Author: sibestaan01

راستی آزمایی مدعیات کوثر در مصاحبه با مهدی هاشمی

نیک آهنگ کوثر به نظرم به آخر خط رسیده است. از هر زاویه که نگاه کنیم او خود را سوزانده است. در مقایسه با حسین درخشان که کوثر خود را مرتبا با او مقایسه می کرد باید گفت درخشان باهوش تر بود و پیش از آنکه بسوزد برنامه ریزی کرد و رفت به آغوش مام وطن. من باور می کنم

احسان نراقی ما را در بن بست گذاشت و رفت

در سرزمینی که هر کسی پرونده ای دارد چرا احسان نراقی بی نصیب باشد؟ باید متهم شود به هزار کار ناکرده. حتی علم اش جهل و سوادش چیزی در ردیف به-زباله دان-تاریخ-پیوسته باشد. اصلا آدمی که در مملکت از-نو-مسلمان-شده کار می کند و غم خلق می خورد حق اش همین است که متهم شود و پرونده داشته باشد و حداکثر

چرا فارسی را بد می نویسیم؟

پیش از ورود به بحث یکبار دیگر مانند پست قبلی، در باره زبان فارسی، باید بگویم که این مساله بسیار دشوار است و سطوح مختلفی دارد که به آسانی نمی توان آن را در یک یادداشت بررسید. همچنین بگویم که آنچه می نویسم راه حل نیست و اصلا قائل به این دست راه حلها و نسخه پیچی ها نیستم که

زندان اندرونی رهبر نظام

از چند منبع شنیده ام که از خامنه ای نقل می کنند که او گفته فرق من با خمینی این است که او مخالفان خود را می کشت اما من حبس می کنم. به نوری زاد و قدیانی که نگاه می کنم حق را به خامنه ای باید داد اما به ستار بهشتی که نگاه کنیم مساله را طوری دیگر

فارسی آموزی مدرسه ندارد

نوشتن از زبان فارسی برای من بسیار دشوار است زیرا انبوهی از مسائل را با خود همراه می آورد و بدون توجهی ولو گذرا به این انبوهه نمی توان به این سوال ساده پاسخ داد که چرا گروههای نه کم شمار از روزنامه نگاران زبان فارسی را بد و غلط می نویسند. نگاه کردن از برخی زوایا به این مساله

خامنه ای اصلاح طلب می شود

از مجموع قراینی که با مطالعه سفر آقای خامنه ای به خراسان شمالی به دست می آید من چنین می فهمم که رهبر ایران قصد دارد به اصلاحاتی در عرصه سیاسی دست بزند. این اصلاحات در کوتاه-مدت نگاه اش به انتخابات ریاست جمهوری بعدی است و در میان-مدت تحکیم جایگاه رهبری و سیاست های او در میان طبقات متوسط جامعه

باید از هر راه حلی بجز جنگ حمایت کرد

In the long run, neither a nuclear deal with Iran, nor military strikes would generate a satisfactory long-term solution to the nuclear impasse. Ayatollah Khamenei—the most powerful man in Iran today—can always renege on a nuclear deal and strikes might even strengthen his grip on power. The best long-term strategy would be a democratic, transparent, and accountable government in Iran.

جذابیت پنهان احمدی نژاد

به نظرم اگر تا امروز تردیدی بود که احمدی نژاد پستان نظام را گاز خواهد گرفت امروز این تردید برطرف شد. بی تردید او اکنون بزرگترین مشکل سیاست داخلی ولایت است که تا به حال نه توانسته تف اش کند نه قورت اش بدهد. احمدی نژاد این را بخوبی می داند و از آن حداکثر بهره برداری را می کند.

