Category: دسته بندی عمومی

آمريکا و ما – نسلی که جنگ نمی خواهد

امروز برای من واقعا عيد بود. از صبح که تلفنی با مادرم صحبت کردم و صدايش را شفاف و شادمان يافتم که می گفت گروه گروه مهمان آمده اند و رفته اند و به او که بی بی گل همه ماست تبريک غدير گفته اند تا بعد که يک به يک نوشته های درجه يک رفقا و اهل قلم ضدجنگ

ما و آمريکا به روايت وبستان

چند روزی است در بخش موضوعات سيبستان نوشته های مربوط به احتمال درگيری ميان آمريکا و ايران را جدا کرده ام: ما و آمريکا. امروز که نوشته درخشان حامد قدوسی را با عنوان “سايه جنگ را دور کنيم” خواندم فکر کردم کار بهتر آن است که در سيبستان قلمدون ويژه ای برای اين بحث راه بيندازم و مرتب با مقالات و يادداشت

گفتگو با محمود کيانوشرفتم به مجله سخن. از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ سردبير سخن بودم. بعد از سخن رفتم انتشارات فرانکلين که مرکز انتشارات آموزشی وزارت آموزش و پرورش وابسته به آن بود و مجله پيک را در می آورد. مجله پيک خيلی زود پنج تا شد برای سنهای مختلف. هشت سالی در آنجا بودم. اين کار را هم اول

آیا روشنفکری شغل است؟هر هفته جلسه دارند، شاید خانه ی یکی از خودشان، شاید در یک کافی شاپ یا شاید هم در دانشگاه یا یک موسسه ی پژوهشی. هر هفته بحث می کنند، مهم نیست موضوعش چه باشد. فقط باید بحث کنند، حرف بزنند و حرف بزنندو حرف بزنند.سیگار هم هست، اصلا اگر سیگار نباشد این جلسات تشکیل نمی شود.

اين سبوی شکسته

عزيز صاحبدلی مدتی است از من پرسشی کرده که پاسخ به آن آسان نيست. پژوهشی در دست دارد که در آن می خواهد نخست نگره خود را در باب نظم و بی نظمی سامان دهد. از من می پرسد عوامل موثر در بهينه کردن نظم و انضباط چيست و می خواهد در باره عوامل بی نظمی پاسخی بدهم تا با

اين سبوی شکسته نظم اجتماعی

عزيز صاحبدلی مدتی است از من پرسشی کرده که پاسخ به آن آسان نيست. پژوهشی در دست دارد که در آن می خواهد نخست نگره خود را در باب نظم و بی نظمی سامان دهد. از من می پرسد عوامل موثر در بهينه کردن نظم و انضباط چيست و می خواهد در باره عوامل بی نظمی پاسخی بدهم تا با

بلاغت انتخاباتی

گزارش صفحه سياسی شرق را از ديدار فعالان سياسی با مصطفی معين می خواندم. فکر کردم يک نفر بايد به اين آقای معين که آدم بسيار نازنين و افتاده و مردمی و مصفايی است بگويد آقا! صحنه رقابت انتخاباتی صحنه آکادمی نيست. شما ديگر وزير علوم نيستيد و برای استادان دانشگاه در يک سمينار صحبت نمی کنيد. شما قرار است دل

نقد “نقد مهدی خلجی” از احمد قابلناقد محترم آورده است که:« احمد قابل بايد شيوه‌ی حل تعارض اقوال خود را با نصوص دينی توضيح دهد. اگر می‌شود در بسياری موارد مانند بلوغ دختر و پسر، طهارت ذاتی انسان و حرمتِ ترور، نصوص را ناديده گرفت، چرا در جاهای ديگر نپذيريم؟» به اطلاع می رسانم که تمامی موارد یاد شده، از

