Category: دسته بندی عمومی

خامنه ای، جوانمرد قصاب

حالا دیگر کار وارونه سازی دستگاه مفهومی و ارزشی نظام مقدس از دین و ایمان و اسلام و قرآن در گذشته و ارزشهای سنتی فرهنگ ایرانی را هم هدف گرفته است. رهبر در سخنان امروز خود با اعضای دولت دست نشانده می گوید واکنش برخی به انتخابات نجیبانه و جوانمردانه و اخلاقی نبود (+). آقای خامنه ای چنان در فضای

خود-ویرانگری نظامی که دشمن خویش است

این هم از طرفه های امور و نوادر عالم است که حکومتی تمام هم و غم اش را گذاشته باشد که بماند و پایداری یابد اما هر قدم اش به خود-ویرانگری ختم شود. وقتی در حرفهای یک دو روز پیش آقای خامنه ای به دانشجویان و حرفهای امروز او به استادان می خوانم که او دانشجویان را افسران جوان جنگ

از بی مرکزی به هر اتاقی مرکز جهان است رسیده ایم

ربط جنبش با بنی صدر و سروش و فردید و آوینی و بهاره و الهام و جلایی پور و من و شما و پاز و دیگران اول از این نوشته تاثیرگذار (به قول سانلی) شروع شد:  تاریخ این قرن را که بنویسند، فصل اولش را با ما شروع خواهند کرد. لابد جایی در مقدمه کتاب هم خواهند نوشت که پیش از

هدف براندازی نیست، متوقف کردن فرهنگ خشونت است

خواندن متن های بلند کار آسانی نیست. اما وقتی متن ارزیدنی است باید خواند. حالا من مصاحبه حمید دباشی را خوانده ام. خیلی طولانی است (۲۰ صفحه /۱۲ هزار کلمه). اما نکته های درخشانی دارد. فکر کردم این نکات را از دید خودم برگزینم، فشرده کنم و تیتر بگذارم و آسانخوان تر در دسترس دوستان بگذارم. حمید دباشی در این

سی‌ سال است که این مردم فاقد رسانه ملی‌ اند آرش سبحانی ۱- سی‌ سال است که تصویری که جهانیان از ایران دارند عده‌ای آدم بی‌ اعصاب صورت منفی است که یا دارند داد میزنند یا پرچم آتیش میزنند یا فتوای قتل کاریکاتوریست‌ها را صادر میکنند. دو سال پیش طبق یک نظر سنجی جهانی‌ ایران دومین کشور منفور دنیا بعد

به توپ بستن اعتماد ملی

این روزها ذهن ام درگیر چند مساله بوده است که همه آنها به نحوی با بسته شدن اعتماد ملی دوباره احضار می شوند.  مساله اول: بروشنی صف بندی دو جناح روحانی روبروی هم آشکار شده است. در همین ماجرای اعتماد ملی امثال صادق لاریجانی در برابر امثال مهدی کروبی قرار گرفته اند. من در یک بستر تاریخی این دو گروه

جنبش همان رسانه است

یکبار نوشتم که جنبش رسانه خود را می خواهد. هنوز ندارد. هنوز در تاسیس رسانه های جدید که عمدتا هم آنلاینی است گیج می زند. دو سه طرحی هم که به دست من رسیده برای ایجاد رسانه های بزرگتر و فراگیرتر بر پایه همان روشهای قدیم طراحی شده اند (یا همین روشهای قدیم! چون امر شایع است). تسلط روشهای عادت

به رهبران جنبش: به لوازم نامشروع خواندن دولت پایبند باشید

نوشته آرش نراقی فلسفه شناس و اندیشور مقیم آمریکا نوشته بسیار خوبی است (+). اگر زمانه زمانه بود جایش در صفحه اندیشه زمانه بود که اکنون به انتشار مقالاتی اختصاص دارد که نه نویسندگانش را می شناسیم و نه اندیشه هاشان قوتی دارد. برای مطالعه و پیگیری خودم ناچار این روزها هر جا که در گوگل خوان خود به مطلبی

