Category: دسته بندی عمومی

مدرنیته و کهن الگوی زن بدکاره

مهدی خلجی بدرستی می گوید که جامعه تا وقتی نهادهای مدرن نداشته باشد هر قدر هم افراد مدرن در آن بسیار شود مدرن نخواهد شد. من فکر می کنم این همان فردیت بیچاره ایرانی است. بیچاره از این باب که هر قدر مدرن هم می شود جامعه اش رنگ تازه نمی گیرد.  اما نکته های دیگری هم هست. مثلا اینکه آیا

تجددی جوانه زده از عقبماندگی ایران کشور تضادهای شگفت آور است. تازه ترین نمونه اش همین سایت آرشیو دیجیتال رسانه های ایران. کاری بسیار هوشمندانه و امروزی و صد در صد مدرن. تضاد واقعی را وقتی پیدا می کنید که بدانید این کار از مرکزی صادر می شود که در ضدیت با مدرنیسم پیشتاز است و در عقبماندگی اش همین بس

وبلاگستان چونان یک گروه اجتماعی

اسطوره هایی در باره عامه و رابطه اش با وبلاگیادداشت پارسا صائبی در پارسانوشت نمونه تازه ای از نوعی مغالطه قدیمی است در باره وبلاگستان. من در یادداشت پیشین هم کوشیدم این نکته را کمی تا قسمتی روشن کنم که نباید تصور کرد مردم یک کل واحدند. تمام گزاره هایی که بر این تصور شکل می گیرد قابل تصدیق نیست.

تجدد کالایی هفته پیش با یکی از اندیشمندان برجسته ایرانی مقیم خارجه که پس از ۲۲ سال برای چند روزی به وطن برگشته بود، تلفنی حرف می زدم، می گفت که حتی یک نفر از بستگان که بعد از مدت ها مرا می دیدند از آزادی و دموکراسی در آن جا نپرسیدند. همه از قیمت کالا ها و در آمد

فاضلاب مدیریت به سبک ایرانی با انگشت شست و سبابه دست راست دماغم را محکم چسبیده ام. با احتیاط باتلاق متعفن را دور مى زنم و وارد مدرسه مى شوم. اینجا دبیرستان پسرانه سوم شعبان منطقه ۱۵ است با بیش از ۵۰۰ دانش آموز. کمى آن طرف تر تابلو هنرستان شهید رجایى بر سردر ساختمانى نصب شده است. مگس های مست از فاضلاب در مدرسهشهرک

کدام مسائل ارزش مطرح شدن دارند؟

در نقد مباحث وبلاگستان گاه این انتقاد برجسته می شود که این حرفها – مثلا بحث از بکارت- حرف و درد مردم نیست و بنابرین ارزش طرح ندارد. امشب که دیدم مسعود برجیان هم از همین زاویه مباحث اخیر در باره بکارت را نقد کرده فکر کردم خوب است به طرح این سوال بپردازم که واقعا کدام مسائل ارزش طرح

Iranian identity: a double burden Martin WoollacottThursday October 13, 2005The Guardian How ancient history relates to modern problems is the question to be examined at a public forum on Iran organised jointly by the British Museum and the Guardian. It is certainly a difficult legacy. Italians shrugged off Mussolini’s fantasies of a new Roman empire and derive their identity mainly from the

دوگانه های حکم و ابهام، عجب و فروتنی

 ۱ من از پرسش لذت می برم. آموخته ام که پرسش آغاز هستی آدمی بوده است. همان قصه آدم و حوا را منظور دارم. چرا کردن و چون گفتن آدمی را حیثیت انسانی بخشیده است. پرسش از سر دانایی هم البته لذت بیشتری دارد. یعنی پرسش کسی که از جهل بسیط بر نمی آید بلکه از دانش مقابله گر و چالش جو

انسان شناسی بکارت

حذف بکارت روابط دو جنس را دگرگون می کند قصد نداشتم در بحث بکارت در وبلاگستان وارد شوم گرچه ارزش وارد شدن به چنین بحثی را انکار نمی کنم. اما مثل هر مساله دیگری باید در آن به زاویه دید خودم می رسیدم. نوشته اخیر نیک آهنگ کوثر که زیاد مرا به خود مشغول کرد از این بابت کمکی بود تا من به