پروژه عظيم شاهنامه شناسی دانشگاه پرينستونکمندی گشاد او ز سرو بلندکه بر مشک زانسان نپيچد کمندخم اندر خم و ماز بر ماز بربر آن غبغبش ناز بر ناز بر (از داستان ديدار زال و رودابه که رودابه با فروافکندن گيسوان بلند خود از بام قصر خواست تا زال آن را کمند سازد و بر بام برآيد. پهلوان بر گيسو بوسه زد

ما مونولوگ می کنيم ديالوگ بلد نيسيتم

نمی خواهم اين بار هم گفتگوی خواندنی ديگری را از سيد آبادی از دست بدهم. دفعه پيش گفتگوی او را با داريوش شايگان که خواندم گفتم چيزی می نويسم. نشد. هر روز بهانه ای تازه پيش می آيد برای نوشتن. و امور هم گفته اند رهين اوقات خويش اند. حالا گفتگويش را با جلال ستاری خوانده ام. نمی خواهم چيزی مستقل بنويسم

قلمدونی قابل

فقه، کارکردها و قابليت ها: اين هم مقاله مهم احمد قابل که منقح تر از مقاله قبلی اوست در باب عقل و شرع. اين مقاله بازچاپ ظاهرا ويراست تازه ای است از بحث هايی که پيشتر او در روزنامه شرق چاپ کرده بوده است. در سه بخش. من در شب های بعد مروری بر اين مقاله خواهم کرد تا نکات مهم آن

ظرفيت های ناموجود برای دموکراسیدکتر حسين دهشياربراى تحقق دموكراسى نياز به ظرفيت است. از اين منظر، كشورهايى اين استعداد را دارند كه از مولفه هاى ظرفيت در يك شكل مطلوب بهره مند باشند، در غير اين صورت زيربناى لازم براى هويت بخشيدن هرچند تدريجى اين مهم امكان پذير نخواهد گشت. مولفه هاى ظرفيت كه كشورهاى خاورميانه عربى در حد متعارف از آن بهره مند نيستند عبارتند

شعر حجم جستجوی حقيقت است از بيراههبازخوانی حرفهای قديم که هنوز تازگی هايی دارد… به همان جايي كه شاعر حجم رسيده است. در آنجا شاعر براي گفتن، حرفي ندارد. شرحي ندارد، و ناگاه چيزي را به زبان مي‌آورد كه حيرت و راز است، همان چيزي را كه ساحران، پيغمبران، و داخوانان، برهمنان، پيام‌ آوران كفر، پيام ‌آوران ايمان به لب آورده‌

ما، آمريکا و اين لشکر روشنفکران

اگر آمريکا بخواهد به ايران حمله کند ما در مقابل چه می توانيم بکنيم؟ اولين پاسخ ها همان پاسخ های نظامی معمول است. ما منطقه را بی ثبات خواهيم کرد. به اسرائيل حمله خواهيم کرد. تنگه هرمز را با غرق کردن کشتی خواهيم بست. احتمالا به پايگاههای آمريکا در کشورهای همسايه صدمه خواهيم زد. مردم را بسيج خواهيم کرد. در

پارادوکس ابراهیم بودن … و خدا خواست ابراهیم را امتحان کند. پس او را ندا داد: «ای ابراهیم!» ابراهیم جواب داد: «بلی، خداوندا!» خدا فرمود: «یگانه پسرت یعنی اسحاق را که بسیار دوستش میداری، برداشته، به سرزمین موریا برو و در آنجا وی را بر یکی از کوههایی که به تو نشان خواهم داد بعنوان هدیة سوختنی، قربانی کن!» (سِفر

ویکی‌پدیا، دایرةالمعارف آزاد ویکی‌پدیا پروژه‌ای چندزبانه برای گردآوری دایرةالمعارفی جامع و با محتویات آزاد است. این پروژه (به زبان انگلیسی) از ژانویه‌ی ۲۰۰۱ آغاز شده و اکنون ۱۲۰۵ مقاله به زبان فارسی دارد. شما هم می‌توانید مقالات را ویرایش کنید. برای فراگیری و تمرین این کار می‌توانید نخست به صفحه‌ی راهنما رفته و سپس در گودال ماسه‌بازی آزمایش کنید.بیشتر مقالات

