تاجیکستان کشوری دو زبانه: به عنوان ناظر همراه با زرینه خوشوقت در یک کنفرانس خبری شرکت می کنم که آسیا پلاس از قدرت های بزرگ رسانه ای در تاجیکستان ( صاحب رادیو اف ام، خبرگزاری، هفته نامه) برگزار می کند تا برنامه خود را برای مسابقه پرطرفدار انتخاب ترانه سال معرفی کند.حضور خبرنگاران جوان که تقریبا همگی دور و بر ۲۵ سال سن دارند مرا خوشحال و شگفت زده می کند. نیم آنها دختران جوان تحصیلکرده در روزنامه نگاری اند. فعال و با چشمان پرسشگر و پرنشاط. و خوش پوش! از دوسال پیش که اینجا بودم تعداد روزنامه ها بیشتر

شوک انتخاباتی اکتبر

در محافل رسانه ای در این ماهها هر از گاهی این بحث بود که نزدیک به روز انتخابات در آمریکا باید منتظر یک خبر داغ بود. معمولا بحث از این بود که این بار به جای صدام حسین احتمالا یک روز از خواب برمی خیزیم و می بینیم بن لادن است که دستگیر شده است. صحبت از این بود که خب آمریکایی ها می دانند که بن لادن کجاست اما گذاشته اند این بیگ نیوز خود را در زمان مناسب فاش کنند تا حداکثر بهره برداری را از آن بکنند.معلوم شد این حدس و گمان ها بیراه نبوده است. اما این بار

از نثر زیبایش لذت می برید یا از نوستالژی خواستنی اش خود دانید: از خستگی و کار زیاد اصلا نتوانستم از این روز قشنگ لذتی ببرم. آسمان را تنها در دو نظر دیدم.دوسه روز آینده را هم سخت سرگرم دفع جهل و کسب علم خواهم بود. چند روز است که نتوانسته ام فیلمی تماشاکنم. در عوض آنقدر روزنامه های مهم دهگانه ی این جزیره ی خضرا را که هشتصد روزنامه دارد ورق زده ام که دیگر معنی کلمات را نمی فهمم. دنبال چیزی می گردم مثل یک کاشی کوچک، مثل یک تکه آینه ی شکسته، مثل یک تکه کاغذ لای دیوار،

القاعده ایرانی: یکی از خطرات جدی شرایط فعلی سربرآوردن جریاناتی است که صدای پای خشونتهای القاعده ای و زنده شدن تفکر قتلهای زنجیره ای از آن به گوش می رسد. با این تفاوت که این بار اینها به عنوان تئوریسین، بدون وابستگی به حکومت، از موضع ارزشی و انقلابی سخنانی را در شرایط حساس فعلی مطرح می کنند که یقیناً امنیت ملی را هدف قرار داده اند. دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی موازی و غیر موازی هم یقیناً اگر از موضع امنیت ملی به این مسأله توجه کنند حتماً همین عقیده را خواهند داشت.سخنرانی های CD شده  یکی از دکترین های این

افسانه جهانی شدن هنر و ادبیات ما

خب ممنون از رامین جهانبگلو که تکلیف ما را روشن کرد و فرمود: “در اکثر رشته‌‏های هنری سخن تازه‌‏ای برای امروز نداریم.” این تازه ترین نمونه از زنجیره گوئیا بی پایان اظهارنظرهای ناامیدانه روشنفکران ماست که من از سالها پیش به این سو شنیده ام. محور همه این اظهارنظرها این است که: “نداریم”. رند عالم سوزی سالیانی پیش مرا از این گفتمان ناامیدی نجات داد و در گوشم خواند که: اینهمه گفتن از نداریم نداریم؛ خب برادر تو که عمری صرف اعلان این نداریم ها کردی رفتی گوشه ای از این نداشته ها را داشته کنی؟ آن موقع می گفتند نقد

شارون مبشر صلح

به مناسبت تصویب طرح شارون در پارلمان اسرائیل برای خروج یکجانبه از نوار غزه. – فکر کنم دیگر چیزی برای ویران کردن در غزه باقی نمانده بود. نزدیک بودن انتخابات آمریکا را هم از نظر دور نداشته باشید. کاریکاتور نقل شد از: گاردین، ۲۷ اکتبر (به این کاریکاتور لینک ندارد یا من نتوانستم در سایت گاردین پیدا کنم. اسکن کردم! – نمی شد ازش گذشت.)  

