می خواهم یک آدم معمولی باشم اتفاقی افتاد. فهمیدم یعنی یادم آمد که باید معمولی بود و معمولی زیست، باید معمولی معمولی بود، اساسا در این دنیا آدمهای معمولی راحت ترند، نفس راحت بیشتر می کشند، تکلیف زندگی خودشان را بهتر و بیشتر می دانند، خیلی هم راجع به چیزی نمی اندیشند. اگر کتاب هم می خوانند کتابهای معمولی می خوانند یا کتاب را معمولی می خوانند. همه ی ما خواسته یا ناخواسته آدمهای معمولی را بیشتر دوست داریم. آدمهای غیر معمولی را دوست داریم اما تا زمانی که فاصله ی قابل توجهی با ما دارند. نمی توانیم