بادبان های سفید

رودخانه چارلز که کمبریج و بوستون را جدا می کند آرام و زیبا و سرسبز است. چشم انداز قایق های کوچک با بادبانی یک یا دوتکه روی رودخانه سخت دلفریب است و آرام بخش. مثل تابلو نقاشی است. قایق راندن تفریح عمومی است و البته ورزشی مفرح. من از دیدن این مردم لذت می برم. هر بار که با اتوموبیل از کرانه می گذرم دلم می خواهد پیاده شوم و در کنار رودخانه که چمنزار وسیعی است قدم بزنم. اما تنهایم. این شوق دیدار آب و آرامش با تنهایی خراب می شود. بهتر است راهم را ادامه دهم.

مطالب دیگر

تنهایی سوگواری می کنم

مادر که رفت خاله جان امید من بود. گفته بودم با خودم و به خودش هم که اگر ایران برگردم می آیم گرگان تا نزدیک

برگی از یادداشتهای قدیم

دارم یادداشتهای سی سال پیش و پیشتر را از سواد به بیاض می آورم یا از دستنویس به نسخه تایپی بر می گردانم. داستانش مفصل