که پردخته ماند ز مردم نشان

چهل سال و پنجاه سال پیش و پیشتر روشنفکران طبقه متوسط از چپ و مذهبی و ملی تلاش می کردند مردم را کتابخوان کنند. ناشران بزرگ شکل گرفت از دولتی و غیردولتی مثل فرانکلین و امیرکبیر که کارشان انتشار کتابهای خوب و خواندنی بود تا مردم را به خواندن ترغیب کنند. گروه بزرگی از نویسندگان و مترجمان و ویراستاران درجه

وبلاگ بمثابه کلیسای مکتوب

من وبلاگ را رسانه ای شخصی می دانم و فکر می کنم بسیاری دیگر هم اینطور فکر می کنند گرچه نه همه. اما اگر وبلاگ را رسانه شخصی می دانیم باید متر و معیارهای سنجش آن را هم از همین ویژگی اخذ کنیم. اگر وبلاگ رسانه شخصی باشد اما برای گرفتن نبض اش و پرسیدن حالش از منطق دیگری استفاده

گرگان انگار سرزمین دیگری باشد در آخر دنیا

خاله معصومه تنها خواهر مادرم از وقتی دختر خانه بود صبور بود و مهربان ودوست داشتنی. وقتی دبیرستان بازرگانی می رفت من در راهنمایی درس می خواندم و مدرسه مان چسبیده بود به دبیرستان آنها. گاهی از نرده ها رد می شدم می رفتم آن طرف پیش خاله که دختری بود در سالهای آخر دبیرستان. زنگ تفریح شان بود و

معنادارترین تصویر زلزله

به نظرم این تصویر یکی از معنادارترین تصویرهای زلزله است. اگر بگویم معنادارترین و مرکزی ترین آنها اغراق نکرده ام. اما چه چیزی در این تصویر هست که آن را چنین سنگین و سرشار از معنا می کند؟ در اولین نگاه تصویر ماندن است و رفتن. چیزی مانده است که همان پرده توری است. چیزی رفته یا از دست رفته

راهی بزن که آهی با ساز آن توان زد

رفیق هم حلقه ای ما آرش بهمنی در مطلبی که بر اساس قرار باید در باره موسیقی می نوشتیم نوشته است: «روزم با موسیقی آغاز می شود و تقریبا هر شب هم با موسیقی تمام می شود.» با خودم فکر می کنم چرا روز من اینطوری شروع نمی شود؟ در تمام راه از دوشنبه به بدخشان ضبط ماشین روشن بود

تجربه یک روز سبز در کلن

 یکشنبه ۱۰ ژوئن در سومین سالگرد ۲۲ خرداد مراسمی در شهر کلن آلمان برگزار شد. به جای اینکه به تحلیل سه ساله جنبش بپردازم ترجیح می دهم همین یک روز را گزارش کنم و توانایی و ناتوانی های خودمان را در این مراسم برجسته کنم. این یادداشت در پاسخ به دعوت حلقه گفتگو نوشته شده است برای نوشتن از تجربه

ما به شیوه غیرواقعی به واقعیت نگاه می کنیم

برای ما که قرنها در فضای مجاز زندگی کرده ایم زیرا که شعرمان هویت مان بوده است یک مشکل بزرگ همیشه وجود می داشته و آن اینکه آیا شعر دروغ است؟  حالا به عصر فضای مجازی وارد شده ایم و باز می پرسیم آیا فضای مجازی واقعی است؟ این یادداشت به دعوت حلقه گفتگو و برای تبیین واقعیت و مجاز

اندیشیدن به روش همزن، آزادسازی از طریق توهین

این قطعی است که توهین در مسیر دیگری سازی است. کسانی که در یک گروه خود را تعریف می کنند طبعا به یکدیگر توهین نمی کنند. توهین جدا کردن صف خود از دیگری است و اعلام بیگانگی.  بناچار این روش ادامه نوعی تفکر قبیلگی است. یعنی ماقبل مدینه. پیشاشهری. چرا قبیلگی است زیرا می گوید من از آن کس که

حق تمسخر و تحقیر محفوظ نیست

برای بررسی یک جنجال خبری از کجا می شود شروع کرد؟ خیلی ها از متن شروع می کنند. مثلا از شعر ترانه شاهین نجفی با ترجیع بند آی نقی. اما متن به خودی خود چیز زیادی نمی گوید. متن ها در کانتکست معنا دارند. یا اصلا در کانتکست می توانند به وجود آیند. مثلا بدیهی است که ترانه ای با

شمه ای از تاریخ فردای ایران

حمزه غالبی عزیز در یادداشت اخیر خود پیشنهاد کرده است که از رویاهای خود بنویسیم. از چند تنی از دوستان و من هم نام برده است. من چند روزی فکر کردم که چه می شود نوشت. حالا تقریبا خطوط اصلی را پیدا کرده ام. از دوستان دیگر هم در حلقه گفتگو و در حلقه های دیگر دعوت می کنم بنویسند.

