Category: دسته بندی عمومی

انکار قتل بدتر از قتل است

به عنوان کسی که کارش رسانه است می توانم بگویم حجم ضدخبری که این روزها رسانه های نظام مقدس تولید می کنند به نحو اعجاب آوری زیاد است. پول فراوانی خرج می شود تا به ضرب تبلیغات همه چیز وارونه سازی شود و مردم باور کنند که آنچه این رسانه ها با انواع ترفندها به بازار رسانه ای می فرستند

قرآنی که خدا به علم الهدی نازل کرده است

امام جمعه مشهد در مقابله با بیانیه هفدهم میرحسین حرفهایی زده است که نمی توان بی جواب گذاشت. حرفهای او (+) نمونه روشنی از مبتذل شدن دین و گفتار دینی به دست کسانی است که ظاهرا باید حافظ دین باشند و آن را از هر چه به کیان دین آسیب می رساند دور بدارند.  من نخست بگویم که شرط گفتار

بیانیه عاشورای موسوی؛ راه آخر پیش از فروپاشی

بی تردید بیانیه عاشورای موسوی را باید صدای عقلانیت در آشوب بی خردی و جهالت ارزیابی کرد همان آشوبی که طالبان داخلی با اعوان و انصارشان دارند به آن دامن می زنند. طالبان داخلی وسوسه ایستادن تا حذف اخرین مخالف را دارد و از اینکه خود را در موضع قدرت مخرب می بیند حسی شهوتناک دارد. می داند که پایان

آن نیمه غایب

از نیمروز شبکه پرس تی وی باز است و دارد انبوه جمعیت گردآمده در دو میدان تهران را نشان می دهد. این تصویرها شاید ده سال پیش و پیشتر معانی دیگری داشتند اما دیگر همان معانی خود را ندارند. چرایش را می گویم. من نمی گویم که این جمع را کله گنده های بازار و رانت خواران جمع کرده اند.

عاشورا و اشقیای نظام

آنقدر نکته های کوچک و بزرگ هست که گفتن اش حول یک محور آسان نیست. شاید باید یک نظام بیانی تازه رقم زد تا بتوان از این شبکه تو بر توی نکته ها و نتیجه ها و پیامدها و تعیین نقشه راه و چشمدید افق آتی به شیوه بسنده ای سخن گفت. ما از جهاتی بنیادین در حال زیر و

عاشورا و سپاه سرکوب

هیچ اغراق نیست که بگوییم عاشورای امروز با شکست کامل نیروهای سرکوب همراه شد. درست است که آنها چند نفر را کشته اند یا چندین نفر. اما از کنترل اوضاع ناتوان ماندند. این ناتوانی این درماندگی را عکسها ثبت کرده اند. این زره پوشان پوشالی را هیچ اعتقادی به آن ولایت و فرمان اش نیست. و با مردمی که به

یک روز شرم آور در روزنامه نویسی ایران

اوضاع روزنامه نگاری در ایران این روزها مرا به یاد اواخر دوران شاه می اندازد. روزنامه ها چیزی جز شخص اول مملکت نمی شناسند و همه چیز بر گرد او می چرخد. منتها در این میانه سی سال تفاوت است و آنچه مردم و مخاطبان در سی سال پیش بودند اکنون زیر و رو شده است. اما ذهن و زبان

او همه آن چیزی بود که جمهوری اسلامی نبود

 اکنون که پرونده حیات آیت الله منتظری در سی سالگی انقلاب بسته شده است می توان او را در یک نگاه، نقیض روشن جمهوری اسلامی دانست. او همه آن چیزی بود که جمهوری اسلامی نبود. یا بگوییم: او استعدادهایی را در جمهوری اسلامی نمایندگی می کرد که صورت تحقق پیدا نکرد. می کوشم جنبه هایی از این نقیض بودگی را

پایان بازی نزدیک است

هیچکس فکرش را نمی کرد که در جواب به هجوم تبلیغاتی تمام عیار نظام مقدس برای پاره شدن عکس آقای خمینی چنین جمعیت اندکی راهپیمایی کند. نظام در دامی که پهن کرده بود خود گرفتار شده است. حالا باید توضیح دهد و توجیه کند که چرا کسی نیامد. از این داستان نکته ها می توان دانست از جمله اینکه روش

ماجرا خیلی ساده است

جنجالی که بر سر پاره کردن عکس آقای خمینی راه انداخته اند همان نشانه های تکراری از بحران سازی های حاکمیت را در بر دارد. همیشه یک حادثه تک در یک گوشه ای اتفاق می افتد و همان تک حادثه می شود پایه یک جنجال بزرگ. حادثه ای که چه بسا در اصل بسیار شبهه ناک است. مثل همین ماجرای

