ليله القدر
گرچه رندی و خرابی گنه ماست وليکعاشقی گفت که تو بنده بر آن می داری
گرچه رندی و خرابی گنه ماست وليکعاشقی گفت که تو بنده بر آن می داری
خودکشی، ملکوت، حسودی خودکشی آخرينش بود از پيام ايرانيان: روز به روز پژمردهتر و افسردهتر میشوم. دلمُرده و ساكت، گوشهای كز میكنم و به یك نقطه خیره میشوم. بیآنكه معنی این نگاه را بدانم. كمتر میخندم. اصلاً خندیدن و تبسم را از یاد بردهام. جایی در همین نزدیكی، خود را جا گذاشتهام. منحنی زندگی روز به روز برای فرو افتادن شتاب
سعيد حنايی کاشانی در تازه ترين يادداشت خود در فل سفه مشکلی را طرح کرده است که به نظرم از نيمه راه مطرح شده است. او از قدرت طرح مساله حرف می زند و توان “ارائه ی تحقيق يا دادن «تز» (پيشنهاد يک قضيه) در دانشگاهها”. می گويم از نيمه راه زيرا مساله اصلی از مدرسه شروع می شود. اگر
مهدی خلجی بدرستی می گويد که جامعه تا وقتی نهادهای مدرن نداشته باشد هر قدر هم افراد مدرن در آن بسيار شود مدرن نخواهد شد. من فکر می کنم اين همان فرديت بيچاره ايرانی است. بيچاره از اين باب که هر قدر مدرن هم می شود جامعه اش رنگ تازه نمی گيرد. اما نکته های ديگری هم هست. مثلا اينکه آيا
تجددی جوانه زده از عقبماندگی ايران کشور تضادهای شگفت آور است. تازه ترين نمونه اش همين سايت آرشيو ديجيتال رسانه های ايران. کاری بسيار هوشمندانه و امروزی و صد در صد مدرن. تضاد واقعی را وقتی پيدا می کنيد که بدانيد اين کار از مرکزی صادر می شود که در ضديت با مدرنيسم پيشتاز است و در عقبماندگی اش همين بس
اسطوره هايی در باره عامه و رابطه اش با وبلاگيادداشت پارسا صائبی در پارسانوشت نمونه تازه ای از نوعی مغالطه قديمی است در باره وبلاگستان. من در يادداشت پيشين هم کوشيدم اين نکته را کمی تا قسمتی روشن کنم که نبايد تصور کرد مردم يک کل واحدند. تمام گزاره هايی که بر اين تصور شکل می گيرد قابل تصديق نيست.
فاضلاب مديريت به سبک ايرانی با انگشت شست و سبابه دست راست دماغم را محكم چسبيده ام. با احتياط باتلاق متعفن را دور مى زنم و وارد مدرسه مى شوم. اينجا دبيرستان پسرانه سوم شعبان منطقه ۱۵ است با بيش از ۵۰۰ دانش آموز. كمى آن طرف تر تابلو هنرستان شهيد رجايى بر سردر ساختمانى نصب شده است. مگس های مست از فاضلاب در مدرسهشهرك
در نقد مباحث وبلاگستان گاه اين انتقاد برجسته می شود که اين حرفها – مثلا بحث از بکارت- حرف و درد مردم نيست و بنابرين ارزش طرح ندارد. امشب که ديدم مسعود برجيان هم از همين زاويه مباحث اخير در باره بکارت را نقد کرده فکر کردم خوب است به طرح اين سوال بپردازم که واقعا کدام مسائل ارزش طرح
Iranian identity: a double burden Martin WoollacottThursday October 13, 2005The Guardian How ancient history relates to modern problems is the question to be examined at a public forum on Iran organised jointly by the British Museum and the Guardian. It is certainly a difficult legacy. Italians shrugged off Mussolini’s fantasies of a new Roman empire and derive their identity mainly from the
۱ من از پرسش لذت می برم. آموخته ام که پرسش آغاز هستی آدمی بوده است. همان قصه آدم و حوا را منظور دارم. چرا کردن و چون گفتن آدمی را حیثیت انسانی بخشیده است. پرسش از سر دانایی هم البته لذت بیشتری دارد. یعنی پرسش کسی که از جهل بسیط بر نمی آید بلکه از دانش مقابله گر و چالش جو
حذف بکارت روابط دو جنس را دگرگون می کند قصد نداشتم در بحث بکارت در وبلاگستان وارد شوم گرچه ارزش وارد شدن به چنين بحثی را انکار نمی کنم. اما مثل هر مساله ديگری بايد در آن به زاويه ديد خودم می رسيدم. نوشته اخير نيک آهنگ کوثر که زياد مرا به خود مشغول کرد از اين بابت کمکی بود تا من به
دفاع از دريدا به شيوه ضد-دريدايی يکی دو روز پيش وقتی در «سيبستان» مهدی، در يادداشتی با عنوان «آسيبشناسی روشنفکران»، خواندم: «روشنفکر در يک معنا کسی است که از نقد کردن باز نمی ايستد، بت پرست و بت ساز نيست . به تعبير شريعتی و با الهام از سنت ابراهيمی بت شکن و به تعبير دريدايی شالوده شکن است»، ابتدا
