آزادی، اميد و سکوت الف. آزادي بيان فقط اين نيست كه تو بگذاري من حرفم را بزنم؛ اين است كه مرا از قدرتت براي گرفتن آزاديام نترساني؛ اين است كه نتواني بترسانی ام. آزادي بيان اين است كه انتخابهايم را براي چيزهايي كه ميخواهم بگويم محدود نكني؛ اين است كه بلايي سر تن وروانم نياوري كه اصلاً به فكر گفتن نيفتم. ب. اميد ميگويد كه يكي از چهار نفر است: من یکی از چهار نفر هستم. روزبه هم هست وشهرام. یکی میگفت بمانید تا افتخار گرفتن حکم نصیبتان شود. داستانهای زیادی هنوز باقی است…..بچه های هم پروندهای ما نامهای به اقای