دکتر نصرالله پورجوادی از آن مردانی است که بسیار ستایش کرده ام. حالا شاید از یادها رفته باشد که او در چه دوران عسرتی کوشید از جریان هجوم به دانشگاه در عصر انقلاب فرهنگی سید حسین موسوی و همفکران تندروش چیزی بسازد که در عمل به ساختن دانشگاه برسد. ویران کردن دانشگاه های آبادی که از عصر پهلوی به ارث
من این روزها دیگر از شعر لذتی نمی برم. شاید دیگر شعر خوبی نمانده است که بخوانم. شاید دیگر شعر آن نقش قدیم خود را برای من از دست داده است. شاید هم برای همه ما. نه، درست همین است که برای من. می دانم که هنوز بسیاری به شعر دلبسته اند. من تنها چیزی را در فضا می شمم.
گوزن اکنون می فهمی که چگونه یک گاو می تواند در چراگاه سوزانِ دریا بی خیال علف هرز چرا کند اکنون که از خواب هراسان برخاسته ای و در وحشت یک کابوس می لرزی و به معنای هر چه غریب است و گنگ پیوند خورده ای می اندیشی: « چرا شفافیت یک شیشه فاصله بود؟ » اکنون
دانی کجاست جای تو؟ خوارزم یا خجند: این بار از جاده سمرقند یک چیز به خاطرم می ماند: عسل فروشهای کنار راه. در یک فاصله ده پانزده کیلومتری در نیمه نزدیک تر به سمرقند دهها ایستگاه عسل فروشی پراکنده است. همه از تولید به مصرف. منظره با آن جاده بیابانی و هوای داغ و چشم اندازهای خشک کویرگون و کلاه
بحث های بسیاری به دنبال علنی شدن ماجرای قتل کودکان در حاشیه تهران در روزنامه ها و رسانه های داخلی مطرح شده و افراد بسیاری با صلاحیت های مختلف وارد بحث شدند و اظهار نظر کردند. امشب یکی از روزنامه نگاران گمان کنم رویا کریمی مجد بود که در مصاحبه ای با بی بی سی از نقش روزنامه ها در پیشگیری
برای مهدی کاتب کتابچه به بهانه زادروزگان او و به یاد نمایشگاه شگفت آثار استاد جلیل رسولی در موزه هنرهای معاصر تهران که هنوز عطرش در دماغم تازه است. مرغی از مرغان مبارک عرش نشین، طیری از طیور. با آرزوی منطق بلند برای مهدی. با دوستاری و مهر – اهالی سیبستان و باغات حومه ( نقاشیخط استاد رسولی از: ققنوس)
من با تصویر سیاه و سفیدی که سایت های سیاسی از جامعه و گرایش های سیاسی می سازند موافقتی ندارم. امروز چنین سایتی است. سایتهای اینچنینی دایره گزینش خبر محدودی دارند. زبان آنها چیزی شبیه به شب نامه است تا زبان سیاسی در شبکه جهانی. به آنها نمی توان اعتماد کرد. آنها بشدت جانبدارانه رفتار می کنند.سخن من در موضع
The death of intimacy: A selfish, market-driven society is eroding our very humanity It has become almost an article of faith in our society that change is synonymous with progress. The present government has preached this message more than most, while it is a philosophy that most people seem to live by. It is nonsense, of course. Change has never
قتل ۲۶ کودک طى دو سال از نگاه مسئولان دور مى ماند، چنانکه اقشار کم درآمد و فقیر از نظام برنامه ریزى کشور حذف مى شوند. جنایات پى درپى بدون کالبدشکافى اجتماعى هر روز گسترده تر مى شود چنان که مهار بحران هاى اجتماعى از برنامه هاى کلان حکومت داران قلم مى خورد. بحران حاشیه شهرها را درنوردیده و همچنان مسئولان خاموشند. طبقه «تهى دستى» که پس از انقلاب نام «مستضعف» گرفت همچنان
