افسانه جهانی شدن هنر و ادبيات ما

خب ممنون از رامين جهانبگلو که تکليف ما را روشن کرد و فرمود: “در اكثر رشته‌‏هاي هنري سخن تازه‌‏اي براي امروز نداريم.” اين تازه ترين نمونه از زنجيره گوئيا بی پايان اظهارنظرهای نااميدانه روشنفکران ماست که من از سالها پيش به اين سو شنيده ام. محور همه اين اظهارنظرها اين است که: “نداريم”. رند عالم سوزی ساليانی پيش مرا از اين گفتمان نااميدی نجات داد و در گوشم خواند که: اينهمه گفتن از نداريم نداريم؛ خب برادر تو که عمری صرف اعلان اين نداريم ها کردی رفتی گوشه ای از اين نداشته ها را داشته کنی؟ آن موقع می گفتند نقد

شارون مبشر صلح

به مناسبت تصويب طرح شارون در پارلمان اسرائيل برای خروج يکجانبه از نوار غزه. – فکر کنم ديگر چيزی برای ويران کردن در غزه باقی نمانده بود. نزديک بودن انتخابات آمريکا را هم از نظر دور نداشته باشيد. کاريکاتور نقل شد از: گاردين، 27 اکتبر (به اين کاريکاتور لينک ندارد يا من نتوانستم در سايت گاردين پيدا کنم. اسکن کردم! – نمی شد ازش گذشت.)  

بنياد نيکوکاری ورارود ثبت شده در بريتانيا برای کمک به تاجيکستان. مدير: زهرا جزايری (عکس روی جلد بروشور: مهدی جامی، نشانه: حميد جامی)

بعضی روزها

در راه که می آيم صفحه ای از گاردين را می خوانم در نقد و ستايش جان لاک و تاثير او بر فرهنگ بريتانيايی. فکر می کنم متفکرانی که بر ما تاثير گذاشتند کيان بودند؟ ايرانی هم در ميانشان بود؟ يا هر که بود فرانسوی بود و با ترجمه های ناقص و ناتمام بر ما تاثير گذاشت؟ يا اگر ترجمه درستی شد از تفکر پسينی و پيشينی او با خبر نشديم و هيچگاه او را در ظرف زمانی اش نشناختيم و نديديم. يا اگر ايرانی بود بزودی از خجالت اش درآمديم و انتقام ايستايی خود را از پويايی او گرفتيم. فيلم

Tajik Compiled by Azam NematiOctober 24, 2004iranian.comThe long wait is over! The beautiful, memorable and everlasting songs by the legendary singer Tajik can be enjoyed time and again in the greatest hits album “Nakhlestaan“. I find it amazing how many people remember the lyrics of Nakhlestaan or Maygoon. I was a child when those songs were released but I loved the voice even then. Tajik is truly a unique singer and his beautiful voice has no parallel. I love every song on this album and listen to them every day. My sincere gratitude to Dr. Meshginpoosh for converting the album

ياس و نخلستان

آخرين بار که با لذت ترانه های عامه پسند را شنيدم در عين خوش بود. در همان دوره سربازی هم بود که پيوند خود را با هر چه که مردمی است و از مردم بازيافتم. سالها بود که در کتاب زيسته بودم. سربازی و جبهه مرا به زندگی مردم وارد کرد. امشب که بار ديگر لذت شنيدن ترانه های محبوب نوجوانی ام را پيدا کردم تا سالهای دهه 40 و اوايل 50 بازگشتم. در خيابانهای معصوميت مشهد. يادم هست که عاشق بودم. سفری رفته بودم به اهواز و بعد از يکماهی به شهرم بازمی گشتم. دختری که دوست می داشتم گويی

