Category: دسته بندی عمومی

حسين شريعتمداری: مرد عنکبوتی

  تازه ترين نوشته جنجالی حسين شريعتمداری که نمايندگی از بالاترين مقام مملکتی و بالاترين مقام فقهی رسمی در روزنامه کيهان می کند از جنبه های مختلف شايان بررسی است. آشکارترين آن اين است که چگونه می شود در ادای يک وظيفه دينی و ملی و شرعی –که آقای شريعتمداری مدعی آن است- نامهای بسياری از روزنامه نگاران، فعالان سياسی منتقد

چند نکته ساده در باره احتمال زن بودن شمس

در چند سايت، خبری ديدم به نقل از سيد علی صالحی که گفته است شمس مولانا زن بوده است. متن کامل آن را در ايران امروز سرانجام خواندم. از ايلنا نقل کرده است ولی در خود ايلنا آن را نيافتم. سايت خود صالحی هم باز نشد. بنابرين اصل را بر صحت می گذارم و فرض می کنم اين حرفها را

عکس از مجموعه عکس های مد، کارهای ماکی کاواکيتا، در سايت درخشانی از عکس های عکاسان مارج کيسی و همکاران( Marge Casey & Associates ) 

زيباشناسی تلويزيونهای ايرانی خارج از کشور

   1 اين تلويزيون ها هيچ پيشرفتی را در ذهنيت ايرانی نشان نمی دهد. بر خلاف تصور اوليه زندگی در خارج چيز زيادی را عوض نمی کند. نمونه اعلای آن هموطنان آمريکايی شده ما هستند که مثال کامل در جا زدن، نياموختن از جامعه ميزبان و فريز شدن فرهنگی در عصری هستند که وطن را ترک کرده اند. اين طبعا آنها را

سخت ترين کارها نقد آدمهای مشهور است. اين کاری است که استاد آيدين آغداشلو بخوبی از پس آن برآمده است در نقدی که بر “10 روی ده” کيارستمی نوشته است. نقد او از نقدهای کميابی است که هم بی رحمانه است هم منصفانه و دانشورانه و هم حقيقت را برتر از دوستی می نشاند. نقد کيارستمی به قلم او نمونه

مرکز نشر دانشگاهی، رصدخانه مراغه ما

دکتر نصرالله پورجوادی از آن مردانی است که بسيار ستايش کرده ام. حالا شايد از يادها رفته باشد که او در چه دوران عسرتی کوشيد از جريان هجوم به دانشگاه در عصر انقلاب فرهنگی سيد حسين موسوی و همفکران تندروش چيزی بسازد که در عمل به ساختن دانشگاه برسد. ويران کردن دانشگاه های آبادی که از عصر پهلوی به ارث

 گيشا نديمه سنتی است که آواز می خواند و می رقصد و با مشتريانی که معمولا مرد هستند گپ می زند. در باره اين سنت ژاپنی حرفها بسيار است. اما يک چيز مسلم است و آن اينکه گيشا بخشی از راه حل های اخلاق جنسی ژاپنی است. حتی اگر نظر اين گيشا را بپذيريم که می گويد هيچ گيشايی در عمل

آرزو بر باد – انتشار در وب

من اين روزها ديگر از شعر لذتی نمی برم. شايد ديگر شعر خوبی نمانده است که بخوانم. شايد ديگر شعر آن نقش قديم خود را برای من از دست داده است. شايد هم برای همه ما. نه، درست همين است که برای من. می دانم که هنوز بسياری به شعر دلبسته اند. من تنها چيزی را در فضا می شمم.

از آرزو بر باد

  گوزن   اكنون می فهمی كه چگونه یك گاو می تواند در چراگاه سوزانِ دریا بی خیال علف هرز چرا كند اكنون كه از خواب هراسان برخاسته ای و در وحشت يك كابوس می لرزی و به معنای هر چه غريب است و گنگ پيوند خورده ای   می انديشی: « چرا شفافيت يك شيشه فاصله بود؟ » اكنون

دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند: اين بار از جاده سمرقند يک چيز به خاطرم می ماند: عسل فروشهای کنار راه. در يک فاصله ده پانزده کيلومتری در نيمه نزديک تر به سمرقند دهها ايستگاه عسل فروشی پراکنده است. همه از توليد به مصرف. منظره با آن جاده بيابانی و هوای داغ و چشم اندازهای خشک کويرگون و کلاه

