چرا پل برمر دو روز زودتر رفت؟


سياستمدارها آدم های عجيبی هستند بخصوص از اين جهت که می توانند حقايق را وارونه جلوه دهند. آدم فکر می کند اين ويژگی سياستمدارهای ماست مثلا و غربی ها از اين غلط ها نمی کنند اما ظاهرا يا آمريکايی ها مثل ما هستند يا چون با ما سروکار پيدا کرده اند به شيوه سياستمداران ما حرف می زنند. لابد شنيده اند که وقتی اسکندر به مشرق لشکر کشيد رفتارش مثل شاهان ما شد. آنچه امروز پل برمر موقع خروج نابهنگام از عراق گفت از اين شمار است. آقای برمر به ما می گويد شک نداشته باشيد که اوضاع در عراق امروز بهتر از 14 ماه پيش است(!) و اظهار خوشحالی می کند که نقشی در ثبات بخشيدن به اوضاع(!) بازی کرده است.


من اگر آنجا بودم فقط يک سوال از ايشان در فرودگاه می کردم: آقای برمر می گويند شما از ترس اوضاع وخيم امنيتی در عراق دو روز پيش از موعد قدرت را واگذار کرديد و نخواستيد در روز اعلام شده يعنی 30 ژوئن مراسم رسمی بزرگ و با شکوهی به اين مناسبت برگزار کنيد تا مبادا خوراک تروريست ها شود و می دانستيد که نمی توانيد امنيت حتی همان مراسم را تضمين کنيد برای همين زودتر و در مراسمی تقريبا مخفيانه قدرت را وانهاديد و داريد از اين منزل ويرانه تشريف می بريد، درست است؟

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی

کلمات

ترانه علیدوستی در زمانه حضیض کلمات دوباره ما را به دوران عزت کلمه برمی‌گرداند. عزت گمشده در میانه دعواهای سیاسی نماینده‌های مجلس با دولت و