هشت سین

برای خاکی که برایش دلتنگ ایم. برای مردمی که برایشان دلتنگ ایم. نوروز همیشه بوی وطن می دهد.
Nawruz.jpg
این تصویر برگزیده من برای نوروز بود که برای دوستانم که ایمیلی از آنها داشتم فرستادم. برای دوستانی که اینجا سر می زنند هم همان را می گذارم. تا دل تنهایی تان تازه شود. از کارهای احسان شاهین صفت در ایرانیان. این هم شعر نوروزانه ای که مناسب حال ماست از شهزاده دوست تاجیک من که در سمرقندش آورده است:
تمام نوروز را به انتهای شفاف دو ماهی طلا
نگریستم
و در جنگل سبز سبزه ها
در پهنای یک طبق سفالین
قدم زدم
و گاهی نیز
به نقاشی یک ناآشنا
بر تخم مرغ ها
خیره شدم
سکوت مطلق در کاسه
با جفت خویش آب می خورد
و من به آرزوی نوروزی ماهیان
در کاسه شیشه ای
شک می کردم
و سکوت
سکوت طولانی
هشت سین سفره من بود

مطالب دیگر

برگی از یادداشتهای قدیم

دارم یادداشتهای سی سال پیش و پیشتر را از سواد به بیاض می آورم یا از دستنویس به نسخه تایپی بر می گردانم. داستانش مفصل

ماه کاشغر

شب رفتم گردشی کوتاه در بازارچه نزدیک هتل. با خود قرار داشتم که شب بازار را هم ببینم. ساعت ۱۰ شب غروب می شود. پس