به اندازه تيراژ يک روزنامه ترک هم کاغذ روزنامه نيست

بحران كاغذ به شرق رسيد. ديروز تا ساعت ۵ بعد ازظهر شرق كاغذى براى چاپ نداشت و عاقبت آنقدر كاغذ فراهم شد كه تنها ۲۴ صفحه از روزنامه به چاپ برسد، همان طور كه مى بينيد صفحات زندگى فقط به دليل نبود كاغذ از روزنامه امروز غايب است.بحران كاغذ چند ماهى است كه گريبان مطبوعات را گرفته است البته اين كيميا شدن كاغذ بيشتر به جرايد غير دولتى لطمه مى زند، وگرنه نشرياتى كه بودجه دولتى و امكانات عمومى را در دست دارند،يا ذخيره كاغذ خود را از قبل مهيا كرده اند و يا آنقدر تمكن مالى دارند كه بتوانند با قيمت بالا كاغذ را از

Gabriel Garcia Marquez: Love, passion and a melancholy man By Nicholas Caistor 23 October 2004Independent It is rare for a publisher to rush forward publication of a novel to try to pre-empt pirate editions. But this week, Norma publishers in Colombia have been forced to bring out the latest book by Gabriel Garcia Marquez after illegal vendors had apparently sold more than 13,000 cheap copies on the streets of his home country of Colombia.Of course, Garcia Marquez is no ordinary novelist, and his latest book, in Spanish called Memorias de Mis Putas Tristes (in English, Memories of My Melancholy Whores)

افسون سفر: در راه که می آیم، گاه با طاق نماهای صحن و ایوان سالخورده جایی همصدا می شوم و از آن پایین می گردم بدنبال جانمایه های بودنم لابلای پیچ و تاب اسلیمی های چنبره زده روی گنبدی یا چفدی بر بلندای ایوانیغروب که می شود لب حوض جا می مانم، پای رفتن برایم نمی ماند، آسمان با زمین گره می خورد و بنای ملکوتی اش را با صدایی آشنا و خوش الحان در کالبدی استوار میان نهانخانه پر عطشم خشت به خشت از تار و پود نگاهی که کشانیده ام تا بدانجا شکل می دهد، حی علی الصلاة 

دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند

شنبه 2 آبان 83 گزيده ياداشتهای سفر به ازبکستان و تاجيکستان ؛ بخش چهارم دوشنبه،30 آوريل: ديدار با استاد فلکدولتمند در دو سالی که نديده امش کلی لاغر شده است. خودش می گويد 13 کيلو وزن کم کرده. مدتی طولانی بيمار بوده است. تازگی يکی از پسرانش هم در تصادف سختی مجروح و بستری شده. اختلاف درازمدت اش با تلويزيون و مدير سابق آن هم دلسرد و دلشکسته اش کرده. با آنکه مدير کهنه حال رفته و مدير نو شخصی دانشگاهی و فرهنگدوست است و در همين چند ماهی که آمده به دلجويی هنرمندان و از جمله دولتمند برخاسته اما

دنيای کافکايی نمايشگاه ناجا: …از عكسهاي معتادان و متكديان كه بگذري به عكس دختراني برميخوري كه در حال قدم زدن هستند ، هر چه سر تا پايشان را نگاه مي كني نشاني از آسيب اجتماعي در آنها نمي بيني و وقتي ناچار از مسؤول غرفه در اين باره سؤال ميكني در پاسخ ميگويد اين افراد به تنهايي در حال ولگردي هستند.حالا كه با ديدن اين غرفه، كاملا خطر حضور دختران در جامعه را درك كردي ، نوبت به فاجعه بعدي ميرسد كه نيروي انتظامي تنها نهادي است كه از وقوع و شدت آن آگاه شده است! در غرفه حفاظت اطلاعات

روياهای هسته ای ما ايرانيان

ما ايرانی ها اهل قمار نيستيم اما از ريسک های بزرگ لذت می بريم. شايد به همين دليل است که بيشتر مردم صرف نظر از گرايش سياسی خود ظاهرا از توانمند شدن ايران در عرصه قدرت هسته ای حمايت می کنند.فرانسيس هريسون خبرنگار بی بی سی در تهران در پايان گزارشی شنيدنی در اين باره، که در آن نظرات مردم تهران را منعکس می کند، می گويد: دستيابی به توان هسته ای ديگر يک مساله اقتصادی يا سياسی نيست؛ امروز  اين موضوع به غرور ملی تبديل شده است. در معناشناسی اين غرور ملی کمی تامل کنيم:1 ايرانيان از وارد شدن به بازی بزرگان لذت

