Category: دسته بندی عمومی

هفتان: از يک نياز اطلاع رسانی تا يک کارگاه دموکراسی

1 سالهای آغاز دهه 70 شمسی بود. روزی به دفتر مجله تازه تاسيسی رفته بودم که می خواست شماره نخست خود را منتشر کند. مجله ای بود برای فهرست کردن مجلات ديگر. مجلات آنقدر زياد شده بود که بايد يک راهنما می داشت. سردبيرش از من خواست برای مجله نامی پيشنهاد کنم. پيشترها کارهای ناقص و بی دنباله ای انجام شده بود.

چهل وبلاگ پر طرفدار فارسی

بر اساس فهرست 500 وبلاگ داغ بلاگ رولينگ در اوت 2005          1.       z8un.com — linked by 434 users         2.       parastood.com — linked by 394 users         3.       khorshidkhanoom.com — linked by 379 users         4.       i.hoder.com — linked by 359 users         5.     khabgard.com — linked by 353 users         6.     zahra-hb.com — linked by 340 users         7.     mithras.org — linked by 293 users         8.     nooshi.ir — linked by

وبلاگ نويسان در مقام حشرات الارض

… و فيلترينگ در مقام امشی يک بلاگر: جدی جدی انگار فیل ترررر شدیم رفت پی‌کارش! عجب گندی زده‌اند به این اینترنت ایرانی. نمی‌دانم دیگر اینجا را برای چه فیل تریده‌اند! خداییش خیلی مسخره است! این همه سایت و وبلاگ معاند… به لطف آن چهل‌وپنج هزار تومنی که چند وقت پیش برای یک نرم‌افزار فیلترشکن پدرومادر دار سلفیدم متوجه فیلتر

چرا گوش نمی کنيم؟

درخواست ها برای آزادی گنجی اکنون جهانی شده است. گرچه از جهان هند و چين و ژاپن و روسيه و کشورهای عربی خبری نيست اما از همان جهان که ما در صد سال گذشته سخت به آن چشم داشته ايم از آن چشم زده ايم با آن دوستی کرده ايم يا به رقابت با آن پرداخته ايم، جهانی که بخش

کودک، شمع و گنجی

گردهمايی ايرانيان و طرفداران حقوق بشر در استکهلم برای اکبر گنجی – ايران امروز

يه شب مهتاب

کليپ زيبايی از کاميار هوبخت روی صدای فرهاد و شعر شاملو: يه شب مهتاب پس نوشت:پيشنهادهايی برای چگونگی همراهی با اکبر گنجی

روشن نگه داشتن شمع اميد

چه کار خوبی! مردم ما خانه گنجی را به شمع آذين کرده اند. همه هستند از زن و مرد و صاحبنام و گمنام و خردسال و بزرگسال. کاش من هم آنجا بودم. اما دور باشم يا نزديک در خانه من نيز شمع گنجی روشن است. … … روشن نگه داشتن شمع اميد اين کاری است که می توانيم کرد. یه شب

سه شنبه 9 اوت:بحران تيغی دولبه است: اگر تا چند روز پيش، بعضي افراد مي‌گفتند كه حكومت در پي حل مساله گنجي است، اما او خود يكدندگي مي‌كند، اينك به عيان مي‌بينند كه همه دوستان گنجي براي پايان دادن به اعتصاب او بسيج شده‌اند، ولي اين طرف مقابل است كه نه فقط به موفقيت اين ابتكار علاقه‌اي نشان نمي‌دهد، بلكه با هجوم

شمعی به ياد گنجی روشن می کنم

به خانه می رسم با انديشه ای پريشان و محزون. تمام روز به گنجی فکر کرده ام. اين روزها گنجی بخشی از ذهن و خاطره و خانواده و رفتار ما شده است. با او می ستيزيم و با او آشتی می کنيم. چه دعواها با هم کرده ايم چه خنده ها با هم داشته ايم. اما امشب ديگر به ستيز

انقلاب تک نفره

در باره ناکامی محتوم اکبر گنجی ما برای اکبر گنجی دل می سوزانيم. برای او شعر می نويسيم. بسيجگری می کنيم. می خواهيم از زندان آزاد شود. می خواهيم سلامت خود را بازيابد. ما به اکبر گنجی زياد فکر می کنيم. اما به او گوش نمی کنيم. حرفهای او در ما تاثيری که او می خواهد ندارد. ما در بازی

