Author: sibestaan01

معمای خشونت و اسلام در چشم برنده نوبل ادبی

 ناچارم باز بگويم که اگر قصه همين است که روايت شده يا مثلا اگر ترجمه درست باشد و گزاره هايی از اين قبيل، نظر من اين است و آن. من به ترجمه بدیين ام. خاصه ترجمه متن های سياسی. (در باره ترجمه های بد از متن ها و گفتارهای فلسفی و تئوريک و شعری و مانند آن هم همين بدبينی را

رابطه آذر نفيسی و پل ولفوويتس:  «پل ولفو ويتس» که به عنوان مشاور امنيتی دولت آمريکا از طراحان اصلیِ اشغال نظامیِ عراق به شمار می رود در زمرهء آشنايان خانم نفيسی است. او چند سال پيش در مقام رييس «دانشکدهء مطالعاتِ پيشرفتهء بين المللی» (SAIS) در دانشگاه جانز هاپکينز، خانم نفيسی را به عنوان استاد علوم سياسی به استخدام خود در آورد.

حراج زنانگی: گزارشی قديمی است. در وبگردی هايم امروز يافتم. نه زبان ويراسته ای دارد نه خوب تايپ شده است. مهم نيست. اما اين صريح ترين ( و تنها؟) گزارش مصور در باره بازارهای اجاره زنان در تايلند است به فارسی. و در وبسايتی داخلی: زنان. گزارش فريبا داودی مهاجر که برای کنفرانسی در باره زنان آنجا بوده است. نام گزارش

محمد علی ابطحی. کار: هادی حيدری (نقل از: هاديتون)

وزن کلمات

صفحه اول شرق روز سه شنبه را که ببينی فکر می کنی “مرگ فيلسوف پيچيده” شب پيش اتفاق افتاده است. من نتوانستم روزنامه را به صورت پی دی اف ببينم. می خواستم مطمئن شوم که واقعا اين مطلب اصلی صفحه اول نسخه کاغذی است يا صرفا نشر اينترنتی. اگر اين واقعا مطلب صفحه اول است به نظرم خطايی جدی است.نمی دانم حامد

Our debt to Derrida LeaderMonday October 11, 2004The Guardian Jacques Derrida, the French scholar who died on Friday, had a dramatic impact on the study of literature in the postwar period. His theory of deconstruction has influenced – consciously or unconsciously – a great deal of modern scholarship and seeped inexorably into other arenas and media, from George Bush’s election

ايرانيان دات کام

 جهانشاه جاويد آدمی دوست داشتنی است. من او را جدی ترين و به اعتباری برجسته ترين روزنامه نگار ايرانی در وب می دانم. يک تنه کاری می کند که معمولا يک تيم انجام می دهد. به جديت و پشتکار و سرسختی او در عين صميميت فوق العاده اش ايمان دارم و سخت احترام می گذارم. زنی هم دارد که مثل

There’s no deconstruction without the memory of the tradition: I started with the tradition. If you’re not trained in the tradition, then deconstruction means nothing. It’s simply nothing. I think that if what is called “deconstruction” produces neglect of the classical authors, the canonical texts, and so on, we should fight it. . . . I’m in favor of the

انديشه های روز

1  کن بيگلی مهندس بريتانيايی تازه ترين قربانی بربريت جاری در عراق است. اگر در ساير موارد نمی شد با قاطعيت گفت اما سر بريدن اين يکی کاملا آشکار بود که کار طرفداران يا اصلا مزدوران صدام حسين و حواشی اوست. آنها آزادی دو زنی را خواستار بودند که در زمان خود از مقامات ارشد دستگاه آدمخوار صدام به شمار

Deconstruction icon Derrida dies: Jacques Derrida, one of France’s most famous philosophers, has died at  the age of 74, it has been announced. Derrida died in a Paris hospital on Friday night, news agency AFP reported. He suffered from pancreatic cancer. The Algerian-born philosopher is best known for his “deconstruction theory” – unpicking the way text is put together in

پروژه پشتونیزه کردن افغانستان: تحليلی خلاف آمد رسانه ها

 گفتگوي ژيلا بني‌يعقوب با لطيف پدرام کانديداي رياست جمهوري افغانستان با “لطيف پدرام” در آپارتمانش در کابل، پايتخت افغانستان مصاحبه کردم، دراتاقي با قفسه هايي پراز کتاب، از رمان و شعر گرفته تا فلسفه و علوم‌اجتماعي و بيشتر هم چاپ ايران. خودش مي‌گويد “ايران وطن فرهنگي من است”. لطيف 42 ساله هم در ايران درس خوانده و هم در پاريس.