زنده باید مردم آنلاین ایران این که این روزها چطور گذشت بماند برای تاریخ که هستند کسانی که مطلع باشند. فعلا مرا ببخشید که خانواده‌ای از من و این وادیها بی‌خبر دارم و عزیزی در بند… وقتی این پست منتشر می‌شود یعنی از زمانی که مسافربر مورد نظر قول رسیدنم به منطقه‌ای امن را داده چندین روز گذشته. تضمین نداده

پیدا کردن نقطه تعادل در بیطرفی

بیطرفی اصلا یک مفهوم سرراست و روشن نیست. اما بسیاری از روزنامه نگاران امروزه آن را جزو اخلاق و اصول روزنامه نگاری می شمارند حتی اگر در عمل به آن پای بند نباشند یا نمانند! در این یادداشت می کوشم معنای بیطرفی را بر اساس دیدگاه های جدیدتر تفسیر متن و نیز نظریه دریافت بررسی کنم. اصل راهنمای من این

آینده ای که از چاه نامه آب می خورد و به فتنه نوید می دهد

گفتن از آخرالزمان اصلا آسان نیست. آدم از کجاش بگوید و از کدام خاموش بماند؟ این سخنی است که با همه حیثیت شیعه دوازده امامی در پیوند است. و من بر آنم که بی نقد ژرف و همه جانبه از آن نمی توان به نگرشی نجات بخش رسید که بنیاد اندیشه امام غایب است. ما در زمانه ای گرفتار شده

باستان شناسی خبر ۱۸.۵ میلیارد دلاری

این یادداشت را برای نیوزبان نوشته ام. تمام خبرهای اصلی در باره ماجرا نقد و بررسی شده است و بنابرین مطلب بلندی است. آخرین خبر هم این است که مجلس قرار دارد موضوع را بررسی کند. امری که به خودی خود اهمیت مساله را تاکید می کند و ادعای بی پایه بودن خبر را با تردید روبرو می سازد. خبری

رسانه ملی-همگانی نه لنینی

اشاره: یادداشت دکتر نیکفر اشارات و نکات خوبی داشت هرچند نکاتی درآن نیازمند حاشیه​نویسی و نقد هستند، ادعای کامل بودن یا بی​عیب بودن نقد ذیل نیز نمیرود. الف) ایشان رسانه و جنبش را از طریق فرم دادن در گفتمان لنینی مترادف هم میبیند. ناگفته پیداست که – همانطور که دکتر نیکفر در نیمه دوم مقاله خود اشاره کرده است – با بودن

نیمه خالی مجلس

برگزاری مجلس تحلیف رئیس جمهور غاصب به احتمال زیاد به عنوان پایان بحران و تسلط نظام بر اوضاع معرفی خواهد شد. از مردم دعوت خواهد شد به سر کار و خانه و زندگی شان بازگردند و اجازه بدهند دولت به خدمات مشعشع خود ادامه دهد. اما باقی ماندن گروه بسیاری از آزادگان در حبس و کشته شدن شمار زیادی از

سالگرد بی سرور زمانه

رادیو زمانه امروز ۴ اوت برابر با سالگرد مشروطه سومین سال فعالیت خود را آغاز می‌کند. زمانه در ۴ اوت ۲۰۰۶ (۱۳ مرداد ۸۵) پس از یک دوره کارگاهی بحث و بررسی در باره اصول کاری در این رادیوی مدرن با یک لپ‌تاپ و نرم‌افزار پخش، کار پخش آزمایشی خود را از طریق اینترنت شروع کرد. از بیانیه زمانه در سال ۲۰۰۸

جمع پریشان آقای خامنه ای

تردیدی نیست که ابوابجمعی آقای خامنه ای همه تلاش شان را کرده بودند تا جمعی که برای تنفیذ به محضر آقا شرفیاب می شوند جمعی از نخبگان و بزرگان و صاحب منصبان و چهره های محبوب و ملی باشند تا نمونه کوچکی از آن ۲۴ میلیون رای کذایی در روز تنفیذ دیده شود. اما بیش از همین جمع پریشان نتوانسته

