از نثر زيبايش لذت می بريد يا از نوستالژی خواستنی اش خود دانيد: از خستگی و کار زياد اصلا نتوانستم از اين روز قشنگ لذتی ببرم. آسمان را تنها در دو نظر ديدم.دوسه روز آينده را هم سخت سرگرم دفع جهل و کسب علم خواهم بود. چند روز است که نتوانسته ام فيلمی تماشاکنم. در عوض آنقدر روزنامه های مهم دهگانه
القاعده ايرانی: يکي از خطرات جدي شرايط فعلي سربرآوردن جرياناتي است که صداي پاي خشونتهاي القاعده اي و زنده شدن تفکر قتلهاي زنجيره اي از آن به گوش مي رسد. با اين تفاوت که اين بار اينها به عنوان تئوريسين، بدون وابستگي به حکومت، از موضع ارزشي و انقلابي سخناني را در شرايط حساس فعلي مطرح مي کنند که يقيناً امنيت
خب ممنون از رامين جهانبگلو که تکليف ما را روشن کرد و فرمود: “در اكثر رشتههاي هنري سخن تازهاي براي امروز نداريم.” اين تازه ترين نمونه از زنجيره گوئيا بی پايان اظهارنظرهای نااميدانه روشنفکران ماست که من از سالها پيش به اين سو شنيده ام. محور همه اين اظهارنظرها اين است که: “نداريم”. رند عالم سوزی ساليانی پيش مرا از اين
به مناسبت تصويب طرح شارون در پارلمان اسرائيل برای خروج يکجانبه از نوار غزه. – فکر کنم ديگر چيزی برای ويران کردن در غزه باقی نمانده بود. نزديک بودن انتخابات آمريکا را هم از نظر دور نداشته باشيد. کاريکاتور نقل شد از: گاردين، 27 اکتبر (به اين کاريکاتور لينک ندارد يا من نتوانستم در سايت گاردين پيدا کنم. اسکن کردم! –
در راه که می آيم صفحه ای از گاردين را می خوانم در نقد و ستايش جان لاک و تاثير او بر فرهنگ بريتانيايی. فکر می کنم متفکرانی که بر ما تاثير گذاشتند کيان بودند؟ ايرانی هم در ميانشان بود؟ يا هر که بود فرانسوی بود و با ترجمه های ناقص و ناتمام بر ما تاثير گذاشت؟ يا اگر ترجمه
Tajik Compiled by Azam NematiOctober 24, 2004iranian.comThe long wait is over! The beautiful, memorable and everlasting songs by the legendary singer Tajik can be enjoyed time and again in the greatest hits album “Nakhlestaan“. I find it amazing how many people remember the lyrics of Nakhlestaan or Maygoon. I was a child when those songs were released but I loved
آخرين بار که با لذت ترانه های عامه پسند را شنيدم در عين خوش بود. در همان دوره سربازی هم بود که پيوند خود را با هر چه که مردمی است و از مردم بازيافتم. سالها بود که در کتاب زيسته بودم. سربازی و جبهه مرا به زندگی مردم وارد کرد. امشب که بار ديگر لذت شنيدن ترانه های محبوب
بحران كاغذ به شرق رسيد. ديروز تا ساعت ۵ بعد ازظهر شرق كاغذى براى چاپ نداشت و عاقبت آنقدر كاغذ فراهم شد كه تنها ۲۴ صفحه از روزنامه به چاپ برسد، همان طور كه مى بينيد صفحات زندگى فقط به دليل نبود كاغذ از روزنامه امروز غايب است.بحران كاغذ چند ماهى است كه گريبان مطبوعات را گرفته است البته اين كيميا شدن كاغذ
Gabriel Garcia Marquez: Love, passion and a melancholy man By Nicholas Caistor 23 October 2004Independent It is rare for a publisher to rush forward publication of a novel to try to pre-empt pirate editions. But this week, Norma publishers in Colombia have been forced to bring out the latest book by Gabriel Garcia Marquez after illegal vendors had apparently sold
شنبه 2 آبان 83 گزيده ياداشتهای سفر به ازبکستان و تاجيکستان ؛ بخش چهارم دوشنبه،30 آوريل: ديدار با استاد فلکدولتمند در دو سالی که نديده امش کلی لاغر شده است. خودش می گويد 13 کيلو وزن کم کرده. مدتی طولانی بيمار بوده است. تازگی يکی از پسرانش هم در تصادف سختی مجروح و بستری شده. اختلاف درازمدت اش با تلويزيون
ما ايرانی ها اهل قمار نيستيم اما از ريسک های بزرگ لذت می بريم. شايد به همين دليل است که بيشتر مردم صرف نظر از گرايش سياسی خود ظاهرا از توانمند شدن ايران در عرصه قدرت هسته ای حمايت می کنند.فرانسيس هريسون خبرنگار بی بی سی در تهران در پايان گزارشی شنيدنی در اين باره، که در آن نظرات مردم تهران
خودمحوری روشنفکر ايرانی: محمد حقوقی در گفتگويی به مناسبت همايش شعر معاصر فارسی در ايران که درآن شاعران فارسی زبان غير ايرانی هم شرکت دارند گفته است: شعر تاجيکستان و افغانستان و ازبکستان اصلا قابل مقايسه با شعر ايران نيستند و در کنار هم قرار گرفتن شاعران اين کشورها اصلا سودی برای شاعران ايران در بر نخواهد داشت. جنابشان به
