معجون دکتر وحیدروزنامه جلیله شرق،احتراماً، توضیح ذیل در خصوص مقاله «انسانگرایى اسلامى از فراز تا فرود» را شاید برخى از خوانندگان سودمند بیابند: در یکى از پابرگ هاى آن مقاله سخن از کنفرانسى در واشینگتن رفته است که در آن، در حضور کالین پاول – وزیر امور خارجه وقت آمریکا – به عبدالکریم سروش جایزه اى داده اند، «آن هم در ایامى که
خاطرات عکس هااین عکس را باید تمام صفحه دید همانطور که در صفحه آغاز کتاب پریسا دمندان آمده است. بسیار زیباست. این کتاب مجموعه ای هوشمندانه از خاطرات همه ماست هر چند که در قالب عکسهایی از خانواده های اصفهانی باشد. کتاب را یکبار تورق کرده ام. معرفی و سه مجموعه عکس منتخب از آن را ببینید تا روزی که نسخه ای
من در اینجا قصد دفاع از نظریه قبض و بسط را ندارم که این کار بهتر از همه از عهده خود دکتر سروش برآمدنی است ضمن آنکه گمان می کنم آرای او و همین قبض و بسط به اندازه کافی از رواج و اعتبار برخوردار شده است که با استدلال هایی از آن دست که در نقد حمید وحید دستجردی آمده
می خواستم اصلا ننویسم و بروم بخوابم. بیست ساعت است سرپایم. فکر می کردم اگر چیزی هم امشب بنویسم چند کلمه ای در باب این آقای منطق شناس درس خوانده در آکسفورد خواهد بود که با قبض و بسط دست و پنجه نرم کرده است. بکند. اما حرفهای عجایب زده است وانکارهای عجایب تر که آدم می ماند که این منطق شناس
با همه بیگانگی ها که حکومت دینی میان مردم و دین و باورهای دینی افکنده است، عاشورا هنوز بدون تغییری در بنیان های خود مردم ما را عمیقا به خود مشغول می دارد. آیا چیزی در عاشورا هست که فراتر از دست اندازی حکومت است و خواست و ناخواست او؟ هست. حکومت ها در برابر باورهای عمیق و ریشه دار مردم هیچکاره
Shirin Ebadi: Attacking Iran would bring disaster, not freedomIndependent, ۱۹ February 2005 It is hard not to see America’s focus on human rights in Iran as a cloak for its larger strategic interests.Condoleezza Rice has given assurances that a military attack by the United States on Iran “is simply not on the agenda at this point”.But notwithstanding Rice’s disavowal, recent
تیپولوژی عاشورای سه نسل – از تیپ سنتی تا انقلابی و ایدئولوژیک و حالیا عرفانی-عاشقانه؛ الپر:این نگاه، وقتی که به منظره کربلا در روز عاشورا مینگرد، قبل از اینکه خون را و شمشیر را ببیند، و پیش از اینکه توجهش به مصاف و نزاع و مظلومیت و تشنگی و… جلب شود، «حسین» را میبیند. نور وجود «این فرد» آنچنان بیننده را
آقای خامنه ای هنوز خیلی دیر نیست۱ از آنجا که رسانههای کشور از نقد سیاستها و اقدامات شما قانونا محرومند، از آنجا که به خواست شما روزنامهنگاران حقیقت جو را میگیرند و منقدین را به زندان میبرند، چون از دسترس شما دورم، میتوانم به زعم خود اندیشهها و نگرانیهای آنان در قبال سیاست تازه رهبران امریکا را تدوین و در
ترور رفیق حریری اوضاع در منطقه ما را عوض کرده است. من قصد تحلیل سیاسی ندارم که هدفم از این یادداشت چیز دیگری است اما فشار عظیم سیاسی ناشی از مرگ او بر سوریه ادامه خواهد یافت و گرچه به نظر می رسد فشار از روی ایران را مدتی کم خواهد کرد اما از آنجا که سرنوشت ایران و سوریه به
می گویند شیرین عبادی از نزدیک اصلا آدم دلنشینی نیست. یا می گویند حرف بلد نیست بزند. می دانید دیگر. از همین حرفها که ما جماعت معمولا در باره آدمهای سرشناس می زنیم. اما برای من شیرین عبادی یک اقدامگر هوشیار و موقعیت سنج است. اصلا اهمیتی ندارد که از نزدیک چه طور است. چرا که از نزدیک فقط گروه
