Category: دسته بندی عمومی

Shock as Iran elects hardline president  A man whose name does not even appear in the most recent edition of Iran’s political Who’s Who Robert Tait, TehranSunday June 26, 2005The Observer His admirers hail him as Iran’s Robin Hood, his critics a religious extremist. But yesterday Mahmoud Ahmadinejad became the president elect of Iran, basking in an electoral landslide few

کاملا قابل پیش بینی! از: جمیله کدیور (برای علیرضا و هر کس دیگری که فکر می کند احمدی نژاد دل اکثریت مردم را برد و برنده یک انتخابات واقعی است): ۱- اصلا آدم بدبینی نیستم حتی در بدترین شرایط؛ ولی وقتی در انتخابات مجلس پنجم شیراز به همت مثلث حاکم بر استان از مقام دوم به مقام پنجم تنرل کردم و کاندیدایی

بازی تمام شد

رفسنجانی شکست خورد! شکست او بمب خبری خواهد شد. اما من شکست او را نه وقتی که احمدی نژاد حائز اکثریت اعلام شد فهمیدم بلکه وقتی فهمیدم که رفسنجانی گفت به هر خانواده ایرانی ۱۰ میلیون تومان سهام می دهد (یاد معین افتادم با آن وعده های نشدنی! فقط آدمی که می داند انتخاب نمی شود اینطوری حرف می زند یا

مبارک باشد! خوب ظاهراً که بله! حال‌تان چه‌طور است؟! حال کردید؟ ما بیش‌تر. خلاصه این‌که نمردیم (یعنی هنوز نمرده‌‌ایم) و بعد از بیست و پنج سال جمهوری اسلامی انتخاب رئیس جمهور دولت کریمه را هم دیدیم. راستش من یکی الآن با تحلیلِ اوضاع مشکلی ندارم؛ مسئله‌ام این است که نمی‌دانم خودم را چرا نمی‌توانم بفهمم؛ الآن که ساعت نزدیک یک

نام و ننگ در انتخاب های اضطراری

برای عباس معروفی بدون شک باید گفت که وضعیت امروز در ایران مثال یک انتخابات واقعی و حتی نیمه دموکراتیک هم نیست. حکومت معمولا بسته ایران تنها در زمان های محدودی مانند انتخابات به روی عامه مردم باز می شود و آنها امکان می یابند که خود را نشان دهند و خواسته های خود را مطرح سازند. به دلیل فقدان

هاشمی شانس زیادی ندارد * جعبه‌ی شیرینی را گرفت جلوم که: بفرما!-دستت درد نکنه! برا چیه؟– شیرینی احمدی‌نژاده.* آبدارچی هم چای که جلویت می‌گذارد می‌گوید: احمدی‌نژاد یادتون نره!* امروز دیدم روی دیوار شعار نوشته اند: تا دولت رجایی یک یا علی دیگر.* پسرک دوچرخه سواری از کنارم رد شد. از همسایه‌ها بود، ۱۵-۱۶ ساله. عبورکنان گفت: به احمدی‌نژاد رای بدید!*…

عصبانی از راست، بیمناک از شب فاشیسم: شاید بتوان گفت مهمترین حقیقتی که در انتخابات بیست و هفت خرداد آشکار شد سترونی جناح راست بود. کسب شش میلیون رأی با توسل به همه ترفندهای طبیعی و ماورای طبیعی، بسیج خرافات و کینه توزی ها و نهایتاً تقلب و اعمال نفوذ، نشانگر محدودیت ذاتیِ قدرت این جناح است. تضاد حیات سیاسیِ

خاموش کردن چراغ رابطه

عکس از وبلاگ تخته سیاه همه دنیا شنیده اند که روزنامه ها را بسته اند اما به روزنامه هایی که هنوز بسته نشده گفته اند حق ندارید خبر را چاپ کنید!  

رای به رفسنجانی: ۱ بر اساس چانه زنی غیرممکن (خیالبافانه/نسیه)  باید رای خود را مشروط کنیم و آن را به آینده سیاسی آقای‌ هاشمی ، چه در موضع رئیس جمهور آینده و چه در جایگاه نایب رئیس خبرگان رهبری، پیوند و گره بزنیم. این شرط البته به گونه‌ای نیست که اگر پذیرفته نشود و یا مورد توجه قرار نگیرد بر رای

عقل این روشنفکران کجا رفته؟ برای رسیدن به هدفی واحد (آزادی زندان سیاسی) به فاصله ی کمتر از یک هفته، روشنفکران دو حرکت کاملاَ متضاد می کنند: یکی معطوف به آزادی (تحصن شجاعانه در برابر زندان اوین) یکی معطوف به زندان (اعلامیه سهیم شدن آنان در زندان) . یکی معطوف به عقل یکی معطوف به احساسات. یکی تعرضی و یکی

