گنجی زنده می ماند تهران: خبرگزاري كار ايران- همسر اكبر گنجي گفت: با تمهيداتي كه قوه قضاييه اتخاذ كرده است و با صحبت‌‏هايي كه برخي مقامات اين قوه با گنجي داشته‌‏اند، همسرم در حال همكاري با پزشكان معالج است. معصومه شفيعي در گفت‌‏وگو با خبرنگار “ايلنا”، ضمن اظهار اميدواري نسبت به شكستن اعتصاب غذا از سوي اكبر گنجي، گفت: با وجودي كه 18 روز است كه همسرم را ملاقات نكرده‌‏ام اما اميدوارم موضوع شكستن اعتصاب غذا صحت داشته باشد البته تا زماني كه گنجي را ملاقات نكنم، نمي‌‏توانم موضوع شكستن اعتصاب غذاي وي را تاييد يا تكذيب كنم. وي از

ما در رهگذار باد نگهبان لاله ايم

برای دوستانم؛ از رنجی که می بريم گاهی فکر می کنم به آرامش رسيده ام گاهی مشکوک می شوم که اين آرامش است يا افسردگی است. در آستانه توفيق هايی که برای خود گمان می بريم بيشتر در خود آرامش می يابم آرامشی بودا-وار  فارغ آسوده آهسته آرام وسيع لطيف سبک؛ آرامشی که در لبخند محو نقش- برجسته های هخامنشی هست در تخت جمشيد، در نگاه مردی جهانديده و داناست در داستانهای کهن؛ مردانی که در جنگل می زيستند و گويی از خلق گريخته به طبيعت به خلوت پر هيبت آن پناه برده بودند و می بايد برای يافتن ايشان

تخليه – تخريب – صلح عکسهایی که در مورد تخلیه غزه در رسانه های خبری امریکا این روزها می بینیم واقعاً دلخراشند. دل کندن از خانه هیچوقت آسان نیست و شارون این را به خوبی می داند. شارون، قصاب صبرا و شتیلا، می داند که رسانه های خبری چگونه در این رژیم ارائه فاقد حافظه تاریخی، اشغالگران اسرائیلی در غزه را قربانی جلوه می دهند و فلسطینی هایی که سالها اجازه نزدیک شدن به خانه هایشان را نداشته اند را بی رحم نشان میدهند. شارون اعلام کرده که این برنامه تخلیه آخرین تلاش اسرائیل برای صلح است، گویی که چنین

ديگر کسی به فلسطينی ها فکر نمی کند برای من جالب بود که هيچکدام از سايتهای معتبر فارسی خبر خروج اسرائيل از نوار غزه را منعکس نکرده اند. آنها يا اصلا به اين خبر نپرداخته اند يا به آن در صفحات اول خود جايی نداده اند. نمی دانم اين را چگونه بايد تعبير کرد. اما از نظر من فقط يک بی اعتنايی غيرقابل توجيه است. مساله فلسطين و اسرائيل بر تمام مسائل خاورميانه تاثير می گذارد و بی اعتنايی به آن يعنی بی اعتنايی به سرنوشت ما در منطقه. از ميان خبرهای فارسی (انگليسی که الی ماشاء الله مطلب هست) اين

دوره کاربرد خشونت در کردستان گذشته است ناآرامی‌های گسترده در شهرهای سنندج، سقز، سردشت، اشنویه، بوکان، پاوه، مریوان، ایلام و… که برخلاف مهاباد، با برخوردهای خشونتبار نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی در حال سرکوبی است، افزون برآن که نمایش خشونت‌آمیزی از دولت جدید آفریده است، متضمن هزینه‌های غیرمتعارف سیاسی برای حاکمیت جمهوری اسلامی است که امروز بیش از هر زمان دیگر با تشدید فشارهای جامعه بین‌المللی مواجه است. سکوت در برابر ارزش‌های ستیزه‌جویانه و فضای خشونت‌آمیز، بی‌تردید، به عملکرد کارگزاران خشونت مشروعیت می‌بخشد؛ خشونتی که ذاتاً همه فرصت‌ها را تبدیل به تهدیدهای جدی علیه حقوق انسانی و آزادی‌های مدنی

