Category: دسته بندی عمومی

متن زیر را از طریق همخوان های گوگل خوان دریافت کرده ام. خوب است همه در باره «چه باید کرد؟» صحبت کنیم: چه باید کرد؟ اوّل عصبانی نباشیم تا بتوانیم فکر کنیم. دوّم، نباید به سمت فضای امنیّتی رفت. مجاهدین خلق اوائل انقلاب این راه را رفته اند. وقتی ردّ صلاحیّت شدند اوّل تظاهرات کردند بعد خشونت کردند بعد که

کودتایی برای نابودی انتخابات

۱ اول از همه اینکه رفتار آقای خامنه ای واقعا عجیب است. او به جای اینکه صبر کند انتخابات روند معمول خود را طی کند، شکایتها دریافت شود و انتخابات شهر به شهر تایید شود و بعد پیام بدهد منتظر نمانده است و با بیانیه خود راه را بر هر نوع شکایت قانونی که حق نامزدها ست بسته است. یعنی آقای

چه کسی باور خواهد کرد؟

اگر همه چیز همینطور پیش برود که تا الان رفته است معنایش این است که چوپان دروغگوی قدیم و پینوکیوی جدید ما بزرگترین دروغ خود را گفته است. طبیعی هم هست. وقتی رکسانا صابری را بتوان به دروغ جاسوس نامید، رامین جهانبگلو را دست در کار براندازی نرم شمرد، ادعای هاله نور احمدی نژاد را از بیخ منکر شد، وقتی

تحریک مردم یا مقدمه کودتا؟

به نظرم می رسد که در اردوی احمدی نژاد همه چیز مجاز اعلام شده است. خبرگزاری ایرنا که باید خبرگزاری قابل اعتماد کشور باشد رسما دارد به بلندگوی دروغزنان تبدیل می شود. نمی دانم از شدت غیظ است یا فکرهای ابلهانه در سر دارند اما نتیجه خبرهایی از این دست فقط تحریک کردن است: «گزارش دریافتی ایرنا حاکی است دکتر

دلهره ها و عبرت های انتخابات

۱ فکر می کنم آنها که با چراغ خاموش آمده اند زیر نورافکن کم می آورند. آنها با روشنی سر و کار ندارند. کارشان را پشت پرده انجام می دهند یا در محفلهای بسته آدمهای بسته که همه عالم برایشان غیرخودی است جز همان گروه کوچک شان. آنها کارشان را در زیرزمین وزارت کشور یا خانه های تیمی وزارت اطلاعات

ساده زیستی خوب است اما ضروری نیست

مشکل ما در منازعات اجتماعی عمدتا یا به ابهام در مفاهیم بر می گردد و یا به تصلب در مفاهیم. مفهوم ساده زیستی از آن دست مفاهیم است که سی سالی است جامعه ایرانی با آن دست و پنجه نرم می کند و نمی تواند به نتیجه روشنی برسد. از کنار همین ابهام ها و تصلب ها ست که مدعیانی مانند احمدی نژاد

کروبی: کودک یا دیوانه؟

در کشور باستانی و استبداد زده ما می گویند حرف حق را یا کودک می زند یا دیوانه. آنچه امشب در فیلم کروبی دیدم مصداقی از این حکمت عامیانه ایرانی بود. ۱ اما اول در باره فیلم. فیلم به معنای واقعی مزخرف بود. فیلم به معنای سینمایی کلمه. کارگردانی که چنین فرصتی را اینقدر ارزان از دست بدهد و اینقدر

نظامی که با هر انتخابات دچار بحران و سردرگمی می شود

 جمهوری اسلامی نمونه منحصر به فردی از یک نظام سیاسی است. برای همین تحلیل آن بر اساس الگوهای رایج نظامهای سیاسی با دشواری روبرو می شود. جمهوری اسلامی نه مانند عراق و مصر و سوریه است و نه مانند چین و روسیه. همانندی هایی با عربستان سعودی و نظامهای عربی دارد (مثلا از باب تمایل به حکومت مادام العمر در