من عکس امام را پاره کردم من شخصا مسئولیت پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد. اعتراف می کنم که: خطا کردم. احساساتی شدم. وقتی دیدم هرکدام شما یک چیزی از امام را پاره می کنید، من هم بچگی کردم

جان زنانه جنبش

۱. سی سال پیش و پیشتر از آن زنها می خواستند مردانه شوند. لباسهای زمخت می پوشیدند. کت و شلوارهایی که آنها را مثل چینی های متحدالشکل و مائوپرست می ساخت. یا اورکت می پوشیدند مثل بچه های مجاهدین. چکمه پوشیدن عمومی بود. نظامی شدن هم. و اینهمه رفتارهایی مردانه بود. سالهای اول انقلاب همیشه به این فکر می کردم

عکسهایی از هویت نظام مقدس

این عکسهای چندگانه از پرده کشیدن مقابل دانشگاه تهران را این چند روزه مرتب پیش ذهن داشته ام و مرور می کرده ام نشانه هایی را که با خود دارد. کمتر پیش می آید که عکسی نشانه های رفتاری یک نظام را چنین به تصویر بکشد. این روزها هم با وجود انتشار صدها و صدها عکس در واقع جنبه خبری

بیمار سخت و جدال با خدا

این روزها آرام ترم. جنگ هایم را کرده ایم. آشتی هایم را کرده ام. حدود و مرزهای انسانی خود را بار دیگر نشانه گذاری کرده ام. بیماری آنهم به این شکل سخت است. حالا بیمار را محک زده ام. دیده ام که می خواهد بماند. هنوز آرزوها دارد. پسرم را محک زده ام. دیده ام که چقدر خوب با این

چرا هر چه می سازیم بر باد می رود؟

هشت سال می شود از همسر سابق ام جدا شده ام اما روابط مان دوستانه است. ما نتوانستیم با هم زندگی کنیم اما او مادر فوق العاده ای است. علی محصول ناز و نوازش و پرورش او ست. هیچ پدری نمی تواند محبتی را که مادر به فرزند می دهد به او بچشاند. من هرگز در این تردید نکرده ام.

در آستانه

منتظر هر امر غیرمنتظره ای بودم جز همین. زندگی پر است از چیزهایی که اصلا فکرش را نکرده ایم. امر ناگهان. اما هرگز تصورش را هم نکرده بودم که کسی از نزدیکان ام به چنین بلایی دچار می شود. این چند روزه مرتب با لندن در تماس بوده ام. پسرم می گفت که حال مادرش رو به بهبود است. طرف

به عبارتن اخری

مشکل خط فارسی مشکل امروزی نیست. یادداشت کورش علیانی هم اولین و آخرین یادداشت در این خصوص نیست. در بسیاری از متون قدیم «ها»ی غیرملفوظ نوشته نمی شد یا بین ژ و ز تفاوت نبود. بسیاری از آنها مصوتهای کوتاه را مثل حروف وصل حساب می کردند و جا و بیجا حذف می کردند و از این راه نمونه های

انقلاب را به چوب شورش شهری نمی رانند «شورش‌ شهری» در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود. در نهادهای آموزشی نیروهای امنیتی و انتظامی راه‌کارهای مقابله با آن را می‌آموزند. روش‌های مقابله با شورش شهری بسیار پیشرفته است. به دلیل رواج این پدیده در دنیای جدید تجهیزات فنی فراوان نیز برای مقابله با آن ابداع شده. در شورش شهری شاید خشونت کارساز باشد زیرا معمولاً

مسیرهای تاریخ فردا

سمیه توحیدلو از دوستان وبلاگی دیده و نادیده خواسته است در باره روز ۹ از ماه ۹ سال ۱۳۹۹ بنویسند. از روی لطف مرا هم در شمار دوستان نام برده است (+). سمیه زنی دلاور است. این را همه می دانند. اما من او را به دانش و انصاف و گشاده دستی علمی نیز می شناسم. نمونه هاش کم نیست.

از گروگان گیری نمی توان دفاع کرد

آقای خامنه ای در سخنرانی تازه خود در آستانه ۱۳ آبان حرفهایی زده است که از او انتظار می رفت. ایشان توجه ندارد که نقشه سیاسی ایران عوض شده است و نه این ۱۳ ابان دیگر مثل سالهای قبل است و نه حرفهای او مثل سالهای قبل فهمیده می شود. چند تعبیر آشکار و نهان رهبر نظام مقدس را کوتاه

وقتی بالاخره رهبر پاسخگو شد

حالا بسیاری از دوستان و اهل نظر در باره سوالات محمود وحیدنیا دانشجوی برجسته و شجاع شریف در مجلس دیدار با رهبر و پاسخهای رهبر به او نوشته اند. پس وارد جزئیات بحث شده نمی شوم. اما برای من از دو منظر این پرسش و پاسخ مهم است: اول اینکه جنبش سبز رهبر را ناچار پاسخگو کرده است. این شاخصه

چرا بی بی سی کافی نیست؟

تحولاتی که در جریان است دست در کار تغییری اساسی در نقشه رسانه ای فارسی و نقش رسانه های امروز و آتی است.  جهان بسرعت تغییر می کند ولی مثل همیشه معیارهای نقد و ارزیابی دوره قدیم است که لنگ لنگان به دنبال تحولات می دود و تلاش می کند با چارچوبهای کهنه خود این دروازه های تازه گشوده را

ما مسیر زندگی مان را خودمان تعیین می کنیم

چقدر این دختر خوب حرف می زند! چقدر مستقل است. آزاده و جسور است. ما را به جسارت دعوت می کند به اقدام و حرکت. اما پرخاشگر نیست. زندگی خواه است. از باور به دروغ خسته است. او نمونه ای از نوع آگاهی و بصیرتی است که در جوانان ما پیدا شده است در دختران ما. جوانانی که دیگر نمی

قوه قضائیه ضعیف کش در خبرها آمده است که قاضی صلواتی حکم اعدام محمدرضا علی زمانی را درتاریخ سیزدهم مهرماه سال جاری  به وی ابلاغ کرده است .اقای علی زمانی به عنوان عضو انجمن پادشاهی که پیش از آن کسی نامی از این انجمن  نشنیده بود به  دادگاه اسیران جنبش سبز آورده  شد ولب به اعتراف گشود. حتما به او گفته بودند که راه نجات

نوبل صلح اوباما راه جنگ را سد می کند

اولین واکنش گروههایی از ایرانیان به نوبل صلح اوباما اظهار تعجب است. خواسته قلبی بسیاری از ایرانیان این بود که یکی از رهبران جنبش سبز نوبل صلح را ببرد. اما غیرایرانیان هم کمتر از ایرانیان از اعطای نوبل صلح به اوباما ناراضی نیستند. نظرسنجی روزنامه گاردین (در اینجا) نشان می دهد که عموم مردم فکر می کنند هنوز زود بوده

این کارت دعوت شما ست

از اول شب داشتم فکر می کردم در باره حرفهای اقای خامنه ای بنویسم در چالوس. تا رسید به ساعت نوشتن دیدم چند نفر وارد بحث شده اند و بخوبی هم از عهده بر آمده اند. من می خواستم بخصوص در باره این حرف او بنویسم که گویا از معیارهای مهم حضرت است و آن اینکه هر جا دشمن استقبال

وقتی به کشورمان بازگردیم

وقتی به کشورمان بازگردیم یادمان باشد زندگی کنیم. یادمان نرود که مردم ما ۳۰ سال است زندگی نکرده اند. ما هم زندگی نکردیم. یادمان باشد به مردم خود بگوییم که فرق ما و شما با غربی ها این است که انها زندگی کرده اند. ما هنوز باید زندگی کنیم. زندگی کنیم ما هم به آنها می رسیم. این که اینها

دولتی که به همه خیانت می کند نمونه دولتی فردمحور و استبدادی و نفی کننده هر نوع نهاد مدنی فرید مدرسی در تحلیل درخشانی به نقض ۴ فرض در باره دولت احمدی نژاد پرداخته تا نشان دهد که این دولت ویژگی های راست و اصولگرایی را فاقد است. نتیجه ای که می توان گرفت تکان دهنده است: تولد دولت کودتا.

شهر ممنوعه آخرین ولی فقیه

بیانیه خبرگان به نظرم در حکم همان آخرین میخ بر تابوت انتظارات مردم از تشکیلات رسمی ولایی است. این بیانیه می گوید کور خوانده اید هیچ راهی به دادخواهی شما وجود ندارد. نه رهبر استیضاح می شود و نه احضار می شود و نه تشکیکی مطرح می شود و نه از شاکیان بلندپابه و صاحب سابقه دعوت می شود که

آنچه روز قدس فاش کرد

من در تاریخ سی ساله انقلاب روزی را مانند روز قدس امسال نمی شناسم که بروشنی نشان داده باشد ملت ما تقسیم شده است. دو ملت بیگانه از هم در کنار هم. ملتی که ساخته دولت است و ملتی که خودساخته و خودبنیاد است. به زبان دیگر، روز قدس پایان راه ملت سازی دولتی در ایران بود. تمام قرن بیستم