چه باید کرد؟ − مشارکتی در بحث تجهیز رسانه‌ای جنبش

نوشته محمدرضا نیکفر  مهدی جامی، که از کاردانان پهنه‌ی رسانه است، بحثی گشوده است درباره‌ی “رسانه‌ی ملی” و در آن تأکیدها دارد بر اینکه بایستی کمر به تأسیس چنین رسانه‌ای بست. این وجیزه را من به دعوت او می‌نویسم. خلاصه‌ی حرفم این است که بایستی کار رسانه‌ای را سخت جدی گرفت و به فکر رسانه‌ یا رسانه‌هایی توانمند بود، ولی

دکترین شوک به سبک ایرانی-ولایی

مقدمه کتاب دکترین شوک را اکنون بسیاری خوانده اند و می شناسند. نوآمی کلاین از کسی یاد می کند که تحت رژیم شوک خاطره اش را از دست داده است. او از قول طراحان رژیم شوک می گوید از نظر انها با شوک های پی در پی می توان مغز را به لوح سفیدی تبدیل کرد و سپس بر آن

رسانه ملی صدای ملت است نه دولت

رسانه ای که می خواهیم و هنوز نداریم چگونه رسانه ای باید باشد – این نوشته در باره صدا و سیمای تبلیغاتچی نیست در جمعی پالتاکی از دوستان وبلاگی صحبت از رسانه بود و هست و گرم و گیرا هم هست. گفتم خوب است که مثل بازی های وبلاگی از یک کنار شروع کنیم و همه بنویسیم و دیگران را

در اسلام ستم به قاتل امیرالمومنین هم جایز نیست

یادداشت محمد مطهری* که پیداست فرزند صالح فقیه شهید مرتضی مطهری است نمونه روشنی از عدالت خواهی اسلامی است. اسلامی که آلوده هوای نفس و شهوت قدرت نشده باشد یا در کندی و کوری بصیرت گرفتار نباشد. صدای او صدای حق خواهی متین دین و دینداران است که دین را وسیله قتل و آزار و تحمیل نمی خواهند. صف امروز

فراموشخانه کهریزک یا آغل انسانی

تعطیلی بازداشتگاه کهریزک گویی نشانه ای از رافت اسلامی معرفی می شود و از ما انتظار می رود که از تصمیم خردمندانه رهبر معظم تشکر کنیم که اینقدر به فکر ملت مظلوم است. کهریزک دست کم ۸ سال است بازداشتگاه است. و خدا می داند که چند صد نفر در آن از زندگی محروم شده اند و اگر زنده مانده

معنای کشمکش احمدی نژاد و خامنه ای

باز کردن سرای قدرت به روی دار و دسته احمدی نژاد (که همه ناشناس اند و تازه کار و طبقه تازه ای از مثلا رجال) چهار سال بعد به جایی رسیده است که ملیجک آقا به روی آقا ناخن می کشد. و در این اسراری است: ۱. احمدی نژاد دیوانه ای است که فرجام یک نظام خردگریز به او منتهی

خود را برای دوره بعد از نظام ولایی آماده کنیم

امروز دو خبر مرا به این فکر انداخت که جریان مذهبی هم دارد از نظام ولایی سرخورده می شود. نه اینکه مساله تازه ای باشد اما این روزها قد و قواره شاخصی پیدا کرده است. خبر اول در قالب ویدئوی کوتاهی بود از تجمع خانواده های زندانیان در مقابل اوین. اینکه زنان چادری در کنار زنان مانتویی صف اعتراض واحدی

جنبش رسانه خود را می خواهد

به اکبر گنجی و همراهانش ما مردم در سی سال گذشته چیزهای بسیار یاد گرفته ایم. بحرانهایی که از سر گذرانده ایم به ما نشان داده است چقدر مهم است که دستگاه قضا مستقل از سیاست باشد که نبوده است. بر قوانین خردمندانه و بی تبعیض و روزآمد اتکا داشته باشد که نداشته است. چقدر مهم است که صف بندی های