  Fun-Da-Mental: Nawaz’s notorious frankness comes from a freedom he discovered through punk music and its ability to subvert common perceptions. His beliefs stem from a careful study of Islam; a faith that has liberated him. “Islam for me was more punk than punk! I can’t understand why people say it is restrictive,” he comments. (From: OpenDemocracy)

نتيجه نهايی

There were no weapons of mass destruction in Iraq 1,625 UN and US inspectors spent two years searching 1,700 sites at a cost of more than $1bn.             هيچ سلاح کشتار جمعی در عراق وجود نداشت1625 بازرس سازمان ملل متحد و ايالات متحده آمريکا به مدت دو سال 1700 سايت را با صرف هزينه ای

انتخابات رياست جمهوری يا پادشاهی: انتخابات رياست جمهوری در افغانستان پديده تازه ای است. هنوز بسياری از مردم اين کشور، از رييس جمهور به نام “پادشاه” نام می برند، و انتقال قدرت برای آنها همچنان مفهوم “پادشاه گردشی” دارد.بعضی از مردم اطراف و روستاها، هنگامی که در برابر پوسترهای تبليغاتی نامزدها می ايستند، اولين چيزی که به نظرشان می رسد

سايتی برای حجاب ايرانی با مانکن های مالزيايی! (عکس از: Hejab Iran)

مانيفست ايرانی وبلاگ

تازگيها ما ايرانی ها يک ويژگی جديد به ويژگی های منحصر به فرد خود اضافه کرده ايم: وبلاگ نويسی! من وبلاگ را جدی می گيرم و بر خلاف داريوش آشوری فکر می کنم در دقيقه اکنون وبلاگ نويسی مهمترين کاری است که ما ايرانيها می کنيم. آنچه در اينجا می نويسم شرح همين نکته است.پيش از همه داستانکی می گويم که خود بسيار

Hostages’ views: “Guerrilla warfare is legitimate, but I am against the kidnapping of civilians,” Simona Torretta, who speaks Arabic and was already based in Iraq before Saddam Hussain was ousted, told Italian daily Corriere della Sera. “You have to distinguish between terrorism and resistance – I said it before and I repeat it today,” she added. Ms Torretta went on to

طيف رنگين صداهای آسيای ميانه

آسيای ميانه با همه هنر ثروتمند خود، در غرب شناخته نيست. برنامه کوليسيوم لندن ( به مدخل پيشين: آواز همسايگان نگاه کنيد) فرصتی استثنايی بود برای معرفی اين خطه کم شناخته هنر جهان. بخش اول با آواز زيبای عالم قاسموف ( عکس 3 در آواز همسايگان) آغاز شد که در صدر خود بند آغازين اذان را رو به ماه صحنه اجرا

آواز همسايگان

هنوز خمار امشب ام. دهها هنرمند از قرقيزستان و ازبکستان و آذربايجان و تاجيکستان و افغانستان به دعوت بنياد آقاخان در کوليسيوم لندن برنامه اجرا کردند. چه آوازها چه رقص ها. حاليا نمی توانم چيزی بنويسم. بسيار دير وقت هم هست. اما تفرج دوستان ديده و ناديده را چند تصويری اينجا می گذارم تا حدس بزنند بر ما چه رفت ميان

مردمی که بوديم، نيمه شعبانی که ديگر نيست: سال هزار و سيصد و سی و نمی دانم چند است. تهران. خيابان گرگان. ايستگاه کاشيها روبروی کوچه افخمی.کنار صفحه فروشی “پت بون” جشن نيمه ی شعبان است. از ايستگاه مدرسه تا ايستگاه روشنايی اقلاً ده تا طاق نصرت زده اند. اما اينجا غوغاست. دو جوان صفحه فروش صبح تا نيمه شب

حسين شريعتمداری: مرد عنکبوتی

  تازه ترين نوشته جنجالی حسين شريعتمداری که نمايندگی از بالاترين مقام مملکتی و بالاترين مقام فقهی رسمی در روزنامه کيهان می کند از جنبه های مختلف شايان بررسی است. آشکارترين آن اين است که چگونه می شود در ادای يک وظيفه دينی و ملی و شرعی –که آقای شريعتمداری مدعی آن است- نامهای بسياری از روزنامه نگاران، فعالان سياسی منتقد

