لاله سیاه

در ماورای عشق
تنفس می کنم
در فضایی که اشیا رنگهای عجیب می گیرند
و غزل به کتیبه ای سنگی
در زبانی خاموش
تبدیل می شود
زیر خاک
ماهی های طلایی کوچک
به ریشه های بوته نزدیک
خیره مانده اند
در اینجا نه تاریکی اندوه است و نه عصرهای بیتابی
و روشنایی صبحی تازه دمیده
بی هیچ شتاب
آرام
آرام
دامن می گیرد
از دور دستها هنوز
زنی با صدایی محزون می گوید
“باید باید باید دوست بدارم”
و از صداش
لاله ای سیاه
جایی خارج از چهار فصل
روییده است.
از : هزاره سوم

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی

کلمات

ترانه علیدوستی در زمانه حضیض کلمات دوباره ما را به دوران عزت کلمه برمی‌گرداند. عزت گمشده در میانه دعواهای سیاسی نماینده‌های مجلس با دولت و

سمرقند و فرزانه خجند

شماره جدید مجله سمرقند که جشن نامه ای برای فرزانه خجندی است در نوع خود کار یکه و یگانه ای است. علی دهباشی جشن نامه