نتيجه نهايی

There were no weapons of mass destruction in Iraq 1,625 UN and US inspectors spent two years searching 1,700 sites at a cost of more than $1bn.             هيچ سلاح کشتار جمعی در عراق وجود نداشت1625 بازرس سازمان ملل متحد و ايالات متحده آمريکا به مدت دو سال 1700 سايت را با صرف هزينه ای معادل 1 ميليارد دلار جستجو کردند.( صفحه اول گاردين، 7 اکتبر)نتيجه نهايی: … …

انتخابات رياست جمهوری يا پادشاهی: انتخابات رياست جمهوری در افغانستان پديده تازه ای است. هنوز بسياری از مردم اين کشور، از رييس جمهور به نام “پادشاه” نام می برند، و انتقال قدرت برای آنها همچنان مفهوم “پادشاه گردشی” دارد.بعضی از مردم اطراف و روستاها، هنگامی که در برابر پوسترهای تبليغاتی نامزدها می ايستند، اولين چيزی که به نظرشان می رسد اين است که آيا اين تصوير به يک پادشاه شباهت دارد يا خير.آنچه برای مردم بيشتر جالب توجه است، نحوه تبليغات نامزدها و پوسترهايی است که تاکنون همانند آنها را در شهرها و روستاهايشان نديده اند. (نقل از: تبليغات مدرن

سايتی برای حجاب ايرانی با مانکن های مالزيايی! (عکس از: Hejab Iran)

مانيفست ايرانی وبلاگ

تازگيها ما ايرانی ها يک ويژگی جديد به ويژگی های منحصر به فرد خود اضافه کرده ايم: وبلاگ نويسی! من وبلاگ را جدی می گيرم و بر خلاف داريوش آشوری فکر می کنم در دقيقه اکنون وبلاگ نويسی مهمترين کاری است که ما ايرانيها می کنيم. آنچه در اينجا می نويسم شرح همين نکته است.پيش از همه داستانکی می گويم که خود بسيار گوياست: روزی که وبلاگيون تصميم گرفتند از “امروز” حمايت کنند قرار بود يکی از خبرنگاران انگليسی زبان بی بی سی گزارشی در اين باره بنويسد. او انديشه حمايت از يک گروه يا ايده سياسی از سوی گروهی از ايرانيان را

Hostages’ views: “Guerrilla warfare is legitimate, but I am against the kidnapping of civilians,” Simona Torretta, who speaks Arabic and was already based in Iraq before Saddam Hussain was ousted, told Italian daily Corriere della Sera. “You have to distinguish between terrorism and resistance – I said it before and I repeat it today,” she added. Ms Torretta went on to describe Iraqi Prime Minister Iyad Allawi’s administration as “a puppet government in the hands of the Americans”. (From: Italy split over hostages’ views, BBC Online, Photo: AP)

طيف رنگين صداهای آسيای ميانه

آسيای ميانه با همه هنر ثروتمند خود، در غرب شناخته نيست. برنامه کوليسيوم لندن ( به مدخل پيشين: آواز همسايگان نگاه کنيد) فرصتی استثنايی بود برای معرفی اين خطه کم شناخته هنر جهان. بخش اول با آواز زيبای عالم قاسموف ( عکس 3 در آواز همسايگان) آغاز شد که در صدر خود بند آغازين اذان را رو به ماه صحنه اجرا کرد تا خورشيدی جای آن را گرفت*. سپس بخش هايی از ليلی و مجنون فضولی را او و همسرودش بانويی از آذربايجان به زيبايی اجرا کردند که با تار و دايره همراه بود. قاسموف را بار اول در جشنواره ترانه

آواز همسايگان

هنوز خمار امشب ام. دهها هنرمند از قرقيزستان و ازبکستان و آذربايجان و تاجيکستان و افغانستان به دعوت بنياد آقاخان در کوليسيوم لندن برنامه اجرا کردند. چه آوازها چه رقص ها. حاليا نمی توانم چيزی بنويسم. بسيار دير وقت هم هست. اما تفرج دوستان ديده و ناديده را چند تصويری اينجا می گذارم تا حدس بزنند بر ما چه رفت ميان اينهمه غربت يکباره اينهمه آشنايی. تا بعد که چند کلمه بيشتر بنويسم:    عکس ها از: مهدی جامی (نقل عکس ها بی اجازت کتبی ممکن نيست – لينک دادن آزاد)