چند نکته ساده در باره احتمال زن بودن شمس

در چند سايت، خبری ديدم به نقل از سيد علی صالحی که گفته است شمس مولانا زن بوده است. متن کامل آن را در ايران امروز سرانجام خواندم. از ايلنا نقل کرده است ولی در خود ايلنا آن را نيافتم. سايت خود صالحی هم باز نشد. بنابرين اصل را بر صحت می گذارم و فرض می کنم اين حرفها را

عکس از مجموعه عکس های مد، کارهای ماکی کاواکيتا، در سايت درخشانی از عکس های عکاسان مارج کيسی و همکاران( Marge Casey & Associates ) 

زيباشناسی تلويزيونهای ايرانی خارج از کشور

   1 اين تلويزيون ها هيچ پيشرفتی را در ذهنيت ايرانی نشان نمی دهد. بر خلاف تصور اوليه زندگی در خارج چيز زيادی را عوض نمی کند. نمونه اعلای آن هموطنان آمريکايی شده ما هستند که مثال کامل در جا زدن، نياموختن از جامعه ميزبان و فريز شدن فرهنگی در عصری هستند که وطن را ترک کرده اند. اين طبعا آنها را

سخت ترين کارها نقد آدمهای مشهور است. اين کاری است که استاد آيدين آغداشلو بخوبی از پس آن برآمده است در نقدی که بر “10 روی ده” کيارستمی نوشته است. نقد او از نقدهای کميابی است که هم بی رحمانه است هم منصفانه و دانشورانه و هم حقيقت را برتر از دوستی می نشاند. نقد کيارستمی به قلم او نمونه

مرکز نشر دانشگاهی، رصدخانه مراغه ما

دکتر نصرالله پورجوادی از آن مردانی است که بسيار ستايش کرده ام. حالا شايد از يادها رفته باشد که او در چه دوران عسرتی کوشيد از جريان هجوم به دانشگاه در عصر انقلاب فرهنگی سيد حسين موسوی و همفکران تندروش چيزی بسازد که در عمل به ساختن دانشگاه برسد. ويران کردن دانشگاه های آبادی که از عصر پهلوی به ارث

 گيشا نديمه سنتی است که آواز می خواند و می رقصد و با مشتريانی که معمولا مرد هستند گپ می زند. در باره اين سنت ژاپنی حرفها بسيار است. اما يک چيز مسلم است و آن اينکه گيشا بخشی از راه حل های اخلاق جنسی ژاپنی است. حتی اگر نظر اين گيشا را بپذيريم که می گويد هيچ گيشايی در عمل

آرزو بر باد – انتشار در وب

من اين روزها ديگر از شعر لذتی نمی برم. شايد ديگر شعر خوبی نمانده است که بخوانم. شايد ديگر شعر آن نقش قديم خود را برای من از دست داده است. شايد هم برای همه ما. نه، درست همين است که برای من. می دانم که هنوز بسياری به شعر دلبسته اند. من تنها چيزی را در فضا می شمم.

از آرزو بر باد

  گوزن   اكنون می فهمی كه چگونه یك گاو می تواند در چراگاه سوزانِ دریا بی خیال علف هرز چرا كند اكنون كه از خواب هراسان برخاسته ای و در وحشت يك كابوس می لرزی و به معنای هر چه غريب است و گنگ پيوند خورده ای   می انديشی: « چرا شفافيت يك شيشه فاصله بود؟ » اكنون

دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند: اين بار از جاده سمرقند يک چيز به خاطرم می ماند: عسل فروشهای کنار راه. در يک فاصله ده پانزده کيلومتری در نيمه نزديک تر به سمرقند دهها ايستگاه عسل فروشی پراکنده است. همه از توليد به مصرف. منظره با آن جاده بيابانی و هوای داغ و چشم اندازهای خشک کويرگون و کلاه

جای چه کسانی در وب خالی است؟

بحث های بسياری به دنبال علنی شدن ماجرای قتل کودکان در حاشيه تهران در روزنامه ها و رسانه های داخلی مطرح شده و افراد بسياری با صلاحيت های مختلف وارد بحث شدند و اظهار نظر کردند. امشب يکی از روزنامه نگاران گمان کنم رويا کريمی مجد بود که در مصاحبه ای با بی بی سی از نقش روزنامه ها در پيشگيری

