کريم و گلی امامی
<
کريم امامی هم درگذشت
داريم يکی يکی از دست می‌دهيم، ستون‌های ستبر فرهنگ و هنر کشورمان را. هنوز داشتم حرکات صورت زنده‌ياد
فريدون ناصری را در ذهنم مرور می‌کردم که سه چهار سال پيش ديده بودمش و حيرت کرده بودم از بزرگی، دانش و خلاقيتش که خبر فروريختن ستونی ديگر را يوسف به من می‌دهد. دوران آدم‌های بزرگ دارد تمام می‌شود انگار. مجموعه‌ی چند نويسنده و هنرمند معاصر و تازه را بايد در هم بچلانی تا بشود يکی مثل فريدون ناصری يا کريم امامی؟ نمی‌دانم. کريم امامی تنها افتخاری نبود بر تارک فرهنگ و ادبيات ايران؛ ترجمه‌های استوار او از ادبيات و شعر فارسی به انگليسی غيرايرانی‌ها را هم وامدار او کرده بود. مترجم فارسی به انگليسی (هم‌چون برگردان مشهور اشعار سهراب و خيام)  مترجم انگليسی به فارسی (هم‌چون رمان برجسته‌ی گتسبی بزرگ)، ويراستار (سرويراستار انتشارات فرانکلين)، پيشگام صنعت نشر نوين (هم‌چون مديريت انتشارات سروش)، ناشر (نشر زمينه)، نويسنده (هم‌چون کتاب ارزشمند “از پست و بلند ترجمه”)؛ اين‌ها همه نمونه‌هايی از توانايی‌های برجسته‌ی بزرگ‌مردی بود که پس از ماه‌ها تحمل رنج مصيبت‌بار سرطان، سرانجام سر به خاکِ سرد ايران گذاشت. صبح روز يک‌شنبه ۱۹ تيرماه ساعت ۸ صبح از مقابل منزلش در خيابان فرشته تشييع می‌شود و سه‌شنبه ۲۱ تيرماه به يادش گرد هم می‌آيند. اکنون همسر فرهيخته‌اش گلی امامی دردمند از دست دادن اوست و ما مضطربِ فردايی بی‌ستون، بی‌آفتاب، بی‌باران و بی‌افتخار.

۰۰:۵۷ | link |

از خوابگرد

تا به لندن بازگردم و چندکلمه ای از آن مرد نازنين بگويم. گلی خانم عزيز آرام باشی گرچه آرامت رفت.

مطالب دیگر

ماه کاشغر

شب رفتم گردشی کوتاه در بازارچه نزدیک هتل. با خود قرار داشتم که شب بازار را هم ببینم. ساعت 10 شب غروب می شود. پس