شطح عشق و
طره رویاهای گسیخته
تب خاک دوست داشتنی نیست
ستاره ها را از آسمانم جاروب می کنم
الماس شکسته تن شان
دستانم را می برد.
عین خوش، ۱۳۶۷

تاجیکستان پاره ناشناخته تن ایران
نمایش که تمام شد از من پرسیدند که چرا تاجیکستان. چیزهایی گفتم که درست یادم نیست. باید چیزی از عشق گفته باشم و پیوند دیرین