مصباح: مردم حق حاکمیت ندارند  مصباح به «مشروعیت مردمی» نه‌تنها معتقد نیست، بلکه «مقبولیت» را نیز از آن مردم نمی‌داند؛ فقط معتقد است که مردم به ولی فقیه «عینیت» می‌بخشند: «مردم هیچ مشروعیتی به حکومت فقیه نمی‌دهند، رای و رضایت آنان باعث به وجود آمدن آن می‌شود… با این تحلیل، انتخابات زمینه‌ای برای کشف رهبری می‌شود، نه اینکه به او

از منبر موعظه تا کارنامه بیست ساله

آقای خامنه ای ۲۰ سال است عادت کرده متکلم وحده باشد. آقا خودش را مثل مراجع می داند. حرف را می زند تا مستمع هم گوش کند و یاد بگیرد و مساله اش حل شود. اما فراموش می کند که او مسئول است. مسئول هم به زبان ساده یعنی کسی که از او سوال می شود در باره کارهایی که

خبررسانی به ملت بر اساس مصلحت دولت

آیت الله جعفر سبحانی از علمای قم روز شنبه دردیداری با مسئولان خبرگزاری فارس نکاتی را در باره خبر و شیوه اطلاع  رسانی از دید اسلامی خودمطرح کرد   که خوب است در آن درنگ کنیم. در دیدگاه آقای سبحانی خبر اصلا از آن رهبر کشور و مقامات است و باقی مردم اگر مصلحت باشد باید باخبر شوند. با اینهمه نیاز

تظاهرات: بازیگوشی، بی نظمی و سرخوشی

در باره نتایج و پیامدهای خطبه های رفسنجانی زیاد بحث شد امروز و خواهد شد. فشار خردکننده ای بر آخرالزمانی ها گذاشته شده و آنها بزودی خود را با بن بست هایی روبرو می بینند که دیگر از پس اش برنخواهند آمد. حرکت خامنه ای با همه طراحی ها و پشتیبانی ها به آخر رسیده و در چنته چیز تازه

تحلیل دو-پایه و پیش بینی حرکت رفسنجانی

بیشتر آنچه این روزها در باره نماز جمعه ۲۶ تیرماه می خوانم حاوی انتظارات از رفسنجانی است. گروهی از دوستان نیز هشدار می دهند که نباید انتظار زیادی از رفسنجانی داشت. من تلاش می کنم وضعیت را برای حرکت رفسنجانی در صفحه شطرنج ایران آنچنان که خود می فهمم ترسیم کنم. محور کلیدی سخن من این است که موازنه قدرت

عدم خشونت یعنی طرد اوباشیگری، حزب الله بازی و کیهان نویسی

اینطور نیست که ادعا کنیم طرفدار عدم خشونت ایم و یکباره از خشونت عاری شده باشیم. اینطور نیست که چون در راه جنبش سبز و سفید قدم می زنیم هر کار خواستیم می توانیم بکنیم. از ما کسی قبول نمی کند اگر ادعای دموکراسی خواهی داشتیم اما رفتارمان تکروانه و آسیب رسان و هتاکانه بود. عدم خشونت فقط سکوت در

بی بی سی را بی اعتبار نکنیم

دوستان جوان نباید خام تندروی ها شوند و نباید ابزار کودتاچی هایی شوند که از رسانه متنفرند. از بی بی سی انتقاد کنید اما آن را متهم و محکوم و رد و طرد نکنید. این خطای بزرگی است. آنها که بی بی سی را به کوتاهی و بی اعتنایی به جنبش مردم ایران متهم می کنند لزوما همه دلسوز رسانه

فرقه آخرالزمان

یادداشت سرسخن برای شماره ۱۹ روزنامه نگاران ایرانی    این نوشته را به عنوان سرمقاله و سخن نخست یاد می کنند اما واقعیت این است که آخرین مقاله از نوشته ها و بنابرین سخن آخر است البته برای شما که ممکن است از این یادداشت خواندن را شروع کنید همان سخن نخست است ولی توصیه می کنم این را آخر بخوانید

روزنامه نگاران ایرانی: تحلیل وضعیت و چه باید کرد

سرانجام این هم شماره تازه روزنامه نگاران ایرانی. فعلا بنا به سنت شماره های قبلی نشریه در وبلاگ سردبیر مهمان، این بار سیبستان، منتشر می شود تا خود سایت نشریه (+) هم به روز شود. از همه دوستانی که دعوت مرا پذیرفتند و یادداشت و مقاله و تحلیل فرستادند سپاسگزارم. روی هر صفحه کلیک کنید تا صفحه را در اندازه بزرگ ببینید.