بیانیه های خنده دار

من هر چه به این بیانیه سپاه نگاه می کنم بیشتر خنده ام می گیرد! بیانیه ای که مثلا قرار است کوبنده و رعب آور باشد سخت مضحک از کار درآمده است. این نتیجه پیله ای است که دور خود تنیده اند و جهان را نمی بینند و تغییرات حادث شده را نمی شناسند.  سپاه به ملت شریف و انقلابی

عباث آزادکوهی

حال نوشتن ام نیست. هنوز امیدوارم که برمی گردد از آن رودخانه. عباث پاکترین جوانمردی بود که می شناختم. عاشق ایران و انسان. مردی بی ریا. دوستی که فراموش نمی کرد تو را حتی از پس سالها. هنوز امیدوارم که بر می گردد. مردی با دل پاک و چشم روشن از عشق به خاک خدا. به آدمهای کوه و زندگی

اندیشه و هنر جنبش

 این روزها مطالب خوب بیشتر و بیشتر شده است. فضایی که من می بینم و دنبال می کنم از خبر صرف به سوی تحلیل رفته است. انبوه خبر کم شده و بازار  ضدخبر که همزاد بحرانهای خبری است از رونق افتاده است و در عوض می توان یادداشتهای خوبی از جوانان نواندیش و اندیشوران تحول خواه خواند. بیانیه های موسوی

خامنه ای، جوانمرد قصاب

حالا دیگر کار وارونه سازی دستگاه مفهومی و ارزشی نظام مقدس از دین و ایمان و اسلام و قرآن در گذشته و ارزشهای سنتی فرهنگ ایرانی را هم هدف گرفته است. رهبر در سخنان امروز خود با اعضای دولت دست نشانده می گوید واکنش برخی به انتخابات نجیبانه و جوانمردانه و اخلاقی نبود (+). آقای خامنه ای چنان در فضای

خود-ویرانگری نظامی که دشمن خویش است

این هم از طرفه های امور و نوادر عالم است که حکومتی تمام هم و غم اش را گذاشته باشد که بماند و پایداری یابد اما هر قدم اش به خود-ویرانگری ختم شود. وقتی در حرفهای یک دو روز پیش آقای خامنه ای به دانشجویان و حرفهای امروز او به استادان می خوانم که او دانشجویان را افسران جوان جنگ

از بی مرکزی به هر اتاقی مرکز جهان است رسیده ایم

ربط جنبش با بنی صدر و سروش و فردید و آوینی و بهاره و الهام و جلایی پور و من و شما و پاز و دیگران اول از این نوشته تاثیرگذار (به قول سانلی) شروع شد:  تاریخ این قرن را که بنویسند، فصل اولش را با ما شروع خواهند کرد. لابد جایی در مقدمه کتاب هم خواهند نوشت که پیش از

هدف براندازی نیست، متوقف کردن فرهنگ خشونت است

خواندن متن های بلند کار آسانی نیست. اما وقتی متن ارزیدنی است باید خواند. حالا من مصاحبه حمید دباشی را خوانده ام. خیلی طولانی است (۲۰ صفحه /۱۲ هزار کلمه). اما نکته های درخشانی دارد. فکر کردم این نکات را از دید خودم برگزینم، فشرده کنم و تیتر بگذارم و آسانخوان تر در دسترس دوستان بگذارم. حمید دباشی در این

سی‌ سال است که این مردم فاقد رسانه ملی‌ اند آرش سبحانی ۱- سی‌ سال است که تصویری که جهانیان از ایران دارند عده‌ای آدم بی‌ اعصاب صورت منفی است که یا دارند داد میزنند یا پرچم آتیش میزنند یا فتوای قتل کاریکاتوریست‌ها را صادر میکنند. دو سال پیش طبق یک نظر سنجی جهانی‌ ایران دومین کشور منفور دنیا بعد

به توپ بستن اعتماد ملی

این روزها ذهن ام درگیر چند مساله بوده است که همه آنها به نحوی با بسته شدن اعتماد ملی دوباره احضار می شوند.  مساله اول: بروشنی صف بندی دو جناح روحانی روبروی هم آشکار شده است. در همین ماجرای اعتماد ملی امثال صادق لاریجانی در برابر امثال مهدی کروبی قرار گرفته اند. من در یک بستر تاریخی این دو گروه

جنبش همان رسانه است

یکبار نوشتم که جنبش رسانه خود را می خواهد. هنوز ندارد. هنوز در تاسیس رسانه های جدید که عمدتا هم آنلاینی است گیج می زند. دو سه طرحی هم که به دست من رسیده برای ایجاد رسانه های بزرگتر و فراگیرتر بر پایه همان روشهای قدیم طراحی شده اند (یا همین روشهای قدیم! چون امر شایع است). تسلط روشهای عادت