خودمحوری روشنفکر ايرانی: محمد حقوقی در گفتگويی به مناسبت همايش شعر معاصر فارسی در ايران که درآن شاعران فارسی زبان غير ايرانی هم شرکت دارند گفته است: شعر تاجيکستان و افغانستان و ازبکستان اصلا قابل مقايسه با شعر ايران نيستند و در کنار هم قرار گرفتن شاعران اين کشورها اصلا سودی برای شاعران ايران در بر نخواهد داشت. جنابشان به قول ايلنا در ادامه تصريح كرده اند: شعر افغانستان، تاجيكستان و ازبكستان در مقامي نيستند كه در كنار شعر معاصر ما قرار بگيرد چه برسد به اين بخواهد ابراز وجود كنند. (پايان نقل از ايلنا)فکر کردم درست که ما جماعت ايرانی گاه

شش سوال از ايران

نيويورک تايمز – برای نمايش کامل اين گزارش چندرسانه ای کليک کنيد. اين را هم بگويم که من بيشتر از محتوای گزارش از شيوه ساختن و انتقال پيام در آن لذت بردم. دليل آمدنش در اينجا هم همين است. وگرنه حرف تازه ای درش نيست. وقتی می ديدم فکر کردم: چه ساده می شود گزارش تهيه کرد و چه سخت است راههای ساده را يافتن! به هر حال يک گزارش حرفه ای تمام عيار است با ايده/کارگردانی خوب.

جامعه شناسی سياسی فساد: خيلى بعيد است كه يك مقام عالى رتبه جمهورى اسلامى نداى «زنده باد فساد!» سر دهد. اما اين اسم كتاب تازه على ربيعى مشاور سيدمحمد خاتمى رئيس جمهور و از مسئولان دبيرخانه شوراى عالى امنيت ملى است. على ربيعى كه سال هاى زيادى از عمر سياسى-حرفه اى خود را با دغدغه هاى امنيتى گذرانده است در حاشيه وظايف كارى اش دريافته كه بايد ريشه بحران هاى امنيتى را نه فقط در حكومت يا اپوزيسيون كه در جامعه جست وجو كرد. پس از كتاب قبلى او كه به بررسى شكاف هاى نسلى جامعه ايران در واقعه دوم خرداد مى پرداخت اكنون على ربيعى به جامعه شناسى سياسى فساد در دولت هاى جهان

اجماع جهانی: بيزاری از جنگ و اشغال

هوا سرد بود و بارانی. از روی هر کدام از پل های تمس که رد شوی سردتر هم می شود. اما آنها سردشان نبود. هزاران زن و مرد و کوچک و بزرگ. با آزادترين شعارهای سياسی که بتوان در يک تظاهرات سياسی تصور کرد. و از همه رنگ و نژاد و مذهب. و دامنه تقاضاها از عراق تا فلسطين. از بوش تا بلر. از جنگ عادی تا نبرد هسته ای. و يکصدا از اشغال عراق می گفتند. سرود می خواندند. شعار می دادند. می ايستادند. می نشستند. می دويدند. از همه جا آمده بودند. با بچه هاشان. با پلاکاردهاشان. با سر

بچه های خجند – از مجموعه بچه های تاجيکستان (منتشر نشده)، عکس از مهدی جامی

وبلاگ و خود درمانی: در روانشناسى جديد، گفته مى شود كه بازگو كردن درون براى روانپزشك بهترين وسيله براى كشف نارسايى ها و پيدا كردن راه براى زدودن كاستى هاى روانى است. اصولاً طرح «ناخودآگاه» به صورت آگاهانه است كه مى تواند درمان ساز باشد. اين درمان به قول ژاك لاكان مى تواند تنها از طريق «گفتمان» و «گفت وگو» به دست آيد. وبلاگ را مى توان يكى از بهترين بستر هاى غير سازماندهى شده گفتمان هاى پراكنده در جهان معاصر دانست كه مى توانند به يك «درمان عمومى» تبديل شوند. يكى از مشكلات عصر جديد نبود گوش هاى كافى براى شنيدن صدا هاى درونى انسان است. صداهايى كه گاهى به گلوله اى تبديل مى شوند كه