همین دموکراسی هدایت شده و استصوابی

به نظرم فرصت های انتخاباتی دست ما را برای خودمان و دیگران باز می کند. یکبار دیگر به ما و به ناظران جهانی نشان می دهد که ما چگونه مردمی هستیم و چه می دانیم و چه نمی دانیم. چه راههایی برای حل مسائل مان داریم و چقدر در رسیدن به آنچه می خواهیم پیگیر هستیم. این موضوع در باره انتخابات

کرباسچی و بی بی سی

من نمی دانم کرباسچی مشاور مطبوعاتی دارد یا نه و برای مصاحبه امروزش با برنامه ۶۰ دقیقه بی بی سی فارسی با کسی مشاوره کرده بود یا نه اما اگر من جای او بودم مصاحبه نمی کردم و یا در باره نحوه مصاحبه پیش از ضبط دخالت می کردم. دوستان من در بی بی سی یک خطای ادیتوریال را به نام

انقلاب فرهنگی و دکتر سروش … گرچه پاکسازی‌ها عزلا و نصباَ و قانوناَ به ما ربطی نداشت، من غایت جهد خود را برای دستگیری از افتادگان می‌کردم. یک قلم بگویم که امام از ستاد انقلاب فرهنگی خواستندکه همه دانشجویان توده‌ای، از مبتدی تا منتهی، را از دانشگاه اخراج کند. احتجاج ما با امام سود نداشت و ایشان بر رأی خود

بهجت و سروش و مساله اخلاق مدنی

در این چند روزه مرگ آیت الله بهجت و نامه سروش به دولت آبادی مساله اخلاق را بار دیگر مطرح ساخته است. آنچه من می خواهم بگویم ساده است: با همه احترامی که برای بزرگانی مانند آیت الله بهجت دارم و اصولا هر نفس زکیه ای را در هر دین و مرامی بزرگ می دارم معتقدم تاثیر کسانی چون او بر

دو عکس از تاریخ شخصی موسوی

این دو عکس در زیر هم در ستونی از عکسهای میرحسین موسوی در وبلاگ تازه تاسیس اش (+) آمده است. عکس اول او را در قیافه تیپیک دانشجویان چپ نشان می دهد: و عکس دوم تقریبا در همان سالها و حتما کمی بعد ولی با همان عینک او را با نشانه شناسی دیگری تصویر می کند؛ یک مذهبی انقلابی از طراز

اصل آبادی ایران است

این روزها آنقدر مطلب خوب در وبلاگها می خوانم که نیازی به نوشتن خود نمی بینم. این را بی تعارف می گویم. درجه کار تحلیلی و سرعت واکنش نشان دادن به حوادث و خبرها و قدرت اوراق سازی تناقضها و نوعی جامع نگری که در وبلاگستان پیدا شده است سخت مایه امیدواری است (اگر در گوگل خوان نیستید «دستچین سیبستان»

با پلنگان می جنگید؟ مواظب خرچسونه ها باشید

این ارسطو ها و افلاطون ها نیستند که از گالیله توبه می ‏گیرند، بزرگترین روشنفکران روسیه را به "کرم" تبدیل می کنند، اینان همیشه "ماموران دون پایه" اند. در وصفشان بود ‏که برتولد برشت نوشت:‏ ‏- با پلنگان جنگیدم و دریغا از خرچسونه ها شکست خوردم…‏ برادر حسین راست می گوید. بازجو که شکنجه می کند ازجنس دیگری است. دستان

دشمن پاسخ همه سوالها نیست

آقای خامنه ای! انتخابات سالم یک پایه اش این است که شما وارد معرکه انتخابات نشوید! این چه طور انتخابات سالمی است که رئیس مجلس سابق شما و رئیس جمهور سابق و نخست وزیر دوره جنگ همه از سلامت انتخابات ابراز نگرانی کنند اما شما بیایید و بگویید این حرفها حرف دشمن است! این یعنی بستن دهان منتقدانی که خود