برای مهدی کاتب کتابچه به بهانه زادروزگان او  و به ياد نمايشگاه شگفت آثار استاد جليل رسولی در موزه هنرهای معاصر تهران که هنوز عطرش در دماغم تازه است. مرغی از مرغان مبارک عرش نشين، طيری از طيور. با آرزوی منطق بلند برای مهدی. با دوستاری و مهر – اهالی سيبستان و باغات حومه   ( نقاشيخط استاد رسولی از: ققنوس)

ارزش های رسانه ای سايت های اصلاح طلبان

من با تصوير سياه و سفيدی که سايت های سياسی از جامعه و گرايش های سياسی می سازند موافقتی ندارم. امروز چنين سايتی است. سايتهای اينچنينی دايره گزينش خبر محدودی دارند. زبان آنها چيزی شبيه به شب نامه است تا زبان سياسی در شبکه جهانی. به آنها نمی توان اعتماد کرد. آنها بشدت جانبدارانه رفتار می کنند.سخن من در موضع

The death of intimacy: A selfish, market-driven society is eroding our very humanity It has become almost an article of faith in our society that change is synonymous with progress. The present government has preached this message more than most, while it is a philosophy that most people seem to live by. It is nonsense, of course. Change has never

حاشيه نشينی بزودی بزرگتر از متن شهرنشينی ما خواهد شد

قتل ۲۶ كودك طى دو سال از نگاه مسئولان دور مى ماند، چنانكه اقشار كم درآمد و فقير از نظام برنامه ريزى كشور حذف مى شوند. جنايات پى درپى بدون كالبدشكافى اجتماعى هر روز گسترده تر مى شود چنان كه مهار بحران هاى اجتماعى از برنامه هاى كلان حكومت داران قلم مى خورد. بحران حاشيه شهرها را درنورديده و همچنان مسئولان خاموشند. طبقه «تهى دستى» كه پس از انقلاب نام «مستضعف» گرفت همچنان

پيشنهاد حمايت از سايت های اصلاح طلبان: جنگ تمام عیاری که مرتضوی با اینترنت شروع کرده، آخرین جنگ او است که اگر آنرا برنده شود، دیگر اثری از آزادی بیان در سرزمین ایران نخواهد ماند. اما خوشبختانه ما می‌ توانیم به کمک همدیگر به آسانی او را شکست دهیم.او می‌خواهد صدای وب‌سایت‌های اصلاح‌طلب به گوش کسی در داخل ایران نرسد

تصوير مخدوش مسلمانی ما: امروز ما چه تصويری از مسلمانی در ذهن داريم؟ کسانی که به عنوان «مسلمان» می‌شناسيم چگونه کسانی‌اند؟ چهره‌هايشان و بدنهايشان چگونه است؟ رفتارشان چگونه است؟ آداب‌شان چگونه است زبان‌شان چگونه است؟ خوی شان چگونه است؟ پوشاک‌شان چگونه است؟ گاهی به آدم می‌گويند «به تو نمی‌آيد که مسلمان باشی!» و آن وقت آدم از خودش می‌پرسد مگر

استعاره های 22 تجاوز و قتل

اولين چيزی که خبر قتل 22 کودک به دست دو جوان همسن انقلاب به ذهن تداعی می کند آشوب جنسی است در ايران سالهای اخير. اين را خيلی ها گفته اند. درست هم هست. اما مساله دارای لايه های مختلفی است. قتل و تجاوز يکی از سنگين ترين جنايتهاست و اگر موضوع آن کودکان باشند در واقع کمتر جنايتی بالاتر

دستگيری خانوادگی: اواخر هفته گذشته، من خبر دستگيري چند روزنامه نگار حوزه اينترنتي و نيز يکي از سينما گران قديمي کشور که مي گفتند به جرم وبلاگنويسي فرزندش که در خارج است دستگير شده را دريافت کردم. به هر کجا که دستم مي رسيد مطلب را منتقل کردم.روز پنجشنبه گذشته رفته بودم منزل آقاي موسوي لاري که بخصوص در مورد

خاتمی، انار و خلعت

اين تاجيکها را برای همين مهماندوستی شان دوست دارم. ببين که چگونه رحمانوف پيش دست انار را برای مهمانش به دست گرفته تعارف می کند. در جای ديگر باشی حتما پيشخدمتی برای هر دو می آورد. اما تاجيک می گويد مهمان نوازی اين است که با دست خود به مهمان پيشکش کنی حتی اگر رئيس جمهور باشی:                     و چه عجيب است