دایی جوادآقا، مرد خدا، متجدد سنتگرا
دایی جوادآقا یا آنطور که پای آن تابلوی بزرگ "الله" محصور به گلهای فراوان و رنگهای درخشان نوشته شده بود محمدجواد پورمرادی – همان تابلویی که برای تولد برادرم حمید هدیه آورده بوده و من وقتی سواددار شدم می توانستم بخوانم – مظهر یک آقای به تمام معنا بود. مهری که مادرم به این دایی کوچک اش داشت که فقط 4 سال از او بزرگتر بود هم به او موقعیت ویژه ای می بخشید در خانه ما و در مجلس های ما. دایی جوادآقا مجموعه بهترین چیزهایی بود که سنت می توانست در آدم پرورش دهد و همزمان مجموعه بهترین