مثل تکه ای از وطنی که برایمان باقی مانده است
هر بار که رمان ناتنی مهدی ( خلجی، نشر گردون، برلین، بهار ۱۳۸۳) را دست گرفته ام و صفحاتی از آن را خوانده ام با خود گفته ام بیایم و اینجا بنویسم: رمان نویس دیگری متولد شده است. اما ننوشته ام. مثل اینکه بخواهم شیرینی این خواندنی دلچسب را چند روز دیگری هم که شده فقط پیش خود نگاه دارم. تنهایی لذت ببرم و خلوت خود را با کسی شریک نشوم. اما امشب که تنها چند صفحه به پایان کتاب دارم وقتی رسیدم به خداحافظی اش با نازلی دیگر کتاب را بستم و نتوانستم پیش بروم. دیدم باید این چند