معمای خشونت و اسلام در چشم برنده نوبل ادبی

 ناچارم باز بگويم که اگر قصه همين است که روايت شده يا مثلا اگر ترجمه درست باشد و گزاره هايی از اين قبيل، نظر من اين است و آن. من به ترجمه بدیين ام. خاصه ترجمه متن های سياسی. (در باره ترجمه های بد از متن ها و گفتارهای فلسفی و تئوريک و شعری و مانند آن هم همين بدبينی را دارم ولی فعلا از بحث من بيرون است.) و همچنين ترجمه متنی بيرون از ظرف زمانی خود (مثل همين مقاله:) حسين نوش آذر ترجمه ای از مقاله ای منتشر کرده که گويا پس از حملات 11 سپتامبر، خانمی که امسال

رابطه آذر نفيسی و پل ولفوويتس:  «پل ولفو ويتس» که به عنوان مشاور امنيتی دولت آمريکا از طراحان اصلیِ اشغال نظامیِ عراق به شمار می رود در زمرهء آشنايان خانم نفيسی است. او چند سال پيش در مقام رييس «دانشکدهء مطالعاتِ پيشرفتهء بين المللی» (SAIS) در دانشگاه جانز هاپکينز، خانم نفيسی را به عنوان استاد علوم سياسی به استخدام خود در آورد. هفته نامهء «نيوريپابليک» ، که حامیِ سياست های اسراييل در خاورميانه است، نيز توسط سردبير بخش ادبی و فرهنگی خود، در مطرح کردن و موفقيت کتاب «بازخوانی لوليتا در تهران» نقش داشت. پس از آنکه اين کتاب، برخلاف انتظار اوليهء

حراج زنانگی: گزارشی قديمی است. در وبگردی هايم امروز يافتم. نه زبان ويراسته ای دارد نه خوب تايپ شده است. مهم نيست. اما اين صريح ترين ( و تنها؟) گزارش مصور در باره بازارهای اجاره زنان در تايلند است به فارسی. و در وبسايتی داخلی: زنان. گزارش فريبا داودی مهاجر که برای کنفرانسی در باره زنان آنجا بوده است. نام گزارش را حراج زنانگی گذاشته اما فکر می کنم آنچه به واقعيت نزديک تر است چيزی شبيه “کارگران سکس” است. کارگرانی که هر چه کار می کنند همچنان فقير می مانند.

محمد علی ابطحی. کار: هادی حيدری (نقل از: هاديتون)

وزن کلمات

صفحه اول شرق روز سه شنبه را که ببينی فکر می کنی “مرگ فيلسوف پيچيده” شب پيش اتفاق افتاده است. من نتوانستم روزنامه را به صورت پی دی اف ببينم. می خواستم مطمئن شوم که واقعا اين مطلب اصلی صفحه اول نسخه کاغذی است يا صرفا نشر اينترنتی. اگر اين واقعا مطلب صفحه اول است به نظرم خطايی جدی است.نمی دانم حامد يوسفی می دانسته که برای صفحه اول می نويسد يا اين تصميم ديگران بوده که نوشته او در باره ژاک دريدا در اينجا قرار گيرد. هيچ چيزی در اين نوشته نشان نمی دهد که برای صفحه اول يک روزنامه پر