رقصندگان هوشربا می خواهيد جايتان سمرقند است. باز نوبت به دوسالانه ترانه های شرق رسيد و من هوای سمرقند به سرم زده است. اين يکی را چهار سال پيش گرفته ام با کلی عکس ديگر از رقصندگان ديگر. بخشی از آن در ايرانيان درآمد: مثل نان سمرقندی. امسال جشنواره از 26 اوت شروع می شود. اگر دلتان می خواهد به

معجزه های فتوشاپ نسخه اريجينال عکس هم اصلا عکس بدی نيست ولی روزنامه کيهان ظاهرا نمی تواند بدون دستکاری و اغراق، خبر و حالا عکسی را منتشر کند. برای شرح ماجرا و ديدن عکس اصلی الپر را ببينيد

گهواره‌ی اسلام مدرن در کدام سرزمين قرار دارد؟ اين پرسش را دبير بخش فرهنگ و انديشه‌ی روزنامه‌ی آلماني «دي ولت»(Die Welt) طي گفت‌و‌گوی با «خووان گويتيسولو» (Juan Goytisolo)، يکی از سرشناس‌ترين نويسندگان و متفکران معاصر اسپانيا در ميان گذاشته است. پاسخ او صريح و روشن است: «ايران، در درجه‌ی اول ايران؛ به‌دلايلی که خواهم گفت و از سوي ديگر اروپا.»

سيمرغ قهرمان يا سی مرغ قهرمان

در دو سوی بحث از قهرمان که اميد و نيکان طرح می کنند من با درک نيازی که نيکان می گويد به شيوه نگاه اميد نزديک ترم. قهرمان به معنايی که نيکان می خواهد ديگر به وجود نخواهد آمد. اما من نوستالژی او را که شايد نوستالژی همه ما باشد درک می کنم: ما از دوره قهرمانان گذشته ايم و

اکبر گنجی: “آقای خامنه ای بايد برود” اکبر گنجی، روزنامه نگار زندانی که هم اکنون در اعتصاب غذا به سر می برد، خواستار برکناری آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، از قدرت شده است. آقای گنجی در نامه ای به آيت الله حسينعلی منتظری، از روحانيون بلند پايه ناراضی در ايران، که در روز جمعه (31/4/84) نوشته شده،

ضديت با شبکه

اين روزها ديده ام بعضی از دوستان از ناتوانی ايرانيان در ايجاد شبکه حرف می زنند. شبکه که می گويم منظورم تمام صورتهای انسانی گروه است از حزب تا حلقه وبلاگی. من هم فکر می کنم حقيقتی در اين ماجرا هست که ما را به سمت کار فردی می راند. بعضی از آنها را شماره می کنم: يک کار جمعی در ميان تقريبا

چهره های اسلام مسجدی در ساحل – از سايت تازه تاسيس هنرهای اسلامی (از طريق عليرضا دوستدار)؛ جای اين سايت در سايتهای فارسی خالی بود. چقدر از چهره های اسلام زير خشونت افراطيون پنهان است …

ماندايی ها يا صابئينيکی از شگفت ترين مذاهب ايرانی/بين النهرينی از آن مردم صابئی است. آنها که عطر تقدس باستانی آب را با خود دارند و نسب خويش را به يحيای پيامبر می رسانند. اين عکس بخشی از عکس زيبايی است که حسن سربخشيان در وبلاگ خود آورده و مجموعه ای از آنها را در اختيار خبرگزاری ميراث قرار داده

لبه تاريکی

با ياد جوانی الهه که پرپر شد اما کريون زيباست. باهوش و تحصيلکرده است. فعال اجتماعی است. روحيه انتقادی دارد. قابل تحميق سياسی نيست. او همه چيزهای خوب و خواستنی و داشتنی را برای لذت بردن عميق از زندگی و رسيدن به قله انتظارات خود داراست. اما او به هيچکدام نمی رسد. زندگی اش در آغاز راه پايان می گيرد.