زندگی در تاریخ و پایان تاریخ

صبح که برای آزمایش خون به سمت درمانگاه نزدیک پیاده روی می کردم راه را از روی نقشه ای که شب پیش روی وب دیده بودم پیدا می کردم. در واقع کدپستی اش نشان می داد باید نزدیک باشد. و نقشه هم همین را می گفت. برای اولین بار به آنجا می رفتم. نقشه دقیقا واقع نما بود. به آسانی راه

احمدی نژاد: گندم نمایی و جوفروشی

بهترین معیار برای سنجش سخنان هر کسی مطابقه قول و ادعا با عمل آن کس است. به تعبیر دیگر، هر کسی را باید به چیزی که ادعا می کند سنجید. من در سخنان روز گذشته احمدی نژاد در دوربان سوئیس (به نقل از ایسنا) بخشهایی از ادعاهای او را نشان می دهم (رسیدگی به همه آنها مثنوی هفتاد من می شود)

شهرآشوبی احمدی نژاد

سخنرانی شهرآشوب احمدی نژاد در اجلاس سازمان ملل در باره نژادپرستی آنقدر نکته دارد که آدم با انبوهی از مسائل روبرو می شود برای بحث و نقد کردن. تلاش می کنم نکته هایی را بدون رعایت ترتیب خاصی مطرح کنم تا کمی ذهن خودم را دست کم از آشوب احمدی نژادی نجات دهم. از آنجا که احمدی نژاد مثل دیوانه ای است که سنگ

تقصیر ما نیست که باور نمی کنیم

تقصیر ما نیست که باور نمی کنیم رکسانا صابری «جاسوسی» کرده باشد. در کشوری که مفاهیم شناور است و هر چیزی می تواند هر معنایی بدهد جاسوسی هم بی معنا ست و به هر کسی می توان نسبت اش داد چه رکسانای صابری باشد چه حسین موسویان سابقا سفیر. در کشوری که انتخابات به قول آقای جنتی اش براندازی نرم

نوروزستان

یکی از نشانه های زوال، نادیده گرفتن موجی است که می آید و دامن می گیرد. وقتی خاطرات علم را می خوانم و به سالهای فروپاشی سلطنت نزدیک می شوم مدام می خواهم نشانه هایی پیدا کنم از اینکه آیا شاه و دستگاه او هیچ درکی از آمدن موجی که بنیاد آنها را به باد خواهد داد داشتند. و چیزی

نوروز با اوباما

دیدن و شنیدن پیام اوباما حال و هوای تازه ای داشت. هدیه نوروزی آمریکای نو به ایران. در تنهایی نوروزانه که برای اولین بار در نوروزهای من اتفاق می افتد و میان چندین کار تلنبار شده که باید سر و سامان بگیرد فکر می کنم کی ایران نو می شود؟ کی از زبان رهبران خود پیام های نو و آینده نگر می

به یاد یان تر لک، هلندی دوست داشتنی

این درست است واقعا که شمال اروپا نمایانگر فرهنگی خردگرا ست. خردگراتر از جنوب. در واقع هر قدر به سمت شمال بیاییم آرامش عقلانی و نظم و سنجیدگی بیشتر می شود. به این اعتبار فرانسه و ایتالیا و اسپانیا دورترین کشورهای اروپا به هلند و سوئد و نروژ اند. هر قدر به جنوب می رویم اما زیبایی و زندگی خواهی و

دموکراسی لرزان خاتمی در نظام ولایی-سلطانی

به نظرم همه نشانه ها حاکی از کناره گیری خاتمی از انتخابات است. اینکه او برود یا بماند مساله من در این یادداشت نیست. می خواهم از این رفتن محتمل و ماندن نامحتمل نشانه هایی را بخوانم که ساختار واقعا موجود سیاسی ما در ایران را عریان می کند فارغ از همه تعارفها و ابهامها و نیمه هایی که می

