1 آمريکا کشور مهندسان و معماران است. تمدن آمريکايی بيش از فيلسوفان متاثر از بلندپروازی های معماران شهری است. تمدن آمريکايی يعنی معماری. يعنی مهندسی.
2 آمريکا هيچ نيازی به فيلسوف ندارد! رورتی کاملا درست می گويد. آمريکا اما فلسفه راديکالی دارد. راديکاليسم آمريکايی در ساختمانهای عظيم جلوه گر می شود. اين فلسفه ای بسيار ماترياليستی است. اگر بتوان گفت راديکاليسم – ماترياليسم است!
3 اما آمريکا جامعه ای مذهبی است. من ترجيح می دهم مذهب را نه در عقايد که در اموری که در آن تبلور يافته بشناسم. اگر اين را ملاک بگيريم دين آمريکايی پرستش عظمت است. عظمتی سرگيجه آور. عظمتی که در معماری های شگفت، طول پلها، بلندی سقفها و کم ستون بودن آنها، آسمان-خراشها، بزرگی آدمها و سايزهاشان، بزرگی طرحهای ستاره ای و فضايی و سينمايی جلوه گر است. مذهب آمريکايی چشم را پر می کند.
4 معماری آمريکايی زيباست. اما زيبايی اش کيوبيکال است. در همسايگی گراند زيرو Ground Zero در نيويورک ساختمانی هست شبيه کارهای کليسايی قرن هيجدهم و نوزدهم. اما با کلی مکعب مستطيل های عظيم احاطه شده است. فرکانس مکعب مستطيل زياد است. اين زيبايی کيوييکال را بايد کوبيسم آمريکايی ناميد. زيباشناسی زمختی دارد که خاص عصر جديد آهن، يا دقيقتر: تيرآهن، است. آهن گچ و آجر و سنگ نيست که انحنا در آن زيبايی بيافريند.
5 کوبيسم آمريکايی نشانه زيباشناسی آمريکايی و بنابرين روحيه آمريکايی است. مذهب مختار آمريکائيان است. متافيزيک آمريکايی فيزيک است.
——–
* قول نمی دهم که اين گزاره ها بی تغيير بمانند.
——–
نيز:
تخيل و فرهنگ آمريکايی
