقى بزرگ جلسه اى است مرکب از رهبران فلسطین و من نیز حاضرم. به نظر مى رسید که جلسه مهمى است و گویا قرار است درباره امر مهمى بحث کنند و تصمیم بگیرند. اعضاى جلسه را به

The time to run to IranShould wearing a headscarf put you off visiting Iran? Anna Shephard found it more of a help than a hindranceThe TimesNovember 13, 2004WHILE it is possible to find tour operator packages to the unlikely holiday destination of Iran, my approach was to go my own way. I had two female guides there — Coco, a

مدرنیسم ایرانی و آلودگی بیان هگلی

آقای جامی، من امروز از «هنوز» به صفحه شما و یادداشت «مدرنیسم ایرانی: تبدیل دایره به خط» آمدم و با خواندن آن یاد سخنان کارل پوپر در یکی از گفت و گوهایش افتادم. در اینجا پاره ای را به طور کلی و با حاشیه نویسی هایی بازگو می کنم. اما چون نمی دانم کامنت شما چند حرف را پذیراست، با

سینمای مردمانی فقیر اما با غرور

گیسو فغفوری: با کامران شیردل به بهانه حضورش در تاجیکستان و نمایش پنج فیلم از او صحبت کردیم. او از تاجیکستان برایمان گفت، از تفاوت دید و عدم جسارت جوانان مستند ساز آن کشور . تجربه هایی که فقط از این سفرها ودر گفتگو با کسانی چون شیردل پیش می آید. اما مدت هاست نام این مستند ساز قدیمی و تاثیرگذار

روستایی تاجیک دهاتی ایران نیست: موسیقی شش مقام در عهد شوروی نقش موسیقی ملی تاجیکستان را بازی می کرد. بعد از استقلال کمی کاستی گرفت و موسیقی های دیگر از جمله موسیقی جنوب و فلک به جای آن که موسیقی خجند و شمال بود حمایت شد. خجند مرکز نخبگان تاجیک در عهد شوروی بود. فرهنگ هم از همانجا می آمد. حالا

یهودیانی که مثل شارون فکر نمی کنند

عجیب ترین صحنه ای که می شود تصور کرد جمع شدن یهودیان در خارج بیمارستانی است که در آن یاسر عرفات در حال احتضار است تا برای او دعا بخوانند. همه شنیدیم و دیدیم که یهودیان آبادی های به زور ساخته شده در مناطق فلسطینی در مرگ عرفات شادمانی کردند و مهمانی دادند و رقصیدند. در خود اسرائیل یک هفته ای که او

مدرنیسم ایرانی: تبدیل دایره به خط

دیشب می خواستم به تحلیل یک نمونه از ترجمه-تالیف های بی معنای شبه فلسفی مدعی مدرنیسم بپردازم که ماجرای تئو ون گوک بر ذهنم چیره شد و فکر کردم این کار را بگذارم برای شب دیگر. حالا می بینم دل و دماغ آن را چنانکه باید ندارم. یک صحبت ناهمجنس گاه چنان رشته انرژی ام را پنبه می کند که

شب نشینی های رمضان در تهران: در ماه رمضان هر شب، از ساعت هشت تا دوازده ، در چند سالن شهر جشن رمضان برپاست(به جز شب‌های شهادت و..). هدف از این جشن‌ها تشویق پولدارها به کمک به اقشار آسیب‌پذیر اجتماعه. فقرا، بیمارهای کلیوی، سرطانی، ایتام و…در این شب‌ها تموم کارهایی که در تموم سال غیرمجاز شمرده می‌شه، و خیلی‌ها از قبل

ضدمقدس، تلویزیون و ترور

کشته شدن فیلمساز غیرمتعارف هلندی تئو ون گوک بار دیگر مساله برخورد اسلام و اروپا را مطرح کرده است. ون گوک در یک فیلم 10 دقیقه ای ( Submission به معنای اسلام ولی با معنی ضمنی انقیاد ) برای آنکه خشونت مسلمانان نسبت به زنانشان را نشان دهد زیاده روی کرد و به فیلم کوتاه خود جنبه ای تحریک آمیز اضافه کرد: نقش

منیژه دولتوا، خواننده نسل جوان تاجیکستان در حال پذیرایی با چای در پیاله به شیوه تاجیکی- عکس از: مهدی جامی

عکس: تصویر یا توهین

کارهای شادی قدیریان عکاس باسلیقه و هوشمند ایرانی از مجموعه عکس هایی که عکاسان ایرانی به نمایشگاهی در  پاریس می فرستادند حذف شده است. او در تمام این مجموعه از عکس هایش مثل همین که اینجاست یک شی خانگی یا آشپزخانگی را در فرمی مشابه استفاده کرده است. می گوید نمی داند چرا عکس هایش حذف شده است. می گوید:«این

آمریکا: جامعه مدنی بدون مشارکت سیاسی: رسانه های همگانی عمدتا در اختیار چند غول رسانه ای هستند. از این جهت صداهایی که در رسانه های همگانی شنیده می شوند بسیار محدودند. نخبگان فرهنگی و اهل فکر امریکایی در رساندن صدای خود به عموم افراد با دشواری مواجهند. اینترنت عرصه های بیشماری را برای آنان گشوده است امارادیو و تلویزیون عمدتا در