مردمی که بوديم، نيمه شعبانی که ديگر نيست: سال هزار و سيصد و سی و نمی دانم چند است. تهران. خيابان گرگان. ايستگاه کاشيها روبروی کوچه افخمی.کنار صفحه فروشی “پت بون” جشن نيمه ی شعبان است. از ايستگاه مدرسه تا ايستگاه روشنايی اقلاً ده تا طاق نصرت زده اند. اما اينجا غوغاست. دو جوان صفحه فروش صبح تا نيمه شب صفحه های روز می گذارند. روی ديوارها پوشيده از قالی است. دور پايه های طاق نصرت شمشادپيچ است.هوا پر از بوی اسپند و گلپر است. و آسمان غروب پر از شعشعه های نور. هوا پر از صدای جبلی و آفت

حسين شريعتمداری: مرد عنکبوتی

  تازه ترين نوشته جنجالی حسين شريعتمداری که نمايندگی از بالاترين مقام مملکتی و بالاترين مقام فقهی رسمی در روزنامه کيهان می کند از جنبه های مختلف شايان بررسی است. آشکارترين آن اين است که چگونه می شود در ادای يک وظيفه دينی و ملی و شرعی –که آقای شريعتمداری مدعی آن است- نامهای بسياری از روزنامه نگاران، فعالان سياسی منتقد يا مخالف، و دست اندرکاران دولتی را بی پرده پوشی رديف کرد و همه آنها را با بهتان عظيم جاسوسی و همدستی در يک شبکه خرابکاری از يک کنار متهم کرد و هيچ کس متعرض نشود که چنين کاری در

چند نکته ساده در باره احتمال زن بودن شمس

در چند سايت، خبری ديدم به نقل از سيد علی صالحی که گفته است شمس مولانا زن بوده است. متن کامل آن را در ايران امروز سرانجام خواندم. از ايلنا نقل کرده است ولی در خود ايلنا آن را نيافتم. سايت خود صالحی هم باز نشد. بنابرين اصل را بر صحت می گذارم و فرض می کنم اين حرفها را سيد علی صالحی در گفتگويی با پوريا گل‌‏محمدی برای ايلنا زده است. من به اينکه شمس مرد بوده بر اساس سنتی که تا امروز پذيرفته بوده است يا زن بر اساس فرضيه جديد کاری ندارم. اما در روش بحث ايرادهايی اساسی

عکس از مجموعه عکس های مد، کارهای ماکی کاواکيتا، در سايت درخشانی از عکس های عکاسان مارج کيسی و همکاران( Marge Casey & Associates ) 

زيباشناسی تلويزيونهای ايرانی خارج از کشور

   1 اين تلويزيون ها هيچ پيشرفتی را در ذهنيت ايرانی نشان نمی دهد. بر خلاف تصور اوليه زندگی در خارج چيز زيادی را عوض نمی کند. نمونه اعلای آن هموطنان آمريکايی شده ما هستند که مثال کامل در جا زدن، نياموختن از جامعه ميزبان و فريز شدن فرهنگی در عصری هستند که وطن را ترک کرده اند. اين طبعا آنها را به عتيقه تبديل می کند. تماشای تلويزيونهای آنها تنها به کار باستانشناسی هويت طبقه متوسط ايرانی می آيد.   2 تلويزيون های ايرانی ملغمه عجيبی از عقب ماندگی زيباشناختی، ناتوانی در ايجاد ارتباط، نادانی در شيوه استفاده از رسانه های

سخت ترين کارها نقد آدمهای مشهور است. اين کاری است که استاد آيدين آغداشلو بخوبی از پس آن برآمده است در نقدی که بر “10 روی ده” کيارستمی نوشته است. نقد او از نقدهای کميابی است که هم بی رحمانه است هم منصفانه و دانشورانه و هم حقيقت را برتر از دوستی می نشاند. نقد کيارستمی به قلم او نمونه خوبی از توليد يک متن مدرن است در صحنه جدالهای قلمی و فکری در داخل ايران. افسوس که لينک اينترنتی ندارد تا تمام آنرا لينک دهم (راستی چرا مجله فيلم آنلاين نيست و نمی شود؟ همه مجلات معتبر سينمايی نسخه