رياکاری و جسارت

اولرياکاری دشوارترين و دلهره آور ترين شرارتی است که انسان می تواند دنبال کند؛ لازمه ی آن مراقبتی است دائمی و اضطرابی است غريب، مثل زن بارگی و شکمبارگی نيست که بتوان در اوقات فراغت به آن پرداخت؛ مشغله ای است تمام وقت.خوانديد؟… اين جمله ی زيبای جناب سامرست موام را بی هيچ دليل خاصی از کتابِ دو زبانه ی

از اين مجموعه عکس زيبا در فليکر با عنوان: من ايران را دوست دارم (از طريق ساده تر از آب که عکاس خوشدست و خوشنظر را رضا نظام دوست معرفی کرده است)

چرا آدمکش ها اعتصاب غذا نمی کنند

ظاهرا ديگر کسی از مقامات از ماندن گنجی در زندان دفاع نمی کند. اما می گويند اگر او را آزاد کرديم اين سنت بدی می شود که ممکن است بقيه زندانيان نيز از آن برای فشار وارد کردن به مقامات استفاده کنند. در ميان همه دروغهايی که در باره گنجی و مسائل پيرامون او مطرح می شود ظاهرا اين نکته

حجاب و تفاوت

ذيلی بر نامه اکبر گنجی اکبر گنجی از هزينه سنگين تفاوت می گويد. اما تفاوت چيست؟ مطلوبيت آن از کجاست و چرا در ايران بايد برای آن هزينه سنگين پرداخت؟ ايده اصلی من در توضيح مساله اين است که مقوله حجاب در وسيع ترين معنای آن مانع تفاوت است و مساله فقط سياسی نيست. حجاب فقط روسری و چادر و

چرخه باطل سرخوردگی و مجازات تفاوت

1 مسئله اصلا ربطی به قهرمان سازی ندارد. مسئله این است: یک فرد را به دلیل عقاید و نظرات دگراندیشانه اش سالهاست که حبس کرده‌اند امّا به این اقدام غیر منصفانه، غیر عادلانه و نامشروع، کفایت نکرده و او را ممنوع از تلفن و ممنوع از درمان بیماری کرده‌اند، می‌گویند یا باید توبه نامه بنویسی و تمامی عقاید پیشین خود

ای کاش می توانستم تا گل برات بفرستميا بهر روزه داری هات نقل و نبات بفرستم شوريده وار امشب را با واژه عشق می ورزمتا با دميدن خورشيد شعری سزات بفرستم ای کودکی که ديروزت موقوف نی سواران شد اکنون که مرد ميدانی اسب و قبات بفرستم ابليس را ز خود راندی از دل غبار افشاندیپاداش اين دل آگاهی شکر

حضانت جوجه ها در مقدمه حدیث دیگران آوردم که نمی دانم چگونه می شود به نوشی ها کمک کرد ، می توانم کلیاتی را مطرح کنم اما در کار حقوقی هر پرونده علی حده است ، باید وکیل در تمام جزئیات وارد شود ، کار خم رنگرزی نیست. دستگاه قضایی ما فاسد است این بزرگترین سد در برابر وکیل است،

انفعال در برابر قتل عام

برای مانیکاريکاتور بالا تحسين و تعجب مرا برانگيخت. در جو سنگينی که بعد از بمبگذاری های لندن احساس می شود جسارت کاريکاتوريست تحسين برانگيز است که بگويد آنچه در خانه بر سرمان می آيد از آن چيزهاست که در خارج خانه به ديگران روا داشته ايم. خرد بريتانيايی در نقادی بی رحم خود بی نظير است. اما آنچه اسباب تعجب

نوشی و نگرانی هايش

انگار اين روزها فقط می توانم اضطراری بنويسم يا در باره مسائل اضطراری. وضعيت نوشی نگران کننده است. بيشتر از بابت خودش و روحيه اش می گويم. جوجه های او خردسالترين و مشهورترين و دوست داشتنی ترين اعضای وبلاگستان بودند و باز هم خواهند بود. اما من در دقيقه اکنون برای خود نوشی بيشتر نگران ام. بردن بچه ها به

نامه ای به نوشی نوشی عزيز، من بيش از پنج سال است از جوجه‌ام دورم. فقط دور نيستم، که حتا در عصر پيشرفت تکنولوژی ارتباطات، هيچ گونه ارتباطی با او نمی‌توانم داشته باشم. مادر و بسته‌گانِ نزديک‌اش دخترم را از داشتن هرگونه تماسی با من پرهيز داده‌اند. حتا نمی‌گذارند پدر و مادرم هم او را ببينند، حتا خانه‌ و شماره‌ی

مديريت بحران

1 همه چيز آماده مقابله بوده است. پليس آرام و مطمئن کار خود را می کند. تقريبا تمام آمبولانس های شهر هم به لندن مرکزی فرستاده شده اند. فرمانده پليس می گويد در خانه بمانيد تا اوضاع ثبات پيدا کند. شهر يکباره از حرکت بازايستاده است. فقط صدای آژير است که قطع نمی شود. 2 از اول کسی نگفت که

آينه های رضا دقتی دوست عزيز، برايت از کابل مينويسم. کابل، نماد کشوری که با سفری به آن مهرش را برای هميشه به دل خواهی گرفت. راههای بسياری به کابل منتهی ميشوند و من ازبيست و پنج سال پيش در افغانستان پای برهمان راهی گذاشته ام که مردم اين سرزمين گرفتار در ميان توفان ظلمت و جنگ طی کرده اند.