علم الاسرار، جذابيت قدرت

در مراسم ادای سوگند جرج بوش دوربين که می چرخد کلينتون را می بينم. کارتر را. چهره های ديگر سياسی آمريکا را. فکر می کنم کسی مثل کلينتون بهتر می داند در ذهن يک رئيس جمهور آمريکا مثلا بوش چه می گذرد. به اين منتقل می شوم که کسی که در چنان مقامی است از بسياری از اسرار با خبر

مشاهده ديدن نديدنی هاست در مانهاتان، در مونپارناس، حتا در دشت و دمن‌های نورماندی هم که می‌رفتم، در ميان مزارع اطراف هر جا می‌ديدم کمی از طبيعت را با کمی سيمان و مقداری بتون حذف کرده‌اند. امروز فکر می‌کنم اگر همين باقي‌مانده‌ی طبيعت را به شيوه‌ی ديگری غير از روايت کشف کنيم غنی‌ترش می‌کنيم. نديدنی‌‌های او را می‌بينيم، و  رو

چرخه خطا

هميشه فکر کرده ام بسياری از ما زندگی مان حاصل خطاهای ديگران است. از پدر و مادرمان گرفته تا ديگران و ديگرانی که بر زندگی ما تاثير گذاشته اند. ممکن است پدرمان در انتخاب مادرمان خطا کرده باشد يا بالعکس اما حاصل آن خطا ماييم. يا اگر اين يا آن سياستمدار کمی زودتر به سر عقل آمده بود زندگی مان را آنقدر تلخ نمی

قرآن و هرمنوتيکــــــــــــــآرمين رادبسیاری از ايراداتی که به قرآن گرفته می‌شود، 1400 سال پيش اصلا مطرح نبوده است. با پبش‌رفت علم و تغيير فرهنگ و شرايط رفاهى زندگى و ظهور جنبه‌های مختلف فن‌آوری معیارهاى بررسى يک متن مکتوب نيز تغييرات اساسى کرده و طبيعى است که اين متن و هیچ متن ديگرى نمى‌تواند براى تمام زمان‌ها ميزان بالايى از مقبوليت

آوار روزها يا چيزی شبيه به آن

هميشه سرحال نيستم گرچه در مبارزه سالها سال با افسردگی اين را نيک آموخته ام که چگونه سر پا بمانم. “بی اعتنا به صف رهگذران/بی اعتنا چون مرگ”. دلم می خواست چند کلمه ای در باره اقتصاد فرهنگ می نوشتم. در گزارش احمد محمود چند کلمه ای اشاره کردم. ولی حرف زياد است در اين زمينه. شايد پرويز جاهد بنويسد.

تولد گربه ايرانی در آلمانعباس معروفی نشان داد که هنوز سودای نشر و انتشارات رهايش نکرده است. و چه بهتر! شايد بالاخره در قلب اروپا ايرانی ها هم برای خود يک موسسه انتشاراتی درجه اول پيدا کردند.  سماجت عباس در دنبال کردن اين ايده هميشه برايم دوست داشتنی و احترام برانگيز بوده است. بروم سری بزنم برلين اين جلو دانشگاه ما خارج نشين

دیر استدو سه شعرباید رفو کنمبرای یک مجله‌ی ادبی حرف‌هایی استبایددرز بگیرمبرای سر مقاله‌ی یک روزنامه و چند حرف حسابکه به زحمت انگشتانه بایدبه سرشانه‌های یک سرداروصله کنم زخم سرانگشتانم دهان باز کردهشعر تو باشد برای فردامبادا لک خون بماند روشو هر چه بگویم به تنت زار باشد فردا بیدار خواهم ماندفردا شعر تو رابهترین شعر را خواهم گفتاز: پاگرد

