Author: sibestaan01

وقتی مردم نباشند

با وجود اينکه اين روزها با اخبار ايران احاطه شده ام و تقريبا از پيگيری اخبار جهانی وامانده ام اما خبر تبرئه شدن مايکل جکسون مثل خبر رای منفی مردم فرانسه به قانون اساسی اروپا برای مدتی مرا از حال و هوای ايران جدا کرد. خبر جکسون به اندازه کافی بزرگ هست. محاکمه او چهره روشنی از آمريکای امروز به دست می دهد:

فراخوان کانون نویسندگان ایران برای گردهمایی در برابر زندان اوین مردم آزاده‌ی ایران! سازمان‌های مدافع حقوق بشر! ناصر زرافشان هشتمین روز اعتصاب غذای دردناک خود را می گذراند و در خطر جدی مرگ قریب‌الوقوع است. ناصر زرافشان مبتلا به بیماری حاد کلیوی است و هر لحظه بر وخامت بیماری او افزوده می‌شود. ما از همه‌ی مردم٬ نهادهای فرهنگی و اجتماعی

رفسنجانی، کرباسچی و غول چراغ جادو

ترديد ندارم که کرباسچی يکی از باهوش ترين مديران و سياستمردان جمهوری اسلامی است و من شخصا از جهت  بلاغت هم در او نقصانی نمی بينم. تصويری هم که او از وضع ايران می دهد منصفانه است و می توان با بسياری از آنچه او می گويد موافق بود. اما مشکل در آن چيزهايی است که نمی گويد. ديدگاه او زياده دولتمندانه

جنگ های وبلاگی (بر وزن جنگ های ستاره ای يا جنگ ستارگان) مستندی در باره وبلاگ نويسها که البته با هم نمی جنگند بلکه: با آنها می جنگند ( بر وزن با گرگ ها می رقصد!). با “نقش” آفرينی نيک آهنگ کوثر و کارگردانی فريد حائری نژاد (معروف به فريد سی بی سی!). شرح مفصل را در وبلاگ نيکان ببينيد اما

ديدار با حجاريان

دارم ويديوی گفتگوی حجاريان با معين را تماشا می کنم. تيزهوشی حجاريان چنان است که معين در مقابل اش مثل يک دانشجوی ساعی و درس خوانده جلوه می کند که درسش را با حجب و حيا پس می دهد ولی از تذکرات استاد و راهنمايی او هم بی نياز نيست. سوالهای حجاريان گاه واقعا سخت است و نامزدی که جرات کند به

وقت تغيير گفتمان رسيده استبه تصور من، اصلاح طلبي به شيوه‌اي كه از دوم خرداد ۷۶ با رياست جمهوري خاتمي آغاز شد، با پايان دوران رياست جمهوري وي نيز پايان يافته تلقي مي‌شود. هر نوع ارزيابي كه از دوره خاتمي داشته باشيم، به نظرم يك نكته مسجل مي‌نمايد و آن هم اين است كه در طول اين دوره، ايران به حداقلي

حداکثرطلبی در سياست معين

دوستان عزيزی مثل علی اصغر سيدآبادی به من حق بدهيد که با توجه به تجربه ناکامی های تاريخ نزديک در ايران به حرف های خوب و صميمانه دکتر معين به چشم ترديد نگاه کنم. ترديد من از بابت حرفهايی که می زند نيست از بابت توان او به فرض انتخاب شدن برای اجرای آنهاست و تناسب ادعا و توان. چند

شون پن به نماز جمعه می رود

 بدون شرح (فعلا)! عکس از ايسنا نيز:شون پن در تهران: خبرنگار يا خبرساز؟ عليرضا دوستدار پ.ن يکی از دوستان صاحبنظر می گفت در اين يک هفته مانده به انتخابات بايد منتظر حضور چهره های سرشناس ديگری هم باشيم. ممکن است اين تسهيلات ويزايی برای کمک به برخی نامزدهای معين ( با معين اشتباه نشود!) باشد ولی چه بسا نتيجه گزارش های اين چهره های

سه دوره از کارهای فاطمه فراهانی در سه گالری از سايت شخصی او گردآمده است. تابلوی برگزيده من يکی از کارهای او در گالری سوم است که کارهای جديدتر او را نشان می دهد و شادتر است. ولی به طور کلی گرچه دستش روانتر و نقش ها پخته تر شده اند در طول اين سه دوره، اما اندوه رنگ ها

دلم برای وطنم تنگ می شود

در باره فوتبال و ما هزار حرف نگفته هست اما از آن ميان می گويم فوتبال را دوست دارم چرا که به مردم من شادی می بخشد – شاديی چنان فراگير و متحد کننده که رهبران سياسی را وامی دارد با پيام تبريکی خود را در آن سهيم نشان دهند و از قبل اين هماوايی سهمی سياسی برای خود دست و پا کنند. فوتبال