ماه سمرقند محمود عزيز،ماه سمرقند حاصل يک تجربه نابهنگام است. من سالها به شعر آلوده بوده ام ولی هرگز دست به غزل و مثنوی نشده بودم. ماه سمرقند گزيده کارهای يک دوره است از شعرهای آزاد و کلاسيک من  که نخست با اين شعردر سمرقند آغاز شد:باران مثل شعر بر سمرقندمی باردو گنبدهای نيلوفرينگونه های خيس ترکان خوبروی را می مانندو شهرمثل

گفتمانی تازه برای ما: مبارزه با فقر و فساد و تبعيض

توجه: اين يک نوشته عمومی نيست!  تئوری پردازی و گفتمان نويسی هم نقطه قوت اصلاح طلبان و نيروهای دموکرات بوده است و هم پاشنه آشيل آنها. از نظر ارتباطات اجتماعی نقطه قوت اش اينجا ست که توانسته است گروههای متفرق منتقدان و دگرانديشان را حول برنامه و گفتمان خود جمع آورد و به نتايج ارزشمندی در طول سالهای پس از دوم

برای تفريح سالمکاش در دوشنبه بودم. آنجا هم زندگی است هم تفريح. بهتر از هنر چه تفريحی؟ و بهتر از ديدن ياران و شنيدن هفت قرائت فلک در نمايش هفت دادران (برادران): و اين هم شيخنا استاد دولتمند خال مردی که فلک را احيا کرد و به گوش جهان رساند. مردی مردستان از روستاهای ختلان. بر دستانش بوسه باد: برای ديدن

وبلاگستان در تعطيلات و قضيه خلع سلاح

يک گفتگوی درون حزبی! “با انتخابات مردمى و آزاد بدون اينكه شوراى نگهبان يا قدرت ديگرى دخالت نمايد مجلسى از نمايندگان منتخب همه اقشار و‏ ‏طبقات جامعه تشكيل شود و اين مجلس علاوه بر تصويب قوانين بر اساس موازين اسلامى براى مديريت كشور در مرحله اجرا فردى صالح‏ ‏و لايق را براى مدت معينى انتخاب نمايد و اهرمهاى قدرت را

جمهوری دروغ امروز ١٩ روز از اعتصاب غذای من می‌گذرد. مرا در سلول انفرادی بند ٢٤٠ حبس کردند ومجازاتهای اضافی دیگری چون ممنوع التلفن بودن ، ممنوع الملاقات بودن ، ممنوعیت مطالعه روزنامه و ممنوعیت استفاده از هواخوری را برمن تحمیل کردند. دروغ در نظام‌های اقتدارگرا ، از رذیلت به فضیلت تبدیل می‌شود. دروغگویان مدعی‌اند: زندانی سیاسی نداریم، سلول انفرادی

! ما گروگان ايم

می گويند احمدی نژاد ممکن است در گروگانگيری شرم آور سفارت آمريکا دست داشته بوده باشد. سه ملاحظه: اولا از نظر من دعوا اصلا بر سر واقعيت ماجرا نيست. آمريکايی ها دارند با احمدی نژاد لاس می زنند! يک جور سلام و احوالپرسی غيرمتعارف. دارند طرف را وزن می کنند و واکنش هاش را می سنجند تا اين آدم ناشناخته را

توضيح المسائل انتخابات هدايت شده

احمدی نژاد مشروعيت ندارد؛ کارآمدی دارد؟ حاکميت در ايران يکدست می شود. اين پايان بسيار چيزهاست. قرار بود ملت اصلاح طلب حاکميت را با روش های مردمی که منشا قدرت اش بود به نفع اصلاحات يکدست کند. نتوانست. حاکميت سلطانی دولت را با روش های امنيتی که منبع قدرت اوست با حاکميت يکی کرد. هزينه يکدست سازی حاکميت برای رهبری