Iran Cannot Be Reformed from Within Wrong again. Iran can and will be reformed from within. Demographics make that course inevitable. Some 70 percent of Iran’s 70 million citizens are under the age of 30, and young Iranians are more reform-minded than older groups. That was made clear in a survey conducted by Iran’s Ministry of Culture and Islamic Guidance, whose initial findings were released in 2001. The survey confirmed that young people resent existing political restrictions more than their elders, and that they are less religiously observant. Thirty-one percent of people aged 15 to 29 favored a “fundamental change

وبلاگ اسلحه نيست

به افراط راه ندهيم از هر سو که هستبر ما چه گذشت: خوب سايتی که درش می نويسم را برانداز کردم. به نظر می آيد که وبلاگ باشه. پس حتما من هم بلاگر هستم، ولی هر چه به اين نامه ای که می گويند خطاب به ملت ايران نوشتم نگاه کردم يادم نيامد که کی و کجا نوشتم. يک عده آدم خوب و نازنين که دلشان به حال وضعيت فعلی مملکتشان می سوزد و دوست دارند يک کاری برای هموطن هايشان بکنند تصميم گرفتند که يک نامه خطاب به آنها بنويسند. تا اينجای کار نه تنها عيبی ندارد، که خيلی هم قابل

ميلاد در بيمارستان

از مجموعه عکس های خبرگزاری فارس در ايرانيان. من برای مردمی که آنچه را می خواهند، بی واهمه و  آشکار می گويند سخت احترام قائل ام. اين ميلاد نسل تازه ای است. صدايی تازه که بايد پيش از آنکه دير شود شنيد. آنها امروز اندک اند. اما فردا می تواند روز ديگری باشد. من برای آنها که به جای امضا اقدام می کنند احترام قائلم. برای آنها که امضاشان اقدام است احترام قائلم. من برای آنها که راه اقدام را می شناسند و خشونت را با خشونت پاسخ نمی دهند احترام قائلم. من شمع گنجی را روشن می بينم. 

هفتان: از يک نياز اطلاع رسانی تا يک کارگاه دموکراسی

1 سالهای آغاز دهه 70 شمسی بود. روزی به دفتر مجله تازه تاسيسی رفته بودم که می خواست شماره نخست خود را منتشر کند. مجله ای بود برای فهرست کردن مجلات ديگر. مجلات آنقدر زياد شده بود که بايد يک راهنما می داشت. سردبيرش از من خواست برای مجله نامی پيشنهاد کنم. پيشترها کارهای ناقص و بی دنباله ای انجام شده بود. در عصر پهلوی. با نامهايی مثل فهرست مندرجات فرهنگی مجلات/ نشريات و مانند آن. سردبير نمی پسنديد من هم. وقت خواستم و دو سه روزی بعد با ليستی از نامهای پيشنهادی بازگشتم. از ميان نامها “نمايه” را پسنديد. مجله نمايه

چهل وبلاگ پر طرفدار فارسی

بر اساس فهرست 500 وبلاگ داغ بلاگ رولينگ در اوت 2005          1.       z8un.com — linked by 434 users         2.       parastood.com — linked by 394 users         3.       khorshidkhanoom.com — linked by 379 users         4.       i.hoder.com — linked by 359 users         5.     khabgard.com — linked by 353 users         6.     zahra-hb.com — linked by 340 users         7.     mithras.org — linked by 293 users         8.     nooshi.ir — linked by 288 users          9.      behnoudonline.com — linked by 258 users          10.    alpr.30morgh.org — linked by 258 users 11.    noqte.com — linked by 244 users 12.    maroufi.malakut.org — linked by 234 users 13.    nikahang.blogspot.com — linked by 234 users 14.   