مرگ يک دورهآن بنکرافت تمثال (icon) يک دوره بود. خودش از اينکه فيلم “فارغ التحصيل” The Graduate  او بر زندگی و آثار و تصويرش سايه انداخته است راضی نبود ولی اگر همين فيلم هم نبود او به شهرتی که به آن رسيد نمی رسيد و در ميان انبوه برندگان اسکار -که پيش از اين فيلم گرفت (1962)- گم شده بود. هم فيلم

ما و آمريکا: برای آنها که نديده اند و اهل امضايندتا به حال حدود 340 امضا جمع شده. لادن افراسیابی که اگر به همت او نبود روح ما از این استماع خبردار نمی شد، پیشنهاد کرده که یکروز دیگر هم این پتیشن را ادامه دهیم و فردا به کمیسیونرها فکس کنیم. لادن دست به کار شده و امروز داره با

آقا، ۱۵ سال حکومت کرده، مي خواهد مادام العمر هم حکومت کند. من با اين مساله مخالفم  به لحاظ استراتژيک، حرف من اين است که تمام اعمال ما بايد معطوف به عدم همکاري با حاکم شخصي و مشروعيت زدايي از حاکميت شخصي باشد. اينها را بايد درباره اش حرف زد. قالب عملي‌اش اين است که بايد تشکل درست کرد، تشکل

پيامی برای خاتمی، تاملی برای ما

آقای خاتمی سخنان‌ بزرگي‌ را در سيستمي‌ با تحمل‌ اندك‌ و كوچك‌ مطرح‌ كردند و جمع‌ وسيعي‌ از دانشجويان‌ با اعتماد به‌ اين‌ حرفها وارد صحنه‌هاي‌ بي‌پشتوانه‌اي‌ شدند كه‌ سر و كاري‌ جز با فشارهاي‌ جسمي‌ و رواني‌ زندان‌ و سلول‌هاي‌ انفرادي‌ نداشت‌. هر چند نسل‌ من‌ و امثال‌ من‌ (كه‌ خرداد 82 براي‌ پنجمين‌ بار در طول‌ عمرم‌ بودكه‌ بازداشت‌

رئيس جمهور نخست وزير نيست

سعيد ليلاز مدير و روزنامه نگار خوشفکری است اما نمی دانم چرا در سرمقاله ای که برای شرق (پنجشنبه 12 خرداد) نوشته است به اين اظهار نظر عجيب پرداخته که “پست رياست جمهورى در ايران كمابيش مانند پست نخست وزيرى در فرانسه است و در بسيارى حوزه ها مانند مسائل قضايى، امنيتى، نظامى، انتظامى، سياست خارجى و حتى فرهنگ دخالت يا اثربخشى ندارد.”  

سميع نژاد گرفتار دادستانی که در دروغ بستن متخصص شده استاز قبل از تعطيلات عيد نوروز مسالۀ آقاي سميع نژاد که خودش را نمي شناسم ولي بارها با پدر رنج کشيده­اش صحبت کرده ام، مسالۀ اصلي کاري من بوده است. هر بار که مي خواستم در کنار کارهايي که انجام مي دهم چيزي هم بنويسم که يا خودم يا دوستان

مشکل کاريزمای رهبر

به نظرم همه چيز در ايران دارد به سمت رهبری آوار می شود. تعبير بهتری ندارم. اما توضيح آن چيست؟ به نظر من تجربه دوره خاتمی که با فرسايش اصلاحات متکی به رئيس جمهوری همراه بود دو نتيجه روشن به همراه آورده است. يا بهتر است بگويم دو نتيجه که يکی کاملا روشن است و ديگری در حال روشن شدن.

آيا در سياست حقيقتی وجود دارد؟

مراد فرهاد پور در يادداشتی با عنوان گنجی عليه گنجی به نقد مانيفست جمهوريخواهی اکبر گنجی پرداخته است. قصد ندارم با تمام گزاره های او در اين نقد چالش کنم اما پرسش هايی را در باره بعضی از آن گزاره ها مطرح می کنم به اين اميد که هم مباحث گنجی روشنی بيشتری يابد هم بحث فرهادپور گره های خود را نشان

کانديداهايي که در ايران نبوده اند  از جالب ترين نکات تبلیغات بسياري از کانديداها اين است که جوري حرف مي زنند گويا بيست و چند سالي است در خارج از کشور بوده اند و هيچ مسؤليتي نداشته اند و اکنون مي خواهند با برنامه هاي کاملاً جديد براي کشور برنامه ريزي کنند. کمتر کسي هم دفاع از گذشتۀ بيست و