دفاع از دریدا به شیوه ضد-دریدایی یکی دو روز پیش وقتی در «سیبستان» مهدی، در یادداشتی با عنوان «آسیب‌شناسی روشنفکران»، خواندم: «روشنفکر در یک معنا کسی است که از نقد کردن باز نمی ایستد، بت پرست و بت ساز نیست . به تعبیر شریعتی و با الهام از سنت ابراهیمی بت شکن و به تعبیر دریدایی شالوده شکن است»، ابتدا

راز فنا«شهر دقیانوس» را در جیرفت در طول یک سال ویران و خاکش را الک کردیم و به باد دادیم. آب از آب تکان نخورد، هیچ کس اعتراض نکرد، هیچ مامور میراث فرهنگى از غارتگران و حفاران غیرمجاز کتک نخورد و هیچ کارشناسى خود را در سازمان میراث فرهنگى به آتش نکشید. خبرنگار هیچ روزنامه اى رپرتاژ مستندى از این فاجعه عظیم

وقتی دروغ گفتن خرجی نداشته باشد گردشگری در ایران طی سال های اخیر موضوعی برای گزافه  های بزرگ و بالعکس کارهای کوچک و برنامه های بی تأثیر بوده است. اخبار منتشر شده از سوی نهاد مسئول گردشگری سرشار از گزافه های بسیار نامعقول و شگفت انگیز بوده است. از جمله این گزافه های عجیب می توان به موارد ذیل اشاره کرد: – انتخاب ایران به عنوان مقصد جهانگردان بین المللی از

در آسیب شناسی روشنفکران

روشنفکری، تعطیل نقد و آقاسالاری خواندن نقد روشنفکران از روشنفکران یکی از بهترین و لذت بخش ترین خواندنی هاست! زمانی آل احمد در خدمت و خیانت روشنفکران می نوشت و زمانی دیگر شریعتی به نقد گرایش های تقلیدی روشنفکران می پرداخت. این سنت اگر چه در هجوم انقلاب توده گرا به روشنفکران مدت زیادی به محاق رفت اما دوره خاتمی بار

نان سکس و شن ریزه فلسفه

این عکس خوبی است: گرچه می تواند کمی تا قسمتی رمانتیک باشد و دختر مدرسه ای. ولی این عکس بدی است: مخملباف از دست کلیشه نجات ندارد. یک طوری آن ته مه ها ذوقش بدجوری گره خورده با لغزیدن بر سطح. یک جوری زیادی شوآف است. قدرت نفوذ در اعماق روابط انسانی را فاقد است. مقایسه اش کنید با وونگ

رورتی فیلسوفی بیزار از پیچیده گوییریچارد رورتی، خردادماه سال ۱۳۸۴ سفری کوتاه به ایران آمد، در حالی که پیش از آن اثری از وی به فارسی نشر نیافته بود و آشنایی چندانی با اندیشه‌های وی وجود نداشت. محافل فرهنگی ایرانی که بیشتر انتظار برخورد با فیلسوفی “مدرن” و “اروپایی‌مآب‌” داشتند با کسی روبه‌رو شدند که با زبانی ساده و هیاتی

دره ای بین دو نوع نگاه به تولید روشنفکرانه

آیا روشنفکری یعنی تحقیر مخاطب؟این روزها با این وضع بلاگ چرخان شده ایم مثل دوره ای که تلفن نبود! باید برای هر کاری شخصا مراجعه می کردی. اگر خانه دوستی فامیلی می خواستی سر بزنی الله بختکی می رفتی که ببینی هست یا نیست. اغلب هم نبود! پس یادداشت می گذاشتی: آمدیم عرض ادب تشریف نداشتید. ندیدم هیچکس هم از

ماسوله عکس از پرنیان 

عکس از کسوف به راهنمایی عابر پیاده

جفای رفته بر شما نشان صدق گفته شما نیست!دکتر سروش در پاسخ تازه ای به یکی از منتقدان خود، بر شیعه بدون امامت و مهدویت تاکید کرده است و باور به این دو رکن اعتقاد شیعیان را در انحصار غالیان دانسته است. او تصور می کند “معنی واحد در زیر اختلاف صور” را نشان می دهد تا همه مسلمانان را به کتاب

روشنفکران برای کدام مخاطب کار می کنند؟

در ستایش سادگی و مردمگرایی این روزها وبلاگ ام را خواب می بینم! یعنی خواب می بینم که باید چه بنویسم و چگونه وارد بحث معینی شوم. مدتی است نمی نویسم یا کم می نویسم. دیشب دوستی می پرسید چرا و گفتم که مساله ای یا مساله های به هم پیوسته ای ذهن ام را بسیار به خود مشغول کرده