بنیاد نیکوکاری ورارود ثبت شده در بریتانیا برای کمک به تاجیکستان. مدیر: زهرا جزایری (عکس روی جلد بروشور: مهدی جامی، نشانه: حمید جامی)

بعضی روزها

در راه که می آیم صفحه ای از گاردین را می خوانم در نقد و ستایش جان لاک و تاثیر او بر فرهنگ بریتانیایی. فکر می کنم متفکرانی که بر ما تاثیر گذاشتند کیان بودند؟ ایرانی هم در میانشان بود؟ یا هر که بود فرانسوی بود و با ترجمه های ناقص و ناتمام بر ما تاثیر گذاشت؟ یا اگر ترجمه درستی شد از تفکر پسینی و پیشینی او با خبر نشدیم و هیچگاه او را در ظرف زمانی اش نشناختیم و ندیدیم. یا اگر ایرانی بود بزودی از خجالت اش درآمدیم و انتقام ایستایی خود را از پویایی او گرفتیم. فیلم

Tajik Compiled by Azam NematiOctober 24, 2004iranian.comThe long wait is over! The beautiful, memorable and everlasting songs by the legendary singer Tajik can be enjoyed time and again in the greatest hits album “Nakhlestaan“. I find it amazing how many people remember the lyrics of Nakhlestaan or Maygoon. I was a child when those songs were released but I loved the voice even then. Tajik is truly a unique singer and his beautiful voice has no parallel. I love every song on this album and listen to them every day. My sincere gratitude to Dr. Meshginpoosh for converting the album

یاس و نخلستان

آخرین بار که با لذت ترانه های عامه پسند را شنیدم در عین خوش بود. در همان دوره سربازی هم بود که پیوند خود را با هر چه که مردمی است و از مردم بازیافتم. سالها بود که در کتاب زیسته بودم. سربازی و جبهه مرا به زندگی مردم وارد کرد. امشب که بار دیگر لذت شنیدن ترانه های محبوب نوجوانی ام را پیدا کردم تا سالهای دهه ۴۰ و اوایل ۵۰ بازگشتم. در خیابانهای معصومیت مشهد. یادم هست که عاشق بودم. سفری رفته بودم به اهواز و بعد از یکماهی به شهرم بازمی گشتم. دختری که دوست می داشتم گویی

به اندازه تیراژ یک روزنامه ترک هم کاغذ روزنامه نیست

بحران کاغذ به شرق رسید. دیروز تا ساعت ۵ بعد ازظهر شرق کاغذى براى چاپ نداشت و عاقبت آنقدر کاغذ فراهم شد که تنها ۲۴ صفحه از روزنامه به چاپ برسد، همان طور که مى بینید صفحات زندگى فقط به دلیل نبود کاغذ از روزنامه امروز غایب است.بحران کاغذ چند ماهى است که گریبان مطبوعات را گرفته است البته این کیمیا شدن کاغذ بیشتر به جراید غیر دولتى لطمه مى زند، وگرنه نشریاتى که بودجه دولتى و امکانات عمومى را در دست دارند،یا ذخیره کاغذ خود را از قبل مهیا کرده اند و یا آنقدر تمکن مالى دارند که بتوانند با قیمت بالا کاغذ را از

Gabriel Garcia Marquez: Love, passion and a melancholy man By Nicholas Caistor 23 October 2004Independent It is rare for a publisher to rush forward publication of a novel to try to pre-empt pirate editions. But this week, Norma publishers in Colombia have been forced to bring out the latest book by Gabriel Garcia Marquez after illegal vendors had apparently sold more than 13,000 cheap copies on the streets of his home country of Colombia.Of course, Garcia Marquez is no ordinary novelist, and his latest book, in Spanish called Memorias de Mis Putas Tristes (in English, Memories of My Melancholy Whores)

