گزارش روزآنلاین در باره به بازار آمدن تقويم جنسی يکی از نمونه های روشن از-آنور-بام-افتادگی است! من بشدت با آموزش جنسی موافقم و اصل ورود به اين موضوع را بسيار مهم می بينم. گزارشگر روز طوری حرف می زند که انگار گناه کبيره صادر شده و کتابی چاپ شده که علی القاعده بايد سانسور می شده و چاپ نمی شده. اين حرف از بن نادرست است. بخصوص اينکه به نوعی دفاع از سانسور است.
گزارشگر که ما صلاحيت های دينی او را نمی شناسيم می گويد حليه المتقين که توصيه های اين تقويم از آن گرفته شده است “مجموعه اي از روايات درباره مسائل مختلف مذهبي است که بخشي آن به مسائل جنسي اختصاص دارد و بسياري از کارشناسان ديني، بخش بزرگي از مندرجات آن را نامعتبر مي دانند”.
من از اين روشنفکر بازی سر در نمی آورم. اين حليه المتقين به دست يک عالم اسلامی در مسائل جنسی نوشته شده است. حتی اگر تمام رواياتش هم بی پايه باشد مهم اين است که آن عالم و بسياری ديگر آنها را باور داشته و دارند. بخواهيم يا نخواهيم بسياری هم همين توصيه ها را دستور عمل جنسی خود قرار داده اند و می دهند. ستيز با عرف های اجتماعی معيار روشن می خواهد و قرار نيست هر چه به نام دين مردم باور دارند يکسره مردود باشد.
“نهي انجام عمل جنسي در روزهاي قمر در عقرب” که در تقويم آمده اگر در فلان کتاب اخترشناسی فرنگی آمده باشد لابد ممدوح است و چون حليه المتقين گفته است مزخرف است. اين از عرفهای عام است که بسياری از مردم جهان در مسائل جنسی خود مثل ديگر مسائل زندگی شان به روزهای ماه و وضع ستارگان توجه دارند. من واقعا درک نمی کنم که در جامعه ای که مثل خيلی از جوامع ديگر ساعت سعد و نحس امری پذيرفته است چرا بايد اين حرف چون از زبان ارشاد قم در می آيد نادرست باشد.
گزارشگر با لحن طعنه آميز می نويسد توصيه روايت اين است که “زن باكره اي را بخواهيد كه فرزندان بسيار بياورد و سرينيش بزرگ باشد.” لابد نويسنده گزارش تا به حال پيکره های ناهيد و ديگر خدايان باستان را نديده است که بخش بزرگی از آنها همين توصيه را تصوير می کنند. فرزند بسيار داشتن هم فقط در اسلام يا در نوشته مجلسی يا ارشاد قم توصيه نشده در تمام دوره شوروی ممدوح بوده است در آلمان امروز هم هست در آمريکای مسيحی هم هست در ميان يهوديان هم کاملا ممدوح است در اوستا هم آمده است.
گزارش روز می نويسد: بخش دوم به بحث درباره آميزش جنسي اختصاص دارد، و با نقل رواياتي آمده: “هنگام آميزش با همسر فوري بر روي او قرار نگيريد و عمل دخول را انجام ندهيد” بلکه “پيش از آن با لمس زن، با او بازي و خوش طبعي كنيد زيرا اين عمل آميزش را براي شما پاكيزه تر و گواراتر مي كند.” بسيار خوب کجای اين حرف نادرست است؟ کجای اين نوع توصيه ها بايد سانسور شود يا قبيح است؟ اين يکی از انسانی ترين توصيه ها به جامعه مردسالاری است که هيچ توجهی به ارضای جنسی زن ندارد. به نظر گزارشگر اين توصيه خطاست؟
در ادامه گزارش، معرفی بخش سوم تقويم زناشويي آمده که “به تغذيه جنسي پرداخته و به معرفي مواد غذايي كه شهوت را زياد مي كند پرداخته است”. اين بخش هم از مواد رايج در هر عطاری است. آقای گزارشگر بهتر است سری به عطاری های تهران بزند تا ببيند چه درصد بالايی از مردها به دليل مشکل کم توانی يا ناتوانی جنسی به دنبال راه حل های گياهی می گردند.
چنين توصيه هايی حتی اگر کاملا هم از نظر پزشکی تاييد نشده باشد بخشی از عرف دارويی و طبابت خانگی جامعه ماست و کمترين اثرش بالا بردن توان روانی بيمار است. در غرب دهها کتاب در خوراک شناسی جنسی هست. در عطاری های چينی هم که در سراسر اروپا و آمريکا پراکنده است و نوع شيک همان عطاری های خودمان است بخش مهمی از مواد گياهی برای چنين مراجعانی اختصاص دارد.
طبيعی است که من از هر آنچه در اين کتاب و تقويم آمده دفاع نمی کنم – و هر انتقادی از آن می تواند بدون درخواست سانسور آن مطرح شود- و ورود در محتوا کار من نيست اما بحث من در روش است. چرا در حالی که آموزش جنسی که در جهان امروز بسيار جدی گرفته می شود وقتی با زمينه های قابل قبول خود در جامعه ما نمونه پيدا می کند رگ غيرت روشنفکرانه مان می جنبد؟ از سی سال پيش که کتابهای دکتر رضا پاک نژاد تنها مرجع جنسی برای جوانان مذهبی بود تا امروز که اين تقويم ها در می آيد پيشرفت محسوسی در اين بحث ديده نمی شود چون واقعيت اين است که هيچ کار روشنفکرانه ای در اين زمينه هنوز انجام نشده است. پس دست کم اجازه دهيم غيرروشنفکران به منابع سنتی خود دسترسی آزادانه و بدون احساس شرم داشته باشند شايد راه برای بحث های امروزی تر هم باز شد (مثل آن نمونه بی نظير گفتگوی کاپوچينو با آن سکسولوژيست ايرانی). در غرب سالهاست که راهنماهای آموزش جنسی با تصوير و بيان جزئی ترين مسائل روانشناختی و غذايی و آرايش بستر و اتاق خواب رايج است. از کوزه ما هم همين بيرون می آيد که آمده است. اگر فاصله ای هست که هست به معنای اين نيست که بايد کوزه را شکست. بسم الله راه بيفتيد خوبش را بنويسيد.
چسباندن اين تقويم به ريش آقای مصباح و اصولا سياسی کردن بحث هم واقعا خنده دار است. منطق نهايی گزارشگر محترم گويا اين است که حالا که جلوی بسياری از کارها و آثار ما گرفته می شود چرا جلوی اين يکی گرفته نمی شود. اما بهتر است به اين فکر کنيم که چرا حتی گفتگوی بی پرده از سکس در قالب عرفهای پذيرفته جامعه به مانعی بر نمی خورد. همه چيز را سياسی نکنيم.
