در باره فوتبال و ما هزار حرف نگفته هست اما از آن ميان می گويم فوتبال را دوست دارم چرا که به مردم من شادی می بخشد – شاديی چنان فراگير و متحد کننده که رهبران سياسی را وامی دارد با پيام تبريکی خود را در آن سهيم نشان دهند و از قبل اين هماوايی سهمی سياسی برای خود دست و پا کنند. فوتبال معيار ما شده است. هويت ما شده است. پرچم های ايران است که در دستها می چرخد و بر چهره ها نقش می شود. هيچ کدام از نشانه های هويت ايرانی چنين آشکارا با پرچم آميخته نشده اند. فوتبال يعنی جشن پرچم و دست افشانی خيابانی و فتح شهر به دست مردم. کاش رهبران نيز می آموختند همه جا با مردم هماوا شوند و با ايشان نستيزند. کاش همه خواست ها و اميدها و حرفهای مردم هم مثل جشن پس از فوتبال روشن و عريان بود و نمی شد آن را “ناديده” گرفت.


عکس تماشای بازی ايران-بحرين از کسوف و عکس جشن خيابانی پس از پيروزی از ايسنا
نيز:
پيروزی زنان در ورود به استاديوم به قيمت يک پا شکستگی، زن نوشت
