زینت یافتگی جهان معبر سختکوشی در جهان
دیشب در عالم خواب و بیدار بودم. خواب ام نمی برد. گفتم بر می خیزم و چراغی بر می افروزم و نانی آماده می کنم و چای و در بامداد خلوت کمی می خوانم و می نویسم. میان برخاستن و خود را خواباندن مانده بودم. از خود سوال می کردم که بر می خیزم یا نه. متوجه شدم که رفتن به طبقه پایین خانه و ساعتی را به چای و خلوت گذراندن برایم لذت بخش است. تصویر آنچه خواهم کرد و حالی که خواهم برد آنقدر قوی می شد که داشت مرا از بستر بلند می کرد. و کرد. دیدم