ملت ما “ملت باهوش”ی است؛ مشکل گزاره های “یک”سان ساز

ملت ما ملت باهوشی است – این را همه ملت می گویند و معترف اند! باز هم بگویید ما ملت نژادپرست نیستیم – این را معترضان به حوادث اخیر در محدودسازی مهاجران افغان می گویند  ما ملت آدم نمی شویم – این را کسانی می گویند که از آدم شدن دیگران به شیوه ای که آنها می پسندند ناامیدند ملت

نیروهای خواهان تغییر باید خود نیز تغییر کنند

مصاحبه مفصلی با سایت چراغ آزادی داشتم که فکر کردم خوب است چکیده ای از آن را اینجا بیاورم تا پیوستگی بعضی اشارات در سیبستان حفظ شود. کسانی که خواهان خواندن اصل گفتگو باشند طبعا به سایت ناشر مراجعه خواهند کرد: زوال دوره دگماتیسم   اگر امروز رادیو زمانه به وجود می‌آمد انتقاداتی که به آن در سال ۲۰۰۶ می شد

ارزش گروههای کوچک که به آن دل می بندیم

خیلی ها هستند چه در پوزیسیون چه در اپوزیسیون که فکر می کنند مساله اصلی در تشکیلات است. یعنی برادران طراح امنیت ولایی فکر می کنند می زنند همه تشکل ها را نابود می کنند و اینطوری خیال مبارک شان جمع می شود که هیچ خبری نخواهد شد. رفقا و دوستان فعال و مخالف اقتدارگرایان ولایی هم افسوس می خورند

گروه ما را گرم می کند

وقتی نگاه می کنم می بینم از یک منظر هر چه آموخته ام از گروه بوده است. دبستان که بودم عضو انجمنی بودم که آقای سروری ناظم ما و آقای صابری مدیر ما در مدرسه تعلیمات دینی صابری آن را اداره می کردند. و حتما یکی از شاخه های انجمن حجتیه بوده است. آن زمان تعلق به گروه برای ما

چرا رفتم و چرا مانده ام؟

در حلقه وبلاگی گفتگو بحث از این شد که در باره نامه تقی رحمانی و پرسش ژیلا بنی یعقوب (در فیسبوک) از او بنویسیم که چرا رفتی؟ و اگر تو هم و آدمهایی مثل تو هم بروند چه کسی بماند؟ و اصلا اینکه تا کجا می توان مقاومت کرد و ماند؟ اینها پرسش های ظاهرا ساده ای است اما دنیایی

در معنای نوروز پیروز

زبان فارسی سرشار از معانی تو بر تو و شگفتی های واژگانی است. یک دلیل روشن آن سنت های دراز تاریخی است. زبانی که امروز با آن سخن می گوییم بیش از هزار سال است با همین معانی و بیان باقی است. خاصه اگر پای رسم های هزاران ساله نیز در میان باشد. یعنی در زبان رسم های ما زبان

باز هم مشکل «یک»؛ بن بست خمینی سازی از خاتمی

مباحث پر طول و تفصیل فیسبوکی و وبلاگی در چند روز اخیر در باره خاتمی و رای او در انتخابات تحریم شده مجلس از جهات متعدد ارزش تامل دارد. مثلا شکاف عمیقی که بین دیدگاههای داخل و خارج از کشور بروز کرد بسیار قابل توجه است. یا نقدهایی که از هر طرف مطرح شد از این بابت که تنوع مواضع