وبلاگ نويسان در مقام حشرات الارض

… و فيلترينگ در مقام امشی يک بلاگر: جدی جدی انگار فیل ترررر شدیم رفت پی‌کارش! عجب گندی زده‌اند به این اینترنت ایرانی. نمی‌دانم دیگر اینجا را برای چه فیل تریده‌اند! خداییش خیلی مسخره است! این همه سایت و وبلاگ معاند… به لطف آن چهل‌وپنج هزار تومنی که چند وقت پیش برای یک نرم‌افزار فیلترشکن پدرومادر دار سلفیدم متوجه فیلتر بودن اینجا نشدم تا اینکه حسین‌آقای عزیز تذکر داد. »» به نظر می‌رسد فیلتر شدن بلاگ رولینگ هم دوباره یرای برای وبلاگ نویسان‌ دردسر ساز شده. این که می‌گویم دوباره به خاطر این است که اگر به خاطرتان باشد این

چرا گوش نمی کنيم؟

درخواست ها برای آزادی گنجی اکنون جهانی شده است. گرچه از جهان هند و چين و ژاپن و روسيه و کشورهای عربی خبری نيست اما از همان جهان که ما در صد سال گذشته سخت به آن چشم داشته ايم از آن چشم زده ايم با آن دوستی کرده ايم يا به رقابت با آن پرداخته ايم، جهانی که بخش مهمی از هويت ما در ارتباط يا قطع ارتباط با آن شکل گرفته است از هر سو ندا برخاسته است که گنجی را آزاد کنيد. از سر شب که خبر بيانيه حمايت برندگان جايزه صلح نوبل از گنجی را خوانده ام

کودک، شمع و گنجی

گردهمايی ايرانيان و طرفداران حقوق بشر در استکهلم برای اکبر گنجی – ايران امروز

يه شب مهتاب

کليپ زيبايی از کاميار هوبخت روی صدای فرهاد و شعر شاملو: يه شب مهتاب پس نوشت:پيشنهادهايی برای چگونگی همراهی با اکبر گنجی

روشن نگه داشتن شمع اميد

چه کار خوبی! مردم ما خانه گنجی را به شمع آذين کرده اند. همه هستند از زن و مرد و صاحبنام و گمنام و خردسال و بزرگسال. کاش من هم آنجا بودم. اما دور باشم يا نزديک در خانه من نيز شمع گنجی روشن است. … … روشن نگه داشتن شمع اميد اين کاری است که می توانيم کرد. یه شب مهتابماه میاد تو خوابمنو میبره از توی زندونمثل شبپره با خودش بیرونمیبره اونجا که شب سیاه تا دم سحر شهیدای شهر با فانوس خون جار میکشنتو خیابوناسر میدوناعمو یادگارمرد کینه دارمستی یا هشیارخوابی یا بیدارمستیم و هشیار شهیدای شهرخوابیم و

سه شنبه 9 اوت:بحران تيغی دولبه است: اگر تا چند روز پيش، بعضي افراد مي‌گفتند كه حكومت در پي حل مساله گنجي است، اما او خود يكدندگي مي‌كند، اينك به عيان مي‌بينند كه همه دوستان گنجي براي پايان دادن به اعتصاب او بسيج شده‌اند، ولي اين طرف مقابل است كه نه فقط به موفقيت اين ابتكار علاقه‌اي نشان نمي‌دهد، بلكه با هجوم به منزل گنجي آن هم در روز خبرنگار قصد تحريك دوستان و خانواده او را دارد تا بحران عاقبت خوشي پيدا نكند. كساني كه از اعتصاب غذاي گنجي بحران ساخته‌اند به نفع خودشان است كه آن را به صورتي مسالمت‌آميز

