شطح عشق و
طره روياهای گسيخته
تب خاک دوست داشتنی نيست
ستاره ها را از آسمانم جاروب می کنم
الماس شکسته تن شان
دستانم را می برد.
عين خوش، 1367
ماه کاشغر
شب رفتم گردشی کوتاه در بازارچه نزدیک هتل. با خود قرار داشتم که شب بازار را هم ببینم. ساعت 10 شب غروب می شود. پس