پیشنهاد حمایت از سایت های اصلاح طلبان: جنگ تمام عیاری که مرتضوی با اینترنت شروع کرده، آخرین جنگ او است که اگر آنرا برنده شود، دیگر اثری از آزادی بیان در سرزمین ایران نخواهد ماند. اما خوشبختانه ما می توانیم به کمک همدیگر به آسانی او را شکست دهیم.او میخواهد صدای وبسایتهای اصلاحطلب به گوش کسی در داخل ایران نرسد
تصویر مخدوش مسلمانی ما: امروز ما چه تصویری از مسلمانی در ذهن داریم؟ کسانی که به عنوان «مسلمان» میشناسیم چگونه کسانیاند؟ چهرههایشان و بدنهایشان چگونه است؟ رفتارشان چگونه است؟ آدابشان چگونه است زبانشان چگونه است؟ خوی شان چگونه است؟ پوشاکشان چگونه است؟ گاهی به آدم میگویند «به تو نمیآید که مسلمان باشی!» و آن وقت آدم از خودش میپرسد مگر
اولین چیزی که خبر قتل ۲۲ کودک به دست دو جوان همسن انقلاب به ذهن تداعی می کند آشوب جنسی است در ایران سالهای اخیر. این را خیلی ها گفته اند. درست هم هست. اما مساله دارای لایه های مختلفی است. قتل و تجاوز یکی از سنگین ترین جنایتهاست و اگر موضوع آن کودکان باشند در واقع کمتر جنایتی بالاتر
دستگیری خانوادگی: اواخر هفته گذشته، من خبر دستگیری چند روزنامه نگار حوزه اینترنتی و نیز یکی از سینما گران قدیمی کشور که می گفتند به جرم وبلاگنویسی فرزندش که در خارج است دستگیر شده را دریافت کردم. به هر کجا که دستم می رسید مطلب را منتقل کردم.روز پنجشنبه گذشته رفته بودم منزل آقای موسوی لاری که بخصوص در مورد
این تاجیکها را برای همین مهماندوستی شان دوست دارم. ببین که چگونه رحمانوف پیش دست انار را برای مهمانش به دست گرفته تعارف می کند. در جای دیگر باشی حتما پیشخدمتی برای هر دو می آورد. اما تاجیک می گوید مهمان نوازی این است که با دست خود به مهمان پیشکش کنی حتی اگر رئیس جمهور باشی: و چه عجیب است
دوست نادیده علیرضا بهنام که وبلاگ همهمه را می نویسد پای مطلب پیشین پیشنهاد کرده است که من تعریف خود را از ابتذال بدهم تا معلوم شود به چه جهت کارهایی از آن دست که از مریم هوله در همهمه آمده را نمونه شعر مبتذل می دانم. پرسش از ابتذال بسیار مهم است. مدتها پیش سید خوابگرد هم بحثی در این
بهتر است همین اول بگویم که من شعرهای مریم هوله را دوست ندارم. اما این را هم اضافه کنم که خواندن آنها را برای هر کسی که می خواهد صدای نسل امروز را بشنود ضروری می دانم. چند روز پیش می خواستم به آخرین شعری که از او در وبلاگ همهمه منتشر شده ( یا لینک داده شده – به
این عنوان فیلم الکساندر مقدونی است که بزودی راهی بازار می شود. ولی عجیب نیست که نام فیلم روی نشانه نامدار زرتشتیان نقش بندی شده است؟ در باره این نقش بحث های زیادی شده ولی هیچ کدام به الکساندر مربوط نیست. اشتباهی در تحقیق تاریخی فیلم شده یا نشانه ای از غلبه الکساندر بر هخامنشیان است؟ هر چه هست آدم
دوست کتابچه نویس من از ترجمه نظری که من در سیبستانک آورده بودم و در آن یک آمریکایی بی حجابی تحمیلی در فرانسه را خلاف اصول دولت سکولار دانسته بود، ظاهرا برآشفته و خطاب به من نوشته است:دوست سنتگرایِ مدرنستیز من! واقعاً از اینکه گاهی از زبان غربیها سخنی در نکوهش احوال و اطوار جامعههای مدرن بشنویم و صد بانگ
یک دقیقه سکوت یا ۱۰۰ دقیقه سکوت؟ یا مبادا ۱۵۰ دقیقه سکوت؟ آمار واقعی نشان خواهد داد. ولی سکوت شرمساری را درمان نیست. سیاست شغل کثیفی است چه گروگانگیر باشی چه کماندو یا رئیس جمهور پوتین. سیاست مشت آهنین یعنی خاتمه بحران به هر قیمت به نفع ما. اگر ۱۰۰ کودک یا ۱۵۰ کودک و بزرگسال نابود شدند اصلا مساله ای نیست. به قول