شکست حزب لیبرال دموکرات وبلاگستان

۱ نتیجه انتخابات نشان داد که احزاب سایه در ایران چه وزنی دارند. در ایران حزب به آن معنا به چند فقره محدود است و  چندان هم بر مرام و اساس حزبی استوار نیست. من یقین دارم که آنچه هم هست به همان شیوه هیئتی که قبلا هم اشاره کرده بودم فعال است. احزاب سایه هم از این حکم مستثنی نیستند. به عبارت

مغولها

ما آنها را عوض کردیم. انتخابات ایران این بار نشان داد که گوهر بی زوال فرهنگ ایرانی همچنان درخشنده است. من که سالها در کار آموختن تاریخ بوده ام همواره از این در شگفت بودم که چگونه فرهنگ ایرانی در طول عصرها و در فراز و نشیب های بسیار که تاریخ ما داشته است همچنان زنده مانده است. فرهنگی که

من به اضطراب رای می دهم رأی به آن‌چه معین می‌خواهد بکند یعنی رأی به اضطراب، نگرانی، بحران، دعوا، جنجال، بازداشت، زندان، سانسور، درگیری، کتک، تحقیر، تجسس، مراقبت، فشار، شنود، فیلتر، حرص خوردن، لب جویدن، دندان قروچه کردن، فریاد در گلو، هوای گریه، توطئه، مشت، رنج، درد، خون دل، خستگی، دستبند، پابند، چشم‌بند، اعتراف‌‌نامه، اعتصاب غذا، تحصن، توقیف، سیلی، هراس،

استدلال کج و معوج با اجازه: های از حرف که سروش این سر  نیاوردم در من! و اما بعد: آیا این را بگذاریم به عهده کج سلیقگی او یا بی خبری فیلسوفان ما از عالم سیاست یا نوعی طعنه لوس و بی مزه به نظام و قواره هاش؟: من در میان کاندیداها، نظامیان را که کاملا کنار می گذارم، و اصولا به همان حرف جلال

Love is the answer

چند وقت است می خواهم چیزی بنویسم در باره تحولاتی که در میان محافظه کاران می بینیم با عنوان مغولها. نمی شود. شاید هم مطلب هنوز پخته نشده یا زبان خود را پیدا نکرده. امشب هم از آن می گذرم. صبح داشتم از مترو بیرون می آمدم توی آسانسور چشمم افتاد به یک آگهی. زنی بود که می دوید. تبلیغ

وقتی مردم نباشند

با وجود اینکه این روزها با اخبار ایران احاطه شده ام و تقریبا از پیگیری اخبار جهانی وامانده ام اما خبر تبرئه شدن مایکل جکسون مثل خبر رای منفی مردم فرانسه به قانون اساسی اروپا برای مدتی مرا از حال و هوای ایران جدا کرد. خبر جکسون به اندازه کافی بزرگ هست. محاکمه او چهره روشنی از آمریکای امروز به دست می دهد:

فراخوان کانون نویسندگان ایران برای گردهمایی در برابر زندان اوین مردم آزاده‌ی ایران! سازمان‌های مدافع حقوق بشر! ناصر زرافشان هشتمین روز اعتصاب غذای دردناک خود را می گذراند و در خطر جدی مرگ قریب‌الوقوع است. ناصر زرافشان مبتلا به بیماری حاد کلیوی است و هر لحظه بر وخامت بیماری او افزوده می‌شود. ما از همه‌ی مردم٬ نهادهای فرهنگی و اجتماعی

رفسنجانی، کرباسچی و غول چراغ جادو

تردید ندارم که کرباسچی یکی از باهوش ترین مدیران و سیاستمردان جمهوری اسلامی است و من شخصا از جهت  بلاغت هم در او نقصانی نمی بینم. تصویری هم که او از وضع ایران می دهد منصفانه است و می توان با بسیاری از آنچه او می گوید موافق بود. اما مشکل در آن چیزهایی است که نمی گوید. دیدگاه او زیاده دولتمندانه

جنگ های وبلاگی (بر وزن جنگ های ستاره ای یا جنگ ستارگان) مستندی در باره وبلاگ نویسها که البته با هم نمی جنگند بلکه: با آنها می جنگند ( بر وزن با گرگ ها می رقصد!). با “نقش” آفرینی نیک آهنگ کوثر و کارگردانی فرید حائری نژاد (معروف به فرید سی بی سی!). شرح مفصل را در وبلاگ نیکان ببینید اما

دیدار با حجاریان

دارم ویدیوی گفتگوی حجاریان با معین را تماشا می کنم. تیزهوشی حجاریان چنان است که معین در مقابل اش مثل یک دانشجوی ساعی و درس خوانده جلوه می کند که درسش را با حجب و حیا پس می دهد ولی از تذکرات استاد و راهنمایی او هم بی نیاز نیست. سوالهای حجاریان گاه واقعا سخت است و نامزدی که جرات کند به

