دموکراسی سرهنگی

وکیل زمانه، ظاهراً در ژستی دموکرات‌مآبانه، اما به شیوه‌‌ای سخت قیم‌مآبانه، گفته است که هر کس «سرسپرده‌»ی ما نیست، بفرماید برود بیرون (به زبان عامیانه یعنی «هرررری»!). این جملات و تعابیر چیزی را به یاد شما نمی‌آورد؟ یاد محمدرضا پهلوی نمی‌افتید که گفته بود هر کسی نمی‌خواهد پاسپورت بگیرد و برود؟ حبذا چنین رسانه‌ی آزادی که قرار بود کثرت‌گرا باشد و اهل مدارا. نویسنده آشکارا متمایل به زبان ارعاب و تهدید می‌شود. حتی آوردن تعبیر «آزاد هستند که چنین و چنان بکنند» پوششی بر این رسوایی نیست.

به نقل از: ملکوت

مطالب دیگر

برگی از یادداشتهای قدیم

دارم یادداشتهای سی سال پیش و پیشتر را از سواد به بیاض می آورم یا از دستنویس به نسخه تایپی بر می گردانم. داستانش مفصل

ماه کاشغر

شب رفتم گردشی کوتاه در بازارچه نزدیک هتل. با خود قرار داشتم که شب بازار را هم ببینم. ساعت ۱۰ شب غروب می شود. پس