نيويورک تايمز – برای نمايش کامل اين گزارش چندرسانه ای کليک کنيد. اين را هم بگويم که من بيشتر از محتوای گزارش از شيوه ساختن و انتقال پيام در آن لذت بردم. دليل آمدنش در اينجا هم همين است. وگرنه حرف تازه ای درش نيست. وقتی می ديدم فکر کردم: چه ساده می شود گزارش تهيه کرد و چه سخت است راههای
جامعه شناسی سياسی فساد: خيلى بعيد است كه يك مقام عالى رتبه جمهورى اسلامى نداى «زنده باد فساد!» سر دهد. اما اين اسم كتاب تازه على ربيعى مشاور سيدمحمد خاتمى رئيس جمهور و از مسئولان دبيرخانه شوراى عالى امنيت ملى است. على ربيعى كه سال هاى زيادى از عمر سياسى-حرفه اى خود را با دغدغه هاى امنيتى گذرانده است در حاشيه وظايف كارى اش دريافته كه بايد ريشه بحران هاى
هوا سرد بود و بارانی. از روی هر کدام از پل های تمس که رد شوی سردتر هم می شود. اما آنها سردشان نبود. هزاران زن و مرد و کوچک و بزرگ. با آزادترين شعارهای سياسی که بتوان در يک تظاهرات سياسی تصور کرد. و از همه رنگ و نژاد و مذهب. و دامنه تقاضاها از عراق تا فلسطين. از بوش
وبلاگ و خود درمانی: در روانشناسى جديد، گفته مى شود كه بازگو كردن درون براى روانپزشك بهترين وسيله براى كشف نارسايى ها و پيدا كردن راه براى زدودن كاستى هاى روانى است. اصولاً طرح «ناخودآگاه» به صورت آگاهانه است كه مى تواند درمان ساز باشد. اين درمان به قول ژاك لاكان مى تواند تنها از طريق «گفتمان» و «گفت وگو» به دست آيد. وبلاگ را مى توان يكى از
ناچارم باز بگويم که اگر قصه همين است که روايت شده يا مثلا اگر ترجمه درست باشد و گزاره هايی از اين قبيل، نظر من اين است و آن. من به ترجمه بدیين ام. خاصه ترجمه متن های سياسی. (در باره ترجمه های بد از متن ها و گفتارهای فلسفی و تئوريک و شعری و مانند آن هم همين بدبينی را
رابطه آذر نفيسی و پل ولفوويتس: «پل ولفو ويتس» که به عنوان مشاور امنيتی دولت آمريکا از طراحان اصلیِ اشغال نظامیِ عراق به شمار می رود در زمرهء آشنايان خانم نفيسی است. او چند سال پيش در مقام رييس «دانشکدهء مطالعاتِ پيشرفتهء بين المللی» (SAIS) در دانشگاه جانز هاپکينز، خانم نفيسی را به عنوان استاد علوم سياسی به استخدام خود در آورد.
حراج زنانگی: گزارشی قديمی است. در وبگردی هايم امروز يافتم. نه زبان ويراسته ای دارد نه خوب تايپ شده است. مهم نيست. اما اين صريح ترين ( و تنها؟) گزارش مصور در باره بازارهای اجاره زنان در تايلند است به فارسی. و در وبسايتی داخلی: زنان. گزارش فريبا داودی مهاجر که برای کنفرانسی در باره زنان آنجا بوده است. نام گزارش
صفحه اول شرق روز سه شنبه را که ببينی فکر می کنی “مرگ فيلسوف پيچيده” شب پيش اتفاق افتاده است. من نتوانستم روزنامه را به صورت پی دی اف ببينم. می خواستم مطمئن شوم که واقعا اين مطلب اصلی صفحه اول نسخه کاغذی است يا صرفا نشر اينترنتی. اگر اين واقعا مطلب صفحه اول است به نظرم خطايی جدی است.نمی دانم حامد
Our debt to Derrida LeaderMonday October 11, 2004The Guardian Jacques Derrida, the French scholar who died on Friday, had a dramatic impact on the study of literature in the postwar period. His theory of deconstruction has influenced – consciously or unconsciously – a great deal of modern scholarship and seeped inexorably into other arenas and media, from George Bush’s election
جهانشاه جاويد آدمی دوست داشتنی است. من او را جدی ترين و به اعتباری برجسته ترين روزنامه نگار ايرانی در وب می دانم. يک تنه کاری می کند که معمولا يک تيم انجام می دهد. به جديت و پشتکار و سرسختی او در عين صميميت فوق العاده اش ايمان دارم و سخت احترام می گذارم. زنی هم دارد که مثل
There’s no deconstruction without the memory of the tradition: I started with the tradition. If you’re not trained in the tradition, then deconstruction means nothing. It’s simply nothing. I think that if what is called “deconstruction” produces neglect of the classical authors, the canonical texts, and so on, we should fight it. . . . I’m in favor of the