جای چه کسانی در وب خالی است؟

بحث های بسياری به دنبال علنی شدن ماجرای قتل کودکان در حاشيه تهران در روزنامه ها و رسانه های داخلی مطرح شده و افراد بسياری با صلاحيت های مختلف وارد بحث شدند و اظهار نظر کردند. امشب يکی از روزنامه نگاران گمان کنم رويا کريمی مجد بود که در مصاحبه ای با بی بی سی از نقش روزنامه ها در پيشگيری

برای مهدی کاتب کتابچه به بهانه زادروزگان او  و به ياد نمايشگاه شگفت آثار استاد جليل رسولی در موزه هنرهای معاصر تهران که هنوز عطرش در دماغم تازه است. مرغی از مرغان مبارک عرش نشين، طيری از طيور. با آرزوی منطق بلند برای مهدی. با دوستاری و مهر – اهالی سيبستان و باغات حومه   ( نقاشيخط استاد رسولی از: ققنوس)

ارزش های رسانه ای سايت های اصلاح طلبان

من با تصوير سياه و سفيدی که سايت های سياسی از جامعه و گرايش های سياسی می سازند موافقتی ندارم. امروز چنين سايتی است. سايتهای اينچنينی دايره گزينش خبر محدودی دارند. زبان آنها چيزی شبيه به شب نامه است تا زبان سياسی در شبکه جهانی. به آنها نمی توان اعتماد کرد. آنها بشدت جانبدارانه رفتار می کنند.سخن من در موضع

The death of intimacy: A selfish, market-driven society is eroding our very humanity It has become almost an article of faith in our society that change is synonymous with progress. The present government has preached this message more than most, while it is a philosophy that most people seem to live by. It is nonsense, of course. Change has never

حاشيه نشينی بزودی بزرگتر از متن شهرنشينی ما خواهد شد

قتل ۲۶ كودك طى دو سال از نگاه مسئولان دور مى ماند، چنانكه اقشار كم درآمد و فقير از نظام برنامه ريزى كشور حذف مى شوند. جنايات پى درپى بدون كالبدشكافى اجتماعى هر روز گسترده تر مى شود چنان كه مهار بحران هاى اجتماعى از برنامه هاى كلان حكومت داران قلم مى خورد. بحران حاشيه شهرها را درنورديده و همچنان مسئولان خاموشند. طبقه «تهى دستى» كه پس از انقلاب نام «مستضعف» گرفت همچنان

پيشنهاد حمايت از سايت های اصلاح طلبان: جنگ تمام عیاری که مرتضوی با اینترنت شروع کرده، آخرین جنگ او است که اگر آنرا برنده شود، دیگر اثری از آزادی بیان در سرزمین ایران نخواهد ماند. اما خوشبختانه ما می‌ توانیم به کمک همدیگر به آسانی او را شکست دهیم.او می‌خواهد صدای وب‌سایت‌های اصلاح‌طلب به گوش کسی در داخل ایران نرسد

تصوير مخدوش مسلمانی ما: امروز ما چه تصويری از مسلمانی در ذهن داريم؟ کسانی که به عنوان «مسلمان» می‌شناسيم چگونه کسانی‌اند؟ چهره‌هايشان و بدنهايشان چگونه است؟ رفتارشان چگونه است؟ آداب‌شان چگونه است زبان‌شان چگونه است؟ خوی شان چگونه است؟ پوشاک‌شان چگونه است؟ گاهی به آدم می‌گويند «به تو نمی‌آيد که مسلمان باشی!» و آن وقت آدم از خودش می‌پرسد مگر

استعاره های 22 تجاوز و قتل

اولين چيزی که خبر قتل 22 کودک به دست دو جوان همسن انقلاب به ذهن تداعی می کند آشوب جنسی است در ايران سالهای اخير. اين را خيلی ها گفته اند. درست هم هست. اما مساله دارای لايه های مختلفی است. قتل و تجاوز يکی از سنگين ترين جنايتهاست و اگر موضوع آن کودکان باشند در واقع کمتر جنايتی بالاتر

دستگيری خانوادگی: اواخر هفته گذشته، من خبر دستگيري چند روزنامه نگار حوزه اينترنتي و نيز يکي از سينما گران قديمي کشور که مي گفتند به جرم وبلاگنويسي فرزندش که در خارج است دستگير شده را دريافت کردم. به هر کجا که دستم مي رسيد مطلب را منتقل کردم.روز پنجشنبه گذشته رفته بودم منزل آقاي موسوي لاري که بخصوص در مورد