شمعی به ياد گنجی روشن می کنم

به خانه می رسم با انديشه ای پريشان و محزون. تمام روز به گنجی فکر کرده ام. اين روزها گنجی بخشی از ذهن و خاطره و خانواده و رفتار ما شده است. با او می ستيزيم و با او آشتی می کنيم. چه دعواها با هم کرده ايم چه خنده ها با هم داشته ايم. اما امشب ديگر به ستيز و آشتی فکر نمی کردم. امشب تمام راه به يک چيز فکر کردم: به خانه که رسيدم شمعی به ياد او روشن می کنم پشت پنجره ام می گذارم. بلندترين و زيباترين شمع خانه حاليا پشت پنجره می سوزد. من

انقلاب تک نفره

در باره ناکامی محتوم اکبر گنجی ما برای اکبر گنجی دل می سوزانيم. برای او شعر می نويسيم. بسيجگری می کنيم. می خواهيم از زندان آزاد شود. می خواهيم سلامت خود را بازيابد. ما به اکبر گنجی زياد فکر می کنيم. اما به او گوش نمی کنيم. حرفهای او در ما تاثيری که او می خواهد ندارد. ما در بازی مرگ او تماشاگريم. ما می خواهيم او پيروز شود. اما نمی خواهيم خود وارد بازی شويم. همه چيز حاکی از آن است که اکبر تنهاست. منظورم شکايت رمانتيک از  تنهايی او نيست. توصيف است. او تنهاست چون در راهی قدم

رقصندگان هوشربا می خواهيد جايتان سمرقند است. باز نوبت به دوسالانه ترانه های شرق رسيد و من هوای سمرقند به سرم زده است. اين يکی را چهار سال پيش گرفته ام با کلی عکس ديگر از رقصندگان ديگر. بخشی از آن در ايرانيان درآمد: مثل نان سمرقندی. امسال جشنواره از 26 اوت شروع می شود. اگر دلتان می خواهد به سمرقند سفر کنيد بهترين وقت است.  

معجزه های فتوشاپ نسخه اريجينال عکس هم اصلا عکس بدی نيست ولی روزنامه کيهان ظاهرا نمی تواند بدون دستکاری و اغراق، خبر و حالا عکسی را منتشر کند. برای شرح ماجرا و ديدن عکس اصلی الپر را ببينيد

گهواره‌ی اسلام مدرن در کدام سرزمين قرار دارد؟ اين پرسش را دبير بخش فرهنگ و انديشه‌ی روزنامه‌ی آلماني «دي ولت»(Die Welt) طي گفت‌و‌گوی با «خووان گويتيسولو» (Juan Goytisolo)، يکی از سرشناس‌ترين نويسندگان و متفکران معاصر اسپانيا در ميان گذاشته است. پاسخ او صريح و روشن است: «ايران، در درجه‌ی اول ايران؛ به‌دلايلی که خواهم گفت و از سوي ديگر اروپا.» «اسلام در اروپا با نظام سياسی و اجتماعی اين قاره به‌سازگاری و هماهنگی رسيده و در نمود خود، غربی و مدرن شده است. منظور من مهاجران مسلمان در فرانسه و آلمان نيستند، بلکه منظورم برای مثال مسلمانان بالکان است. در

سيمرغ قهرمان يا سی مرغ قهرمان

در دو سوی بحث از قهرمان که اميد و نيکان طرح می کنند من با درک نيازی که نيکان می گويد به شيوه نگاه اميد نزديک ترم. قهرمان به معنايی که نيکان می خواهد ديگر به وجود نخواهد آمد. اما من نوستالژی او را که شايد نوستالژی همه ما باشد درک می کنم: ما از دوره قهرمانان گذشته ايم و طبيعی است که برای حل مشکلات امروزين خود هنوز نيم نگاهی به دوره گذشته داشته باشيم و آهی. اين نشان می دهد که موقعيت تازه خود را چندان بجا نياورده ايم.  به تحقيق می توان گفت که عصر قهرمانان جديد با