سیاه نامه تر از خود کسی نمی بینم

زمانی از زبان خاتمی در پاسخ به نامه تند سروش نوشته بودم: می گویید امروز بهترین روزنامه آنست که بسته باشد، بهترین زبان آنست که بریده باشد، بهترین قلم آنست که شکسته باشد، و بهترین متفکر آنست که اصلا نباشد. دانشجو و نماینده، سیاست پیشه و نویسنده همه تاوان استقلال خود را می پردازند و هر کس سر بر آن آستان

این شکست مکرر «یک» تاریخ ما را عوض خواهد کرد

مهدوی کنی از چهره های مهم فکر سیاسی در ایران است. جایگاه شیخوخیت هم دارد چنان که هم او را شایسته ریاست خبرگان کرد و هم در انتخابات پرمساله اخیر پیش انداخت تا جبهه ای واحد از اصولگرایان بسازد. یعنی در هرم نفوذ عرفی، مهدوی جایگاه شاخص و بارزی دارد. این یادداشت تحلیلی بر شکست او و تاثیرات و عبرتهای

بزرگترین دروغ خامنه ای

آقای خامنه ای گفته است و به تاکید که «همه مردم» روز ۲۲ بهمن خواهند آمد (روزنامه های پنجشنبه ۲۰ بهمن را ببینید که برخی همین "همه می آیند" را تیتر کرده اند؛ مثل ایران و جوان و جام جم). آقای خامنه ای چگونه می تواند از همه مردم حرف بزند وقتی تنها گروههای معینی از مردم را می پسندد

ضعیف ترین حلقه در زنجیره نظام خواهد شکست

در مقابل بحث تحریم یک نکته اساسی میزان مقاومت کشور تحریم شده است. آیا ایران تاب خواهد آورد؟ من تلاش می کنم موضوع را از چند منظر به کوتاهی مرور کنم. اول به این می پردازم که ضعیف ترین حلقه ها کدام است. و دوم به اینکه انعطاف ناپذیری سیاستی محکوم به شکست است و برای بیرون آمدن از شرایط

بزرگداشت زندانی به روش سوسیالیسم اسلامی

زندگی زیر سایه نظام عبوس جمهوری اسلامی ما را هم شبیه این نظام می کند. مراقب باشیم. مخالفت با جمهوری اسلامی فقط مخالفت با ولایت و صغیر پنداشتن ملت نیست مخالفت با گفتار و کردار تبلیغی آن هم هست. و اگر زیر نفوذ همان سیاست تبلیغی هستیم فاصله احتیاطی لازم را رعایت نکرده ایم. ناچار با مشکلات عدیده روبرو خواهیم

در باره برهنگی گلشیفته

گلشیفته فراهانی با یک عکس برهنه غوغایی ایجاد کرده است. جنبه های متعددی در این عکس و این انتخاب و اقدام وجود دارد که نمی توان به شرح در باره همه آنها بحث کرد. من به صورتی تلگرافی نکاتی را یادداشت می کنم تا دست کم حیطه های بحث را به اندازه خود نشان داده باشم: در باره موضوع به

بیرون جهیدن از چنبره هر اخلاق ایده آلی و انقلابی

امروز دو مقاله خواندم که فکر می کنم به نحوی به هم مربوط اند گرچه ظاهرا ربطی به هم نشان نمی دهند. مقاله داریوش محمدپور در جرس در باره مساله اسرائیل و آمریکا و مقاله مهدی مظفری در رادیو فردا که سعی کرده است عوامل عقبماندگی اسلام و مسلمین خاورمیانه را یکجا طرح و تحلیل کند.  فرض کنیم که ما

ایرج گرگین از زبان ایرج گرگین

 پاییز ۱۳۸۶ خورشیدی، فصلنامه‌ی ره آورد (چاپ کالیفرنیا)، شماره‌ی ۸۰ ، گفتگویی کتبی را با ایرج گرگین آغازکرد که تا شماره  ۸۶ مجله ادامه یافت. این گفتگو را ماندانا زندیان در هفت بخش انجام داد و آخرین قسمت آن در شماره بهار ۱۳۸۸ منتشر شد. تا آنجا که من می دانم این مفصل ترین گفتگو با ایرج گرگین است. متن زیر را از بخشهای مختلف این گفتگو استخراج کرده

