دانی کجاست جای تو؟ خوارزم یا خجند: این بار از جاده سمرقند یک چیز به خاطرم می ماند: عسل فروشهای کنار راه. در یک فاصله ده پانزده کیلومتری در نیمه نزدیک تر به سمرقند دهها ایستگاه عسل فروشی پراکنده است. همه از تولید به مصرف. منظره با آن جاده بیابانی و هوای داغ و چشم اندازهای خشک کویرگون و کلاه های مکزیکی وش عسل فروشان آدم را به یاد فیلمهای جاده ای آمریکا می اندازد.

با شیشه بزرگی از عسل که به ثمن بخس خریده ایم ( دو دلار -یک سوم آن در لندن نزدیک ۵ دلار است) به سمرقند می رسیم. سمرقند همیشه با نان مهمان را پذیرایی می کند. زنان نان فروش اولین تصویری است که از چهارراه ها و کناره خیابان های اصلی شهر در ذهن آدم می نشیند. نان گرم و گرد و براق. سمرقند بهترین نان های منطقه را دارد. از زمانی که با سمرقند و رسم های تعارف کردن نان در آسیای میانه آشنا شده ام همیشه در فکر ساختن فیلمی در این باره بوده ام. (یادداشتهای سفر  من به تاجیکستان و ازبکستان، در: کارگاه)


نان آذین شده سمرقند - بازار مسجد بی بی خانوم

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی

کلمات

ترانه علیدوستی در زمانه حضیض کلمات دوباره ما را به دوران عزت کلمه برمی‌گرداند. عزت گمشده در میانه دعواهای سیاسی نماینده‌های مجلس با دولت و

سمرقند و فرزانه خجند

شماره جدید مجله سمرقند که جشن نامه ای برای فرزانه خجندی است در نوع خود کار یکه و یگانه ای است. علی دهباشی جشن نامه