توليدش اخلاقی است، انتشارش غيراخلاقی و جرم بزرگ

سايت بازتاب در دو مطلب جداگانه به ماجرای انتشار فيلم ويديويی از اتاق خواب بانويی پرداخته است که می گويند شباهتی به يک هنرپيشه سرشناس دارد. مطلب کوتاهش را اينجا نقل می کنم:

معاون دادستان تهران گفت: افرادي كه اقدام به منتشر كردن تصاوير خصوصي مردم نمايند مطابق قانون مجازات به يك سال حبس محكوم خواهند شد.

محمود سالاركيا در گفت‌وگو با فارس افزود: خانواده‌ها بايد در حفاظت از فيلم‌هاي خانوادگي خود مراقبتهاي لازم را انجام دهند و چنانچه فيلم‌هايي در موبايل يا در سيستم‌هاي رايانه‌اي خود دارند در صورتي كه اين وسايل را به تعميرگاه‌ها مي‌سپارند حتما فيلم‌هاي خانوادگي خود را پاك كنند.

وي با بيان اين‌كه بعضي ازاين مراكز كه عمدتا غيرمجاز هستند اقدام به انتشار تصاوير فيلم‌هاي خانوادگي مردم مي‌كنند، گفت: بعضي از واحدهاي صنفي مانند فيلم‌بردارهاي مراسم عروسي و يا كساني كه به عنوان امين وارد مجلس مي‌شوند و يا افراد ديگر چنانچه اقدام به انتشار تصاوير فيلم‌هاي خانوادگي مردم كنند مطابق فصل 20 قانون مجازات اسلامي به 3 ماه تا 1 سال حبس و به 5/1 تا 6 ميليون ريال جريمه نقدي محكوم مي شوند.

وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا اين ميزان حبس براي افرادي كه با آبروي مردم بازي مي‌كنند كم نيست، گفت: دادن حبس‌هاي سنگين و ميزان بازدارندگي آن جزو مسائل حقوقي است ولي قانون فعلي اين ميزان مجازات را پيش بيني كرده است.

معاون دادستان تهران از مردم خواست تا با اجراي اصل پيشگيري از چنين اتفاقاتي در جامعه جلوگيري كنند و همواره قبل از سپردن گوشي‌هاي تلفن همراه و يا رايانه‌هاي خود به مراكز تعميرگاهي حتما از نبودن هيچگونه سند و يا فيلم خصوصي در اين وسايل مطمئن شوند.

پايان نقل از بازتاب. مطلب دوم را هم اينجا ببينيد
——————-
*ما چه بايد بکنيم؟ مساله ما چيست؟ به نظرم دو مساله را بايد به بحث گذاشت: اولا نمی توان اينترنت داشت و قانون نداشت. مثل اين که نمی توان خيابان و ماشين و رانندگی داشت و گذاشت هر کس هر جور می خواهد براند. بهتر است به جای ناديده گرفتن اينترنت – و يا توجه به آن تنها از زاويه امنيتی و سياسی- قوانين رسانه ای آن را به طور همه جانبه به رسميت بشناسيم و اجرا کنيم.

در عين حال اينکه برای هر جرمی هم به فکر اعدام باشيم احمقانه است. روشهای مجازاتی ما واقعا دمده شده و يا اسير دگماهای آناکرونيک است.

دوم هم بحث اخلاقی ماجراست. نخست اينکه توليد چنين فيلم هايی حتما اخلاقی است (مثل عکس گرفتن است- مخالف ايد؟ بحث می کنيم!) اما انتشار آن بدون ترديد غيراخلاقی و مصداق جرم است: تجاوز به حريم خصوصی. تماشای آن هم عملی غيراخلاقی است بخصوص اگر جزئيات فيلم نقل مجالس ما شود! بامزه اين است که بسياری هم که فيلم را نديده اند از حدس و گمان در باره آن و تاييد حدس های ديگران هم خودداری نمی کنند!

 آخر هم اينکه وسوسه تماشای چنين فيلمهايی نشانه مهمی از آسيب شناسی جامعه ايرانی است برای دوستان پاتولوژيست اجتماعی.به قول يک کامنت نويس مطلب دوم: ملت ادعای تدين دارند و باز می گويند فيلم را ديده اند! غيرمتدينان که البته جای خود دارند. – سيبستان

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی

کلمات

ترانه علیدوستی در زمانه حضیض کلمات دوباره ما را به دوران عزت کلمه برمی‌گرداند. عزت گمشده در میانه دعواهای سیاسی نماینده‌های مجلس با دولت و