میرحسین ذخیره ای برای سیاست اخلاقی

بیانیه میرحسین موسوی مرا برد به دوره اوایل انقلاب. یعنی زمانی که فضا هنوز واقعا بوی انقلاب داشت و بوی عفن دیکتاتوری اراذل الناس نگرفته بود. امروز از انقلاب چیزی نمانده است. مردم باورهاشان را از دست داده اند و کاریکاتورهایی مثل احمدی نژاد هم با وجود همه حمایتها که دیدند از پس هیچ کاری بر نیامدند که آلام مردم را

همه استدلالهای لاریجانی در دفاع از قصاب دارفور

 استدلال های علی لاریجانی برای سفر به سودان جهت اعلام حمایت جمهوری اسلامی از متهم جنایت جنگی در دارفور، یعنی عمرالبشیر؛ رییس جمهور کودتاچی سودان، این هاست: /ا الف) طرح پرونده صوری سودان برای انحراف از رسیدگی به جنایات اسراییل است ب) کشور سودان یک کشور ممتاز در جهان اسلا‌م است که از یک موضع مترقی برخوردار می‌باشد و در

اصلاح طلب و محافظه کار و دیگر(ان) هیچ؟

از همین واقعیت ساده که شروع کنیم که در انتخاباتهای چند دوره اخیر ریاست جمهوری در ایران بیش از دو نامزد و گاه تا ده نامزد حضور داشته اند یک سوال را باید پاسخ دهیم: آیا این نامزدها همه در دو دسته اصلاح طلب و محافظه کار تقسیمبندی می شوند؟ فرض کنیم من و شما بگوییم آری همه نامزدها در

کتاب توحید، آشوری و خامنه ای حبیب الله آشوری، طلبه پرشور و جوان با افکار ماتریالیستی که مدروز جوانان سالهای انقلاب بود، ژولیده و خاک نشین بود، اگر به مجلسی برای سخنرانیدعوت می شد، فرش را کنار زده و بر روی موزائیک می نشست، بسیار شعار میداد، آن روزهااین تظاهرات غیر معمول در نظر بعضی از جوانان که تحت تاثیر

ییشفرضهایی در باره انتخابات و خاتمی

۱. با مطالعه شرایط اجتماعی در انتخابات های پس از انقلاب می توان گفت بجز در انتخاب بنی صدر و دور اول خاتمی مردم همیشه به گزینه هایی نظر داشته اند که در آنها درست یا نادرست توانایی حل مسائل اقتصادی را می دیده اند (انتخابهای دومین دور روسای جمهور یا ماجرای انتخاب رجایی را بر اساس دیگری باید تحلیل کرد). اقتصاد

ذیلی بر مساله بی-مرکزی و آشفتگی در جامعه ایران

چهار سالی پیش من یادداشتی در سیبستان نوشتم (دسامبر ۲۰۰۴) که به مساله بی-مرکز شدن جامعه ایرانی می پرداخت: مدل شناخت بی مرکزی در تحلیل جامعه ایران. سپس یادداشت توضیحی دیگری با عنوان: بی-مرکزی یا بسیار-مرکزی. آن یادداشت را در صورتهای دیگر هم دنبال کرده ام از جمله در طراحی رسانه ای رادیو زمانه و در باره آن جداگانه در وبلاگ زمانه

پاشنه آشیل اصلاح

یک اصل پذیرفته شده در مدیریت کلان افکار عمومی در ایران توجه به اقشاری است که انها را عامه می خوانیم. مردمی که زیاد اهل کتاب و روزنامه و مجله نیستند یا اگر باشند هم کتابهای خود را دارند – که محترمانه اش مردم پسند و تحقیرآمیزش بازاری خطاب می شود – روزنامه ها و مجله های خود را دارند – که به

چرا بی حرمتی را تحمل می کنیم؟ ما تحمل می کنیم. ما تمام وجودمان پر از شکیبایی و بردباری است. به ما ظلم می شود، تحمل می کنیم. غذا برای خوردن نیست، تحمل می کنیم. در دانشگاه ما را راه نمی دهند، چون بهایی هستیم، تحمل می کنیم. از در اصلی دانشگاه نمی توانیم وارد شویم، چون زن هستیم و