دشمن درون ما

کشوری آماده ظهور کوری این قوم گیج و بد مست را انگارچاره‌ای نمانده، واژگان هم امروز به روسپی گری افتاده‌اند، اعتمادی بر هیچ کلامی از جنس عدالت و رحمت و فلان و فلان نیست. انگار به کلیدهای هرز می‌مانند این واژگان. برایم بگو، انبوه بچه‌های خیابانی از کجا می‌جوشند؟ حاصل کدام همآغوشی در زیر کدام سقف؟ کدام فرهنگ؟ کدام تمدن

معنای این جمله چیست؟ کشتن مقدمه بیداری است؟ آیا اینهمه کشته ما را بیدارتر کرد؟ آیا نمی شد بدون اینهمه کشته بیدار و بیدارتر شد؟ آیا برای بیدارتر شدن چقدر کشته لازم بود چند سال جنگ لازم بود؟ آیا درد فرماندهان جنگ بیدارتر شدن ما بود؟ آیا کشته های هزار در هزار را طور دیگری هم می شود تعبیر کرد؟ یا هر چه بود

ماه و اسب

نشانه ای از دوستی که از پس سالها باز می یابمش. عباس جعفری عاشق کوه و طبیعت است. فقط عاشق هم نیست واقعا بیشتر عمرش را در کوه گذرانده است. راهنمای بسیاری از گروههای کوهنورد و صخره نورد است. و دوربینی هم دارد که از تصویرهای بکری که فقط در جهان کوه یافت می شود برای ما دامنه نشینان آسوده

When we became enemies The Persians had the misfortune to be the others, the enemies – in short, against whom the first European civilisation defined itself All western political theory is implicitly defined against the ghost of Persia – from condemnations of “tyrants” in the Atlantic republican tradition to Marx’s caricature of “oriental despotism”. In winning their nationhood, the Greeks

باز رو سوی بخارا می کنم

از سمرقند غافل نمی شوم و تا از سمرقند ننویسم ذهن و زبانم به موضوعی دیگر کشیده نمی شود. اینهمه اتفاق عجیب در این ده دوازده روزه افتاده است. از کشته شدن مردمان در کاظمین تا کشته شدن آمریکایی ها در منطقه سیاه پوست نشین و فقرزده نیواورلئان. تا جوابهای قانع نکننده دکتر سروش به انتقادها بر سر موضوع مهدویت.

هواپیما به ابرهای انبوه آسمان لندن که رسید به همراهانم گفتم کاش نیمی از این ابرها بر سمرقند می بارید. تصویر سمرقند تصویری متناقض است میان هنر درباری و فاخر که چشم از آن نمی توان پوشید و فقر و کم آبی و ترسخوردگی که کور باید باشی تا نبینی. اما سمرقند هر چه هست حالیا تنها نگاهبان میراث هنری

مکاشفه؛ از مجموعه زندگی در مرگ

فیلوسوفیای عشق

Love’s PhilosophyI The fountains mingle with the riverAnd the rivers with the OceanThe winds of Heaven mix for everWith a sweet emotionNothing in the world is singleAll things by a law divineIn one spirit meet and mingleWhy not I with thine?- II See the mountains kiss high HeavenAnd the waves clasp one anotherNo sister-flower would be forgivenIf it disdained its

گنجی زنده می ماند تهران: خبرگزاری کار ایران- همسر اکبر گنجی گفت: با تمهیداتی که قوه قضاییه اتخاذ کرده است و با صحبت‌‏هایی که برخی مقامات این قوه با گنجی داشته‌‏اند، همسرم در حال همکاری با پزشکان معالج است. معصومه شفیعی در گفت‌‏وگو با خبرنگار “ایلنا”، ضمن اظهار امیدواری نسبت به شکستن اعتصاب غذا از سوی اکبر گنجی، گفت: با

ما در رهگذار باد نگهبان لاله ایم

برای دوستانم؛ از رنجی که می بریم گاهی فکر می کنم به آرامش رسیده ام گاهی مشکوک می شوم که این آرامش است یا افسردگی است. در آستانه توفیق هایی که برای خود گمان می بریم بیشتر در خود آرامش می یابم آرامشی بودا-وار  فارغ آسوده آهسته آرام وسیع لطیف سبک؛ آرامشی که در لبخند محو نقش- برجسته های هخامنشی