بعد از انقلاب چیزهای عجیب اتفاق افتاد در محدود کردن رفتار آدمها. منشا آنها هم این ایده ساده لوحانه مارکسیستی بود که ادعای ساختن انسان طراز نوین داشت. ایده ای که با ایدئالیسم انقلابی روحانیون در آمیخته بود که فکر می کردند بعد از ۱۴۰۰ سال فرصتی برای ساختن انسان انقلابی مسلمان پیدا شده است. چه روزگارانی بود. چه ساده بودیم
IRAN Everything you need to know NOWNewstatesman, ۱۴ Feb 2005 The nuclear fat is in the fireIran is not some ill-sorted colonial confection like Iraq with 80 years on the clock. This proud, ancient nation would resist US invasion at all levels. By James Buchan[view]Iran at a glance Iran – Research by Christopher Thompson[view]A reality check on the “Persian menace”Iran –
وقتی می گویم آن زمان آسمان مان پر از ستاره بود می فهمم که معنی حرف من این می تواند باشد که دیگر نیست. آیا ما دیگر ستاره نداریم؟ به نظرم نداریم. چند کلمه ای توضیح می دهم چرا. جهان انقلابی تاریخ شده استستاره های ما در دنیایی امکان به وجود آمدن یافته بودند که دو قطبی شده بود. جهان دیگر
مثل تصرف کردن یک زن می ماند انقلاب. به هیچ زنی بدون میزانی از غرور عاشق نمی شوی. غرور از اینکه او را از دست آنهمه خواستار ربوده ای. فاتح شده ای. قدیمها عروس را می دزدیدند از جلو برادر و خواهر و خواستگاران و رقیبان. در این حسی غریب هست از فتح. از تخیلی سیراب شده. سیراب شدنی از
آیا ارتش آمریکا کاتالیزور تجدد است ؟از وبلاگ ذوالقرنیناین قضیه ی ارتش آمریکا که می خواهد به مثابه یک کاتالیزور ( عامل شتاب دهنده ) خاورمیانه را دموکراتیزه کند تا حد زیادی جریانهای روشنفکری موجود در کشورهای منطقه ی خاورمیانه را به محاق برده است. اجازه دهید ساده تر بگویم : روشنفکر ، فیلسوف و نظریه پرداز مصلح در این
ابطحی می گوید راه جلوگیری از حمله آمریکا توجه به حقوق بشری ملت و تامین آزادی های آنهاست. من با این سخن صد در صد موافقم. ایران توان انسانی کافی دارد تا بدون گذر از یک جنگ دیگر یا حتی یک انقلاب دیگر سطح اعتبار ملی و همزمان بین المللی خود را بالا ببرد یعنی هم مشکل دولت با ملت
راه جلوگیری از تهدیدات آمریکا: توجه به حقوق بشر و آزادی محمد علی ابطحیمدتی است هر چندی یکبار دولتمردان آمریکا، و اخیراً دولت-زنان! آن کشور، ساز تهدیداتی نسبت به حمله و هجوم و یا فشار های متفاوت به ایران را کوک می کنند. این تهدیدها را باید از دو منظر مورد توجه قرار داد.یک اینکه دخالت خارجی همواره در تاریخ ایران اثر معکوس
شریعت عقلانی و هرمنوتیک قرآن… این طرز تلقّیست که ثابت بودن چیزی بنام «ذات اسلام» را به چالش میکشد و این موضوع را که اسلام ذات ثابتی دارد، زیر سؤال میبرد. نقد اعلی Higher Criticism، معتقد است نفس وحی در همان لحظه نخست ورود به ذهن گیرنده – یعنی پیامبران – تغییر میابد؛ چه برسد به دورههای تاریخی. روزنسوایگ در
ما ایرانی ها همیشه دنبال بهشت ایم. همیشه دنبال منجی و موعودیم. از تاریخ نزدیک اگر بگویم وقتی انقلاب شد ما در چهره آیت الله خمینی یک موعود الهی را دیدیم. حتی خوب یادم است که چگونه شعرهای پیشگویانه ای به نام شاه نعمت الله ولی دست به دست و دهان به دهان می گشت تا تاییدی باشد بر حقانیت موعود ما
مسعود بهنود که پیشکسوت همه ماست در کار روزنامه نگاری و حقی به گردن کمابیش همه روزنامه نگاران نسل جدید ایران دارد در تازه ترین مطلبی که نوشته به ستایش انتخابات در عراق پرداخته است. او دموکراسی عراقی را سونامی سیاسی برای منطقه ما می داند حرفی که شاید بیشتر در خاورمیانه عربی مصداق داشته باشد تا ایران. بهنود به جمهوری
