شطح عشق و
طره رویاهای گسیخته
تب خاک دوست داشتنی نیست
ستاره ها را از آسمانم جاروب می کنم
الماس شکسته تن شان
دستانم را می برد.
عین خوش، ۱۳۶۷
برگی از یادداشتهای قدیم
دارم یادداشتهای سی سال پیش و پیشتر را از سواد به بیاض می آورم یا از دستنویس به نسخه تایپی بر می گردانم. داستانش مفصل