کاری از فیروزه گل محمدی نقاش و تصویرگر برجسته ایرانی برگرفته از سایت او

لیله القدر ما

میان این موج صراحت که ما به آن دل داده ایم وقت گفتگوی صریح با خداوند کی می رسد؟  هنوز به خداوند که می رسیم پاهامان می لرزد و هر چه از پدرسالاری پشت سر گذاشته ایم عیان در مقابل مان ظاهر می شود. خدای ما پدرسالار است.خدای ما فعال ما یشا است. نیازی به توضیح نمی بیند. جهان ملک

چگونه پست مدرن بنویسیم و حرف بزنیم: اهمیتی ندارد که شما از پست مدرنیسم چیزی ندانید، مهم این است که بتوانید به “زبان پست مدرن” سخن بگوئید. حتما برایتان پیش آمده که بخواهید دیدگاهی فرهنگی یا اندیشه‌ای خردمندانه را در جمعی از افراد فرهیخته مطرح کنید، اما حس می‌کنید که به نظر شما توجه نمی‌کنند یا خودتان را به اصطلاح

سیاست اخلاقی، سرگشتگی و ریاکاری

در بین همه نظرهایی که در باره انتخاب مجدد بوش دیدم نظر محمد علی ابطحی بسیار کمیاب بود. او در گزارش بسیار هوشمندانه روزنامه شرق(سیاستمداران ایرانی به چه کسی رای می دهند؟) و هم با آب و تاب بیشتر در وب نوشت دلیل ترجیح بوش بر کری را از دیدگاهی پراگماتیستی شرح می دهد:“دیروز خبرنگار روزنامه شرق از من پرسید که

Never on a Sunday? Religion is irrelevant to modern life, says Marilyn Mason. Not so, says Andrew Shanks, it is now more needed than ever Marilyn Mason and Andrew ShanksSaturday October 30, 2004 GuardianDear AndrewI hope that “Back to church Sunday” goes well, though I won’t be joining the churchgoers. I know that there are people who find support and

قبادی آینده سینمای ایران

امشب می خواستم چند کلمه ای در باره انتخابات آمریکا بنویسم. و اینکه به نظر من معنای رای به کری یا بوش چه خواهد بود و چه خصلتهایی از آمریکای امروز را بر پرده می افکند و کدام حسابها را جابجا می کند. اما دیدن فیلم بهمن قبادی حسابهای مرا به هم ریخت.قبادی را دیشب دیدم و با جمعی از دوستان چند ساعتی

تاجیکستان کشوری دو زبانه: به عنوان ناظر همراه با زرینه خوشوقت در یک کنفرانس خبری شرکت می کنم که آسیا پلاس از قدرت های بزرگ رسانه ای در تاجیکستان ( صاحب رادیو اف ام، خبرگزاری، هفته نامه) برگزار می کند تا برنامه خود را برای مسابقه پرطرفدار انتخاب ترانه سال معرفی کند.حضور خبرنگاران جوان که تقریبا همگی دور و بر

شوک انتخاباتی اکتبر

در محافل رسانه ای در این ماهها هر از گاهی این بحث بود که نزدیک به روز انتخابات در آمریکا باید منتظر یک خبر داغ بود. معمولا بحث از این بود که این بار به جای صدام حسین احتمالا یک روز از خواب برمی خیزیم و می بینیم بن لادن است که دستگیر شده است. صحبت از این بود که خب آمریکایی

از نثر زیبایش لذت می برید یا از نوستالژی خواستنی اش خود دانید: از خستگی و کار زیاد اصلا نتوانستم از این روز قشنگ لذتی ببرم. آسمان را تنها در دو نظر دیدم.دوسه روز آینده را هم سخت سرگرم دفع جهل و کسب علم خواهم بود. چند روز است که نتوانسته ام فیلمی تماشاکنم. در عوض آنقدر روزنامه های مهم دهگانه

القاعده ایرانی: یکی از خطرات جدی شرایط فعلی سربرآوردن جریاناتی است که صدای پای خشونتهای القاعده ای و زنده شدن تفکر قتلهای زنجیره ای از آن به گوش می رسد. با این تفاوت که این بار اینها به عنوان تئوریسین، بدون وابستگی به حکومت، از موضع ارزشی و انقلابی سخنانی را در شرایط حساس فعلی مطرح می کنند که یقیناً امنیت

افسانه جهانی شدن هنر و ادبیات ما

خب ممنون از رامین جهانبگلو که تکلیف ما را روشن کرد و فرمود: “در اکثر رشته‌‏های هنری سخن تازه‌‏ای برای امروز نداریم.” این تازه ترین نمونه از زنجیره گوئیا بی پایان اظهارنظرهای ناامیدانه روشنفکران ماست که من از سالها پیش به این سو شنیده ام. محور همه این اظهارنظرها این است که: “نداریم”. رند عالم سوزی سالیانی پیش مرا از این

شارون مبشر صلح

به مناسبت تصویب طرح شارون در پارلمان اسرائیل برای خروج یکجانبه از نوار غزه. – فکر کنم دیگر چیزی برای ویران کردن در غزه باقی نمانده بود. نزدیک بودن انتخابات آمریکا را هم از نظر دور نداشته باشید. کاریکاتور نقل شد از: گاردین، ۲۷ اکتبر (به این کاریکاتور لینک ندارد یا من نتوانستم در سایت گاردین پیدا کنم. اسکن کردم! –