وقت تغییر گفتمان رسیده استبه تصور من، اصلاح طلبی به شیوه‌ای که از دوم خرداد ۷۶ با ریاست جمهوری خاتمی آغاز شد، با پایان دوران ریاست جمهوری وی نیز پایان یافته تلقی می‌شود. هر نوع ارزیابی که از دوره خاتمی داشته باشیم، به نظرم یک نکته مسجل می‌نماید و آن هم این است که در طول این دوره، ایران به حداقلی

حداکثرطلبی در سیاست معین

دوستان عزیزی مثل علی اصغر سیدآبادی به من حق بدهید که با توجه به تجربه ناکامی های تاریخ نزدیک در ایران به حرف های خوب و صمیمانه دکتر معین به چشم تردید نگاه کنم. تردید من از بابت حرفهایی که می زند نیست از بابت توان او به فرض انتخاب شدن برای اجرای آنهاست و تناسب ادعا و توان. چند

شون پن به نماز جمعه می رود

 بدون شرح (فعلا)! عکس از ایسنا نیز:شون پن در تهران: خبرنگار یا خبرساز؟ علیرضا دوستدار پ.ن یکی از دوستان صاحبنظر می گفت در این یک هفته مانده به انتخابات باید منتظر حضور چهره های سرشناس دیگری هم باشیم. ممکن است این تسهیلات ویزایی برای کمک به برخی نامزدهای معین ( با معین اشتباه نشود!) باشد ولی چه بسا نتیجه گزارش های این چهره های

سه دوره از کارهای فاطمه فراهانی در سه گالری از سایت شخصی او گردآمده است. تابلوی برگزیده من یکی از کارهای او در گالری سوم است که کارهای جدیدتر او را نشان می دهد و شادتر است. ولی به طور کلی گرچه دستش روانتر و نقش ها پخته تر شده اند در طول این سه دوره، اما اندوه رنگ ها

دلم برای وطنم تنگ می شود

در باره فوتبال و ما هزار حرف نگفته هست اما از آن میان می گویم فوتبال را دوست دارم چرا که به مردم من شادی می بخشد – شادیی چنان فراگیر و متحد کننده که رهبران سیاسی را وامی دارد با پیام تبریکی خود را در آن سهیم نشان دهند و از قبل این هماوایی سهمی سیاسی برای خود دست و پا کنند. فوتبال

مرگ یک دورهآن بنکرافت تمثال (icon) یک دوره بود. خودش از اینکه فیلم “فارغ التحصیل” The Graduate  او بر زندگی و آثار و تصویرش سایه انداخته است راضی نبود ولی اگر همین فیلم هم نبود او به شهرتی که به آن رسید نمی رسید و در میان انبوه برندگان اسکار -که پیش از این فیلم گرفت (۱۹۶۲)- گم شده بود. هم فیلم

ما و آمریکا: برای آنها که ندیده اند و اهل امضایندتا به حال حدود ۳۴۰ امضا جمع شده. لادن افراسیابی که اگر به همت او نبود روح ما از این استماع خبردار نمی شد، پیشنهاد کرده که یکروز دیگر هم این پتیشن را ادامه دهیم و فردا به کمیسیونرها فکس کنیم. لادن دست به کار شده و امروز داره با

آقا، ۱۵ سال حکومت کرده، می خواهد مادام العمر هم حکومت کند. من با این مساله مخالفم  به لحاظ استراتژیک، حرف من این است که تمام اعمال ما باید معطوف به عدم همکاری با حاکم شخصی و مشروعیت زدایی از حاکمیت شخصی باشد. اینها را باید درباره اش حرف زد. قالب عملی‌اش این است که باید تشکل درست کرد، تشکل

پیامی برای خاتمی، تاملی برای ما

آقای خاتمی سخنان‌ بزرگی‌ را در سیستمی‌ با تحمل‌ اندک‌ و کوچک‌ مطرح‌ کردند و جمع‌ وسیعی‌ از دانشجویان‌ با اعتماد به‌ این‌ حرفها وارد صحنه‌های‌ بی‌پشتوانه‌ای‌ شدند که‌ سر و کاری‌ جز با فشارهای‌ جسمی‌ و روانی‌ زندان‌ و سلول‌های‌ انفرادی‌ نداشت‌. هر چند نسل‌ من‌ و امثال‌ من‌ (که‌ خرداد ۸۲ برای‌ پنجمین‌ بار در طول‌ عمرم‌ بودکه‌ بازداشت‌

رئیس جمهور نخست وزیر نیست

سعید لیلاز مدیر و روزنامه نگار خوشفکری است اما نمی دانم چرا در سرمقاله ای که برای شرق (پنجشنبه ۱۲ خرداد) نوشته است به این اظهار نظر عجیب پرداخته که “پست ریاست جمهورى در ایران کمابیش مانند پست نخست وزیرى در فرانسه است و در بسیارى حوزه ها مانند مسائل قضایى، امنیتى، نظامى، انتظامى، سیاست خارجى و حتى فرهنگ دخالت یا اثربخشى ندارد.”  

