قلمدون

حرفهای خواندنی نيک آهنگ کوثر که خواندنی تر از حرفهای ابراهيم نبوی است (و در جواب و ايضاح حرفهای او):
“جالب اینجا بود که مصاحبه‌ای که محمود فرجامی از ايلنا با من کرده بود، و در آن به به خاطر عصبانیتم بابت بازداشت سینا، به بعضی از اصلاح‌طلبان حکومتی که عامل ناکامی اصلاحات و روزنامه‌نگاری می‌دانستم، بد و بیراه گفته بودم، باعث نجاتم شده بود، و مقام مورد نظر گفت که باید به دفتر روزنامه … بروم و بطور مرتب از این کارها بکنم.
نرفتم، و اینجا در کانادا مشتری دائم پزشکانم. مشتری روانکاو، افسرده و در به در… “

کار ابطحی شجاعانه بود: دفاع الپر از ابطحی که به نظر من هم درست است با توضيحات مفصل
 (راستش من فکر می کنم ابراهيم نبوی کمی تا قسمتی خورده حسابهايش را دارد تصفيه می کند. کلا به صداقتش در برخوردهای سياسی و اجتماعی زياد باور ندارم – اميدوارم از من يکبار-ديده و چند-بار-گفتگو-کرده نرنجد ولی در اين عرصه هر کس حدی دارد. چه ابطحی باشد چه نبوی.):
“وضعيت و خيلي چيزها حتي با زندان زمان ابراهيم نبوي و نيگ‌آهنگ فرق كرده. اگر آن موقع مي‌خواستند قبول كني خطا كرده‌اي و تند رفته‌اي، امروز مي‌خواهد خود و ديگران را به لجن بكشي.”

پای تو هم گير است/ توی اين نامردی: توضيح جمشيد برزگر در باره اشاره نبوی به مقاله او در باره وبلاگ نويسان زندان رفته.


 گزارش چند روز ديدار و گفتگو با ابراهيم گلستان: نوشته سيروس علی نژاد در بی بی سی فارسی. برای من باعث تعجب بود که گلستان حرف تازه زيادی ندارد بزند. حرفهايی که اينجا زده گويا به بيشتر مهمانانش می زند.

يادداشت افتتاحيه خوابگرد: خوابگرد بدرستی بايد به اينهمه توجه به خود جوابی می داد. به نظرم
تحليل اقتدار رسانه و مسئوليتی که به دوش نويسنده /پديدآورنده می گذارد دقيق ترين جواب ممکن بود. اشاره ای هم که به سيبستان آورده کمی تا قسمتی غير منتظره بود. اما وقتی در کنار مجموعه اشاره های او به کتابچه و حلقه ملکوت می گذاری می بينی که معنادار است. فرصتی دست داد شايد چيزکی در باب حلقه ها/سپهرهای اقتدار رسانه ای در وبلاگستان نوشتم.

سوزان سونتاگ: چند شب است که می خواسته ام چند لينک در باره سوزان سونتاگ بگذارم. فعلا اين يکی را نگاه کنيد تا بعد.
نظرخواهی بی بی سی انگليسی است از خوانندگانش. با نظرهايی خوب و خواندنی. مشتی نمونه خروار از احساس عمومی در اينجا در باره او.

آوار آب:
رضا علامه زاده از دانشجوی آچه ای خود ياد می کند. محفوظ. اگر هم محفوظ مانده باشد هزاران هزار ديگر محفوظ نمانده اند. راست می گويد: آدمی موجود غريبی است:
“بله محفوظ. حالا او کجاست؟ آیا جائی در میان گل و لای مانده از آوارِ آب برای همیشه خفته است؟ آیا به دنبال عزیزانش از این نعش به نعش دیگر سر می زند؟ یا هنوز دوربیش را به دست دارد و آنچنان که از او و دیگر دانشجویانم همواره توقع داشته ام دارد لحظات دردناک این بزرگترین فاجعه تاریخ بشری را برای آیندگان ثبت می کند؟”

وبلاگ ها بهترين گزارشگر واقعيت های هولناک زلزله در اقيانوس هند: مطلبی به انگليسی در
بی بی سی با لينک به اين وبلاگ وبلاگ ها: زلزله  و سونامی در جنوب آسيا

تصويرهايی کمياب در باب اروتيسم در ايران: بر اساس مطالعه ای منتشر شده در 1967 که 41 تصويرش بازچاپ اينترنتی می شوند. تصاوير از هر دستی هست از قديم تا عهد قاجار. از سنگ نگاره و نگاره های فلزی تا مينياتور و کاشی. اما در مجموع اطلاعات باستانی اش کمتر و اطلاعات قرن نوزدهمی اش بيشتر است. در تصاوير جديد رد پای تصويرهای پورنوگرافيک اروپايی کاملا ديده می شود. با احتياط ببينيد. هنوز خيلی چيزها از اروتيسم ايرانی هست که اينجا نيست. ( مشخصات کتاب در: آمازون. تعداد عکس ها در اصل 150 تاست)

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی

کلمات

ترانه علیدوستی در زمانه حضیض کلمات دوباره ما را به دوران عزت کلمه برمی‌گرداند. عزت گمشده در میانه دعواهای سیاسی نماینده‌های مجلس با دولت و