افسون سفر: در راه که می آیم، گاه با طاق نماهای صحن و ایوان سالخورده جایی همصدا می شوم و از آن پایین می گردم بدنبال جانمایه های بودنم لابلای پیچ و تاب اسلیمی های چنبره زده روی گنبدی یا چفدی بر بلندای ایوانیغروب که می شود لب حوض جا می مانم، پای رفتن برایم نمی ماند، آسمان با زمین گره می خورد و بنای ملکوتی اش را با صدایی آشنا و خوش الحان در کالبدی استوار میان نهانخانه پر عطشم خشت به خشت از تار و پود نگاهی که کشانیده ام تا بدانجا شکل می دهد، حی علی الصلاه 

دانی کجاست جای تو؟ خوارزم یا خجند

شنبه ۲ آبان ۸۳ گزیده یاداشتهای سفر به ازبکستان و تاجیکستان ؛ بخش چهارم دوشنبه،۳۰ آوریل: دیدار با استاد فلکدولتمند در دو سالی که ندیده امش کلی لاغر شده است. خودش می گوید ۱۳ کیلو وزن کم کرده. مدتی طولانی بیمار بوده است. تازگی یکی از پسرانش هم در تصادف سختی مجروح و بستری شده. اختلاف درازمدت اش با تلویزیون و مدیر سابق آن هم دلسرد و دلشکسته اش کرده. با آنکه مدیر کهنه حال رفته و مدیر نو شخصی دانشگاهی و فرهنگدوست است و در همین چند ماهی که آمده به دلجویی هنرمندان و از جمله دولتمند برخاسته اما

دنیای کافکایی نمایشگاه ناجا: …از عکسهای معتادان و متکدیان که بگذری به عکس دخترانی برمیخوری که در حال قدم زدن هستند ، هر چه سر تا پایشان را نگاه می کنی نشانی از آسیب اجتماعی در آنها نمی بینی و وقتی ناچار از مسؤول غرفه در این باره سؤال میکنی در پاسخ میگوید این افراد به تنهایی در حال ولگردی هستند.حالا که با دیدن این غرفه، کاملا خطر حضور دختران در جامعه را درک کردی ، نوبت به فاجعه بعدی میرسد که نیروی انتظامی تنها نهادی است که از وقوع و شدت آن آگاه شده است! در غرفه حفاظت اطلاعات

رویاهای هسته ای ما ایرانیان

ما ایرانی ها اهل قمار نیستیم اما از ریسک های بزرگ لذت می بریم. شاید به همین دلیل است که بیشتر مردم صرف نظر از گرایش سیاسی خود ظاهرا از توانمند شدن ایران در عرصه قدرت هسته ای حمایت می کنند.فرانسیس هریسون خبرنگار بی بی سی در تهران در پایان گزارشی شنیدنی در این باره، که در آن نظرات مردم تهران را منعکس می کند، می گوید: دستیابی به توان هسته ای دیگر یک مساله اقتصادی یا سیاسی نیست؛ امروز  این موضوع به غرور ملی تبدیل شده است. در معناشناسی این غرور ملی کمی تامل کنیم:۱ ایرانیان از وارد شدن به بازی بزرگان لذت

خودمحوری روشنفکر ایرانی: محمد حقوقی در گفتگویی به مناسبت همایش شعر معاصر فارسی در ایران که درآن شاعران فارسی زبان غیر ایرانی هم شرکت دارند گفته است: شعر تاجیکستان و افغانستان و ازبکستان اصلا قابل مقایسه با شعر ایران نیستند و در کنار هم قرار گرفتن شاعران این کشورها اصلا سودی برای شاعران ایران در بر نخواهد داشت. جنابشان به قول ایلنا در ادامه تصریح کرده اند: شعر افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان در مقامی نیستند که در کنار شعر معاصر ما قرار بگیرد چه برسد به این بخواهد ابراز وجود کنند. (پایان نقل از ایلنا)فکر کردم درست که ما جماعت ایرانی گاه

شش سوال از ایران

نیویورک تایمز – برای نمایش کامل این گزارش چندرسانه ای کلیک کنید. این را هم بگویم که من بیشتر از محتوای گزارش از شیوه ساختن و انتقال پیام در آن لذت بردم. دلیل آمدنش در اینجا هم همین است. وگرنه حرف تازه ای درش نیست. وقتی می دیدم فکر کردم: چه ساده می شود گزارش تهیه کرد و چه سخت است راههای ساده را یافتن! به هر حال یک گزارش حرفه ای تمام عیار است با ایده/کارگردانی خوب.

