رابطه ما مدافعان حقوق بشر با حکومت و حاکميّت سياسی نه مبتنی بر قهر و دشمنی است ونه حتّی تقابل با حکومت زيرا که ما به قدرت سياسی چشم ندوخته ايم و در رقابت سياسی شرکت نداريم. رابطه ما با حکومت برمبنای تناظر است و اگر حکومت با ما حاضر به گفتگو نباشد، اين ديگر مشکل اوست. امّا تناظر و گفتگو هرگز به معنای اين نيست که تلاش و مبارزه ما با نقض حقوق بشر در ايران فروکش کند.
مبارزه ما در راستای استقرارنظامی برخاسته از رأی آزادانه اکثريت مردم ايران است که در آن حقوق بشر و آزادی های اساسی تامين شوند وملّت ايران مجموعه ای بشود از شهروندان دارای حقوق برابر فارغ از وابستگی های مذهبی، قومی، جنسی، طبقاتی، اجتماعی و سياسی آنان. اين مبارزه از مسيری پيچيده، پر نشيب و فراز، طولانی و پر مخاطره گذر کرده و خواهد کرد. ولی ما نه از خشم وغيظ حکومت و عوامل آشکار و پنهان آن جا زده ايم و نه به خاطر خوش آيند حکومت به مماشات و عافيت طلبی روی آورده ايم و هرگز روی نخواهيم آورد.
از رقبا و مخالفان حکومت هم هر چند توقع ترشرويی و درشت گويی نداريم، ولی حاضر نيستيم که تاييد و تشويق آنانرا به هر بهايی به دست آوريم. انتظار ما مدافعان حقوق بشر از حکومت اين است که حّد خود و ما را بشناسد و اگر با ما از در تناظر و گفتگو در راستای بهبود وضعيت ساختاری و عملی حقوق بشر در ايران درمی آيد، متوقع نباشد که بر موارد نقض حقوق بشر چشم ببنديم. توقع ما از رقبا و مخالفان حکومت هم اين است که جايگاه و موقعيت سازمان های حقوق بشر را تشخيص دهند و از ما نخواهند که مواضعی همچون سازمان های سياسی اتخّاذ کنيم و به دنبال براندازی باشيم و يا موافق يا مخالف اصلاح طلبان و جز آن. تنها در چنين زمينه ای است که سازمان های مدافع حقوق بشر، همچون ديگر نهادهای جامعه مدنی، جايگاه حقيقی خود را در جامعه کنونی و آينده ايران خواهند يافت و قادر خواهند بود که نقش خود را به عنوان ميانجی بين شهروند و حکومت ايفاء کنند.
از: يادداشت عبـدالکـريم لاهيجی با عنوان هلسينکی و ما