مرکز نشر دانشگاهی، رصدخانه مراغه ما

دکتر نصرالله پورجوادی از آن مردانی است که بسيار ستايش کرده ام. حالا شايد از يادها رفته باشد که او در چه دوران عسرتی کوشيد از جريان هجوم به دانشگاه در عصر انقلاب فرهنگی سيد حسين موسوی و همفکران تندروش چيزی بسازد که در عمل به ساختن دانشگاه برسد. ويران کردن دانشگاه های آبادی که از عصر پهلوی به ارث رسيده بود اگرچند پيش از آن آغاز شده بود و صحن دانشگاه به صحنه جنگ نفرت انگيز گروههای سياسی تبديل شده بود اما ويرانی آن را انقلاب فرهنگی به اوج رساند. گروههاگروه استاد دانشگاه که سرمايه های بزرگ انسانی بودند يا اخراج شدند

 گيشا نديمه سنتی است که آواز می خواند و می رقصد و با مشتريانی که معمولا مرد هستند گپ می زند. در باره اين سنت ژاپنی حرفها بسيار است. اما يک چيز مسلم است و آن اينکه گيشا بخشی از راه حل های اخلاق جنسی ژاپنی است. حتی اگر نظر اين گيشا را بپذيريم که می گويد هيچ گيشايی در عمل با مشتری نمی خوابد، اما تخليه روانی و عاطفی حضور در خانه گيشا انکار نشدنی است. فهميدن گيشای سنتی که تا امروز ادامه يافته شايد به اعتماد به نفس از دست رفته ايرانی کمک کند تا راه حل های خانگی را

آرزو بر باد – انتشار در وب

من اين روزها ديگر از شعر لذتی نمی برم. شايد ديگر شعر خوبی نمانده است که بخوانم. شايد ديگر شعر آن نقش قديم خود را برای من از دست داده است. شايد هم برای همه ما. نه، درست همين است که برای من. می دانم که هنوز بسياری به شعر دلبسته اند. من تنها چيزی را در فضا می شمم. شامه من شايد  اشتباه می کند. که ديگر از شعر اميدی نيست.شايد هم نا اميدی من است که خود را اينگونه نشان می دهد. وقتی چيزی را زياد دوست داشته باشی ولی آنی نباشد و نشود که می خواهی آن

از آرزو بر باد

  گوزن   اكنون می فهمی كه چگونه یك گاو می تواند در چراگاه سوزانِ دریا بی خیال علف هرز چرا كند اكنون كه از خواب هراسان برخاسته ای و در وحشت يك كابوس می لرزی و به معنای هر چه غريب است و گنگ پيوند خورده ای   می انديشی: « چرا شفافيت يك شيشه فاصله بود؟ » اكنون كه اكنون بی معنی است اجساد مردگان مثله شده ريخته بر كف خيابانها   از خواب كه بر خاستی گوش هايت شعله می كشيد حسی غريب تو را غرق می كرد به بوی نابودی چون لحظه گذرای انفجاری مهيب                             

دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند: اين بار از جاده سمرقند يک چيز به خاطرم می ماند: عسل فروشهای کنار راه. در يک فاصله ده پانزده کيلومتری در نيمه نزديک تر به سمرقند دهها ايستگاه عسل فروشی پراکنده است. همه از توليد به مصرف. منظره با آن جاده بيابانی و هوای داغ و چشم اندازهای خشک کويرگون و کلاه های مکزيکی وش عسل فروشان آدم را به ياد فيلمهای جاده ای آمريکا می اندازد.با شيشه بزرگی از عسل که به ثمن بخس خريده ايم ( دو دلار -يک سوم آن در لندن نزديک 5 دلار است) به سمرقند می

جای چه کسانی در وب خالی است؟

بحث های بسياری به دنبال علنی شدن ماجرای قتل کودکان در حاشيه تهران در روزنامه ها و رسانه های داخلی مطرح شده و افراد بسياری با صلاحيت های مختلف وارد بحث شدند و اظهار نظر کردند. امشب يکی از روزنامه نگاران گمان کنم رويا کريمی مجد بود که در مصاحبه ای با بی بی سی از نقش روزنامه ها در پيشگيری از چنين حوادثی می گفت يا دست کم جلوگيری از گسترش آن با اطلاع رسانی بهنگام و برانگيختن افکار عمومی و واداشتن مسئولان بی مسئوليت به اينکه تا کار از دست نشده دست به کاری بزنند. ولی می گفت روزنامه ها