خاتمی، انار و خلعت

اين تاجيکها را برای همين مهماندوستی شان دوست دارم. ببين که چگونه رحمانوف پيش دست انار را برای مهمانش به دست گرفته تعارف می کند. در جای ديگر باشی حتما پيشخدمتی برای هر دو می آورد. اما تاجيک می گويد مهمان نوازی اين است که با دست خود به مهمان پيشکش کنی حتی اگر رئيس جمهور باشی:                     و چه عجيب است

بالاخره مجموعه ای از عکس های سفر اخيرم به ازبکستان و تاجيکستان در آمد. کار انتخاب و قطع کردن سايز و حجم و زيرنويس گذاری و نمونه بندانگشتی درست کردن و از همه بدتر ايميل کردن آن نفس گير است. ولی خوشحالم که نتيجه اش پنجره ای است به روی شهرها و مردمی که دوست می دارم: از سمرقند تا

سبک شناسی ابتذال در زبان و شعر – گام اول

دوست ناديده عليرضا بهنام که وبلاگ همهمه را می نويسد پای مطلب پيشين پيشنهاد کرده است که من تعريف خود را از ابتذال بدهم تا معلوم شود به چه جهت کارهايی از آن دست که از مريم هوله در همهمه آمده را نمونه شعر مبتذل می دانم. پرسش از ابتذال بسيار مهم است. مدتها پيش سيد خوابگرد هم بحثی در اين

مستندهايی که هرگز نمی سازيم: با شنيدن خبر مرگ دلکش، نخستين سوالی که در ذهنم نقش بست اين بود که آيا کسی توانسته فيلم مستندی در باره او بسازد ؟ اين پرسش البته ريشه ای تاريخی دارد واز اين پرسش اساسی تر نشا ت می گيرد که اصولا چرا ما در باره هنرمندان ، نويسندگان، شاعران و همه کسانی که

اشتياق به هر آنچه ممنوع است؛ ايدئولوژی نسلی شورشگر

بهتر است همين اول بگويم که من شعرهای مريم هوله را دوست ندارم. اما اين را هم اضافه کنم که خواندن آنها را برای هر کسی که می خواهد صدای نسل امروز را بشنود ضروری می دانم. چند روز پيش می خواستم به آخرين شعری که از او در وبلاگ همهمه منتشر شده ( يا لينک داده شده – به

آرامگاه مسيح: نيمه شب از کانال 4 بی بی سی فيلم مستندی می بينم در باره تاريخی بودن مسيح. اين بحث پردامنه ای است در ادبيات دينی و ضد دينی غربيان. اما نکته ای که در پايان فيلم مطرح شد برای من تازگی داشت و آن اينکه مسيح پس از مصلوب شدن و جان به در بردن از آن، در

اين عنوان فيلم الکساندر مقدونی است که بزودی راهی بازار می شود. ولی عجيب نيست که نام فيلم روی نشانه نامدار زرتشتيان نقش بندی شده است؟ در باره اين نقش بحث های زيادی شده ولی هيچ کدام به الکساندر مربوط نيست. اشتباهی در تحقيق تاريخی فيلم شده يا نشانه ای از غلبه الکساندر بر هخامنشيان است؟ هر چه هست آدم

 بيچاره پديدارشناسی شعر: پرداختن به چيستی شعر سعی در پديدارشناسی شعر است. برای ورود به اين سعی، بحث تعريف کيفی شعر بر اساس بستر ماهيتی آن يعنی زبان را مد نظر قرار می دهيم و سپس مرزهای تعين شعر به عنوان يک پديدار را نام گذاری می کنيم.شعر از زبان شکل می گيرد و ساخته می شود لذا به منظور

تلخ تر از گريستن بر مرگ پوچ هيچ نمی شناسم. (عکس از: مجموعه سوگواران بسلان در بی بی سی آنلاين)

کنفورميسم و مدرنيسم

دوست کتابچه نويس من از ترجمه نظری که من در سيبستانک آورده بودم و در آن يک آمريکايی بی حجابی تحميلی در فرانسه را خلاف اصول دولت سکولار دانسته بود، ظاهرا برآشفته و خطاب به من نوشته است:دوست سنت‌گرایِ مدرن‌ستيز من! واقعاً از اين‌که گاهی از زبان غربی‌ها سخنی در نکوهش احوال و اطوار جامعه‌های مدرن بشنويم و صد بانگ