نوشته حامد قدوسی در باره فیلم “مه جنگ” از بهترین نوشته هایی بود که امروز خواندم. فیلم مصاحبه درازی است با رابرت مک نامارا که از کرسی هاروارد به اتاق عملیات جنگ رفت و از طراحان و استراتژیست های نظامی آمریکا در جنگ جهانی و از شخصیت های موثر و تصمیم ساز در جنگ سرد بود. گرچه خودش اصطلاح جنگ
یکی از بهترین کارهای وبلاگی تا اینجا، به دست چند دوست نادیده و نازنین مثل پرستو و سیما انجام شده و آن راه انداختن یک وبلاگ انگلیسی است تا مخاطبان عمدتا آمریکایی را هدف قرار دهد: Iranians for Peace و این هم چند کلمه در باره نوشتن برای این وبلاگ از خورشید خانم: “اگه شما هم مخالف جنگ هستین لطفا برای این وبلاگ
به تمام کسانی که به جنگ امید بسته اند، به تمام کسانی که در چهره بوش چهره یک منجی را دیده اند، به تمام کسانی که می خواهند بوش کشور را فتح کند به این امید که به دست آنها بسپارد، به تمام جوانانی که می گویند بگذار جنگ شود ما که چیزی برای از دست دادن نداریم و خلاصه
نوشته عطاء الله مهاجرانی از این واژه تعجب کردید؟ این واژه را توماس فریدمن در روزنامهی نیویورک تایمز – یکشنبه یازدهم بهمن – به کار برده، و هشدار داده است که: ” مبادا ایرانیان از این موضوع با خبر شوند که آمریکا امکان حملهی نظامی به ایران را ندارد! آمریکا دچار کسری بودجه است، نمیتواند هزینهی ارتش خود در عراق
وقتی خط عوض می شود ببینید تاجیکها در وسط مشکلی قرار گرفتند که نه توانستند یک شاعر بزرگ روس شوند نه توانستند یک شاعر بزرگ فارسزبان البته همین که با این فضا آشنا شدند خیلی خوب است. اکثر شاعران بزرگ تاجیکستان مثل نظام قاسم یا رحمت نذری ترجمه آثار شاعران روس را دارند. بعضیهایشان هم حتی به زبان روسی شعر
حالا دیگر مساله به اندازه ای که خیال آدم راحت شود در وبستان دامن گرفته و مطرح شده است. آن سکوت اولیه شکسته شده و دیگر بسیاری می نویسند و لینک های دیگران را که ضدجنگ نوشته اند می گذارند. خوب است. بار من هم سبک تر است اگر به نقل همه نرسیدم. ولی طوری مطالب را نقل می کنم
در جستجوی مکانیسم های همگرایی ماجرای تهدیدهای جنگی ایالات متحده توسط خیلی از وبلاگ نویس ها مورد توجه قرار گرفته است. نکته جالبی که دراین روزها مشاهده کردم این است که خیلی از این بچه ها دنبال مکانیسم هایی هستند که بتواند حداقل در سهم خودش به جلوگیری ازاین اقدام عجیب وغریب کمک کند. فرقش با دوستان نسل قبلی این
امروز برای من واقعا عید بود. از صبح که تلفنی با مادرم صحبت کردم و صدایش را شفاف و شادمان یافتم که می گفت گروه گروه مهمان آمده اند و رفته اند و به او که بی بی گل همه ماست تبریک غدیر گفته اند تا بعد که یک به یک نوشته های درجه یک رفقا و اهل قلم ضدجنگ
چند روزی است در بخش موضوعات سیبستان نوشته های مربوط به احتمال درگیری میان آمریکا و ایران را جدا کرده ام: ما و آمریکا. امروز که نوشته درخشان حامد قدوسی را با عنوان “سایه جنگ را دور کنیم” خواندم فکر کردم کار بهتر آن است که در سیبستان قلمدون ویژه ای برای این بحث راه بیندازم و مرتب با مقالات و یادداشت
آیا روشنفکری شغل است؟هر هفته جلسه دارند، شاید خانه ی یکی از خودشان، شاید در یک کافی شاپ یا شاید هم در دانشگاه یا یک موسسه ی پژوهشی. هر هفته بحث می کنند، مهم نیست موضوعش چه باشد. فقط باید بحث کنند، حرف بزنند و حرف بزنندو حرف بزنند.سیگار هم هست، اصلا اگر سیگار نباشد این جلسات تشکیل نمی شود.