Our debt to Derrida LeaderMonday October 11, 2004The Guardian Jacques Derrida, the French scholar who died on Friday, had a dramatic impact on the study of literature in the postwar period. His theory of deconstruction has influenced – consciously or unconsciously – a great deal of modern scholarship and seeped inexorably into other arenas and media, from George Bush’s election advertising to architectural criticism. Yet his theories remain controversial. For many, Derrida personified the worst type of “French fraud”, in the manner of Jean-François Lyotard and Michel Foucault, impenetrable theorists who spouted nonsense. Yet much criticism of Derrida’s work was

ايرانيان دات کام

 جهانشاه جاويد آدمی دوست داشتنی است. من او را جدی ترين و به اعتباری برجسته ترين روزنامه نگار ايرانی در وب می دانم. يک تنه کاری می کند که معمولا يک تيم انجام می دهد. به جديت و پشتکار و سرسختی او در عين صميميت فوق العاده اش ايمان دارم و سخت احترام می گذارم. زنی هم دارد که مثل خودش شاد و صميمی و زندگی خواه است و دانا. يک جفت عالی. اين يادداشت را به مناسبت فرم جديد ايرانيان دات کام می نويسم. بزرگترين و فعال ترين مجله ايرانی در وب به انگليسی ( و گاه فارسی!). اين فرم

There’s no deconstruction without the memory of the tradition: I started with the tradition. If you’re not trained in the tradition, then deconstruction means nothing. It’s simply nothing. I think that if what is called “deconstruction” produces neglect of the classical authors, the canonical texts, and so on, we should fight it. . . . I’m in favor of the canon, but I won’t stop there. I think that students should read what are considered the great texts in our tradition. . . . Students could develop, let’s say, a deconstructive practice — but only to the extent that they

انديشه های روز

1  کن بيگلی مهندس بريتانيايی تازه ترين قربانی بربريت جاری در عراق است. اگر در ساير موارد نمی شد با قاطعيت گفت اما سر بريدن اين يکی کاملا آشکار بود که کار طرفداران يا اصلا مزدوران صدام حسين و حواشی اوست. آنها آزادی دو زنی را خواستار بودند که در زمان خود از مقامات ارشد دستگاه آدمخوار صدام به شمار می رفتند. اما عبرت آموز نيست که همين جانيان که مثل آب خوردن آدم می کشند -چون ظاهرا برای همين تربيت شده اند و غير از اين کاری نمی دانند- کار پليد خود را به نام اسلام و زير پرچم

Deconstruction icon Derrida dies: Jacques Derrida, one of France’s most famous philosophers, has died at  the age of 74, it has been announced. Derrida died in a Paris hospital on Friday night, news agency AFP reported. He suffered from pancreatic cancer. The Algerian-born philosopher is best known for his “deconstruction theory” – unpicking the way text is put together in order to reveal its hidden meanings. Fellow academics have charged that Derrida’s writings “deny distinction between reality and fiction”. Derrida is one of the most influential philosophers of the late 20th Century. (From: BBC Onlline)

پروژه پشتونیزه کردن افغانستان: تحليلی خلاف آمد رسانه ها

 گفتگوي ژيلا بني‌يعقوب با لطيف پدرام کانديداي رياست جمهوري افغانستان با “لطيف پدرام” در آپارتمانش در کابل، پايتخت افغانستان مصاحبه کردم، دراتاقي با قفسه هايي پراز کتاب، از رمان و شعر گرفته تا فلسفه و علوم‌اجتماعي و بيشتر هم چاپ ايران. خودش مي‌گويد “ايران وطن فرهنگي من است”. لطيف 42 ساله هم در ايران درس خوانده و هم در پاريس. دکتراي فلسفه اش را از سوربن گرفته است . پيش از اين در افغانستان به عنوان شاعر و روزنامه نگار شهرت داشت و البته اين روزها از او به عنوان کانديداي رياست جمهوري، آن هم کانديدايي که با صراحت و

  Fun-Da-Mental: Nawaz’s notorious frankness comes from a freedom he discovered through punk music and its ability to subvert common perceptions. His beliefs stem from a careful study of Islam; a faith that has liberated him. “Islam for me was more punk than punk! I can’t understand why people say it is restrictive,” he comments. (From: OpenDemocracy)