هراس از عقل

1 من بر اين باورم که عقل خودبنياد که فقط متکی به عقل باشد وجود ندارد. هر عقلی از نوعی نظام تبعيت می کند و آن نظام را در گزاره های خود صورت بندی می کند. عقل مدرن از نظام ارزشهای مدرن نيرو می گيرد و به آن بازمی گردد و آن را تقويت می بخشد و عقل عرفانی از

مويه بر وطن محبوبآيا وزير آمارى از دانش آموزانى كه همه روزه به مناسبت هاى سياسى و براى پر كردن سالن هاى سخنرانى خالى با اتوبوس هاى عهدبوق از مدارس اعزام مى شوند، در دست دارد و اگر خداى نكرده اتفاقى براى اين دانش آموزان بيفتد چه كسى مسئوليت آن را مى پذيرد؟ در همين حادثه چرا معاون وزير وقتى كه از استاندارد بودن مدرسه سفيلان سخن

انسان متوقعمی خواهم زندگی کنم وزندگی کردن شامل نفس کشیدن آسوده، راه رفتن آسوده در خیابان، معاشرت آسوده  با دوستان ونزدیکان وهمکاران، فکر کردن، داشتن یک رایانه شخصی است که خودم آنها را فقط پرینت بگیرم، کپی کنم یا از بین ببرم، یک کتابخانه است که کتاب هایش را خودم انتخاب کنم، یک آرشیو نوار یا سی دی است که

حکم شرع حکم کيميا

به نظرم کشفی اتفاق افتاده است در اين حرفهای احمد قابل. واقعا اغراق نيست که بگويم آنچه او در رابطه شريعت و عقلانيت پيدا کرده اگر مهمترين کشف در فلسفه فقه نباشد يکی از مهمترين آنهاست. نمی گويم مهمترين کشف تاريخ فقه است چرا که می دانم فقه ما تا همين قرن چهاردهم هجری هنوز مشکلی را که برای پاسخ به

اگر کارهای عارف-اديب را نديده ايد ديگر وقتش است. سرشار ذوق به شکلی ديگر. خلاقيت غيرمتعارف. خلاف آمدی هوشمندانه، طنزآلود و ظريف.  

سياسی شدن سپهر وبلاگی تا کجا؟

اظهار نظر اندرو سوليوان جالب است. می دانم وبلاگ ايرانی سرشت و سرنوشت ديگری دارد. اما اين به آن معنا نيست که به تحولات عالم وبلاگی و نتايج آن بی اعتنا باشد. سوليوان می گويد اينکه رسانه ها نقش احزاب را بازی کرده اند (در ايران که رسانه های متنوع خصوصی وسعتی ندارد روزنامه ها همين وظيفه را داشته و دارند)

Orkut update Third note:I’m writing again to update you on the filtering situation. This will most likely be my last update on the story, since everything seems to be back to normal, so to speak. [Petition to unblock Orkut]Neda Network is back. Rumor has it that they refused to filter Orkut and that’s why they had to close down briefly.

شوخی با مرگ ديگران

آقايان! خانم ها! اين عکس ها که از سونامی همه جا پخش شده و ملت خندان را در حال فرار از امواج مرگبار نشان می دهد همه جعلی و قلابی است. هيچ نشريه معتبری هم آنها را به اسم عکس-در-لحظه به خورد خوانندگانش نمی دهد. اول بار در مطلبی از همسايه مان رضا علامه زاده (آوار آب) يکی از اين عکس ها را ديدم

صدای پر جبرئيل در واحهاز: محمد طاهريان در واحه همسايه ما؛ نقل از: کارگاه

آموختن از مارکس

مدير مجله وزين فل سفه ( گوگل ژورنال سعيد را در مجلات طبقه بندی کرده است!) مقاله جالبی از خوانندگان اين مجله وزين فلسفی منتشر کرده است که خواندن آن بلافاصله مرا به حالی عجيب برد چنانکه ناچار شدم از پشت کامپيوترم بلند شوم سيگاری روشن کنم و کتری برقی را جوش بياورم تا چايی بريزم و فکرهايم را برای اين يادداشت

