در سکوت

خضر دليل نمی آورد. سخن نمی گفت. اعتراض ها را نشنيده می گرفت. کار خود می کرد. او چيزی می دانست و چيزهايی که موسی نمی دانست. آن که می داند هميشه بی دليل آوردن کار می کند. او نياز ندارد ديگران را که نمی دانند مجاب کند.

خداوند عالم را چنين اداره می کند.

دانايان ساکت اند. عجيب است ولی حقيقت است که دانايان با آنکه سينه پرسخن و سر پر انديشه دارند پرگويی نمی کنند و کمتر از آنچه می دانند سخن می گويند زيرا گفتگو با ديگران هميشه گرفتار سوء تفاهم است اگر در پايه دانش و تجربه تو نباشند تو چيزی می گويی آنها چيز ديگری می فهمند. نادانسته های مردمان حدود فهم دانسته های ايشان را تنگ می کند.

خداوند که دانای کل است هميشه ساکت است. با کسی که حرف نمی زند چگونه ارتباط برقرار می کنيم؟

دشوارترين کارها گوش کردن به صدای خداوند است.

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی

کلمات

ترانه علیدوستی در زمانه حضیض کلمات دوباره ما را به دوران عزت کلمه برمی‌گرداند. عزت گمشده در میانه دعواهای سیاسی نماینده‌های مجلس با دولت و