راز فنا«شهر دقيانوس» را در جيرفت در طول يك سال ويران و خاكش را الك كرديم و به باد داديم. آب از آب تكان نخورد، هيچ كس اعتراض نكرد، هيچ مامور ميراث فرهنگى از غارتگران و حفاران غيرمجاز كتك نخورد و هيچ كارشناسى خود را در سازمان ميراث فرهنگى به آتش نكشيد. خبرنگار هيچ روزنامه اى رپرتاژ مستندى از اين فاجعه عظيم
وقتی دروغ گفتن خرجی نداشته باشد گردشگري در ايران طي سال هاي اخير موضوعي براي گزافه هاي بزرگ و بالعكس كارهاي كوچك و برنامه هاي بي تأثير بوده است. اخبار منتشر شده از سوي نهاد مسئول گردشگری سرشار از گزافه هاي بسيار نامعقول و شگفت انگيز بوده است. از جمله اين گزافه هاي عجيب مي توان به موارد ذيل اشاره كرد: – انتخاب ايران به عنوان مقصد جهانگردان بين المللي از
روشنفکری، تعطيل نقد و آقاسالاری خواندن نقد روشنفکران از روشنفکران يکی از بهترين و لذت بخش ترين خواندنی هاست! زمانی آل احمد در خدمت و خيانت روشنفکران می نوشت و زمانی ديگر شريعتی به نقد گرايش های تقليدی روشنفکران می پرداخت. اين سنت اگر چه در هجوم انقلاب توده گرا به روشنفکران مدت زيادی به محاق رفت اما دوره خاتمی بار
اين عکس خوبی است: گرچه می تواند کمی تا قسمتی رمانتيک باشد و دختر مدرسه ای. ولی اين عکس بدی است: مخملباف از دست کليشه نجات ندارد. يک طوری آن ته مه ها ذوقش بدجوری گره خورده با لغزيدن بر سطح. يک جوری زيادی شوآف است. قدرت نفوذ در اعماق روابط انسانی را فاقد است. مقايسه اش کنيد با وونگ
رورتی فيلسوفی بيزار از پيچيده گويیريچارد رورتی، خردادماه سال 1384 سفری کوتاه به ايران آمد، در حالی که پيش از آن اثری از وی به فارسی نشر نيافته بود و آشنايی چندانی با انديشههای وی وجود نداشت. محافل فرهنگی ايرانی که بيشتر انتظار برخورد با فيلسوفی “مدرن” و “اروپايیمآب” داشتند با کسی روبهرو شدند که با زبانی ساده و هياتی
آيا روشنفکری يعنی تحقير مخاطب؟اين روزها با اين وضع بلاگ چرخان شده ايم مثل دوره ای که تلفن نبود! بايد برای هر کاری شخصا مراجعه می کردی. اگر خانه دوستی فاميلی می خواستی سر بزنی الله بختکی می رفتی که ببينی هست يا نيست. اغلب هم نبود! پس يادداشت می گذاشتی: آمديم عرض ادب تشريف نداشتيد. نديدم هيچکس هم از
در ستايش سادگی و مردمگرايی اين روزها وبلاگ ام را خواب می بينم! يعنی خواب می بينم که بايد چه بنويسم و چگونه وارد بحث معينی شوم. مدتی است نمی نويسم يا کم می نويسم. ديشب دوستی می پرسيد چرا و گفتم که مساله ای يا مساله های به هم پيوسته ای ذهن ام را بسيار به خود مشغول کرده
کشوری آماده ظهور كوري اين قوم گيج و بد مست را انگارچارهاي نمانده، واژگان هم امروز به روسپي گري افتادهاند، اعتمادي بر هيچ كلامي از جنس عدالت و رحمت و فلان و فلان نيست. انگار به كليدهاي هرز ميمانند اين واژگان. برايم بگو، انبوه بچههاي خياباني از كجا ميجوشند؟ حاصل كدام همآغوشي در زير كدام سقف؟ كدام فرهنگ؟ كدام تمدن
معنای اين جمله چيست؟ کشتن مقدمه بيداری است؟ آيا اينهمه کشته ما را بيدارتر کرد؟ آيا نمی شد بدون اينهمه کشته بيدار و بيدارتر شد؟ آيا برای بيدارتر شدن چقدر کشته لازم بود چند سال جنگ لازم بود؟ آيا درد فرماندهان جنگ بيدارتر شدن ما بود؟ آيا کشته های هزار در هزار را طور ديگری هم می شود تعبير کرد؟ يا هر چه بود
نشانه ای از دوستی که از پس سالها باز می يابمش. عباس جعفری عاشق کوه و طبيعت است. فقط عاشق هم نيست واقعا بيشتر عمرش را در کوه گذرانده است. راهنمای بسياری از گروههای کوهنورد و صخره نورد است. و دوربينی هم دارد که از تصويرهای بکری که فقط در جهان کوه يافت می شود برای ما دامنه نشينان آسوده
When we became enemies The Persians had the misfortune to be the others, the enemies – in short, against whom the first European civilisation defined itself All western political theory is implicitly defined against the ghost of Persia – from condemnations of “tyrants” in the Atlantic republican tradition to Marx’s caricature of “oriental despotism”. In winning their nationhood, the Greeks
از سمرقند غافل نمی شوم و تا از سمرقند ننويسم ذهن و زبانم به موضوعی ديگر کشيده نمی شود. اينهمه اتفاق عجيب در اين ده دوازده روزه افتاده است. از کشته شدن مردمان در کاظمين تا کشته شدن آمريکايی ها در منطقه سياه پوست نشين و فقرزده نيواورلئان. تا جوابهای قانع نکننده دکتر سروش به انتقادها بر سر موضوع مهدويت.
Love’s PhilosophyI The fountains mingle with the riverAnd the rivers with the OceanThe winds of Heaven mix for everWith a sweet emotionNothing in the world is singleAll things by a law divineIn one spirit meet and mingleWhy not I with thine?- II See the mountains kiss high HeavenAnd the waves clasp one anotherNo sister-flower would be forgivenIf it disdained its
گنجی زنده می ماند تهران: خبرگزاري كار ايران- همسر اكبر گنجي گفت: با تمهيداتي كه قوه قضاييه اتخاذ كرده است و با صحبتهايي كه برخي مقامات اين قوه با گنجي داشتهاند، همسرم در حال همكاري با پزشكان معالج است. معصومه شفيعي در گفتوگو با خبرنگار “ايلنا”، ضمن اظهار اميدواري نسبت به شكستن اعتصاب غذا از سوي اكبر گنجي، گفت: با
برای دوستانم؛ از رنجی که می بريم گاهی فکر می کنم به آرامش رسيده ام گاهی مشکوک می شوم که اين آرامش است يا افسردگی است. در آستانه توفيق هايی که برای خود گمان می بريم بيشتر در خود آرامش می يابم آرامشی بودا-وار فارغ آسوده آهسته آرام وسيع لطيف سبک؛ آرامشی که در لبخند محو نقش- برجسته های هخامنشی
تخليه – تخريب – صلح عکسهایی که در مورد تخلیه غزه در رسانه های خبری امریکا این روزها می بینیم واقعاً دلخراشند. دل کندن از خانه هیچوقت آسان نیست و شارون این را به خوبی می داند. شارون، قصاب صبرا و شتیلا، می داند که رسانه های خبری چگونه در این رژیم ارائه فاقد حافظه تاریخی، اشغالگران اسرائیلی در غزه
دوره کاربرد خشونت در کردستان گذشته است ناآرامیهای گسترده در شهرهای سنندج، سقز، سردشت، اشنویه، بوکان، پاوه، مریوان، ایلام و… که برخلاف مهاباد، با برخوردهای خشونتبار نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی در حال سرکوبی است، افزون برآن که نمایش خشونتآمیزی از دولت جدید آفریده است، متضمن هزینههای غیرمتعارف سیاسی برای حاکمیت جمهوری اسلامی است که امروز بیش از هر
Iran Cannot Be Reformed from Within Wrong again. Iran can and will be reformed from within. Demographics make that course inevitable. Some 70 percent of Iran’s 70 million citizens are under the age of 30, and young Iranians are more reform-minded than older groups. That was made clear in a survey conducted by Iran’s Ministry of Culture and Islamic Guidance,
به افراط راه ندهيم از هر سو که هستبر ما چه گذشت: خوب سايتی که درش می نويسم را برانداز کردم. به نظر می آيد که وبلاگ باشه. پس حتما من هم بلاگر هستم، ولی هر چه به اين نامه ای که می گويند خطاب به ملت ايران نوشتم نگاه کردم يادم نيامد که کی و کجا نوشتم. يک عده آدم خوب
از مجموعه عکس های خبرگزاری فارس در ايرانيان. من برای مردمی که آنچه را می خواهند، بی واهمه و آشکار می گويند سخت احترام قائل ام. اين ميلاد نسل تازه ای است. صدايی تازه که بايد پيش از آنکه دير شود شنيد. آنها امروز اندک اند. اما فردا می تواند روز ديگری باشد. من برای آنها که به جای امضا