برای مهدی کاتب کتابچه به بهانه زادروزگان او  و به ياد نمايشگاه شگفت آثار استاد جليل رسولی در موزه هنرهای معاصر تهران که هنوز عطرش در دماغم تازه است. مرغی از مرغان مبارک عرش نشين، طيری از طيور. با آرزوی منطق بلند برای مهدی. با دوستاری و مهر – اهالی سيبستان و باغات حومه   ( نقاشيخط استاد رسولی از: ققنوس)

ارزش های رسانه ای سايت های اصلاح طلبان

من با تصوير سياه و سفيدی که سايت های سياسی از جامعه و گرايش های سياسی می سازند موافقتی ندارم. امروز چنين سايتی است. سايتهای اينچنينی دايره گزينش خبر محدودی دارند. زبان آنها چيزی شبيه به شب نامه است تا زبان سياسی در شبکه جهانی. به آنها نمی توان اعتماد کرد. آنها بشدت جانبدارانه رفتار می کنند.سخن من در موضع سياسی آنها نيست. من از اين بابت فرق زيادی بين “امروز” با سايتهای مخالفش- طيفی مثلا از  “بازتاب” تا “دريچه”- نمی بينم. اينکه به کداميک باور داريد به توانايی های ژورناليستی آنها برنمی گردد بلکه بسادگی ناشی از ترجيح سياسی شماست.

The death of intimacy: A selfish, market-driven society is eroding our very humanity It has become almost an article of faith in our society that change is synonymous with progress. The present government has preached this message more than most, while it is a philosophy that most people seem to live by. It is nonsense, of course. Change has never always been good. And recent surveys indicating that we are less happy than we used to be suggest a profound malaise at the heart of western society and modern notions of progress.The findings are not surprising. The very idea of

حاشيه نشينی بزودی بزرگتر از متن شهرنشينی ما خواهد شد

قتل ۲۶ كودك طى دو سال از نگاه مسئولان دور مى ماند، چنانكه اقشار كم درآمد و فقير از نظام برنامه ريزى كشور حذف مى شوند. جنايات پى درپى بدون كالبدشكافى اجتماعى هر روز گسترده تر مى شود چنان كه مهار بحران هاى اجتماعى از برنامه هاى كلان حكومت داران قلم مى خورد. بحران حاشيه شهرها را درنورديده و همچنان مسئولان خاموشند. طبقه «تهى دستى» كه پس از انقلاب نام «مستضعف» گرفت همچنان به حال خود رها شده و ديگر حتى در بسيج توده ها براى برنامه هاى سياسى و انتخابات به كار نمى آيد. طبقه اى كه مردان سياسى مشروعيت شان را از آنها مى گرفتند و انقلاب اسلامى ايران را محصول فرياد «انقلاب پايمال شده ها» و «انقلاب

پيشنهاد حمايت از سايت های اصلاح طلبان: جنگ تمام عیاری که مرتضوی با اینترنت شروع کرده، آخرین جنگ او است که اگر آنرا برنده شود، دیگر اثری از آزادی بیان در سرزمین ایران نخواهد ماند. اما خوشبختانه ما می‌ توانیم به کمک همدیگر به آسانی او را شکست دهیم.او می‌خواهد صدای وب‌سایت‌های اصلاح‌طلب به گوش کسی در داخل ایران نرسد و اگر از پس این کار برنیاید شکست خورده است. پس بهترین راه کمک به این موضوع پخش کردن خبرهای وب‌سایت‌های امروز و بامداد، به هر شکل ممکن، است. ساده‌ترین راه آن کپی و پیست کردن عین مطالب آنها یا

تصوير مخدوش مسلمانی ما: امروز ما چه تصويری از مسلمانی در ذهن داريم؟ کسانی که به عنوان «مسلمان» می‌شناسيم چگونه کسانی‌اند؟ چهره‌هايشان و بدنهايشان چگونه است؟ رفتارشان چگونه است؟ آداب‌شان چگونه است زبان‌شان چگونه است؟ خوی شان چگونه است؟ پوشاک‌شان چگونه است؟ گاهی به آدم می‌گويند «به تو نمی‌آيد که مسلمان باشی!» و آن وقت آدم از خودش می‌پرسد مگر مسلمان چگونه است؟ تصوير قالبی «مسلمان مکتبی» امروز که بی‌شباهت به «خمرهای سرخ» در فيلم کشتزارهای مرگ، رولان جافی، نيست تصويری تهوع‌آور است و شگفتا که مدعيان مسلمانی نيز چه بسيار کوشيده‌اند که همين تصوير را در اذهان جايگزين کنند.

