از نثر زيبايش لذت می بريد يا از نوستالژی خواستنی اش خود دانيد: از خستگی و کار زياد اصلا نتوانستم از اين روز قشنگ لذتی ببرم. آسمان را تنها در دو نظر ديدم.دوسه روز آينده را هم سخت سرگرم دفع جهل و کسب علم خواهم بود. چند روز است که نتوانسته ام فيلمی تماشاکنم. در عوض آنقدر روزنامه های مهم دهگانه ی اين جزيره ی خضرا را که هشتصد روزنامه دارد ورق زده ام که ديگر معنی کلمات را نمی فهمم. دنبال چيزی می گردم مثل يک کاشی کوچک، مثل يک تکه آينه ی شکسته، مثل يک تکه کاغذ لای ديوار،