روش گنجی به نتيجه رسيد

اکبر گنجی، روزنامه نگار ايرانی که از پنج سال پيش در زندان به سر می برد، روز دوشنبه، 30 ماه مه، ظاهرا برای معالجه از زندان آزاد شده است. از قول خانواده آقای گنجی گزارش شده است که در ساعات پس از نيمه شب گذشته، ماموران زندان بدون اطلاع قبلی، آقای گنجی را در برابر خانه وی در تهران آزاد

عليه استصواب – با کدام قدرت از کدام راه؟

مصطفی معين با يک بيانيه دور و دراز بازگشت و نتوانست “نه” بگويد. گفته است که به “خرد جمعی” تن داده است. خواهيم ديد که اين تصميم خردمندانه ترين تصميم ممکن بوده است يا نه. ولی پيداست که حداکثر خرد سياسی اصلاح طلبان و قدرت ريسک اصلاح طلبان همين قدر است که در تصميم معين و در بيانيه او جلوه گر شده

معين ملت يا معين مشارکت؟

به نظر من مصطفی معين بايد آشکارا شرکت در دموکراسی استصوابی را رد کند. اين بازی بازی کسانی که می خواهند آينده ای در ايران داشته باشند نيست. تصميم او می تواند به نقطه عطفی در جريان اصلاح طلبی تبديل شود. اصلاح طلبان تا کنون نشان داده اند که در برابر تصميم های دشوار تا چه حد حاضر به معامله يا کوتاه آمدن

روح الارواح اذان ايرانی به روايت خود مؤذن زاده، او در حالی که روزه‌دار بوده ، می‌خواسته است اذانی بگويد تا برای فرهنگ ايران و اسلام يادگاری ارزنده باشد. مؤذن زاده برای ضبط اين اذان گوشه‌های مختلفی را می‌آزمايد اما هيچ کدام مورد پسندش واقع نمی‌شود تا اين‌که مناسب‌ترين گوشه را برای قرائت اذان،‌ روح‌الارواح می‌بيند. مؤذن زاده بارها گفته

باد سرخ

باد سرخ را ديده ايد؟ فيلمی کوتاه با معنايی بلند از علی محمد قاسمی با تدوين بهرام بيضايی. در هفته فيلم ايران از کانال 4 بريتانيا پخش شد. داستانش می تواند روايت چيزی باشد که امروز در ايران دارد اتفاق می افتد. در فيلم که از نظر قاب بندی و هنر تدوين و قصه گويی و ايجاز يک اثر کم نظير است

طلا در مس يا در مصر؟

نمی خواستم به مطلب شرق اشاره کنم و گفتگوی جوان کارناديده و کتاب نخوانده ای با جناب عبدالعلی دستغيب. اما حالا که می بينم شورای گسترش زبان و ادب فارسی هم سوادش به اندازه همين جوانان لاکتاب جويای نام است ناچار می شوم دست کم برای تصحيح “سوات” دوستان بگويم که آقاجان بنده خدا دکتر براهنی يک کتاب دارد مثل کفر

ديوانگی است تا اين ساعت صبح پای اين فيلم 168 دقيقه ای نشستن. اما تجربه ای عجيب و دوست داشتنی بود. مثل خواندن سفر پيدايش تورات. مثل ديدن عصر هابيل و قابيل. اديسه 2001 اما با غرابت و هوشمندی صد چندان. فلسفه ای تصوير شده از اخلاق ازلی و ابدی آدمی. فيلمی از آن دست که فقط نخبگان واقعی سينما می

معين يا رفسنجانی؟ – مساله چيز ديگری است

در باره بازی رد صلاحيت ها و وضع تحقير کننده ای که برای معين پيش آمده بهتر است منتظر شويم تا دو طرف بازی آخرين برگهای خود را رو کنند. اما تا اينجا روشن است که سياست فرسايشی هشت ساله عليه اصلاح طلبان ادامه يافته است و اصلاح طلبان با حفظ شرايط موجود راهی برای گريز ندارند و تا در بر همين پاشنه

وبلاگی شدن فرهنگ

هادی خانيکی، صاحب نظر در رسانه ها و ارتباطات، جدی ترين حرفهايی را که بتوان از زبان يک مرجع  علمی و همزمان يک مقام بلندپايه در ايران شنيد در باره وبلاگ زده است -شرح و تحليل اش بماند؛ می گويد:  حاملان تحولات بزرگ در ايران شبكه‌‏ مجازي و به طور خاص وبلاگ‌‏ها هستند. در نتيجه مطرح شدن اينترنت را به عنوان رسانه‌‏اي

 تنور انتخابات سوخت   ۸ سال از دوم خرداد ۷۶ گذشت. بي­شک آن روز يکي از بزرگترين مقاطع تاريخ معاصر خواهد ماند. مردم يکپارچه شدند. همه آمده بودند تا از حق مدني خود براي تعيين سرنوشت کشورشان استفاده نمايند. دخترها و پسرها تا ساعت­ها بعد از نيمه شب سر چهار راه ها عکس کسي که قرار نبود انتخاب شود را به اتومبيل­ها