اکبر گنجی: “آقای خامنه ای بايد برود” اکبر گنجی، روزنامه نگار زندانی که هم اکنون در اعتصاب غذا به سر می برد، خواستار برکناری آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، از قدرت شده است. آقای گنجی در نامه ای به آيت الله حسينعلی منتظری، از روحانيون بلند پايه ناراضی در ايران، که در روز جمعه (31/4/84) نوشته شده، گفته است که مشکل ايران با زوال انديشه ولايت فقيه و رفتن مصداقش حل خواهد شد. اين نامه در چند سايت اينترنتی منتشر شده و خانم معصومه شفيعی، همسر آقای گنجی، در گفتگويی با بی بی سی صحت آن را

ضديت با شبکه

اين روزها ديده ام بعضی از دوستان از ناتوانی ايرانيان در ايجاد شبکه حرف می زنند. شبکه که می گويم منظورم تمام صورتهای انسانی گروه است از حزب تا حلقه وبلاگی. من هم فکر می کنم حقيقتی در اين ماجرا هست که ما را به سمت کار فردی می راند. بعضی از آنها را شماره می کنم: يک کار جمعی در ميان تقريبا هرگز يک کار جمعی نيست. کارها به روی دوش يکی دو سه نفر می افتد که در آغاز قابل تحمل است چون اميد به رشد و توزيع کارها هست ولی پس از مدتی غيرقابل تحمل می شود چون آن اميد

چهره های اسلام مسجدی در ساحل – از سايت تازه تاسيس هنرهای اسلامی (از طريق عليرضا دوستدار)؛ جای اين سايت در سايتهای فارسی خالی بود. چقدر از چهره های اسلام زير خشونت افراطيون پنهان است …

ماندايی ها يا صابئينيکی از شگفت ترين مذاهب ايرانی/بين النهرينی از آن مردم صابئی است. آنها که عطر تقدس باستانی آب را با خود دارند و نسب خويش را به يحيای پيامبر می رسانند. اين عکس بخشی از عکس زيبايی است که حسن سربخشيان در وبلاگ خود آورده و مجموعه ای از آنها را در اختيار خبرگزاری ميراث قرار داده است. 

لبه تاريکی

با ياد جوانی الهه که پرپر شد اما کريون زيباست. باهوش و تحصيلکرده است. فعال اجتماعی است. روحيه انتقادی دارد. قابل تحميق سياسی نيست. او همه چيزهای خوب و خواستنی و داشتنی را برای لذت بردن عميق از زندگی و رسيدن به قله انتظارات خود داراست. اما او به هيچکدام نمی رسد. زندگی اش در آغاز راه پايان می گيرد. او در همان اول فيلم کشته می شود. او شورشی است. کشته شدن او معنايی نمادين دارد. شورشگران و رافضان نظم موجود هر قدر زيبا باشند و با هوش راهی جز مرگ در برابر ندارند. زندگی عادی و قدرتهای منتشر

رياکاری و جسارت

اولرياکاری دشوارترين و دلهره آور ترين شرارتی است که انسان می تواند دنبال کند؛ لازمه ی آن مراقبتی است دائمی و اضطرابی است غريب، مثل زن بارگی و شکمبارگی نيست که بتوان در اوقات فراغت به آن پرداخت؛ مشغله ای است تمام وقت.خوانديد؟… اين جمله ی زيبای جناب سامرست موام را بی هيچ دليل خاصی از کتابِ دو زبانه ی فرهنگ گفته های طنز آميز با ترجمه رضی خدادادی از انتشارات فرهنگ معاصر نقل کردم. دومباور کنيد ميزان فرصتی که اغلب صرف می کنم تا خود را متقاعد کنم بنويسم بسيار بسيار بيشتر از وقتی است که صرف يک نوشته

از اين مجموعه عکس زيبا در فليکر با عنوان: من ايران را دوست دارم (از طريق ساده تر از آب که عکاس خوشدست و خوشنظر را رضا نظام دوست معرفی کرده است)