کودکانی که ديگر بزرگ نمی شوند

يک دقيقه سکوت يا 100 دقيقه سکوت؟ يا مبادا 150 دقيقه سکوت؟ آمار واقعی نشان خواهد داد. ولی سکوت شرمساری را درمان نيست. سياست شغل کثيفی است چه گروگانگير باشی چه کماندو يا رئيس جمهور پوتين. سياست مشت آهنين يعنی خاتمه بحران به هر قيمت به نفع ما. اگر 100 کودک يا 150 کودک و بزرگسال نابود شدند اصلا مساله ای نيست. به قول

برای او هنوز آغوشی هست. برای همسالان همکلاس اش که ديروز زنده بودند تنها آغوش خالی مانده حسرت است و ناباوری ابدی. (عکس: از مجموعه انتشاريافته در بی بی سی آنلاين)

France was never free. With the new law, they have begun the official conversion from a state of Orthodox Catholicism to one of orthodox secularism. A pluralistic and free society does not enforce conformity, even for the sake of the “secular and free state” itself. Jeff, Cleveland, USA فرانسه هرگز آزاد نبوده است. با اين قانون جديد آنها دارند رسما

روشنه و منوره، طراحان مد تاجيک

منوره و روشنه مادر و دختر تاجيک هر دو در کار طراحی لباس اند. روشنه البته از مادر آموخته است و حالا در دانشگاه طراحی می خواند. با کمک مادرش و با حمايت سازمانهای بين المللی فعال در تاجيکستان تا حال دو نمايشگاه مد در دوشنبه برپا کرده است. در اينجا برای من با دو بادبيزن از کارهای دستی خودش

جايزه: در دايره چاپ و نشر گرفتار عجب بلبشويی شده‌ايم. به حرف و حديث هيچ‌کس نمی‌توانی گوش بسپاری. اينک، هيچ فيلمی را، هيچ کتابی را، هيچ مطلبی را، طبق نقد بهمان و فلان، نمی‌توانی برای ديدن و خواندن انتخاب کنی. به حرف ايکس که می‌گويد فلان کتاب شاهکار است، نمی‌توانی گوش بسپاری همانطور که به حرف وای که می‌فرمايد فلان کتاب بد

دست در دست در آزادی تهران – عکس از نادر داودی ( ايرانيان دات کام)

 بر شماست که حرمت اين مکان های مقدس را حفظ کنيد!

دريدا، چامسکی و تنک تی وی: ديروز در انستيتو/سينمای هنرهای معاصر لندن ( ICA ) سرانجام مستندی آمريکايی در باره ژاک دريدا را ديدم. بار قبل سفر آمريکا پيش آمد و اکران اش را از دست دادم. شايد چيزی در باره فيلم نوشتم. فيلمساز از آن آوانگارديست هايی است که من هم از کارشان بيزارم هم چيزهای جالبی در کارشان می بينم.

حکمت سياسی سيستانی

از صبح که خبرهای نجف را شنيده ام دارم فکر می کنم که آنچه آيت الله سيستانی کرد تنها از يک مرد خردمند متکی به حکمت شرقی برآمدنی است. او هم از نجف حمايت کرد هم قوای اشغالگر را تحقير کرد هم پوچی الدرم بلدرم های دولت دست نشانده را وانمود و هم مبارزانی را که جان بر کف با اشغالگر

دانشوران آسيای ميانه: اگر به ادبيات فارسی علاقه منديد و کنجکاويد که بدانيد آشنايی با آسيای ميانه و دانشوران و زبانهايش چقدر برای ما و دانشکده های ما در ايران مهم است اين مقاله را بخوانيد:خوانش تازه ای از سرود اهل بخارا، نوشته دادخدا سيم الدين اف رئيس پژوهشگاه زبان و ادبيات در فرهنگستان علوم تاجيکستان.او با تکيه به دانش و

آخر شاهنامه شعر

ديشب به اتفاق، واقعا به اتفاق، کتابی نازنين به دستم افتاد از اخوان ( و امروز متوجه شدم که سالگرد درگذشت اوست). کاغذ سفيدش آنقدر خوب است که هنوز پس از  37 سال رنگ نباخته. کاغذ سفيد مرغوب با سطحی صاف و کمی براق. چاپ مرواريد است. به سال 1345 به بهای 60 ريال. آخر شاهنامه طرح ساده ای روی جلد دارد