فيلسوف “خاطره جمعی” به خاطره پيوست

از پل ريکور برای ما چه باقی می ماند؟ ما ايرانيان. او فيلسوف انسان بود يا بگويم الهيات انسانی. يا نه بگويم تاريخ انسان شدن انسان. پل ريکور که تربيت مذهبی پروتستان داشت، يتيم جنگ اول جهانی بود و زندانی جنگ دوم جهانی. او همواره در برابر فراموشی ايستاد و نشان داد که چگونه تاريخ می تواند تحريف شود يا يکجانبه

اگر خطا نکنم اين مجموعه عکس از زورخانه که در ايرانيان دات کام آمده است تنها مجموعه ای است که يک زن عکاسی کرده است. مهرانه آتشی که اصرار داشته در همه عکس ها رد پايی از خود در حال عکاسی باقی بگذارد و در بعضی عکس ها با گذاشتن خود و مردان باستانی کار در يک کادر کاملا بر اين نظر

دايره المعارف هزار و يکشب اثری بی نظير کار اولريش مارزلف و ريچارد فن ليوون و حسن وصوف

چرا در ازبکستان انقلاب نمی شود؟

تب انقلاب و تغيير دوباره منطقه ما را فراگرفته است. تب دهه 70 ميلادی به ظهور انقلاب اسلامی ايران و تغيير رژيم افغانستان و تغيير نام جمهوری پاکستان انجاميد و بعد در دهه 80 دنيايی که تب 70 را به وجود آورده بود عوض شد و شوروی فروپاشيد و آسيای ميانه و قفقاز و ديگر جمهوری های بلوک شرق در صحنه سياست

وطن ام مثل نسيم می رود شهر به شهر

راستش را بگويم هنوز در خمار کانادا يم. نه به خاطر زيبايی و طبيعت وحشی اش يا آرامی و بی آزاری اش يا رفاه و پهناوری اش و بسيار چيزهای خوب ديگر اين کشور دوست داشتنی بلکه برای اينکه در آنجا به تهران نزديک بودم و به همه خوبی های گمشده وطن ام. ايرانی مهاجر در کانادا نخبه همه چيزهای

طلسم ناشکسته پرنده های دشتیپرنده های وحشی شهر منمن خواب شمایان را بیدار می بینمدر باغ های سرسبز چون در مزار خویشچی زود دست آموز می شویدبی دستمزددر کشت های پنبه و گندوم آرزو برباد می دهیدو بال های خویش را چون پای های فلجاز پی خویش می کشید آوه، چی بسیار آسان شکار می شویددر دام های بزرگ دان های

با جوانان نشستن ام هوس است

من درست متوجه نشدم که اين جوانها با رفسنجانی عکس انداخته اند يا رفسنجانی با آنها عکس انداخته است! ولی هر چه باشد عکس بی نظيری است: اولين عکس در عمر انقلاب که يکی از رهبران انقلاب در ميان دو جوان عکس می گيرد که يکی دختری است با حجابی که هر جای رسمی ديگر به او گير می دهند و

روزی برای تصادم جهان ها

بعضی روزها روزهای تصادم است. وقتی جهان تو از مدار خويش خارج می شود. به پستخانه می روی -کاری که هميشه با دلواپسی انجام می دهی- و از سه بسته ای که پست می کنی يکی روی دستت می ماند. همه چيز را سنجيده ای تا کار هموار پيش رود. اما آدرس مقصد برای بسته سوم در خانه جا مانده

مقالات جشن نامه را در قابيل بخوانيد

بگذاريم غريزه پی بازی برود

می خواستم در باره نشانه شناسی نامزد شدن 1010 نفر در انتخابات رياست جمهوری بنويسم. يادداشت اسماعيل يزدان پور پای مطلب بازيگوشی در برابر پدران راهم را عوض کرد! اما نه، فکر می کنم مساله بازيگوشی و اين نامزدی ها هم به هم مربوط است. امروز در ايران همه چيز به همين بازيگوشی مربوط می شود. يک بازی بی مرکز

همشهری معين

يک پيشنهاد بی‌شرمانه به دکتر معين آقای دکتر! تازگی‌ها بلاگر شده‌ايد. معلوم است از اين فضا خوش‌تان آمده و چندان هم بی‌چشم‌داشت نيستيد. به نظرم می‌رسد کمی هم جا باز کرده‌ايد در دل برخی بلاگرهای شناخته‌شده‌تر. اگر چنين است، پيشنهاد می‌کنم برای اين که قدرت نفوذتان را در مقام يک کانديدای رياست جمهوری پيش از به قدرت رسيدن به اين