جامعه شناسی سیاسی فساد: خیلى بعید است که یک مقام عالى رتبه جمهورى اسلامى نداى «زنده باد فساد!» سر دهد. اما این اسم کتاب تازه على ربیعى مشاور سیدمحمد خاتمى رئیس جمهور و از مسئولان دبیرخانه شوراى عالى امنیت ملى است. على ربیعى که سال هاى زیادى از عمر سیاسى-حرفه اى خود را با دغدغه هاى امنیتى گذرانده است در حاشیه وظایف کارى اش دریافته که باید ریشه بحران هاى امنیتى را نه فقط در حکومت یا اپوزیسیون که در جامعه جست وجو کرد. پس از کتاب قبلى او که به بررسى شکاف هاى نسلى جامعه ایران در واقعه دوم خرداد مى پرداخت اکنون على ربیعى به جامعه شناسى سیاسى فساد در دولت هاى جهان

اجماع جهانی: بیزاری از جنگ و اشغال

هوا سرد بود و بارانی. از روی هر کدام از پل های تمس که رد شوی سردتر هم می شود. اما آنها سردشان نبود. هزاران زن و مرد و کوچک و بزرگ. با آزادترین شعارهای سیاسی که بتوان در یک تظاهرات سیاسی تصور کرد. و از همه رنگ و نژاد و مذهب. و دامنه تقاضاها از عراق تا فلسطین. از بوش تا بلر. از جنگ عادی تا نبرد هسته ای. و یکصدا از اشغال عراق می گفتند. سرود می خواندند. شعار می دادند. می ایستادند. می نشستند. می دویدند. از همه جا آمده بودند. با بچه هاشان. با پلاکاردهاشان. با سر

بچه های خجند – از مجموعه بچه های تاجیکستان (منتشر نشده)، عکس از مهدی جامی

وبلاگ و خود درمانی: در روانشناسى جدید، گفته مى شود که بازگو کردن درون براى روانپزشک بهترین وسیله براى کشف نارسایى ها و پیدا کردن راه براى زدودن کاستى هاى روانى است. اصولاً طرح «ناخودآگاه» به صورت آگاهانه است که مى تواند درمان ساز باشد. این درمان به قول ژاک لاکان مى تواند تنها از طریق «گفتمان» و «گفت وگو» به دست آید. وبلاگ را مى توان یکى از بهترین بستر هاى غیر سازماندهى شده گفتمان هاى پراکنده در جهان معاصر دانست که مى توانند به یک «درمان عمومى» تبدیل شوند. یکى از مشکلات عصر جدید نبود گوش هاى کافى براى شنیدن صدا هاى درونى انسان است. صداهایى که گاهى به گلوله اى تبدیل مى شوند که

معمای خشونت و اسلام در چشم برنده نوبل ادبی

 ناچارم باز بگویم که اگر قصه همین است که روایت شده یا مثلا اگر ترجمه درست باشد و گزاره هایی از این قبیل، نظر من این است و آن. من به ترجمه بدیین ام. خاصه ترجمه متن های سیاسی. (در باره ترجمه های بد از متن ها و گفتارهای فلسفی و تئوریک و شعری و مانند آن هم همین بدبینی را دارم ولی فعلا از بحث من بیرون است.) و همچنین ترجمه متنی بیرون از ظرف زمانی خود (مثل همین مقاله:) حسین نوش آذر ترجمه ای از مقاله ای منتشر کرده که گویا پس از حملات ۱۱ سپتامبر، خانمی که امسال