میزان اصلاح طلبی قدرت نقد رهبری است

در نظامنامه مطبوعات افغانستان در اوایل قرن (به تاریخ ۱۳۰۵) بسادگی و پوست کندگی تمام آمده است که ذم و قدح در حق این کسان مجازات دارد: – در حق حکمداران و یا روسای دولی که با دولت افغانستان دوستی دارند – در حق خاندان سلطنت – در حق دوائر و محاکم و هیاتهای رسمیه و قشون -در حق مامورین سیاسیه و

ما بزرگ می شویم حتی اگر شما در جا بزنید

داستان امروز ایران داستان اصلاح طلب و محافظه کار و سنتی و مدرن و روشنفکر و آخوند و شهری و دهاتی و از این قبیل دوگانه های معمول نیست. جان ماجرا جای دیگری است. سی سال پس از انقلاب آقای جنتی همان حرفها را می زند که ۳۰ پیش می زد. نه اینکه بگوید هنوز هم نماز صبح دو رکعت است

روحانیت، مدرن‌شدن و قدرت بسیاری از روشن‌فکران در دهه‌های پیش از انقلاب ساده‌دلانه گمان می‌بردند مدرن‌شدنِ روحانیت به عرفی‌شدن جامعه و آشتی روحانیان با تجدد می‌انجامد. شیخ حرّ عاملی (مرگ ۱۱۰۴ هجری قمری) محدثِ مقرّبِ دربار صفوی در کتاب وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، در کنار بسی دیگر از عالمان شیعه و سنی، نوشیدن قهوه را به حکم دو روایت از

چیزهایی که بعد از سی سال هنوز تازه است

انقلاب که شده بود من همیشه با حرفهای ملیون با پسزمینه ای از شگفتی گوش می کردم که چقدر برایشان ماجرای مصدق هنوز زنده است. فکر می کردم مگر ماجرا در ۲۵ سال پیش اتفاق نیفتاده است؟ امروز در ۳۰ سال پس از انقلاب می بینم که برای خود من والبته برای نسل من بسیار چیزها هنوز تازه است. مگر با

آمریکا طرفدار دموکراسی در ایران است یا مخالف آن؟

یکی از خاطره های اوایل انقلاب من بحث و مشاجره ای است که با یکی از دوستانم داشتم در باره دموکراسی در ایران و اینکه آیا آمریکا طالب دموکراسی ایرانی است یا ترجیح می دهد با حکومتهای خودکامه کار کند و این دموکراسی طلبی آمریکا نوعی رتوریک سیاسی است که قرار نیست هرگز پایه رفتار سیاسی باشد. تجربه عراق و افغانستان

انقلاب مصادره شده

انقلاب اسلامی با شعارهای سه گانه ای خود را معرفی می کرد که امروز از آن جز دولت قاهره ای که انقلاب را در بطن خود خفه کرده است چیزی نمانده. استقلال ما سالهاست به گرو رفته است. فقط مثلا لاس سیاسی درازمدت با شوروی و روسیه بعدی را در نظر بگیرید. کار استقلال ما و رهبران ما به جایی می رسد

لینکلن جوان: مرد امید   دیشب نتوانستم از دنبال کردن مراسم تحلیف اوباما چشم بپوشم. اعتراف می‌کنم که بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم. مدتها بود که به سخن یا گفتار هیچ سیاستمداری گوش نداده بودم. چه سخنرانی شگفت‌انگیزی بود. چه قدرتی در بیان، و چه انتخابی در کلمات وجود داشت. پاسداشت بزرگی از سنت و تاریخ، و هشیاری تاریخی و اجتماعی

آیا ما مردمی عقبمانده هستیم؟

چند روزی است که می خواهم در باره حرفهای اخیر مصطفا ملکیان بنویسم. دو سه بار هم قصد نوشتن کرده ام و ننوشته ام. آقای ملکیان در مطلبی که سایت انتخاب از او منتشر کرده است به فهرست کردن ۲۰ عامل عقبماندگی ما پرداخته است. اولین واکنش من پس از دیدن فهرست او این بود: نشانه عقب افتادگی ما یکی هم