سمیع نژاد گرفتار دادستانی که در دروغ بستن متخصص شده استاز قبل از تعطیلات عید نوروز مسالۀ آقای سمیع نژاد که خودش را نمی شناسم ولی بارها با پدر رنج کشیده­اش صحبت کرده ام، مسالۀ اصلی کاری من بوده است. هر بار که می خواستم در کنار کارهایی که انجام می دهم چیزی هم بنویسم که یا خودم یا دوستان

مشکل کاریزمای رهبر

به نظرم همه چیز در ایران دارد به سمت رهبری آوار می شود. تعبیر بهتری ندارم. اما توضیح آن چیست؟ به نظر من تجربه دوره خاتمی که با فرسایش اصلاحات متکی به رئیس جمهوری همراه بود دو نتیجه روشن به همراه آورده است. یا بهتر است بگویم دو نتیجه که یکی کاملا روشن است و دیگری در حال روشن شدن.

آیا در سیاست حقیقتی وجود دارد؟

مراد فرهاد پور در یادداشتی با عنوان گنجی علیه گنجی به نقد مانیفست جمهوریخواهی اکبر گنجی پرداخته است. قصد ندارم با تمام گزاره های او در این نقد چالش کنم اما پرسش هایی را در باره بعضی از آن گزاره ها مطرح می کنم به این امید که هم مباحث گنجی روشنی بیشتری یابد هم بحث فرهادپور گره های خود را نشان

کاندیداهایی که در ایران نبوده اند  از جالب ترین نکات تبلیغات بسیاری از کاندیداها این است که جوری حرف می زنند گویا بیست و چند سالی است در خارج از کشور بوده اند و هیچ مسؤلیتی نداشته اند و اکنون می خواهند با برنامه های کاملاً جدید برای کشور برنامه ریزی کنند. کمتر کسی هم دفاع از گذشتۀ بیست و

روش گنجی به نتیجه رسید

اکبر گنجی، روزنامه نگار ایرانی که از پنج سال پیش در زندان به سر می برد، روز دوشنبه، ۳۰ ماه مه، ظاهرا برای معالجه از زندان آزاد شده است. از قول خانواده آقای گنجی گزارش شده است که در ساعات پس از نیمه شب گذشته، ماموران زندان بدون اطلاع قبلی، آقای گنجی را در برابر خانه وی در تهران آزاد

علیه استصواب – با کدام قدرت از کدام راه؟

مصطفی معین با یک بیانیه دور و دراز بازگشت و نتوانست “نه” بگوید. گفته است که به “خرد جمعی” تن داده است. خواهیم دید که این تصمیم خردمندانه ترین تصمیم ممکن بوده است یا نه. ولی پیداست که حداکثر خرد سیاسی اصلاح طلبان و قدرت ریسک اصلاح طلبان همین قدر است که در تصمیم معین و در بیانیه او جلوه گر شده

معین ملت یا معین مشارکت؟

به نظر من مصطفی معین باید آشکارا شرکت در دموکراسی استصوابی را رد کند. این بازی بازی کسانی که می خواهند آینده ای در ایران داشته باشند نیست. تصمیم او می تواند به نقطه عطفی در جریان اصلاح طلبی تبدیل شود. اصلاح طلبان تا کنون نشان داده اند که در برابر تصمیم های دشوار تا چه حد حاضر به معامله یا کوتاه آمدن

روح الارواح اذان ایرانی به روایت خود مؤذن زاده، او در حالی که روزه‌دار بوده ، می‌خواسته است اذانی بگوید تا برای فرهنگ ایران و اسلام یادگاری ارزنده باشد. مؤذن زاده برای ضبط این اذان گوشه‌های مختلفی را می‌آزماید اما هیچ کدام مورد پسندش واقع نمی‌شود تا این‌که مناسب‌ترین گوشه را برای قرائت اذان،‌ روح‌الارواح می‌بیند. مؤذن زاده بارها گفته

باد سرخ

باد سرخ را دیده اید؟ فیلمی کوتاه با معنایی بلند از علی محمد قاسمی با تدوین بهرام بیضایی. در هفته فیلم ایران از کانال ۴ بریتانیا پخش شد. داستانش می تواند روایت چیزی باشد که امروز در ایران دارد اتفاق می افتد. در فیلم که از نظر قاب بندی و هنر تدوین و قصه گویی و ایجاز یک اثر کم نظیر است