رابطه آذر نفیسی و پل ولفوویتس:  «پل ولفو ویتس» که به عنوان مشاور امنیتی دولت آمریکا از طراحان اصلیِ اشغال نظامیِ عراق به شمار می رود در زمرهء آشنایان خانم نفیسی است. او چند سال پیش در مقام رییس «دانشکدهء مطالعاتِ پیشرفتهء بین المللی» (SAIS) در دانشگاه جانز هاپکینز، خانم نفیسی را به عنوان استاد علوم سیاسی به استخدام خود در آورد. هفته نامهء «نیوریپابلیک» ، که حامیِ سیاست های اسراییل در خاورمیانه است، نیز توسط سردبیر بخش ادبی و فرهنگی خود، در مطرح کردن و موفقیت کتاب «بازخوانی لولیتا در تهران» نقش داشت. پس از آنکه این کتاب، برخلاف انتظار اولیهء

حراج زنانگی: گزارشی قدیمی است. در وبگردی هایم امروز یافتم. نه زبان ویراسته ای دارد نه خوب تایپ شده است. مهم نیست. اما این صریح ترین ( و تنها؟) گزارش مصور در باره بازارهای اجاره زنان در تایلند است به فارسی. و در وبسایتی داخلی: زنان. گزارش فریبا داودی مهاجر که برای کنفرانسی در باره زنان آنجا بوده است. نام گزارش را حراج زنانگی گذاشته اما فکر می کنم آنچه به واقعیت نزدیک تر است چیزی شبیه “کارگران سکس” است. کارگرانی که هر چه کار می کنند همچنان فقیر می مانند.

محمد علی ابطحی. کار: هادی حیدری (نقل از: هادیتون)

وزن کلمات

صفحه اول شرق روز سه شنبه را که ببینی فکر می کنی “مرگ فیلسوف پیچیده” شب پیش اتفاق افتاده است. من نتوانستم روزنامه را به صورت پی دی اف ببینم. می خواستم مطمئن شوم که واقعا این مطلب اصلی صفحه اول نسخه کاغذی است یا صرفا نشر اینترنتی. اگر این واقعا مطلب صفحه اول است به نظرم خطایی جدی است.نمی دانم حامد یوسفی می دانسته که برای صفحه اول می نویسد یا این تصمیم دیگران بوده که نوشته او در باره ژاک دریدا در اینجا قرار گیرد. هیچ چیزی در این نوشته نشان نمی دهد که برای صفحه اول یک روزنامه پر

Our debt to Derrida LeaderMonday October 11, 2004The Guardian Jacques Derrida, the French scholar who died on Friday, had a dramatic impact on the study of literature in the postwar period. His theory of deconstruction has influenced – consciously or unconsciously – a great deal of modern scholarship and seeped inexorably into other arenas and media, from George Bush’s election advertising to architectural criticism. Yet his theories remain controversial. For many, Derrida personified the worst type of “French fraud”, in the manner of Jean-François Lyotard and Michel Foucault, impenetrable theorists who spouted nonsense. Yet much criticism of Derrida’s work was

ایرانیان دات کام

 جهانشاه جاوید آدمی دوست داشتنی است. من او را جدی ترین و به اعتباری برجسته ترین روزنامه نگار ایرانی در وب می دانم. یک تنه کاری می کند که معمولا یک تیم انجام می دهد. به جدیت و پشتکار و سرسختی او در عین صمیمیت فوق العاده اش ایمان دارم و سخت احترام می گذارم. زنی هم دارد که مثل خودش شاد و صمیمی و زندگی خواه است و دانا. یک جفت عالی. این یادداشت را به مناسبت فرم جدید ایرانیان دات کام می نویسم. بزرگترین و فعال ترین مجله ایرانی در وب به انگلیسی ( و گاه فارسی!). این فرم

There’s no deconstruction without the memory of the tradition: I started with the tradition. If you’re not trained in the tradition, then deconstruction means nothing. It’s simply nothing. I think that if what is called “deconstruction” produces neglect of the classical authors, the canonical texts, and so on, we should fight it. . . . I’m in favor of the canon, but I won’t stop there. I think that students should read what are considered the great texts in our tradition. . . . Students could develop, let’s say, a deconstructive practice — but only to the extent that they