گر ز دست زلف مشکین ات خطایی رفت رفت
من از آن دانشجویان ادبیات بوده ام که کمتر به رمان خواندن علاقه داشته اند و وقتی می خواسته اند رمان بخوانند تاریخ می خوانده اند! و در دوره معاصر هم می رفته اند سراغ خاطرات. این خاطرات هر قدر هم یکطرفه نوشته شده باشد باز داستانی است که واقعی بودن آن را نویسنده ادعا کرده است. در میان همه خاطره هایی که خوانده ام صمیمانه تر از خاطرات زنده یاد دکتر عبدالهادی حائری صاحب مقالات درخشان و کتاب مستطاب اندیشه گران ایرانی و دو رویه تمدن بورژوازی غرب ندیده ام (آنچه گذشت، نشر معین 1372). دکتر حائری که در