ایرج گرگین غم رسانه خورد تا مرد

دوستان روزنامه نگار (و غیرروزنامه نگار هم) بیایید با خود روراست باشیم. ما درگذشتنامه نویسی بلد نیستیم. به همین سادگی. دلایل اش زیاد است. دلیل دم دستی اش این است که روزنامه نگار جماعت در دقیقه اکنون یا ترجمه ای است یا کپی-چسبان. مصاحبه گری هم هست که خود مصیبتی دیگر است. ظاهرا چهارمی ندارد. مگر شذ و ندر. یعنی حکم معدوم

شکافهای فکری و ابهامات گفتمانی در بیان رفیق ملکوتی

بحث «ما اپوزیسیون عربستان نیستیم» واکنشهای متفاوتی بین دوستان و خوانندگان سیبستان داشته است. فکر می کنم هر قدر این بحث باز شود نفع اش برای همه است. زیرا اینجا از دید من بزنگاه و گره گاه بسیاری مسائل ما ست. یادداشت داریوش محمد پور (اولویت بندی های بلاوجه) رفیق ملکوتی مان را از دید خود بر می رسم تا

ما اپوزیسیون عربستان نیستیم

اکبر گنجی نمونه ای از روشنفکران نابگرا ست. سرنمون یا کهن الگوی این دست روشنفکران در میان ما احمد کسروی است نویسنده زبان پاک. سرنمون مذهبی اش هم محمدرضا حکیمی است که مکتب تفکیک را در توجیه پاک اندیشی دینی تبلیغ می کند. حالا گنجی می خواهد پاکدینی سیاسی یا سیاست ناب و پیوریتن تبلیغ و ترویج کند. این یک

خدایی که انسان را ویران می کند خدای ما نیست اتین ژیلسون (۱۹۷۸–۱۸۸۴)، فیلسوف توماسی و مورخ برجستۀ فلسفه قرون وسطی، کتابی دارد به نام تحقیقی در نقش تفکر قرون وسطی در شکل‌گیری نظام دکارتی (۱۹۳۰) که ترجمۀ فارسی آن با عنوان نقد تفکر فلسفی غرب (ترجمۀ احمد احمدی، تهران: حکمت، ۱۳۶۰) منتشر شده است و به چاپهای متعدد نیز رسیده است.

روشنفکران و بازی در نقش آیت الله سکولار

حرف من این است: گروههای موعظه گر روشنفکران ما فرق عمده ای با آیت الله های مان ندارند. این یک معضل تاریخی است که امروز باید حل اش کرد و گرنه فردا باز هم گرفتارش خواهیم بود.  روشنفکران رهبران جدید اجتماعی ما از زمان مشروطه به این سو هستند. طبیعی است که از دل دربار و حوزه علمیه بیرون آمده

آیا عاشورا به قیمه تبدیل شده است؟

یکی از معصومانه ترین جنبه های مراسم عاشورا اطعام ظهر عاشورا ست. اینکه حتی این موضوع هم محل اختلاف های وسیع شده باشد در نظر اول باورپذیر نیست. اما مثل خیلی چیزهای دیگر در فرهنگ زیر فشار ما باورکردنی نیست اما واقعیت دارد. درست معلوم نیست از چه زمانی قیمه دادن به عزاداران حسینی رسم شد. اما دست کم در

قتل نویسنده در نظام مقدس با اصلاح قوانین چاره نمی شود

این کشف من نیست و پیش از این کسانی به آن تذکر داده اند اما از بس که فراموش می شود ناچار باید هر از چندگاهی آن را متذکر شد که نظام حقوقی جمهوری اسلامی با نظام حقیقی اش تفاوت های اساسی دارد. بنابرین بیهوده است که خواستار اصلاح قوانین نظام باشیم. باید مساله را فراتر برد و از دید