بهار خبر و آفت های آن

برای خبر نوشتن مثل زمین فوتبال باید به میدان رفت و توپ زد. در این یادداشتها تلاش می کنم در احترام به موج خبر-نگاری جدید تجربه های خودم را با دوستان جوانترم مطرح کنم. نیوزبان که سایتی برای نقد خبر است محل انتشار این یادداشتها خواهد بود: برای هیچ روزنامه نگاری چیزی بدتر از خماری بی خبری نیست. مثل دکان

عدم خشونت کافی نیست؛ …بسیار خوب! اما فقط یک پای دویدن است

من وارد بحث شورای نگهبان نمی شوم. به نظر من این آخرین فرصتی بود که آقای خامنه ای برای ترمیم بحران اعتماد می توانست از ان استفاده کند اما از دست داد. حالا بهتر است گامهای بعدی را بررسی کنیم. بازی در میانه راه است. فعلا شورای نگهبان می تواند به رختکن برود. در یک نگاه، نظام ولایی-سلطانی برای مهار بحران دو

از طناب دروغ به آسمان نمی توان رفت

دوستان مان را بازداشت می کنند، مردمان مان را از زن و مرد و کوچک و بزرگ لت و کوب می کنند، ملت مان را سوگوار کرده اند، چشم در چشم ما می دوزند و دروغ می گویند، ستمگری را با اوباشیگری آمیخته اند و رجاله ها را به جان مردم انداخته اند. امنیت کار و خانه و زندگی و

نسل دوم بیت سیاسیون یا جنگ فائزه و مجتبی

زمانی معمای کوچکی را با دوستان مطرح می کردم در باره اینکه آینده ایران دست چه کسانی خواهد بود. شماری از آنها فکر می کردند منظور اپوزیسیون خارج از کشور است و جوابی در آن راستا می دادند. شماری دیگر اصلاح طلبان را دارای آینده می دیدند. و هر کسی بر اساس تحلیل خود که خارج از عرف سیاسی نبود پیش

آنها که تحمیل کردند و آنها که تحمل کردند این روزها گذشته از «گفتگو»هایی که در بالا وجود دارد درگیریهای کلامی بین مردم هم زیاد است. ظاهرا بین طرفداران احمدی نژاد و طرفداران موسوی. برای ما مردمی که فرهنگ شنیدن صدای مخالف بینمان رواج ندارد و کمتر نهاد یا فردی در تولید چنین فرهنگی می کوشد مسلما آسان نیست که بشنویم کسی

خامنه ای در صد سال پیش

  تاریخ ما به نحو شگفت آوری همچنان با تاریخ عهد قاجاری پیوند دارد و اینجا و آنجا آن را تداعی می کند. هنوز آنچه صد سال پیش شروع کرده ایم ناتمام مانده است. هنوز دشمنان قدیم ما در کارند و دست در دست دشمنان جدید دارند. امروز تمام روز به مساله رفسنجانی و خامنه ای فکر می کردم. اینکه رفسنجانی خود

رای من کو؟ – یعنی: نمی توانی مرا حذف کنی

سی سال پیش وقتی نسل ما در گرماگرم انقلاب بود ایده های دیگری داشت. دنبال حکومت اسلامی بود. دنبال نابودی امپریالیسم بود. می خواست پرولتاریا بر جهان حکم براند که تعبیر اسلامی اش می شد مستضعفین. به خیال خودمان معادل قرآنی ایده انقلابی مارکس را پیدا کرده بودیم. نسل ما مسلمان بود اما زیر سایه مارکسیسم رشد کرده بود. مخالفت