France was never free. With the new law, they have begun the official conversion from a state of Orthodox Catholicism to one of orthodox secularism. A pluralistic and free society does not enforce conformity, even for the sake of the “secular and free state” itself. Jeff, Cleveland, USA فرانسه هرگز آزاد نبوده است. با این قانون جدید آنها دارند رسما
منوره و روشنه مادر و دختر تاجیک هر دو در کار طراحی لباس اند. روشنه البته از مادر آموخته است و حالا در دانشگاه طراحی می خواند. با کمک مادرش و با حمایت سازمانهای بین المللی فعال در تاجیکستان تا حال دو نمایشگاه مد در دوشنبه برپا کرده است. در اینجا برای من با دو بادبیزن از کارهای دستی خودش
جایزه: در دایره چاپ و نشر گرفتار عجب بلبشویی شدهایم. به حرف و حدیث هیچکس نمیتوانی گوش بسپاری. اینک، هیچ فیلمی را، هیچ کتابی را، هیچ مطلبی را، طبق نقد بهمان و فلان، نمیتوانی برای دیدن و خواندن انتخاب کنی. به حرف ایکس که میگوید فلان کتاب شاهکار است، نمیتوانی گوش بسپاری همانطور که به حرف وای که میفرماید فلان کتاب بد
دریدا، چامسکی و تنک تی وی: دیروز در انستیتو/سینمای هنرهای معاصر لندن ( ICA ) سرانجام مستندی آمریکایی در باره ژاک دریدا را دیدم. بار قبل سفر آمریکا پیش آمد و اکران اش را از دست دادم. شاید چیزی در باره فیلم نوشتم. فیلمساز از آن آوانگاردیست هایی است که من هم از کارشان بیزارم هم چیزهای جالبی در کارشان می بینم.
از صبح که خبرهای نجف را شنیده ام دارم فکر می کنم که آنچه آیت الله سیستانی کرد تنها از یک مرد خردمند متکی به حکمت شرقی برآمدنی است. او هم از نجف حمایت کرد هم قوای اشغالگر را تحقیر کرد هم پوچی الدرم بلدرم های دولت دست نشانده را وانمود و هم مبارزانی را که جان بر کف با اشغالگر
دانشوران آسیای میانه: اگر به ادبیات فارسی علاقه مندید و کنجکاوید که بدانید آشنایی با آسیای میانه و دانشوران و زبانهایش چقدر برای ما و دانشکده های ما در ایران مهم است این مقاله را بخوانید:خوانش تازه ای از سرود اهل بخارا، نوشته دادخدا سیم الدین اف رئیس پژوهشگاه زبان و ادبیات در فرهنگستان علوم تاجیکستان.او با تکیه به دانش و
دیشب به اتفاق، واقعا به اتفاق، کتابی نازنین به دستم افتاد از اخوان ( و امروز متوجه شدم که سالگرد درگذشت اوست). کاغذ سفیدش آنقدر خوب است که هنوز پس از 37 سال رنگ نباخته. کاغذ سفید مرغوب با سطحی صاف و کمی براق. چاپ مروارید است. به سال ۱۳۴۵ به بهای ۶۰ ریال. آخر شاهنامه طرح ساده ای روی جلد دارد
صحنه هایی از ژیمناستیک المپیک را می بینم چند دختر نوجوان و تین ایجر به اصطلاح در حرکات زمینی و یک مرد ورزشکار بیست و چند ساله روس روی بارفیکس. تحسین مرا و هم اعجاب مرا برمی انگیزند. با خود می گویم واقعا چیزی بلدند. در کار اینان ادعا جایی ندارد. هر چه هست عیان و عینی است. هنری است آشکار
شاخه زرین (پژوهشی در جادو و دین) نوشته جیمز جرج فریزر، ویرایش و مقدمه: رابرت فریزر، مترجم: کاظم فیروزمند ،۸۶۱ص، جلد سخت، تهران: انتشارات آگاه، ۲۰۰۴، چاپ اول. کتاب «شاخه زرین»، یک پژوهش فرهنگی و تطبیقی وسیع در اسطوره و دین است. مولف آن، «جیمز جرج فریزر»، اگر چه وابسته و معتقد به ارزش های سنتی جامعه بریتانیاست و تربیت و تحصیلات عمیق کلاسیک