قلمدون سونتاگ

منابعی تازه در باره سونتاگ: اين مجموعه را در سايت اينفوگرافی Infography ديدم. از ميان نويسندگان معرفی شده در اين منابع، جوآن آکوچلا مقاله ای نوشته است در نيويورکر اين هفته در باره سونتاگ. مجله تايم اين هفته نيز مقاله ای دارد به قلم ريچارد لياکو در باره سونتاگ با اين عنوان: Sensuous Intellectual . مقاله ای هم در نيوستيتزمن Newstatesman ديدم به قلم جان پيلگر

تفسیر یک سخن کفرآمیزدکتر روان ویلیامز رهبر مسیحیان کاتولیک و انگلیکان در مورد حادثه زلزله و خیزاب در سواحل اقیانوس هند مقاله ای در روزنامه ساندی تلگراف نوشت که هنوز هم باز تاب گسترده ای در ساحت اندیشه و دین دارد. گوهر سخن او این است: “که در این حادثه خداوند کجاست؟” به گمانم این پرسش یک پرسش بدیهی است

پرونده مرتضوی سياه در سياه

ديشب داشتم فکر می کردم وب نويسان بايد در برابر اين فشار برای حذف شدن خود مقاومت کنند. بايد در مقابل کسانی که به زور می خواهند چرخ زمان را به عقب برگردانند بايستند. بايد از کسانی که در پروسه اعتراف گيری روان شان پريشان می شود دفاع کنند و در کنار آنها بايستند. امروز مهمترين کار ما پس زدن چيزهايی

تجسّد کلمه و کلمه، جسم گردید و میان ما ساکن شد پر از فیض و راستی. و جلال او را دیدیم؛ جلالی شایستة پسرِ یگانة پدر. (انجیل یوحنّا؛ باب اوّل؛ آیة چهاردهم)ارمنی‌ها معتقدند که در چنین شبی (پنجم ژانویه) عیسای مسیح بدنیا آمده. در واقع بجای کریسمس، امشب را – که اگر اشتباه نکنم، «جوور نِک» میخوانند – با خانواده‌هاشان

پايان عصر ابهام

من مثل بسياری ديگر در فضايی رشد کردم که به قول دوستان سينه چاک مباحث جديد “گفتمان” اصلی در آن سادگی و صميميت بود. ما عاشقانه حرفهای فروغ و احمدرضا احمدی و همفکران آنها و بعدها شعر سهراب سپهری را می خوانديم و دنبال می کرديم که به سادگی و صميميت دعوت می کردند و آن را پايه نقد و

قلمدون

سونامی، ايران و  روزنامه شرق: سرمقاله خواندنی، صريح و صميمی حميدرضا ابک در باره بی اعتنايی ايرانيان از ملت و دولت به فاجعه سونامی: “يكى دو پيام تسليت دولتى فرستاديم و هلال احمر هم براى ارسال برخى كمك ها اعلام آمادگى كرد. ديشب هيچكدام از اخبار خارجى شبكه شش به زلزله اختصاص نداشت. روزنامه ها زلزله را به فراموشى سپرده اند. سيل انبوه كمك هاى مردم

حضور اميد معماريان و روزبه ميرابراهيمي در جلسه ي هيئت نظارت بر قانون اساسيپس از جلسه اي که هيئت نظارت و پيگيري قانون اساسي بنا به ارجاع رئيس جمهور با وبلاگ نويسان داشت که خلاصه اي از آن را در وب نوشته ها نوشتم، آقاي مرتضوي دادستان عمومي و انقلاب تهران با آقاي مهرپور تماس گرفته بود و ضمن اعتراض