استعاره های 22 تجاوز و قتل

اولين چيزی که خبر قتل 22 کودک به دست دو جوان همسن انقلاب به ذهن تداعی می کند آشوب جنسی است در ايران سالهای اخير. اين را خيلی ها گفته اند. درست هم هست. اما مساله دارای لايه های مختلفی است. قتل و تجاوز يکی از سنگين ترين جنايتهاست و اگر موضوع آن کودکان باشند در واقع کمتر جنايتی بالاتر از آن می توان تصور کرد. اما پرسش دشوار اين است که چرا چنين جنايت هولناکی چنين آسان و ارزان و در کمال خونسردی انجام شده است؟جامعه ايران مستعد خشونت است. در حقيقت در آن به حد فوق العاده خطرناکی خشونت

دستگيری خانوادگی: اواخر هفته گذشته، من خبر دستگيري چند روزنامه نگار حوزه اينترنتي و نيز يکي از سينما گران قديمي کشور که مي گفتند به جرم وبلاگنويسي فرزندش که در خارج است دستگير شده را دريافت کردم. به هر کجا که دستم مي رسيد مطلب را منتقل کردم.روز پنجشنبه گذشته رفته بودم منزل آقاي موسوي لاري که بخصوص در مورد دستگيري خانوادگي حرف بزنم. او هم قول داد که پي گيري کند. در آن جلسه بحث مفصلي شد. به نکته اي دوستان اشاره کردند که خيلي جالب بود. مي گفتند که موسوي اردبيلي خاطره اي نقل کرده که منتشر شده. وي

خاتمی، انار و خلعت

اين تاجيکها را برای همين مهماندوستی شان دوست دارم. ببين که چگونه رحمانوف پيش دست انار را برای مهمانش به دست گرفته تعارف می کند. در جای ديگر باشی حتما پيشخدمتی برای هر دو می آورد. اما تاجيک می گويد مهمان نوازی اين است که با دست خود به مهمان پيشکش کنی حتی اگر رئيس جمهور باشی:                     و چه عجيب است اين تصوير. تاجيکان را مقالی است که می گويند تاجيک مهمان را هم تاجيک می کند. خاتمی در اين لباس هيچ شباهتی به رئيس جمهور ندارد. “شبيه پادشاهان شده است.” يکی از دوستان تاجيکم می گويد. چه درست! فرهنگ تاجيکی هنوز

بالاخره مجموعه ای از عکس های سفر اخيرم به ازبکستان و تاجيکستان در آمد. کار انتخاب و قطع کردن سايز و حجم و زيرنويس گذاری و نمونه بندانگشتی درست کردن و از همه بدتر ايميل کردن آن نفس گير است. ولی خوشحالم که نتيجه اش پنجره ای است به روی شهرها و مردمی که دوست می دارم: از سمرقند تا دوشنبه. اين مجموعه 51 عکس از مردم و مکانهای عمومی است که امروز در ايرانيان دات کام منتشر شد. به لطف و همکاری جهانشاه جاويد – خانه مجازی و واقعی اش هر دو آباد باد!

سبک شناسی ابتذال در زبان و شعر – گام اول

دوست ناديده عليرضا بهنام که وبلاگ همهمه را می نويسد پای مطلب پيشين پيشنهاد کرده است که من تعريف خود را از ابتذال بدهم تا معلوم شود به چه جهت کارهايی از آن دست که از مريم هوله در همهمه آمده را نمونه شعر مبتذل می دانم. پرسش از ابتذال بسيار مهم است. مدتها پيش سيد خوابگرد هم بحثی در اين باب مطرح کرد که ظاهرا به جايی نرسيد . ولی ايده هايی مطرح شد. من در آن بحث شرکت نکردم حال نيز  نمی خواهم پاسخی به چنان پرسشی به دست دهم که تاملی همه جانبه می طلبد. اما تا تاملات