غرقه

گاه
در التهاب لحظه های آبی
شيشه دل
آنچنان نازک می شود
که می ترسم
تصوير عشق از پشت آن
بر چشمان نامحرمان
آشکار شود.

گويی هياهوی سينه ام
چون بانگی بلند
به گوش همگان
می رسد.

“آيا شنيديد؟”
“آيا به چشم چيزی ديديد؟”

نه! به غوغای خويش اندرند.
هراس را فرو می نهم
دوباره
در انگاره های آبی غرق می شوم.

از: ف ص ل حضور

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی

کلمات

ترانه علیدوستی در زمانه حضیض کلمات دوباره ما را به دوران عزت کلمه برمی‌گرداند. عزت گمشده در میانه دعواهای سیاسی نماینده‌های مجلس با دولت و