تخلیه – تخریب – صلح عکسهایی که در مورد تخلیه غزه در رسانه های خبری امریکا این روزها می بینیم واقعاً دلخراشند. دل کندن از خانه هیچوقت آسان نیست و شارون این را به خوبی می داند. شارون، قصاب صبرا و شتیلا، می داند که رسانه های خبری چگونه در این رژیم ارائه فاقد حافظه تاریخی، اشغالگران اسرائیلی در غزه

دیگر کسی به فلسطینی ها فکر نمی کند برای من جالب بود که هیچکدام از سایتهای معتبر فارسی خبر خروج اسرائیل از نوار غزه را منعکس نکرده اند. آنها یا اصلا به این خبر نپرداخته اند یا به آن در صفحات اول خود جایی نداده اند. نمی دانم این را چگونه باید تعبیر کرد. اما از نظر من فقط یک بی

دوره کاربرد خشونت در کردستان گذشته است ناآرامی‌های گسترده در شهرهای سنندج، سقز، سردشت، اشنویه، بوکان، پاوه، مریوان، ایلام و… که برخلاف مهاباد، با برخوردهای خشونتبار نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی در حال سرکوبی است، افزون برآن که نمایش خشونت‌آمیزی از دولت جدید آفریده است، متضمن هزینه‌های غیرمتعارف سیاسی برای حاکمیت جمهوری اسلامی است که امروز بیش از هر

Iran Cannot Be Reformed from Within Wrong again. Iran can and will be reformed from within. Demographics make that course inevitable. Some 70 percent of Iran’s 70 million citizens are under the age of 30, and young Iranians are more reform-minded than older groups. That was made clear in a survey conducted by Iran’s Ministry of Culture and Islamic Guidance,

وبلاگ اسلحه نیست

به افراط راه ندهیم از هر سو که هستبر ما چه گذشت: خوب سایتی که درش می نویسم را برانداز کردم. به نظر می آید که وبلاگ باشه. پس حتما من هم بلاگر هستم، ولی هر چه به این نامه ای که می گویند خطاب به ملت ایران نوشتم نگاه کردم یادم نیامد که کی و کجا نوشتم. یک عده آدم خوب

میلاد در بیمارستان

از مجموعه عکس های خبرگزاری فارس در ایرانیان. من برای مردمی که آنچه را می خواهند، بی واهمه و  آشکار می گویند سخت احترام قائل ام. این میلاد نسل تازه ای است. صدایی تازه که باید پیش از آنکه دیر شود شنید. آنها امروز اندک اند. اما فردا می تواند روز دیگری باشد. من برای آنها که به جای امضا

هفتان: از یک نیاز اطلاع رسانی تا یک کارگاه دموکراسی

۱ سالهای آغاز دهه ۷۰ شمسی بود. روزی به دفتر مجله تازه تاسیسی رفته بودم که می خواست شماره نخست خود را منتشر کند. مجله ای بود برای فهرست کردن مجلات دیگر. مجلات آنقدر زیاد شده بود که باید یک راهنما می داشت. سردبیرش از من خواست برای مجله نامی پیشنهاد کنم. پیشترها کارهای ناقص و بی دنباله ای انجام شده بود.

چهل وبلاگ پر طرفدار فارسی

بر اساس فهرست ۵۰۰ وبلاگ داغ بلاگ رولینگ در اوت ۲۰۰۵          ۱.       z8un.com — linked by 434 users         ۲.       parastood.com — linked by 394 users         ۳.       khorshidkhanoom.com — linked by 379 users         ۴.       i.hoder.com — linked by 359 users         ۵.     khabgard.com — linked by 353 users         ۶.     zahra-hb.com — linked by 340 users         ۷.     mithras.org — linked by 293 users         ۸.     nooshi.ir — linked by

وبلاگ نویسان در مقام حشرات الارض

… و فیلترینگ در مقام امشی یک بلاگر: جدی جدی انگار فیل ترررر شدیم رفت پی‌کارش! عجب گندی زده‌اند به این اینترنت ایرانی. نمی‌دانم دیگر اینجا را برای چه فیل تریده‌اند! خداییش خیلی مسخره است! این همه سایت و وبلاگ معاند… به لطف آن چهل‌وپنج هزار تومنی که چند وقت پیش برای یک نرم‌افزار فیلترشکن پدرومادر دار سلفیدم متوجه فیلتر