1 کن بيگلی مهندس بريتانيايی تازه ترين قربانی بربريت جاری در عراق است. اگر در ساير موارد نمی شد با قاطعيت گفت اما سر بريدن اين يکی کاملا آشکار بود که کار طرفداران يا اصلا مزدوران صدام حسين و حواشی اوست. آنها آزادی دو زنی را خواستار بودند که در زمان خود از مقامات ارشد دستگاه آدمخوار صدام به شمار
Deconstruction icon Derrida dies: Jacques Derrida, one of France’s most famous philosophers, has died at the age of 74, it has been announced. Derrida died in a Paris hospital on Friday night, news agency AFP reported. He suffered from pancreatic cancer. The Algerian-born philosopher is best known for his “deconstruction theory” – unpicking the way text is put together in
گفتگوي ژيلا بنييعقوب با لطيف پدرام کانديداي رياست جمهوري افغانستان با “لطيف پدرام” در آپارتمانش در کابل، پايتخت افغانستان مصاحبه کردم، دراتاقي با قفسه هايي پراز کتاب، از رمان و شعر گرفته تا فلسفه و علوماجتماعي و بيشتر هم چاپ ايران. خودش ميگويد “ايران وطن فرهنگي من است”. لطيف 42 ساله هم در ايران درس خوانده و هم در پاريس.
Fun-Da-Mental: Nawaz’s notorious frankness comes from a freedom he discovered through punk music and its ability to subvert common perceptions. His beliefs stem from a careful study of Islam; a faith that has liberated him. “Islam for me was more punk than punk! I can’t understand why people say it is restrictive,” he comments. (From: OpenDemocracy)
There were no weapons of mass destruction in Iraq 1,625 UN and US inspectors spent two years searching 1,700 sites at a cost of more than $1bn. هيچ سلاح کشتار جمعی در عراق وجود نداشت1625 بازرس سازمان ملل متحد و ايالات متحده آمريکا به مدت دو سال 1700 سايت را با صرف هزينه ای
انتخابات رياست جمهوری يا پادشاهی: انتخابات رياست جمهوری در افغانستان پديده تازه ای است. هنوز بسياری از مردم اين کشور، از رييس جمهور به نام “پادشاه” نام می برند، و انتقال قدرت برای آنها همچنان مفهوم “پادشاه گردشی” دارد.بعضی از مردم اطراف و روستاها، هنگامی که در برابر پوسترهای تبليغاتی نامزدها می ايستند، اولين چيزی که به نظرشان می رسد
تازگيها ما ايرانی ها يک ويژگی جديد به ويژگی های منحصر به فرد خود اضافه کرده ايم: وبلاگ نويسی! من وبلاگ را جدی می گيرم و بر خلاف داريوش آشوری فکر می کنم در دقيقه اکنون وبلاگ نويسی مهمترين کاری است که ما ايرانيها می کنيم. آنچه در اينجا می نويسم شرح همين نکته است.پيش از همه داستانکی می گويم که خود بسيار
Hostages’ views: “Guerrilla warfare is legitimate, but I am against the kidnapping of civilians,” Simona Torretta, who speaks Arabic and was already based in Iraq before Saddam Hussain was ousted, told Italian daily Corriere della Sera. “You have to distinguish between terrorism and resistance – I said it before and I repeat it today,” she added. Ms Torretta went on to
آسيای ميانه با همه هنر ثروتمند خود، در غرب شناخته نيست. برنامه کوليسيوم لندن ( به مدخل پيشين: آواز همسايگان نگاه کنيد) فرصتی استثنايی بود برای معرفی اين خطه کم شناخته هنر جهان. بخش اول با آواز زيبای عالم قاسموف ( عکس 3 در آواز همسايگان) آغاز شد که در صدر خود بند آغازين اذان را رو به ماه صحنه اجرا
هنوز خمار امشب ام. دهها هنرمند از قرقيزستان و ازبکستان و آذربايجان و تاجيکستان و افغانستان به دعوت بنياد آقاخان در کوليسيوم لندن برنامه اجرا کردند. چه آوازها چه رقص ها. حاليا نمی توانم چيزی بنويسم. بسيار دير وقت هم هست. اما تفرج دوستان ديده و ناديده را چند تصويری اينجا می گذارم تا حدس بزنند بر ما چه رفت ميان
مردمی که بوديم، نيمه شعبانی که ديگر نيست: سال هزار و سيصد و سی و نمی دانم چند است. تهران. خيابان گرگان. ايستگاه کاشيها روبروی کوچه افخمی.کنار صفحه فروشی “پت بون” جشن نيمه ی شعبان است. از ايستگاه مدرسه تا ايستگاه روشنايی اقلاً ده تا طاق نصرت زده اند. اما اينجا غوغاست. دو جوان صفحه فروش صبح تا نيمه شب