و مردمان چه پرهيزکارانند

هوش چيست؟ من هميشه از خود پرسيده ام چيست که آدمها را به ورطه خطا می افکند و از تشخيص درست از نادرست باز می دارد آيا هوش است؟ چرا يکی کند است و ديگری تند؟ و آيا می توان کندرو ها را به تندتر رفتن ترغيب کرد و در واقع به آنها چگونه تند رفتن را آموخت؟ آيا هوش قدرت يادگيری است؟ و آيا هر چيزی را به هرکسی می توان ياد داد؟ هستند آدمهايی که بعضی چيزها را ياد نمی گيرند و هستند البته کسانی و گروههايی که گويی هيچ چيز ياد نمی گيرند.
قدرت تشخيص مهم است. همين هوش است؟ اما دايره تشخيص در زندگی در خانه و کار و روابط انسانی و فرهنگی آنقدر وسيع است که هر کسی می تواند در بخشی صاحب تشخيص باشد و در بخشی نباشد. پس هوش و بی هوشی به هم آميخته است؟
در زندگی اصلهای مهمی وجود دارد مثل پيمان مثل اعتماد مثل رابطه متقابل و همسطح مثل موقع شناسی و مثل خيلی چيزهای ديگر. هوش برخوداری از قدرت تنظيم همه اين اصل هاست؟ چه بسيار کسان را می بينيم و می شناسيم که پيمان می شکنند يا نمی دانند به که اعتماد کنند يا بی جا اعتماد می کنند، و يا در يک رابطه به خدايگان يا بنده تبديل می شوند، و يا با موقع نشناسی بخت های بزرگ را از دست می دهند: يا خيلی زودتر از آنچه بايد دهان باز می کنند قضاوت می کنند دست به کار می شوند بی خودی احساس خطر می کنند يا بسيار ديرتر از آنچه بايد دست به اقدام می زنند خطر را نمی بينند. اينها بی هوشانند؟
قصد استقصا ندارم. روز سختی را گذرانده ام. پرسشی خواب را از من رماند. گاهی به کسی اميد می بنديم و بی هوده بوده است و گاه از کسی اميد می بريم و بی هوده .هوش کدام سو ست؟
سيلويا پلاث رنج بسيار کشيده بود. يکبار گفته بود اگر من نتوانم از اينهمه فراز و نشيب و رنج و بی تابی و سختی و اندوه گران و چه و چه حاصلی برای خود و زندگی ام به دست کنم از هيچ چيز ديگر هم نخواهم توانست. گويا او نتوانست و شايد هم توانست و حاصلش همان بود که ديديم. ولی سخنش هوشمندانه است.
اما برای من و از منظر امروز من هوش قدرت اعتماد کردن است. تشخيص آن که به که و کی و چگونه اعتماد کنيم. گاه حتی اينکه به خود اعتماد کنيم در حل مساله ای يا نه. اگر کسی نداند به چه کسی بايد اعتماد کرد يا نکرد و يا در تشخيص به خطا رفت هر چه باشد باهوش نخواهد بود. عشق گناهی است/ اعتماد گناهی است/ ومردمان چه پرهيزکارانند…شايد هوش هميشه در تناظر با اصل های اصيل زندگی تعريف می شود.

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی